شعرهای کودکانه

در این بخش شعرهای کودکانه از بهترین شاعران کودک ایران آورده شده است.  محمود کیانوش، پروین دولت آبادی، عباس یمینی شریف، جعفر ابراهیمی، اسدالله شعبانی، شکوه قاسم نیا، ناصر کشاورز، افسانه شعبان نژاد، مهدی مرادی و... . شعر زبان شادی‌ها، غم‌ها، آرزوها، آمال و نفرت‌هاست. شعر وسیله‌ی تفریح و سرگرمی و به شادی گذراندن اوقات فراغت است. زبان همدردی، هم زبانی و هم آهنگی است. همه‌ی کودکان به طور فطری شعر را دوست دارند و از آن لذت می‌برند. 

موسیقی بهار
ترانه‌ی موسیقی بهار، شعری است بازیافته از موسیقی طبیعت و شیفتگی شاعرانه‌ی آدمی در برابر آن. کنار خانه‌ی مادری‌ام باغی بزرگ بود، با دو سرو بلند در میانه‌اش که سر به آسمان کشیده بودند. یکی‌شان کوتاه تر از دیگری. در انگاره‌های کودکانه‌ام یکی شان زن بود، دیگری مرد. رازآلود و عاشق و هم شانه. همیشه سبز...
رنگ ِبهار زرد شد از ترس
آن خانه باغ سبز فرو ریخت خاموش شد ترانه‌ی روشن ای آب ها! چگونه گذشتید؟ ازکوچه‌های ِکودکی من ای آب ها که زمزمه بودید در گوش ِگلّه؛ خرم و جاری لالایی زلال علف‌ها    در دشت های پاک بهاری ای رودخانه از سر ِبازار هرگز لباس عید خریدی؟ آیا به نام  بازی و شادی بر ترک یک دوچرخه پریدی؟ سیل آمد و شکوفه تلف شد...
شعر هوای نو بهاری از اسدالله شعبانی
هوای نو بهاری نم نم بارون چهچه ی قناری بر لب ِایون سبزه‌ی ریشه ریشه میون ِبشقاب تُنگ ِبلور و ماهی  آینه و آب شاخه‌ی پشت ِشیشه پر از جوونه خنده و دیده بوسی خونه به خونه عید شما مبارک عید شما هم همیشه شاد باشیم همیشه با هم
هفت تا سین
سفره‌ی هفت سین ما پر شده از هفت تا سین تو هم بیا مثل من کنار هفت سین بشین سنجد و سیر و سرکه با سمنو قشنگه سکه و سبزه و سیب ببین چه رنگارنگه یه تخم مرغ رنگی  کنار تنگ کوچک ماهی پولکی پوش  عید شما مبارک
شعر عمو نوروز از اسدالله شعبانی
باز عمو نوروز اومده با حاجی فیروز اومده هدیه داره خیلی قشنگ خوردنی‌های رنگارنگ   سفره هفت سین داره او نقل و نبات، چلو و پلو   عیدی میده به بچه‌ها خنده می‌کاره رو لبا   تو این خونه، تو اون خونه هرکی ببینی، خندونه   انگاری که عروسیه موقع دیده بوسیه
شعر درخت زمستان از افسانه شعبان‌نژاد
درخت زمستان چه آرام خواب است و در زیر برفی که تا زیر زانو رسیده در اندیشه آفتاب است درخت زمستان پر از خواب و رؤیاست خیالش پر از کودکانی است که با خنده آنجا بیایند درخت زمستان پر از خاطرات گذشته خیالش پر از قیل و قال و هیاهو و رؤیای برگ است و برگ است در خاطر او افسانه شعبان‌نژاد
شعر آدم برفی
برف دیشب یک‌ریز تا سحر باریده بر سر هر کوچه هر گذر باریده شهر، امروز به سر کرده یک چادر ناز مثل مادر که به سر می‌کند وقت نماز پدرم از سر صبح برف پارو کرده پشت بام ما را خوب جارو کرده برف موهایش را زود می‌تکانم مثل آدم برفی شده باباجانم! مریم اسلامی
شعر کودکانه آقای راننده از اصغر واقدی
شعر کودکانه آقای راننده از مجموعه شعرهای آشنایی با مشاغل یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود توی یک شهر بزرگ یک آقا راننده بود در خیابان‌های شهر مینی‌بوس رانی می‌کرد ماشین قشنگی داشت آبی و قرمز و زرد بچه‌ها منتظرند آقا راننده بیاد حالا وقت رفتنه همه خوشحالند و شاد بچه‌ها داد می‌زنند آقا راننده اومد با...
ترانه‌ی عروسک قشنگ من قرمز پوشیده
عروسک قشنگ من قرمز پوشیده تو رخت‌خواب مخمل آبی خوابیده یه روز مامان رفته بازار اونُ خریده قشنگ‌تر از عروسکم هیچ‌کس ندیده عروسک من چشماتُ وا کن وقتی که شب شد اون وقت لالا کن بیا بریم توی حیاط با من بازی کن توپ بازی و شن بازی و طناب بازی کن. دریافت فایل صوتی ترانه عروسک قشنگ من ترانه‌ی توپ سفیدم
شعر تولد جوجه از اسدالله شعبانی
ترک ترک ترک خورد یه تخم مرغ کوچک یهو به دنیا اومد یه جوجه‌‌ ی وروجک تا مرغه و خروسه تبریکی گفتند به او جوجه از آن‌ها پرسید: «کیک تولدم کو»   اسدالله شعبانی از کتاب هرکی یه رنگی داره
شعر خروسه کجاست؟
خروسه کجاست؟ رو پرچین چی داره؟ تاج چین چین بالش رو هی تکون می‌ده به این و اون نشون می‌ده می‌گه که خوش به حال من رنگین کمونه بال من هم قوی، هم قشنگم هیچ کس نیاد به جنگم بعد چی می‌شه ؟ می‌خونه تا خسته می‌شه وقتی می‌آد به لونه نمونده آب و دونه   سروده‌ی افسانه شعبان‌نژاد   شعر پاییز سروده‌ی افسانه...
ترانه‌ی توپ سفیدم
توپ سفیدم قشنگی و نازی حالا من می‌خوام برم به بازی بازی چه خوبه با بچه‌های خوب بازی می‌کنیم با یه دونه توپ   چون پرت می‌کنم توپ سفیدم را از جا می‌پره می‌ره تو هوا   قل قل می‌خوره تو زمین ورزش یک و دو و سه و چهار و پنچ و شش با صدای هنگامه یاشار دریافت فایل صوتی ترانه توپ سفیدم  
شعر پاییز
پاییز که از راه رسید رفت توی باغ و گل چید پرستوها تا دیدنش پریدند ابرا یواش روی زمین چکیدند پاییز دوید و رفت کنار گل‌ها آهسته گفت: «لالایی لایی لالا» گل‌ها همه خوابیدند خواب بهارو دیدند سروده‌ی افسانه شعبان نژاد از کتاب گرپ گرپ شعر «باد و پیراهن من» سروده‌ی افسانه شعبان نژاد
شعر نهال من
سال گذشته نهالی داشتم بردم آن را تو باغچه کاشتم نهال من شد پر از جوونه رو شاخه هاش ساخت پرنده لونه ریشه ها در خاک شاخه ها در باد قد کشید و شد شادشادشاد تا کم کمک شد درختی زیبا سایه اش رو داد به من و بابا اسدالله شعبانی شعر قایق مورچه از اسدالله شعبانی
قایق مورچه - اسدالله شعبانی
یه برگ درخت افتاده تو جو   سوارش شده مورچه کوچولو مورچه کوچولو دریانورده   قایقش چیه ؟ یه برگ زرده ...   جوی آب براش یه اقیانوسه   ماسه ها نهنگ ماهیا، کوسه   اسدالله شعبانی شعر هدیه قشنگ سروده‌ی اسدالله شعبانی
اسب ابری
    کوه، کوه  به شکل کله قند است قله برفی آن بلند است   دشت، دشت  پر گل و رنگارنگ است خانه‌ی ما در این‌جا قشنگ است ابر، ابر  اسبی سپید و ناز است  یال و دم اسب من دراز است    من‌، من  اسب سپیدی دارم  به روی زین اسبم سوارم    اسب ، اسب  در آسمان می‌پرد  هرجا دلم بخواهد می‌برد    اسدالله شعبانی...
شعر حرف آسياب
در گرد خود گردانم   دارم کاری خوشایند یک کار آبرومند با آب اینجا شوم دوست از دانه می‌کنم پوست از کارم راضی دهقان شاد از من آسیابان بسته بر گردنم زنگ زنگوله‌ای خوشاهنگ تا آن‌که با صدایش از خوبی نوایش خوش باشم و گرم کار مردم رو یار و غمخوار عباس یمینی‌شزیف
شعر باد و پیراهن من
آقای باد که اومد خونه پر از صدا شد از روی بند خونه پیراهنم جدا شد باد و پیراهن من بالای بالا رفتند من توی خونه بودم اون ها از این جا رفتند پیراهن منو، باد با های و هوی و هو برد شاید که دختری داشت آن را برای او برد افسانه شعبان نژاد
شعر گندم‌زار
گندم‌زار تو بسیار زیبایی هر فصلی با رنگی می‌آیی   بی‌رنگی، پُررنگی، کم‌رنگی با هر فصل همراهی، هم‌رنگی گندم‌ زار، گندم‌ زار، گندم‌ زار   رنگ ابر، رنگ برف، رنگ آب رنگ زرد، رنگ شب، رنگ خواب   گاهی خشک، گاهی سبز، گاهی زرد گاهی خیس، گاهی گرم، گاهی سرد   پُررنگی، کم‌رنگی با هر فصل هم‌رنگی   گندم‌ زار،...
شعر کتاب خوب
من یار مهربانم دانا و خوش بیانم گویم سخن فراوان با آن که بی زبانم پندت دهم فراوان من یار پند دانم من دوستی هنرمند با سود و بی زیانم از من مباش غافل من یار مهربانم عباس یمینی شریف