قارقار: قصه های کوچولوی من

روز شد، خورشید سر برآورد و چهار کلاغ بیدار شدند و از لانه بیرون پریدند. پر...پر...پر...
به کجا رفتند؟

به خانه ای سر زدند، به یک جشن عروسی، به خیابانی که دختر کوچولویی با مادرش در کنار آن ایستاده بودند، به بازار، به یک پارک، به یک مزرعه پنبه و ....
 چهار کلاغ قصه در این گشت و گذار چیزهای زیادی دیدند و با غروب خورشید و فرا رسیدن شب در لانه شان به خواب رفتند.

اثر با نثری کمی آهنگین و طنزآمیز کودکان را با مکان ها، پدیده ها و فعالیت های گوناگون آشنا می کند. همه ماجراها در یک روز با طلوع خورشید و برخاستن از خواب آغاز و با غروب خورشید و خواب شبانه پایان می یابد و کودک را هم به خواب دعوت می کند.
 

نویسنده
افسانه شعبان نژاد
تهیه کننده
فاطمه مرتضایی فرد
سال نشر
۱۳۹۱
ناشران
انتخاب ژانر
عنوان عملیات
ژانر
کتاب ادبیات غیرداستانی علمی کودک و نوجوان
کتاب شعر کودک و نوجوان
کتاب مرجع کودک و نوجوان
کتاب ادبیات کهن ایران برای کودک و نوجوان
کتاب لالایی
کتاب نمایشنامه کودک و نوجوان
افسانه
بازنویسی و بازآفرینی
حکایت (فابل)
خاطره (سرگذشت)
خودزندگی نامه (اتوبیوگرافی)
داستان اساطیری
داستان پریان
داستان تاریخی
داستان دلهره آور
داستان طنز
داستان عاشقانه
داستان علمی تخیلی
داستان فانتزی
داستان کارآگاهی
داستان کلاسیک
داستان کمیک و رمان گرافیکی
داستان کوتاه
داستان ماجراجویی
داستان معمایی
داستان واقع گرا
داستان ورزشی
داستان هجو
رئالیسم (واقع‌گرای) جادویی
زندگی‌نامه (بیوگرافی)
ژانر وحشت
سخنرانی
خودیاری
کتاب درسی
گاه‌نامه
متل یا ترانه متل
مقاله
غیرداستان
رمان نوجوان
کتاب ادبیات غیرداستانی فانتزی کودک و نوجوان
قالب
کتاب تصویری کودک
کتاب حسی لمسی
کتاب مقوایی
داستان تصویری
کتاب پارچه‌ای
کتاب چوبی
کتاب پلاستیکی
کتاب تصویری
کتاب کامی شی بای
کتاب پاپ آپ
کتاب اسباب بازی
قطع بزرگ
Submitted by editor3 on