کتاب کودک و نوجوان: آرزوهای گمشده مرد کلاه دودی

آرزوهای گمشده مرد کلاه دودی

 مرد کلاه دودی مرد عجیب و غریبی بود  او سال ها یک خواب سیر و درست و حسابی نکرده بود و حتی نخوابیده بود  او شب و روز کار می کرد، او سال ها بود نه می خندید، نه به سفر می رفت و نه در دریا شنا می کرد.

او حتی ماهی های شکلاتی کارخانه خودش را هم نخورده بود. یک روز مرد کلاه دودی همان طور که روی صندلی دفتر کارش نشسته بود، چشم هایش را بست و سعی کرد خوابش ببرد. توی خواب و بیداری کسی به در می زند. چه کسی پشت در بود؟ بازرس شکلات ماهی بزرگ برای بازدید کارخانه آمده بود. بازرس از وضعیت کارخانه شکایت می کند. مرد کلاه دودی برای جلب رضایت بازرس سوار بر چرخ پایه بلند سیرک بازی اش می شود و همراه او مورچه خوار حواس پرت، گراز کم خواب و همسرش به بازی و مسابقه می پردازند. شب که سر می رسد دیگر همه از نفس افتاده بودند. ماهی شکلاتی هم مأموریتش تمام شده است. چند روز مرد کلاه دودی به کمک شورای شهر برای بچه ها سیرک بزرگی برپا می کند. خود او به همراه مورچه خوار و گراز و همسرش در سیرک بازی می کنند. مرد کلاه دودی درس خوبی به همه ما می دهد. نباید با غرق شدن در کار آرزو ها، شادی ها و لذت های زندگی را فراموش کرد. بازی، شادی، لذت بردن از زیبایی ها، عشق به طبیعت، جزو زندگی است. اثر حتی برای والدین هم مناسب است.  

 

عضویت در کانال تلگرام