گفت‌و‌گو با رخشان بنی اعتماد، نقش کتاب در زندگی کودکان من

گفت‌و‌گو با رخشان بنی اعتماد، نقش کتاب در زندگی کودکان من
مصاحبه کننده: 
گروه گزارش کتابک

نقش کتاب در زندگی کودک یا کودکان من، طرح تازه‌ای از کتابک است که می‌خواهد برود میان قشرهای گوناگون اجتماعی و فرهنگی از هنرمندان تا کارآفرینان، پزشکان، مهندسان، کارشناسان، تکنسین‌ها، کارگران، و زنان خانه‌دار و ... و همه آن‌ها که دیده می‌شوند و دیده نمی‌شوند، اما سرشار از تجربه کتابخوانی برای کودک یا کودکان خود بوده‌اند و هستند. کتابک می‌خواهد این تجربه‌ها را بازتاب دهد، زیرا چگونگی رفتار با کودک برای این که جذب شنیدن ادبیات و خواندن کتاب شود، بخشی از شیوه‌های ترویج کتابخوانی در جهان امروز است.

۱. در روزگار کودکی‌تان نسبت به امروز دسترسی به ادبیات کودکان و کتاب کودک چگونه بود؟

دسترسی محدود نسل ما به کتاب کودک و ارتباط با ادبیات کودکان با امکانات گسترده و در دسترس امروزی فاصله بسیار دارد. اما به همین نسبت میل و اشتیاق ما به خواندن، به عنوان تنها امکان موجود غیر از دنیای درس و مدرسه به مراتب بیشتر از امروز بود. شوق‌انگیزترین جایزه برای ما دریافت یک کتاب بود و ولع خواندن کتاب و مجله کیهان بچه‌ها که بین همکلاسی‌ها دست به دست می‌شد بزرگ‌ترین لذت.

۲. در روزگار کودکی و نوجوانی چگونه به کتاب و ادبیات کودکان و نوجوانان علاقه مند شدید و چه کسی در این علاقه شما نقش داشت؟

بعد از فوت پدر که اهل کتاب و ادبیات بود و در ۹ سالگی‌ام اتفاق افتاد، مادر که زنی ساده و خانه دار بود درس خواندن و درسخوان شدن من و خواهر و برادر کوچک‌ترم تنها نقطه تمرکزش شد. خواندن کتاب غیر درسی و مجله برای مادر معنای دور افتادن از رشد تحصیلی داشت. کتاب خواندن من تا سال‌های پایانی دبیرستان کاری مخفیانه و دوراز چشم او بود. شاید شانس تندخوانی که هنوز هم عادت من است نتیجه خواندن کتاب‌هایی است که هرشب زیر نور کم جان تابیده از چراغ کوچه بر پنجره اتاق تا صبح تمام می‌کردم.

۳. هنگامی که مادر شدید چه کتاب‌هایی برای کودکان خود انتخاب می‌کردید و نظرتان در این دوره نسبت به ادبیات کودکان چگونه بود؟

 دوران کودکی پسرم تندیس ودخترم باران دورانی کاملاً متفاوت با شرایط کودکی من بود. کتاب و کتابخوانی طبیعتاً بخشی جدا ناپذیر از زندگی ما بود. بنا بر علایقشان کتاب انتخاب می‌کردم و مواردی هم خودم قصه‌هایی را می‌نوشتم و برایشان می‌خواندم بی آن که بدانند نوشته خودم است. در آن زمان برای من و همسرم جدا از اهمیتی که نسبت به تأثیر متن کتاب در پرورش ذهن و روان و رفتار بچه‌ها قائل بودیم عادت آن‌ها به کتابخوانی برایمان اهمیت داشت.

۴. آیا کودکان شما کتاب‌خوان شدند؟ و به کتاب علاقه داشتند؟

خوشبختانه هردو به کتاب خواندن علاقه مند شدند، بخصوص باران که هنوز هم به شدت اهل مطالعه است و کتاب خواندن بخش جدایی ناپذیر برنامه زندگی‌اش است.

۵. اکنون چه توصیه‌ای به مادران و بزرگ‌ترها برای ترویج کتاب خوانی در میان نسل کودک و نوجوان دارید؟

در شرایط حاضر و وفور منابع دیداری و تکنولوژی‌های در دسترس کودکان، بوجود آوردن زمینه‌های علاقه به کتاب و کتابخوانی بچه‌ها برای پدران و مادران جوان کاری به مراتب سخت‌تر است. کتاب خواندن باید از سال‌های اولیه تولد چه از طریق کتابخوانی خود والدین و چه کتابخوانی برای کودک تبدیل به آدابی خانوادگی شود. الگو‌پذیری بچه‌ها از پدر و مادری کتابخوان خود نیمی از راه است و بوجود آوردن اشتیاق بچه‌ها مبتنی بر وجود چنین فضایی در خانواده، نیم دیگر راه. از بچه‌هایی که پدر ومادر خودرا در تمام زمان دور‌هم بودن خانواده مقابل تلویزیون و سر در گریبان با موبایل می‌بینند نمی‌توان انتظار کتابخوان شدن داشت.

راهنما

عضویت در کانال تلگرام