دانش در کنش
برخی کتابها صرفاً برای خواندن نیستند؛ آنها مانند نقشهای برای بازگشت به خانهای قدیمیاند که سالهاست راهش را گم کردهایم. کتاب «کودکی و طبیعت؛ اصول طراحی برای معلمان» اثر دیوید سوبل، دقیقاً از همین جنس است. وقتی به عنوان کسی که سالها در اتمسفر مدرسه نفس کشیده و با کودکان زیسته است، لای این کتاب را باز میکنی، بلافاصله درمییابی که با یک اثر آکادمیکِ خشک و نظریهپردازیهای انتزاعی روبهرو نیستی. دیوید سوبل، آن نویسندهای نیست که در کُنج عزلتِ اُتاق کارش، از پشت پنجرههای بسته درباره دنیای کودکان بنویسد. او خودِ «کنش» است. سوبل یک پداگوژ، یک معلم و یک کنشگر بیدار است که واژههایش را نه از میان کتابهای دیگر، بلکه از دل خاک، از میان شاخوبرگ درختان و از تماشای بازیهای پرشور کودکان استخراج کرده است. به همین خاطر است که وقتی او را میخوانی، گویی صدای پایی را میشنوی که همراه با تو در راهروهای مدرسه و در حیاط و طبیعت خاکی یا آبی یا احساسی قدم میزند. این اثر، خروجیِ یک پردازش اطلاعاتی یا نشخوار مفاهیم آموزشی نیست؛ بلکه نجوایی است که از عمق تجربه برآمده و آرامآرام به سمت ساختن یک نظریه بومی و اصیل حرکت کرده است. سوبل در این کتاب، فراتر از گفتمان صلب و چارچوببندیشدهٔ مدارس رسمی، به هویت انسان قرن بیست و یکم میاندیشد و پرسشی حیاتی را پیش روی ما میگذارد: در عصرِ ازدحامِ مجازی، چگونه میتوانیم نسلی را پرورش دهیم که نه از روی وظیفه یا هراس، بلکه از سرِ عشق، مسئولانه با زمین برخورد کند؟ پاسخ سوبل به این پرسش، جسورانه و در عین حال به غایت لطیف است. او معتقد است که ما در آموزشهای محیطزیستی مسیر را وارونه رفتهایم. ما پیش از آنکه اجازه دهیم کودک با جهان طبیعی پیوند عاطفی برقرار کند، او را با اخبار ناگوار از زخمهای زمین بمباران میکنیم. سوبل با نگاهی ایجابی و سرشار از امید، فریاد میزند که «عشقورزی به طبیعت، مقدم بر دانستن درباره طبیعت است». شاهبیت کلام او این است که کودک باید فرصت داشته باشد در میان درختان پنهان شود، با آنها حرف بزند و زیر سایهشان رؤیا ببافد، پیش از آنکه از او بخواهیم برای نجات جنگلها بیانیهای امضا کند. این یعنی بازگشت به «دانش در کنش»؛ دانشی که نه از طریق تفسیرهای پیچیده، بلکه از راه حس کردنِ محض به دست میآید. گویی سوبل میخواهد به ما بگوید: بگذارید کودک طبیعت را لمس کند، حتی اگر نتواند آن را تفسیر کند. این همان تجربه آهستگی است که در دنیای پرشتاب امروز مفقود شده است؛ دعوتی برای افکندن بذر عشقی در دل کودکان که ریشههایش چنان عمیق باشد که در بزرگسالی به رفتارهای محیطزیستی مسئولانه شکوفا شود. این کتاب برای من، تنها یک منبع آموزشی نبود و نیست، بلکه آیینهای بود که خاطرات دور و دراز کودکیام را در برابر چشمانم زنده کرد. با خواندن هر سطر، به حیاط خانهمان پرتاب شدم؛ به آن لحظاتی که همراه مادرم به درختها آب میدادیم و من با کنجکاوی، تعامل و عشق میان او و حیوانات حیاط، از مرغ و خروسها تا گربههای گذری را تماشا میکردم.

خرید کتاب کودکی و طبیعت: اصول طراحی برای معلمان – مجموعه کودک و تجربه ی طبیعت
سوبل مرا به صحراهای کودکیام برد که در آن بیش از اخبار، درگیر چاله کندن، به کرمهای خاکی خیره شدن، با آنها بازی کردن و در شبها، در سکوتی ژرف، ستارهها را شمردن بودیم. او مرا به یاد بازیهای پر از ماجراجویی در کوچههای خاکی کنار گاوداریِ خانه خالهام انداخت؛ جایی که هر روزش یک کشف جدید بود. این کتاب، پیوندی است میان آن تجربههای نابِ زیسته و ضرورتهای تربیتی امروز. سوبل با نثری گیرا و با تکیه بر مفاهیم علمی، اما با لحنی اثرگذار، به ما یادآوری میکند که برای ایجاد تحول در زیستِ معلمی و والدگری، باید به ریشهها بازگردیم. او کتابی کاربردی و سرشار از الهام خلق کرده است که هر کسی، با هر میزان از دانش، میتواند خود را مخاطب جدی آن بیابد و بیاموزد که چگونه میتوان در این جهانِ کمنور، نوری از جنس پیوندِ دوباره با زمین برافروخت.
روایت و اصول کار سوبل ما را به قلب دنیای درونی کودکان میبرد؛ جایی که بازی نه یک سرگرمی ساده، بلکه زبانِ فهم جهان است. او با دقتی ستایشبرانگیز و با همان نگاهی که از «دانش در کنش» برمیآید، هفت درونمایه بنیادین را در بازیهای خودجوش کودکان شناسایی کرده و آنها را به هفت اصل طراحی برای آموزش توضیح میدهد. این اصول، در واقع پلهایی هستند که دنیای انتزاعی مفاهیم علمی را به دنیای ملموس تجربیات کودکانه وصل میکنند. سوبل معتقد است اگر میخواهیم برنامهٔ آموزشی ما بویی از بومشناسیِ واقعی ببرد، باید این هفت ستون را در طراحی فضاهای آموزشی و تربیتیمان جدی بگیریم.
نخستین اصل، ماجراجویی است. سوبل میگوید یادگیری باید برای کودک شبیه به یک سفر اکتشافی در سرزمینی ناشناخته باشد. او مثالهایی از پیادهرویهای بیپایان در بیشهها میآورد که در آن نه مقصد، بلکه مسیر و هیجانِ «بعدش چه میشود؟» اهمیت دارد. در مدارس ما، این یعنی عبور از چارچوب صلب کلاس و رفتن به دلِ باغچه یا پارک محله برای پیدا کردن گنجینههای پنهان طبیعت. اگر ذهنتان روی خواندن و نوشتن مدرسه قفل شده است بدانید که سوبل در همین قسمت توضیح میدهد که ماجراجویی واقعی به نوشتههای واقعی میانجامد.
در کتابک بخوانید: انتشار مجموعهی «کودک و تجربه طبیعت»
دومین اصل، خیالپردازی و تخیل است. از نظر سوبل، طبیعت بومِ سپیدی است که کودک روی آن رویاهایش را نقاشی میکند. در این قسمت نویسنده به نقش قصه گو میرسد و مثالها و جریانهای جالبی را بیان میکند. او بعد از بیان یک جریان جالب به این نتیجه اخلاقی میرسد: نقش ما به عنوان راویان داستان و پدیدآورندگان جهان مقدم بر نقش ما به عنوان منتقل کنندگان دانش و میراث فرهنگی است.
یک سال دخترم گفت: «این یکی از زیباترین جنگلهایی است که تا به حال در آن بودهام». بله این جنگل، به خوبی مدیریت شده است، اما آنچه او تجربه کرده میکند، حاصل تأثیر داستان در ارتقا ارزیابی شناختی او از آن مکان است. ص 48
این تخیل، همان چیزی است که پیوند عاطفی عمیقی با محیط میسازد. سوبل اصل دوم را با این جمله تمام میکند: وظیفه ما این است که مکانی امن، ابزار و مصالح و داستانهای درست را در اختیارشان قرار دهیم.
اصل سوم، حیوانات همپیمان است؛ همان حسی که من در کودکی میان مرغ و خروسها و گربههای حیاط تجربه کردم. سوبل بر این باور است که کودک باید با موجودات زنده احساس همبستگی کند، نه اینکه آنها را صرفاً موضوعی برای کالبدشکافی در کتاب علوم بداند. سوبل توضیح میدهد و مثال میآورد که: ما پیش از آنکه بخواهیم حیوانات را نجات دهیم، باید به آنها بدل شویم. این دقیقاً همان کاری است که باغ وحش بروک فیلد انجام میدهد... . باغ وحش بروک فیلد با موفقیت کشتی نوح ذهن کودک را پر میکند. ص 53 و 54.

خرید مجموعه کودک و تجربه طبیعت
چهارمین و پنجمین اصل، یعنی نقشهها و مسیرها و مکانهای خاص، مستقیماً با حسِ تعلق و تسلط کودک بر فضا گره خوردهاند. سوبل از لذتِ وصفناپذیر کودکان در ترسیم نقشههای مخفیِ حیاط یا پیدا کردن یک «پناهگاه» اختصاصی زیرِ بوتههای انبوه سخن میگوید. او تاکید میکند که هر کودک نیاز دارد مکانی داشته باشد که در آن احساس مالکیت و امنیت کند؛ جایی که رازهایش را با درختان در میان بگذارد.
اصل ششم، دنیاهای کوچک است؛ میلی غریزی در کودکان برای ساختن محیطهای مینیاتوری. سوبل مثالهایی از ساختن خانههای کوچک برای پریها یا روستاهای گلی در کنار جوی آب میزند که به کودک کمک میکند پیچیدگیهای جهان بزرگ را در مقیاسی کوچک و قابلفهم تجربه کند.
از همین قلم بخوانید: «حس شگفتی»، کتابی که شگفتزدهمان میکند!
و در نهایت، اصل هفتم، شکار و خوراکجویی است؛ غریزهای که ما را به ریشههای باستانیمان وصل میکند. چیدن توتهای وحشی، جمع کردن سنگهای صیقلی یا پیدا کردن پرِ پرندگان، همگی تمرینِ مشاهدهگری دقیق و تعامل فعال با محیط است.
سوبل در فصل ششم، این اصول را در قالب «تعریف بومشناختی برنامه آموزشی اصیل» جمعبندی میکند. او معتقد است برنامه درسی اصیل، برنامهای نیست که از بالا دیکته شود، بلکه باید از تعامل کودک با زیستبوم محلیاش جوانه بزند. این یعنی به جای صحبت از بحرانهای جهانی که برای کودک دور و دستنیافتنی است، باید از بومشناسیِ حیاط مدرسه آغاز کرد. او با نثری گیرا توضیح میدهد که چگونه میتوان تاریخ، ریاضیات و ادبیات را در تاروپود طبیعت محلی بافت. این رویکرد، در واقع پاسخی است به فصل هشتم کتاب با عنوان «آسمان بالای سر، اینترنت زیر دست». سوبل در این بخش به شکلی هوشمندانه هشدار میدهد که نمایشهای پرزرقوبرقِ طبیعت در رسانهها، دارد جای تجربه اصیل را میگیرد. او با استناد به تحقیقات نشان میدهد که وقتی کودک مدام طبیعت را از دریچه رسانههای تجاری میبیند، کمکم تجربیاتِ حسی و احساسی خودش از محیطهای محلی را کمارزش میپندارد. برای کودکی که مستندهای شکوهِ آمازون را در یوتیوب دیده، شاید تماشای حرکتِ کندِ یک حلزون در پیادهرویِ کوچه، دیگر وجدآور نباشد. سوبل ما را به مقابله با این روند دعوت میکند؛ او میگوید رسانه نباید جایگزینِ لمسِ زبریِ پوستِ درخت یا بوییدنِ باران روی خاک شود. کتاب او، فراخوانی است برای بازگرداندنِ کودکان به زیرِ آسمانِ واقعی، جایی که یادگیری نه یک وظیفه، بلکه یک عشقبازیِ مدام با جهانِ هستی است.
از همین قلم بخوانید: تنهاییهای کودکی، شاهنامه و مدرسه
این کتاب، در نهایت یک دعوتنامه است؛ دعوتی برای بازگشت به «آهستگی» در دنیایی که شتاب و هیاهو، فرصتِ عمیق شدن را از ما و کودکانمان ربوده است. سوبل با ظرافتی مثالزدنی به ما میآموزد که اگر میخواهیم ریشههای عشق به زمین در وجود کودکانمان شکوفا شود، باید به آنها اجازه دهیم در آرامش و سکوت، با جهان پیرامونشان خلوت کنند. این تجربهٔ آهستگی، همان حلقه مفقودهای است که میتواند نسل آینده را از اضطرابهای بومشناختی مصون بدارد و به آنها بیاموزد که زمین، نه یک منبع برای استخراج، بلکه خانهای است برای زیستن و عشق ورزیدن. در ایرانِ امروز، جایی که دیوارهای بلند مدارس و سایه سنگین کتابهای کمکآموزشی، پیوند کودک را با خاک و آسمان گسسته است، خواندن این کتاب برای هر معلم و والدی نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است. ما به شدت نیازمند بازنگری در مداخلات پداگوژیکی خود هستیم؛ نیازمندِ معلمان و والدینِ کنشگری که جرات کنند برای ساعتی کتابهای درسی را ببندند و دست کودکان را بگیرند تا با هم زیر باران بروند، در جستجوی مسیر مورچهها باشند یا در کنار طویلهها و کوچههای خاکی، ماجراجوییهای جدیدی خلق کنند. کتاب سوبل به ما یادآوری میکند که برای تربیت انسانی مسئول، باید ابتدا اجازه دهیم او یک «کودکِ تمامعیار» باشد؛ کودکی که دستهایش خاکی، زانوهایش زخمی و قلبش سرشار از شگفتی برای تماشای ستارههاست. «کودکی و طبیعت» تنها یک کتاب نیست، بلکه یک مسیرِ روشن برای تحول در زیستِ معلمی و والدگری است. این اثر به ما اطمینان میدهد که اگر امروز فرصتِ قایم شدن در میان درختان را به کودکان بدهیم، فردا آنها خودشان یاد خواهند گرفت که چگونه از آن درختان محافظت کنند. بیایید به جای آنکه کودکانمان را با اینترنت زیر دستشان در جهان غرق کنیم، نگاهشان را به آسمان بالای سرشان بدوزیم و به آنها بیاموزیم که طبیعت را حس کنند، حتی اگر هنوز زبانی برای تفسیر آن نیافته باشند. این زیباترین میراثی است که میتوانیم برای نسلهای بعد به یادگار بگذاریم.
از همین قلم بخوانید: سواد فرهنگی و ترویج خواندن در منظومه تعلیم و تربیت ایرانی
