کتاب درخت بخشنده نوشتهٔ شل سیلور استاین، داستان رابطهٔ پسری جوان با یک درخت است؛ رابطهای که در گذر زمان دچار دگرگونیهای عمیق میشود و به یکی از مهمترین پرسشهای فلسفی و اخلاقی میپردازد:
انسان چگونه باید با طبیعت رفتار کند؟
در این داستان، هر مرحله از رابطهٔ پسر با درخت، همزمان:
- مرحلهای از رشد انسان
- و مرحلهای از نوع بهرهبرداری انسان از منابع طبیعی
را بازنمایی میکند.
زمینهٔ فلسفی بحث
تا مدتهای طولانی، بسیاری از فیلسوفان – با تکیه بر خوانشهایی دینی – بر این باور بودند که انسان مالک طبیعت است و میتواند هرگونه که بخواهد از آن استفاده کند. بر اساس این دیدگاه، طبیعت صرفاً منبعی برای برآوردن نیازها و خواستههای انسان تلقی میشد.
اما از نیمهٔ دوم قرن بیستم، با آشکار شدن پیامدهای ویرانگر چنین نگرشی، فیلسوفان کوشیدهاند از رابطهای مناسبتر میان انسان و طبیعت سخن بگویند. یکی از دیدگاههای رایج این است که انسانها باید خود را امانتداران یا مباشرانی بدانند که وظیفه دارند جهان را همانگونه که هست برای نسلهای آینده حفظ کنند.
در این چارچوب، پرسش اساسی این است که:
- آیا طبیعت، مستقل از نیازهای انسان، دارای «حقوق» است؟
- و آیا انسان موظف است به این حقوق احترام بگذارد؟
هدف بحث فلسفی با کودکان
پرسش دربارهٔ شیوهٔ درست رفتار انسان با طبیعت، بهروشنی در درخت بخشنده مطرح میشود.
هدف گفتوگو دربارهٔ این کتاب آن است که کودکان، با تمرکز بر تغییر رابطهٔ پسر با درخت در مراحل مختلف زندگی، دربارهٔ این پرسش بنیادین بیندیشند که چگونه باید با طبیعت رفتار کرد.
در آغاز داستان، پسر از درخت برای لذت خود استفاده میکند، بیآنکه آسیبی به آن بزند. میتوان این مرحله را رابطهای مبتنی بر احترام به تمامیت درخت دانست.
اما در مراحل بعدی (نوجوانی، جوانی و بزرگسالی)، رابطه بهتدریج ویرانگر میشود:
- ابتدا چیدن سیبها برای فروش
- سپس بریدن شاخهها
- و در نهایت بریدن تنهٔ درخت
در پایان، وقتی پسر به شکل پیرمردی بازمیگردد، رابطهٔ او با باقیماندهٔ درخت کمتعرضتر است و تنها برای نشستن و استراحت کردن از آن استفاده میکند.
پرسشهای فلسفی برای گفتوگو
محور اول: بخشش و نوعدوستی
درخت تا جایی میبخشد که دیگر چیزی برای بخشیدن باقی نمیماند، در حالی که پسر چیزی به درخت نمیدهد.
۱. آیا فکر میکنید پسر خودخواه است؟ چرا یا چرا نه؟
۲. آیا واژهای برای توصیف کسی که بدون انتظار، به بخشیدن ادامه میدهد وجود دارد؟
۳. چرا فکر میکنید درخت پس از بخشیدن تنهاش، خوشحال نیست؟
محور دوم: ماهیت بخشش و هدیه
در داستان، درخت هدایای فراوانی به پسر میدهد.
۱. آیا تا به حال چیزی را بخشیدهاید و بعد آرزو کردهاید که ایکاش نبخشیده بودید؟
۲. آیا بخشیدن زمانی آسانتر است که دریافتکننده واقعاً قدردان باشد؟
۳. آیا هنگام بخشیدن، انتظار دریافت چیزی در مقابل دارید؟
۴. وقتی هدیهای دریافت میکنید، آیا احساس بدهکاری میکنید؟
۵. آیا چیزی را که واقعاً به آن نیاز دارید، به کسی که دوستش دارید میبخشید؟
محور سوم: ماهیت دوست داشتن
در ابتدای کتاب گفته میشود که درخت، پسر را دوست داشت.
۱. چرا فکر میکنید درخت پسر را دوست داشت؟
۲. چرا فکر میکنید پسر درخت را دوست داشت؟
۳. آیا این دو نوع دوست داشتن یکساناند؟
۴. آیا انسانها برای دوست داشتن به دلیل نیاز دارند؟
۵. آیا با کسانی که دوستشان دارید، متفاوت از دیگران رفتار میکنید؟
۶. چگونه به کسی نشان میدهید که دوستش دارید؟
۷. آیا تا به حال از کسی که دوستش داشتید خشمگین شدهاید؟
۸. آیا میتوان همزمان کسی را دوست داشت و از او خشمگین بود؟
محور چهارم: شادمانی
درخت پس از بخشیدن تنهاش، واقعاً خوشحال نیست.
۱. آیا پسر در پایان داستان خوشحال است؟
۲. آیا درخت خوشحال است؟
۳. اگر شما جای درخت بودید، خوشحال بودید؟ چرا؟
۴. آیا تا به حال کاری را فقط برای خوشحال کردن دیگری انجام دادهاید؟
۵. آیا خوشحال کردن دیگران، شما را خوشحال میکند؟
۶. آیا برای خوشحال بودن به دیگران نیاز دارید؟
۷. آیا برای خوشحال بودن به دلیل نیاز دارید؟
۸. آیا میتوان همزمان خوشحال و غمگین بود؟
