کتاب «کلیدهای آموزش و مراقبت از سلامت جنسی در کودکان و نوجوانان» اطلاعات مورد نیاز والدین را درباره رشد جنسی کودکان و آنچه را که کودکان باید در زمینه جنسیت در هر مرحله از رشدشان باید بدانند، در اختیار قرار میدهد.
صحبت کردن درباره جنسیت برای بیشتر والدین کاری دشوار است. نقش انکارناپذیر پدر و مادرها در شکل دادن به هویت جنسی فرزندان ایجاب میکند روشهای درستی را برای آموزش جنسی به کودکان شان به کار گیرند.
دوشنبه, ۹ مرداد
«ماتی و سامی و سه گاف گنده» داستانی است درباره دروغ گویی و پیامدهای آن و کتابی است در ستایش راستگویی.
نویسنده در این کتاب از پسر یازده ساله ای به نام ماتی می گوید. پسری که برای تعطیلات تابستانی خانواده خود رویایی دارد. او برای این که آرزویش به واقعیت بپیوندد به دروغ متوسل می شود و با این کار خانواده اش را به دردسر بزرگی می اندازد.
شنبه, ۷ مرداد
کتاب امپراتور کوتولهی سرزمین لیلیپوت داستان دختری است به نام آیدا که شانزده ساله است. دختری خیالپرداز که همواره به کلاغها و زندگی آنها فکر میکند.
او در خیالش، خود را کلاغ میپندارد، با قهرمانهای خیالی کتابها زندگی میکند و کوچهها، درختان، گنجشکها و ... برای او مفهومی خیالانگیز دارند. آوا دختری است که همراه مادرش برای تمیزکاری به آپارتمان آنها میآید. آیدا با او دوست است و در پایان، راوی داستان در چرخشی زیبا از آیدا به آوا تغییر میکند.
شنبه, ۱۳ خرداد
کتاب «چگونه پدر و مادر خود را تربیت کنیم» جلد اول از مجموعه چهار جلدی قصههای با پدر و مادر است که با زبان طنز و به شکل یادداشتهای روزانه، از زبان پسری به نام لویی روایت شده است.
چهارشنبه, ۱۰ خرداد
«فرق نامادری با یک مامان واقعی این است که مامان ها هیچ وقت راحت و آسوده ول نمی کنند و نمی-روند. مامان ها قبول کرده اند که برای همیشه مامان آدم باشند... »
سه شنبه, ۶ مهر
کلارا و کلاس، کوذکان خردسالِ آلبرت شیشه گر، در دهکده ای دورافتاده از کشور سوئد زندگی می کنند. آن ها زندگی محقرانه ای دارند و روزهایشان در کارگاه پدر غرق در شگفتی از خلق کارهای زیبای او می گذرد.
پدر خانواده و کارش را عاشقانه دوست دارد و همه ی توجه خود را به کارش معطوف می کند در حالی که مادر، سوفیا، از این موضوع غمگین است و آرزو می کند روزی ثروتمند شوند و فرزندانش طعم یک زندگی مرفه را بچشند. روزها یکنواخت و توام با تنگدستی سپری می شود تا این که ...
دوشنبه, ۵ مهر
هازل گریس لنگستر دختر شانزده ساله ای است که به سرطان مبتلاست و به اصرار خانواده برای مقابله با افسردگی ناشی از بیماریش در جلسه های گروهی خودیاری شرکت می کند. او از حضور در جلسه های گروه های خودیاری بیزار است ولی روزی در یک از این جلسه ها با آگوستوس واترز آشنا میشود.
آگوستوس (گوس) به سبب سرطان استخوان یکی از پاهایش را از دست داده است، او پسری باهوش و جذاب است و در اولین برخورد، هازل را مجذوب خود می کند. آگوستوس که شخصیتی قوی دارد و با بیماری خود کنار آمده است، تاثیر عمیقی بر هازل می گذارد و اعتماد و باورش به زندگی و انسان ها را به او بازمی گرداند.
چهارشنبه, ۱۰ شهریور
شخصیت اصلی داستان، دختری است به نام لیزی. او مادرش را از دست داده است و از پدرش مراقبت می کند. لیزی از تصمیم پدرش برای شرکت در مسابقه ی انسان های پرنده حمایت می کند هرچند عمه دورین با این کار سخت مخالف است. پدر لیزی تلاش می کند با استفاده از بال هایی که ساخته است پرواز کند. بال هایی از جنس پر، نخ، مقوا و ... ایمان.
او هر روز برای این کار تمرین و لیزی را تشویق می کند که هر دو با هم در این مسابقه شرکت کنند. رویای پرواز محملی می شود برای عمیق تر شدن رابطه ی لیزی و پدرش و چنان شور و هیجانی ایجاد می کند که آقای مینت ـ مدیر مدرسه ـ نیز تصمیم می گیرد در این مسابقه شرکت کند.
دوشنبه, ۱ شهریور
لوسی دختری است که وقتی به دنیا می آید مادرش را از دست می دهد و تا هفت سالگی نزد مادربزرگش زندگی می کند. او عاشق پرنده هاست و برای لوسی که در مزرعه زندگی کرده است اکنون زندگی در شهر، با پدر، برادر ناتنی اش و زنی که به تازگی با پدرش ازدواج کرده سخت است.لوسی از اولین روز تعطیلات تابستانی تصمیم می گیرد که دیگر تفریح نکند، او عصبانی است و می خواهد هم چون بزرگترها برای اعتراض به شرایطی که دوستش ندارد اعتصاب کند. لوسی دلتنگ است و روزها - در حالی که خود را در اتاقش زندانی کرده است ـ با خاطرات خوش گذشته زندگی می کند...
دوشنبه, ۲۵ مرداد
کتاب « یک جعبه پیتزا برای ذوزنقهی کباب شده » داستان زندگی یک خانوادهی متوسط شهری است. خانوادهای متشکل از پدر، مادر و یک دختر نوجوان به نام آنا. مادر آنا به موسیقی و پرورش گل علاقه دارد ولی پدرش به ریاضیات علاقهمند است و همه چیز را با اعداد و اشکال هندسی توضیح میدهد.
فصل تابستان است و آنها به منزلی جدید اسبابکشی کردهاند. آنا خیلی زود متوجه قاب عکس به جامانده از ساکنان قبلی روی ستون خانه میشود. نگاه نگران پسرکِ در عکس، ذهن آنا را به خود مشغول میکند و چیزی نمیگذرد که اتفاقهای عجیبی در خانه رخ میدهد. اتفاقهایی که آنها را مجبور میکند خانهی جدید را ترک کنند.
جمعه, ۲ آبان
کتاب «سیاسیا در شهر مارمولکها» داستان زندگی پسربچهای دهساله است که از فقر، خشونت پدر و نبود مادر رنج میبرد و با ورود به دنیایی خیالی و گذر از آن میتواند بر سختیهای زندگی روزمرهی خود چیره شود. داستان بر محور بازی فوتبال روایت میشود و نویسنده با انتخاب فوتبال، به عنوان نمادی از همدلی و کوشش برای رسیدن به هدف، به خوبی داستان را پیش میبرد و از این طریق، مفاهیم عمیق انسانی را طرح میکند؛ مفاهیمی چون امید، دوستی، همکاری، همدلی، اتحاد، کوشش، مبارزه علیه خشونت و ... .
دوشنبه, ۵ خرداد
کتاب «مهمانهای ناخوانده» بازنویسی یک قصه قدیمی است که بیشتر کودکان ایرانی این قصه را با نامهای «خانه مادربزرگه» یا «خاله پیرزن» شنیدهاند.
داستان درباره پیرزنی است که خانه کوچکی دارد و در یک شب بارانی جانوران به او پناه میآورند. پیرزن با اینکه خانهاش کوچک است، جانوران را پناه میدهد و با آنان با مهربانی رفتار میکند. صبح روز بعد، پیرزن از جانوران میخواهد که خانهاش را ترک کنند، اما آنها دوست دارند که برای همیشه نزد پیرزن بماند پس سعی میکنند که پیرزن را راضی کنند.
شنبه, ۱۶ بهمن