جان کلاسن
در این صفحه می توانید اطلاعاتی از لیست کتاب ها، مقالات، خبرهای مرتبط با جان کلاسن را مشاهده کنید.
در دنیای ادبیات کودک و نوجوان، آثاری وجود دارند که فراتر از سرگرمی، به مفاهیم انسانی، اخلاقی و اجتماعی عمیق میپردازند. مجموعهی «گورکن و راسو» نوشتهی ایمی تیمبرلیک یکی از همین آثار برجسته است. تیمبرلیک با توانایی خاص خود در خلق شخصیتهای زنده و قابل همذاتپنداری و با نثری طنز و جذاب، دنیایی را ارائه میدهد که در آن جانوران شخصیتهای انسانی دارند و با تجربهها و دوستیهایشان، پیامهای اخلاقی و انسانی را منتقل میکنند. این مجموعه با تصویرگری ظریف و دلنشین جان کلاسن، تجربهی بصری و ذهنی خواننده را غنیتر میکند و داستانها را زنده و ملموس میسازد.
سه شنبه, ۱۶ دی
سهگانهی «دایره»، «مربع» و «مثلث» را مک بارنت نوشته و جان کلاسن تصویرگری کرده است. سهگانهای درباره سه شکل هندسی. همکاری مک بارنت و جان کلاین باز هم غوغا کرده. همهچیز با هم جور شده انگار تصویرها و داستانها همزمان خلق شده باشند.
چهارشنبه, ۱۸ تیر
داستان کتاب «یک گرگ، یک اردک، یک موش» داستان اردک و موشی است که در شکم یک گرگ هم را میبینند، اما خیال خورده شدن ندارند و داستان اینکه چرا گرگها به سمت ماه زوزه میکشند!
سه شنبه, ۱۴ اسفند
کتاب « آن پایین چه خبر است؟ » داستان دو دوست به نامهای سام و دیو است که یک روز تصمیم میگیرند زمین را آنقدر بکنند تا یک چیز خارقالعاده پیدا کنند. آنها ساعتها تلاش میکنند اما هر بار درست زمانی که به هدف نزدیک شدهاند تصمیم میگیرند مسیر دیگری را امتحان کنند. آنها حتی برای اینکه شانسشان بیشتر کنند از هم جدا میشوند تا هر یک به تنهایی زمین را بکند. سرانجام آنها دوباره به هم میرسند اما هیچکدام چیزی پیدا نکرده است.
چهارشنبه, ۲ اسفند
کتاب « روباهی به نام پکس » داستان پسری است به نام پیتر که بچهروباه یتیمی را نجات میدهد و از او چون یک حیوان خانگی نگهداری میکند. پیتر که مادرش را از دست داده است به بچهروباه دل میبندد. با گذشت زمان، دوستی پیتر و بچهروباه عمیق میشود تا این که پدر پیتر مجبور است راهی جنگ شود و چون پیتر باید پیش پدربزرگش برود او را وادار میکند که پَکس را در بیابان رها کند.
دوشنبه, ۲ بهمن
کتاب « کلاه ماهی بزرگه گم شده » داستانی است درباره یک ماهی کوچولو که از کلاه یک ماهی بزرگ خیلی خوشش آمده است!
ماهی کوچولو کلاه ماهی بزرگ را در خواب میدزدد و به جایی پر از گیاه و علف میرود تا مخفی شود. او امیدوار است که ماهی بزرگ متوجه نشود و در حال فرار خود را دالداری میدهد. اما ماهی بزرگ کلاهش را خیلی دوست دارد و بلافاصله پس از بیدار شدن میفهمد که چه اتفاقی افتاده است و برای پیدا کردن دزد کلاهش به راه میافتد و برخلاف پیشبینیهای ماهی کوچک، کلاهش را پس میگیرد.
دوشنبه, ۱۵ آذر