بهمحض دیدن فرزند تازه بهدنیاآمده عشقی را تجربه میکنیم که به هیچیک از ارتباطات قبلیمان شبیه نیست؛ همانطور که بارها از تازهمادران شنیدهایم: «با دیدن بچهام، همهی درد زایمان فراموشم شد و عاشقش شدم.» شاید فکر کنیم این گفته فقط یک جملهی احساسی است؛ اما واقعیت این است که علم نیز این احساس را تأیید میکند.
بیولوژی پیوند عاطفی بین مادر و کودک چیست؟
پروفسور روث فِلدمن یکی از شناختهشدهترین پژوهشگرانِ حوزهی علوم اعصاب اجتماعی و پویایی رفتار والد-فرزند است. وی در این زمینه آزمایشی انجام داده است: نمونهای از بزاق مادران در طول دوران بارداری گرفته و بررسی شد. این آزمایش یک ماه پس از تولد نوزادان نیز تکرار شد. نتیجه اینکه در دوران بارداری، میزان هورمون اکسیتوسین رو به افزایش بود و پس از زایمان نیز میزان آن بالا ماند! در حقیقت، تماس فیزیکی زیاد بین مادر و نوزاد مثل بغل کردن، شیر دادن، نوازش و تماس پوستی باعث افزایش بیشتر اکسیتوسین در هر دو (مادر و کودک) میشود. و این افزایش هورمون، احساس پاداش، آرامش و میل به مراقبت را در مادر تقویت میکند.
سپس این سؤال مطرح شد که آیا میزان هورمون اکسیتوسین فقط در مادران افزایش مییابد؟
در مرحلهی بعد، میزان هورمون اکسیتوسین پدرها در ماه اول به دنیا آمدن فرزندانشان مورد بررسی قرار گرفت. نتیجهی آزمایشها شوکهکننده بود: میزان هورمون در بدن مادر و پدر یکسان بود!
بیش از صد سال است که میدانیم مادران در طول دوران بارداری، زایمان و مراقبت از کودک با موجی از اکسیتوسین مواجه میشوند؛ اما این اتفاق چگونه برای پدرها رخ میدهد؟ محققان دریافتند هر اندازه پدرها زمان بیشتری را صرف مراقبت از کودک کنند یا به عبارتی، آستینها را بالا بزنند و در غذا دادن به کودک، حمام کردن او و انجام دادن کارهای مراقبتی وی سهیم شوند، میزان هورمون اکسیتوسین در بدن آنها نیز مانند بدن مادران افزایش مییابد!
در بخش دوم تحقیقات روی مادران، محققان دریافتند که افزایش اکسیتوسینْ ناحیهای از مغز به نام آمیگدالا را در مادران فعال میکند؛ این بخش مرکز هیجانات و مراقبت در مغز است. در حقیقت، دلیل فعال شدن بیشتر آمیگدالا، حفاظت از نوزاد است. بدین ترتیب، مادر با کوچکترین صدا یا حرکت کودک بیدار میشود که واکنشی کاملاً طبیعی برای بقاست. این در حالی است که میزان فعالیت آمیگدالا در حالت عادی در پدران کمتر است. اما وقتیکه پدر نقش مراقب اصلی را بر عهده میگیرد، میزان فعالیت آمیگدالای او نیز مشابه مادر میشود!
بارداری، زایمان و مراقبت از نوزاد «مغز مادرانه» را فعال میکند؛ در حقیقت، این پروسه و فرایند مادر شدن باعث تغییراتی در مغز مادر میشود. ولی نکتهی تأملبرانگیز این است که دیگر افراد نیز به واسطهی مراقبت کردن متعهدانه از نوزاد همین تغییر حالت را در مغز خود تجربه میکنند؛ چه مادر بیولوژیکی کودک باشید، چه پدری که مسئول اصلی مراقبت از نوزاد است و چه شخصی غیر از این دو! شاید اینطور بتوان گفت که والد کودک بودن خود نوعی انتخاب است؛ بنابراین هرکسی که با عشق، تعهد و توجه از کودک مراقبت کند، همان تغییرات مغزی و ترشح هورمونی را تجربه میکند که منجر به عشق، دلبستگی و مراقبت مداوم میشود. بدین معنا والد بودن یک انتخاب است، نه اینکه فقط جنبهی ژنتیکی داشته باشد.
بهطور خلاصه میتوان گفت:
- اکسیتوسینْ هورمون کلیدی در شکلگیری پیوند عاطفی والد-نوزاد است.
- تماس فیزیکی، تعامل و مراقبت، ترشح این هورمون را در مادر و پدر و حتی دیگر مراقبان کودک افزایش میدهد.
- این تغییرات منجر به فعال شدن بخشهای خاصی از مغز میشود که مسئول دلبستگی، توجه و مراقبت است.
- والد بودن بیش از اینکه رابطهای ژنتیکی باشد، رابطهای انتخابی، عمیق و زیستی است.
- عشق بین والد و فرزند فقط احساسی زیبا نیست، بلکه فرایندی بیولوژیکی و مغزی است.
روث فِلدمن در مطالعات خود در حوزهی «همنوازی والد-نوزاد» نشان داده است که هماهنگی رفتاری و هیجانی بین والد و نوزاد (برای مثال، در تعاملات چشمی، صدایی، لمس و تنظیمِ متقابل) یکی از بنیانهای مهم رشد اجتماعی، شناختی و عاطفی کودک است. در این چهارچوب، فعالیتهایی که والد و نوزاد را به تعامل با یکدیگر دعوت میکنند، فرصتهایی برای تقویت این همنوازی فراهم میآورند. از جملهی این اقدامات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
کتاب خواندن
کتاب خواندن با نوزاد، حتی زمانیکه نوزاد کلامی ادا نمیکند، به این دلیل اهمیت دارد که قالبی برای تعامل مشترک فراهم میکند: والد و نوزاد کنار یکدیگر هستند و والد کلمه، جمله یا مفهومی مرتبط با تصویر میگوید. در این لحظه نوزاد ممکن است به تصاویر، لمس صفحات یا صدای والد واکنش نشان دهد. همین تعاملِ مشترک میتواند به تقویت رابطه و رشد زبانی و شناختی کودک کمک کند.
- والدین بهطور روزانه میتوانند زمانی را برای کتابخوانی با نوزادانشان در نظر بگیرند.
- هدف صرفاً «خواندن برای کودک» نیست؛ بلکه تعامل گرم و پاسخگو است: نگاه والد به نوزاد، صدای والد، واکنش به لمس یا اشارهی نوزاد.
-
هنگام انتخاب کتاب برای نوزاد، این موارد را در نظر بگیرید: ۱. تصاویر بزرگ و رنگهای جذاب، ۲. کتابهای لمسی برای تحریک حس لامسه و ۳. کتابهای مقاوم در برابر پارگی.

اما به یاد داشته باشید که کیفیت تعامل شما با نوزاد، از انتخاب نوع کتاب مهمتر است.
- تعیین قسمتی از فضای بازی به عنوان «گوشهی کتاب» برای لحظات والد-نوزاد، جذابیت کتابخوانی را افزایش میدهد.
صحبت کردن و آواز خواندن
صحبت کردن و آواز خواندن باعث میشود نوزاد صدای شما را بشناسد و ارتباط اولیه شکل بگیرد. آواز خواندن باعث تقویت مهارتهای حسی و ارتباطی، تواناییهای شناختی و بهبود کلی وضعیت سلامت نوزادان میشود. فرهنگ ما مملو از لالاییهای آرامشبخش با مفاهیم عاطفی، امیدبخش و... است. این لالاییها علاوهبر آرام کردن نوزاد، لحن صدای مادر یا پدر را برای او آشنا و دلگرمکننده میکنند. صدای پدر یا مادر هنگام قصه گفتن برای نوزاد تبدیل به صدایی ایمن و صمیمی میشود. بازیهایی مثل «لیلی حوضک»، که همراه با تماس فیزیکی ملایم و آواز هستند، علاوهبر تحریک حواس، حس نزدیکی را هم تقویت میکنند.
توجه به حالات هوشیاری و نشانههای نوزاد
درک نیازهای نوزاد و پاسخگویی به آنها موجب ارتقای حس امنیت و ارتباط عاطفی میشود. در فرهنگ ما، مادربزرگها و پدربزرگها حضوری پررنگ دارند؛ بهجای محدود کردن حضور این عزیزان، از آنها بخواهیم در کنار والدین، تعاملی محبتآمیز با کودک داشته باشند.
ماساژ نوزاد
روشی ساده و مؤثر برای تقویت رشد و سلامت نوزاد است که فواید فراوانی دارد؛ از جمله بهبود:
- کیفیت خواب و تغذیهی کودک
- حواس شنوایی، لامسه، بینایی و حرکت
- اعتمادبهنفس والدین
- نزدیکی و ارتباط عمیق بین والد-کودک
تماس پوستی مستقیم
قرار دادن نوزاد روی پوست برهنهی والد، مزایای متعددی دارد:
- آرامش والد و نوزاد
- تنظیم ضربان قلب، تنفس و دمای بدن نوزاد
- بهبود هضم غذا و فرایند تغذیه
- غذا خوردن فرصتی برای پیوند
هرگونه حضور والد در زمان تغذیهی کودک، اعم از در آغوش گرفتن یا مشارکت، میتواند فرصتی قدرتمند برای ایجاد ارتباط و تقویت پیوند باشد.
در هدهد بخوانید: راهنمای گام به گام کتابخوانی با نوزاد از تولد تا ۲ سالگی
منبع:
