امروزه با نگاهی به قفسهی کتابخانهها و بررسی آمارهای نشر، شاهد رشد خیرهکننده و فزایندهی اهمیت تصویرگری در کتابهای کودکان هستیم [89]. با این حال، تفاوتی بنیادین میان یک «کتاب مصور» (که تصویر در آن صرفاً نقشی تزیینی یا فرعی بر عهده دارد) با «کتاب تصویری» (Picture Book) وجود دارد [89]. کتاب تصویری گونهای مستقل و اصیل از هنر ادبی-دیداری است که اساساً و به شکلی گسستناپذیر با تصویرهای خود تعریف میشود و حیات روایی آن به این پیوند وابسته است [89].
با پیشرفت فناوری چاپ و توجه فزاینده به اهمیت دوران کودکی، غولهای تصویرگری جهان نظیر موریس سنداک، کریس ون آلزبورگ، لئو و دایان دیلون و سوزان جفرز وارد این عرصه شدهاند و این فرم هنری را به اوج رساندهاند [89]. آنها با بهرهگیری از جنبشهای بزرگ هنری همچون اکسپرسیونیسم، امپرسیونیسم، سورئالیست، کوبیسم، کلاژ و عکاسی، کتاب تصویری را به یک تالار هنر سیار و پویا برای کودکان تبدیل کردهاند [89].
پیوند نویسنده و تصویرگر: همپیمانی برای آفرینش هنر
رابطهی میان کلمات و تصاویر در یک کتاب تصویری تراز اول، فراتر از یک همکاری ساده، نوعی «همپیمانی دوستانه» و همافزایی ساختاری است [92]. تصویرها وظیفه دارند متن را عینی کنند، لایههای پنهان آن را بگشایند و معنا را فراتر از مرز واژهها گسترش دهند؛ بیآنکه روی کلمات را بپوشانند یا سد راه تخیل خواننده شوند [92].
تصویرگرِ شایسته، فضایی را مییابد که در آن تصاویر میتوانند فراتر از واژهها حرکت کنند و به این ترتیب، دو داستان به طور همزمان و در تقارنی هوشمندانه پیش چشم خواننده گشوده میشود [175].
طراحی کتاب به عنوان یک کل زیباشناختی
برخلاف یک تابلوی نقاشی مجزا، طراحی کتاب تصویری یک فرآیند جامع صنعتی-هنری است [94]. این فرآیند تمام جزئیات فیزیکی و بصری اثر را در بر میگیرد [94]: * اندازه و شکل ظاهری کتاب: متناسب با لحن و فضای کلی داستان انتخاب میشود [94]. * صفحات دوتایی (Double Spreads): که کادربندیهای وسیع و فضاهای دیداری یکپارچهای را خلق میکنند [94]. * آستر بدرقه (Endpapers) و صفحه عنوان: که پیشدرآمدی بصری برای ورود به جهان داستان هستند [94]. * جلد و روکش جلد (Dust Jacket): که اولین ویترین ارتباطی با مخاطب را تشکیل میدهند [94].
زمان خوانش متن در برابر زمان تصویر: پری نودلمن، نظریهپرداز برجستهی این حوزه، معتقد است که ما متن را با سرعتی خطی و رو به جلو میخوانیم، اما خوانش تصاویر مستلزم تامل، مکث، بازگشت و دقت فراوان است [96]. خواندن تصاویر برای کودکان مهارتی چالشبرانگیز و در عین حال بهشدت لذتبخش است؛ چرا که آنها باید نشانهها را بیابند، اطلاعات پراکنده را کنار هم بگذارند و بر اساس نشانههای بصری، رویدادها را پیشبینی کنند [96].
تصویرگری به مثابه زبان استعاره و نماد
تصویرگران باهوش، درست مانند نویسندگان، از زبان مجاز و استعاره برای انتقال مفاهیم عمیق انسانی بهره میگیرند [104]. * شخصیتبخشی به حیوانات و اشیاء: این شگرد، یکی از متداولترین روشهای استعاری در کتابهای تصویری است؛ همانطور که در اثر درخشان رابرت مککلاسکی یعنی «برای جوجهاردکها راه باز کنید» [104] یا اثر مانا و زیبای ویرجینیا لی برتون یعنی «خانه کوچک» (شخصیتبخشی به یک خانهی بیجان) به چشم میخورد [104]. * پرهیز از تفسیر لفظبهلفظ: استعارهی تصویری هرگز نباید مفاهیم ذهنی را به شکلی خام و مکانیکی به تصویر بکشد. برای نمونه، در کتاب «بچه فیل» نوشتهی رودیارد کیپلینگ با تصویرگری لوریندا برايان کائولی، تصویرگر هوشمندانه از نشان دادن بینی فیل به شکل یک پوتین واقعی پرهیز میکند؛ چرا که بازنمایی لفظبهلفظ این تشبیه عهد کیپلینگ، به کل فضا و باورپذیری داستان آسیب میزد [105].
جلوههای درخشان استعارهی تصویری در شاهکارهای جهانی:
- «تیری به سمت خورشید» (Arrow to the Sun) اثر جرالد مکدرموت: این کتاب که شایستهی دریافت مدال کالدکات شد، نمونهی تام و تمامی از یکپارچگی کلمه و تصویر است [107]. مکدرموت با استفاده از اشکال هندسی زاویهدار، رنگهای گرم و درخشان طایفهی پوئبلو (طیفهای طلایی تا قهوهای سوخته) و زبان موجز و اسطورهای، سفر قهرمانانهی فرزند خورشید و آزمونهای سخت او را به یک آیین رقص بصری پرشکوه تبدیل میکند [107].
- «افسانه کلاه آبی» (The Legend of the Bluebonnet) اثر تومی دوپائولا: این کتاب با نقاشیهای ایستا و متین خود، داستان دختری کوچک از قبیلهی کومانچه به نام «او-که-تنهاست» را روایت میکند که عزیزترین دارایی خود (یک عروسک) را برای نزول باران به پیشگاه آفریدگار هدیه میکند [108]. رنگهای متغیر تپه و زمین سوخته، فداکاری عمیق این کودک را به زیبایی به نمایش میگذارند [108].
- «داستان موش جهنده» (The Story of Jumping Mouse) با تصویرگری جان استپتو: این اثر به خوبی ثابت میکند که یک کتاب تصویری متعالی نیازی به رنگهای پرزرقوبرق ندارد [109]. مدادهای سیاه و سفید استپتو، اثری اخلاقی و عمیق دربارهی ترحم، ازخودگذشتگی و سفر موش جهنده به سوی کمال (تبدیل شدن به عقاب) خلق میکنند که قدرت دیداری خیرهکنندهای دارد [109].
- «دختری که اسبهای وحشی را دوست داشت» اثر پل گوبل: هر صفحهی این کتاب آراسته به رنگها و فرمهای دقیق طبیعی از اسبها، پروانهها، گلهای زنبق و بوتههای یوکا است و عشق عمیق دختری بومی به حیاتوحش و رهایی را تجسم میبخشد [110].
تداخل روایی: وقتی تصویر داستان را دگرگون میکند
گاهی تصاویر نه تنها مکمل متن هستند، بلکه با آن وارد کشمکش شده و داستان مجزایی را روایت میکنند [111]. تماشای همزمان دو روایت متفاوت در ذهن، هیجان عمیقی به خوانندهی موشکاف میبخشد [111]. * «قدم زدن رزی» (Rosie's Walk) اثر پت هاچینز: متن کتاب با خونسردی تمام از قدم زدن بیدغدغهی مرغی به نام رزی در مزرعه میگوید [111]. اما تصاویر با روایتی کاملاً متفاوت، تعقیبوتنفرِ خندهدار گرگی را نشان میدهند که در پسزمینه مدام دچار حادثه میشود؛ درامی موازی که کل طنز قصه بر مدار آن میچرخد [111]. * «آیا جوجه اردک مرا دیدهای؟» اثر نانسی تافوری: مادری نگران به دنبال جوجهاش میگردد، در حالی که خوانندهی کودک از طریق تصاویر همواره جوجهاردک بازیگوش را در گوشهوکنار کادر میبیند و یک بازی تعاملی بصری شکل میگیرد [111].
یک داستان و چندین روایت تصویری (بررسی سیندرلا): تفاوت در بینش هنرمندان، یک متن واحد را به داستانهایی کاملاً متفاوت تبدیل میکند [113]: * نسخهی شرلی هیوز: تمرکز تصاویر بر روابط انسانی، غرور و تکبر ناخواهریها و حسرت عمیق سیندرلاست [113]. * نسخهی پل گالدون: سیندرلا در مرکز توجه نیست؛ بلکه هنرنمایی تصویرگر در خلق موجودات فرعی همچون موشها، مارمولکها، کالسکه و جزئیات کارتونی خودنمایی میکند [114]. * نسخهی ارول لوکین: تصویری بهشدت تزیینی، سرد و مجلل که در آن فیگورها حرکاتی تصنعی دارند و بیشتر جنبهی تزیین صفحه را پیدا میکنند تا روایتگری [114]. * نسخهی نونی هوگروگیان: بهرهگیری از پاستلهای نرم و مهآلود که کیفیتی جادویی و فانتزی به داستان میبخشند؛ جایی که فروتنی، شایستگی و زیبایی سیندرلا به عنوان حقیقت برتر قصه پذیرفته میشود [115].
برای: توجه بیشتر
کتاب تصویری فراتر از کلمات، از طریق هندسهی کادرها، تغییر پالتهای رنگی و زبان استعارهها با ذهن و روان کودک گفتگو میکند [89]. درک پیوند پویای میان کلمه و تصویر به مربیان یاری میرساند تا فراتر از خوانش سطحی، کودکان را با ظرایف روایتگری دیداری و کشف معانی نمادین آشنا سازند؛ گامی اساسی برای ارتقای سواد انتقادی و زیباشناختی نسل جدید [92, 111].
