عناصر ادبی در کتابهای تصویری
اشتباه بزرگی است اگر گمان کنیم کتاب تصویری به دلیل کوتاهی متن، نیازی به رعایت سنجههای عالی ادبی ندارد [118]. یک کتاب تصویری موفق، تمام عناصر ساختاری ادبیات داستانی را در بالاترین سطح کیفی به کار میگیرد [118]:
۱. شخصیتپردازی (Character)
آفرینش یک شخصیت جامع و پویا در حجم محدود کتاب تصویری، هنر بزرگی است [121]. * شخصیتهای ماندگار و چندبعدی: شاهکار بئاتریس پاتر یعنی «پیتر خرگوش» نمونهای کلاسیك از شخصیتپردازی عمیق است [124]. پیتر خرگوش تکبعدی نیست؛ او بازیگوش، کلهشق، شکمپرست، ترسو، غمگین و در عین حال تحت حمایت عاطفی و بیقیدوشرط خانواده است [124]. پیتر با تمام ویژگیهای غریزی خرگوشش، رفتاری کاملاً کودکانه و ملموس دارد [123]. نمونهی دیگر، پبتر در کتاب «روز برفی» اثر ازرا جک کیتس است؛ کودکی واقعی با تمام حیرتها، شادیها و غمهای کودکانهاش در مواجهه با برف [122]. * شخصیتهای مسطح و قالبی (ضعیف): در مقابل، کتاب «گاوچران کوچولو» نوشتهی لوئیس لنسکی فاقد شخصیتپردازی واقعی است [121]. قهرمان داستان صرفاً نامی بر روی یک کاتالوگ اطلاعاتی از فعالیتهای گاوچرانی است و به سرعت فراموش میشود؛ چرا که کارهایش از درونمایه و شخصیت او برنمیآیند [121, 122]. * بریدن از کلیشهها: در کتاب «یک عالمه تامالی» اثر گری سوتو (با تصویرگری اد مارتینز)، تلاش شده تا کلیشههای رایج دربارهی خانوادههای مهاجر مکزیکی به عنوان افرادی فقیر و نیازمند درهمشکسته شود و تصویری پویا و خانوادگی از آنها ارائه گردد [125].
۲. پیرنگ و ایجاد تعلیق (Plot)
پیرنگ در کتاب تصویری باید دارای کشش، انسجام عاطفی و نقطهی اوج باشد [129]. * کشمکش در فانتزی: در کتاب «باغ عبدالغازی» اثر کریس ون آلزبورگ، تعلیق و سرگردانی خواننده دربارهی اینکه آیا سگ بازیگوش واقعاً به یک اردک تبدیل شده یا نه، نیروی محرکهی پیرنگ است [131]. * آسیبشناسی پیرنگهای ضعیف: در کتاب «ویلی به دریا میرود»، ما با فهرستی طولانی از کارهای روزمرهی یک خانواده در ساحل مواجهیم (سوسیس پختن، صدف جمع کردن، شنا کردن) بیآنکه کشمکش یا گرهافکنی وجود داشته باشد [131, 132]. اگر برای مثال، جزر و مد دریا قلعهی شنی دسترنج ویلی را خراب میکرد، یا او در قایق قدیمی دچار چالشی تخیلی میشد، کشش داستانی پدید میآمد [132]. نمونهی دیگر عدم انسجام، کتاب «سرنشینان تشت» است که نویسنده هفت اسباببازی را وارد داستان میکند اما بیشتر آنها (مانند پلیس و پزشک) هیچ نقشی در پیشبرد پیرنگ بازی نمیکنند [133]. * ساختارهای زمانی موفق: شاهکارهایی چون «پسر جزیره» اثر باربارا کونی و «لحاف نگه داشته شده» اثر پاتریشیا پولاکو از ساختاری کرونولوژیک استفاده میکنند تا تغییرات نسلی، خاطرات خانوادگی و گذر زمان را با ظرافتی بینظیر به تصویر بکشند [134].
۳. درونمایه (Theme)
درونمایههای کتابهای تصویری میتوانند از طنزهای پرشور تا چالشهای عمیق اجتماعی را در بر بگیرند: * عشق و امنیت خانوادگی: در کتاب «ماما، دوستم داری؟» عشق بیقیدوشرط مادر در قطب شمال به تصویر کشیده میشود [144]؛ همان درونمایهی عمیقی که در پایان «پیتر خرگوش» وجود دارد: مادر با وجود نافرمانی پیتر، او را سرزنش نمیکند، بلکه با داروی بابونه و آغوش گرم از او مراقبت میکند تا کودک بفهمد که خانه جایگاهی امن و پذیرنده است [146, 147]. * تنوع فرهنگی و همبستگی: کتاب «در چهارراه» اثر راشل ایزادورا، شادی و انتظار عمیق کودکان سیاهپوست آفریقای جنوبی را برای بازگشت پدرانشان از معادن پس از ماهها دوری به نمایش میگذارد [142]. * مسائل زیستمحیطی: آثار درخشانی چون کتاب بدون متن «پنجره» اثر جنی بیکر [151] و کتاب «تنها یک رویا» اثر کریس ون آلزبورگ [151] با زبانی هنرمندانه و بدون شعارزدگی، لزوم حفاظت از زمین و جنگلها را به کودکان آموزش میدهند. * برابری و رویاپردازی: رمان تصویری «آرايشگاه عمو جد» اثر مارگاری کینگ میشل، داستان غرور، مقاومت و تحقق رویاهای یک مرد سیاهپوست ۷۹ ساله را برای تاسیس آرایشگاه در دوران بحران اقتصادی و تبعیض نژادی روایت میکند [153].
۴. فضاسازی و صحنهپردازی (Setting)
تصویر و کلمات در خلق محیط رویدادها همآوا میشوند [155]. در کتاب «وقتی من جوان بودم در کوهستان» اثر سینتیا ریلانت، نقاشیهای استخر، تلمبهی حیاط، گنجهی آشپزخانه و تابِ ایوان، اتمسفر غنی داستان را به تصویر میکشند [155]. در «پیتر خرگوش»، تکتک عناصر باغ آقای مکگریگور (کرتهای خیار، گلدانها، آبپاش، انبار ابزار) در خدمت پیشبرد کارهای پیتر و فرار هیجانانگیز او هستند [156, 157].
۵. زاویه دید (Point of View)
انتخاب زاویهی دید بر تمام ارکان بصری و ادبی اثر اثر میگذارد [158]. * در کتاب «قطار سریعالسیر قطب» اثر آلزبورگ، استفاده از زاویهی دید اولشخص به عنوان پسربچهای که عمیقاً به بابانوئل باور دارد، باورپذیری و معنویت شگفتانگیزی به داستان بخشیده است [160]. * در کتاب «روز برفی» اثر کیتس، دانای کل محدود به افکار پتر، به زیبایی احساسات او را در مواجهه با برف بزرگسالان بازگو میکند [161].
۶. سبک و لحن (Style & Tone)
- سبک مینیمالیستی و شاعرانه: شاهکار «ماه جغد» (Owl Moon) نوشتهی جین یولن (با تصویرگری جان شوانهر) با نثری شبیه به شعر، سکوت سرد، باشکوه و مهآلود جنگل برفی را توصیف میکند: «برای رفتن به دیدن جغد، باید ساکت باشی و گرمای درونت را بسازی» [164].
- لحن طنز و مبالغه: در کتاب «الکساندر که یکشنبهی پیش پولدار بود»، لحن کودکانه و پر از مبالغهی راوی اولشخص دربارهی از دست دادن دلارهایش، با تصاویر طنزآمیز ری کروز از لپهای بادکردهی الکساندر پیوندی بینظیر مییابد [165, 169]. ضربآهنگ متنهای کوبنده نظیر «آنجا که وحشیها هستند» نیز شگفتیآور است [166].
دوستداشتنیهای ماندگار: کالبدشکافی چند اثر کلاسیک
۱. «آنجا که وحشیها هستند» اثر موریس سنداک
این کتاب، شاهکار بیبدیل پیوستگی کلمه و تصویر است [175, 177]. سنداک داستان خشم و طغیان ماکس کوچولو را روایت میکند [177]. * رشد تدریجی کادرها: شش تصویر نخست داستان به موازات شدت گرفتن خشم ماکس و رشد جنگل جادویی در اتاقش، از ابعاد کوچک به آرامی بزرگتر میشوند تا کل صفحه را پر کنند [177, 178]. * اوج رویاپردازی صامت: در صفحات مربوط به طغیان و رقص ماکس با موجودات وحشی، متن کاملاً ناپدید میشود و تصاویر تمامصفحه سکان روایت را به دست میگیرند [178]. * پایان امن: ماکس با عبور از اقیانوس تنهایی و ترس، پادشاهی موجودات وحشی را رها میکند و به اتاقش بازمیگردد؛ جایی که سوپ گرمی در انتظار اوست تا نشانهی عشق و پذیرش همیشگی مادر باشد [179].
۲. «برای جوجهاردکها راه باز کنید» اثر رابرت مککلاسکی
مککلاسکی در این شاهکار، چشمانداز فوقالعادهی «دید پرنده» (Bird's-eye View) را به نمایش میگذارد [181]. * ما از آسمان و از فراز دوچرخهسواران تیزرو و قایقهای قوشکل به پارک بوستون نگاه میکنیم [181]. * خطوط افقی متین، غرور پدرانه و مادرانه را بازگو میکنند و خطوط موربِ آشفته، وحشت اردکها را از شلوغی شهر تصویر میکنند [182, 183]. * تصویرگر با بهرهگیری هوشمندانه از فضاهای سفید، تمرکز را بر روی تکتک جوجهاردکهای منحصربهفرد که هر کدام حرکتی مستقل دارند حفظ میکند [183, 184].
۳. «خانه کوچک» اثر ویرجینیا لی برتون
برتون در این کتاب با جادوی دگرگونی رنگها و خطوط متقارن، گذر زمان و هجوم تدریجی شهرنشینی بر طبیعت بکر را به نمایش میگذارد [185]. * در ابتدا تپهها با تغییر فصول از رنگ سبز روشن به زرد و سفید زمستانی درمیآیند [185]. * به تدریج جادهها و ساختمانهای خاکستری و تیره، خانه را محاصره میکنند؛ عابرانِ شتابزده کوچکتر میشوند و آسمان زیر دود و سیمهای تلگراف محو میگردد [185]. * با نجات خانه و بازگشت آن به دشت، رنگها دوباره زنده میشوند و چهرهی شاداب خانه، چرخه مقتدر طبیعت را کامل میکند [186].
کتابهای تصویری بدون متن (Wordless Picture Books)
این آثار به درستی نشان میدهند که تصاویر به تنهایی قادرند عمیقترین و پیچیدهترین جریانهای روایی را بدون نیاز به حتی یک واژه هدایت کنند [187]. * «سفر آنو» (Anno's Journey) اثر میتسوماسا آنو: شاهکاری با تصاویر پرجزئیات و نمای هوایی که سفر در دشتها، کلیساها، جشنها و تقابل زندگی سنتی با مدرنیته را نشان میدهد [188]. چرخه سفر با بازگشت آنو به همان ساحل اول به زیباترین شکل کامل میشود [188]. * «رازی در سیاهچال» اثر فرناندو کراهن: دخترکی با لباس قرمز متمایز (تنها لکهی رنگی در میان طراحیهای تیره) از گروه جدا شده و اژدهای مهربانی را در زیرزمین کاخ مییابد؛ داستانی هوشمندانه دربارهی دنیای تخیل کودکان و ناباوری بزرگسالان [189]. * «تابش خورشید» اثر جان اورمرود: روایتی روان و صامت از بیدار شدن دختربچه و کمک به پدر و مادرش که در قالب قابهای کوچک دوازدهتایی، لذت مسئولیتپذیری را به نمایش میگذارند [190, 191]. * «سهشنبه» اثر دیوید ویزنر: داستان تخیلی و جادویی پرواز قورباغهها بر روی برگهای سوسن در سکوت نیمهشب که تعلیقی طنزآمیز و سینمایی دارد [191]. * «پنجره» اثر جنی بیکر: کلاژهای غنی که از پشت یک پنجره، بزرگ شدن پسربچهای را همگام با تبدیل شدن تدریجی جنگل حومهی شهر به شهری شلوغ، پرترافیک و آلوده به تصویر میکشند [194].
⚠️ آسیبشناسی کتابهای بدون متن ضعیف: در آثاری همچون «تولد ترومبون»، تصاویر فاقد کادربندی درست و انسجام منطقی هستند [195]. تصاویر شلوغ و درهمِ حیوانات بیشتر زمینهای برای خودنمایی تصویرگر است تا خدمت به روایتگری منسجم، که این امر مخاطب کودک را سردرگم میکند [195].
برای: توجه بیشتر
کتابهای تصویری، اولین آستانهی ورود کودکان به جهان شگفتانگیز ادبیات و هنر هستند [199]. مربیان، معلمان و والدین وظیفهای خطیر بر عهده دارند؛ ارائه آثار کارهای بازاری، ضعیف و تصاویر کلیشهای، ذائقهی هنری و ادبی کودک را تخریب میکند [199]. در مقابل، آشنا کردن کودکان با هنر اصیل، مهارتهای تندخوانی بصری، درک عمیق استعارهها و لذت خوانش جهان را در آنها بارور خواهد ساخت [199].
