هنگامی که داستانی را میخوانیم، معمولاً با سه پرسش بنیادین روبهرو میشویم [668, 669]: 1. «چه اتفاقی میافتد؟» (این پرسش ما را به قلمرو حرکت، توالی رویدادها و ساختار پیرنگ هدایت میکند) [674, 675]. 2. «این اتفاق برای چه کسی رخ میدهد؟» (که ما را با شخصیتها و ابعاد گوناگون هویتی آنها آشنا میسازد) [668]. 3. «معنا و مفهوم این رویدادها چیست؟» (که ما را مستقیم به هسته مرکزی و روح اثر، یعنی «درونمایه» (Theme) میرساند) [669].
درونمایه در ادبیات، همان اندیشه، حقیقت خلاق یا معنای یگانهای است که تمامی اجزای پراکنده داستان را به یکدیگر پیوند میدهد [669]. درونمایه تبیینی هنرمندانه و عمیق دربارهی سرشت انسان، روابط اجتماعی یا وضعیت زیست بشری است [669]. تفاوت اصلی میان یک قصهگوی معمولی و یک نویسندهی تراز اول در همین نقطه آشکار میشود؛ قصهگوی معمولی تنها رویدادها را پشت سر هم ردیف میکند، اما نویسندهی هنرمند به این رویدادها معنا میبخشد و ذهن مخاطب را با حقایق عمیقتر زندگی درگیر میسازد [668, 669].
درونمایه: حقیقت وحدتبخش و ماندگار اثر
بسیاری از مخاطبان، سالها پس از خواندن یک رمان، جزئیات پیرنگ یا رخدادگاه آن را از یاد میبرند، اما درونمایه و تاثیر عاطفی-فکری آن برای همیشه در ذهنشان حک میشود [670].
نمونهای از ماندگاری درونمایه: اگر از کسی که در کودکی رمان کلاسیک «زنان کوچک» اثر لوئیزا می الکات را خوانده است، دربارهی جزئیات پیرنگ بپرسید، شاید چیز زیادی به یاد نیاورد؛ اما او بدون شک شخصیت «جو مارچ» و درونمایه ارزشمند کتاب را به خوبی به یاد دارد: اندیشهی محوریِ خانوادهای صمیمی و مهربان که با وجود تفاوتهای فردیِ عمیق، در بستر عشقی پایدار، منعطف، بخشنده و آشتیپذیر در کنار هم رشد میکنند [670].
ادبیات کودکان، درست مانند ادبیات بزرگسالان، تجسمِ «یک حقیقت مهم و ویژه است که در قالبی شایسته و با زبانی ماندگار بیان میشود» [671]. این حقیقتِ وحدتبخش، همان چیزی است که به اثر ارزش زیباشناختی میبخشد و لذتی مضاعف و عمیق از کشف حقایق بشری را به خواننده هدیه میدهد [671].
تقسیمبندی درونمایهها در ادبیات کودک
درونمایهها در داستان معمولاً به دو شیوهی کلی ارائه میشوند:
۱. درونمایهی صریح (Explicit Theme)
در این حالت، نویسنده اندیشه و پیام اصلی داستان را به شکلی مستقیم، روشن و بیپرده در قالب جملات کتاب (از زبان راوی یا شخصیتها) بیان میکند [672]. اگرچه این شیوه در ادبیات کودک بسیار رایج است (چون نویسنده میخواهد مطمئن شود کودک پیام را دریافت کرده)، اما در آثار تراز اول، این جملات به شکلی کاملاً طبیعی و در تنیدگی با تاروپود داستان بیان میشوند [672, 676]:
- «تار شارلوت» (Charlotte's Web) اثر ای. بی. وایت: در این شاهکار، فداکاری بیدریغ شارلوت برای نجات ویلبر، درونمایهی رفاقت را به زیباترین شکل عینی میکند [672]. در بخشی از داستان، ویلبر مستقیم به این حقیقت صریح اشاره کرده و میگوید: «دوستی، یکی از رضایتبخشترین کارهای دنیاست.» [673] و شارلوت نیز در جملهای صریح میافزاید: «شاید با کمک به تو، تلاش میکردم زندگی خودم را کمی معنادارتر و زیباتر کنم.» [673]
- «غبار سفید زیبا» اثر سینتیا رایلانت: نویسنده به صراحت بیان میکند که: «عشق تازه آغاز راه است و مراقبت و مسئولیتپذیریِ مستمر باید در ادامهی آن بیاید.» [673]
- «ارشد کلاس» اثر جوآنا هورویتز: این اثر بر موضوع خودباوری قومی و هویتی انگشت میگذارد [674]. آموزگار کلاس به «جولیو» (که از تبار مهاجران است) یادآوری میکند که باید به نام اسپانیایی خود افتخار کند: «نام هر کس، بخش مهمی از هویت و وجود اوست.» [674] او به بچهها میآموزد که انتخاب نماینده کلاس یک رقابت برای محبوبیت نیست، بلکه: «یک رهبر واقعی منصف است و شجاعانه پای باورهای درست خود میایستد.» [674]
- «حلقه آتش» اثر ویلیام اچ. هوکز: رمان با پرداختن به فاجعهی نژادپرستی گروه «کو کلاکس کلان»، درونمایهی صریح خود را از زبان پدر خانواده اینگونه بیان میکند: «بزرگواری و انسانیت یک بخشش خودکار و خدادادی نیست؛ بلکه فضیلتی است که باید آن را از کودکی آموخت و هر روز با جدیت رویش کار کرد.» [675, 676]
- «سال گراز و جکی رابینسون» اثر بت بائو لورد: رمانی دربارهی تجربهی مهاجرت با این درونمایهی صریح: «در میهن ما، فراتر از تفاوتهای نژادی، مذهبی یا عقیدتی، هر انسانی حق دارد که نظرش را بگوید، مسیر زندگی خود را برگزیند و برای خوشبختیاش تلاش کند.» [676]
- «شاگرد ماما» اثر کارن کوشمن: داستان دختری به نام «آلیس» که از حضیض فقر و بیهویتی، به کمک اراده و تلاش، ارزش خود را در جامعه اثبات میکند [677]. درونمایهی صریح داستان در جملات پایانی او منعکس است: «من اکنون خوب میدانم چگونه باید تلاش کرد، خطر کرد و حتی بارها شکست خورد؛ اما دلسرد نشد، دوباره برخاست و از دویدن باز نایستاد.» [677]
۲. درونمایهی ضمنی یا تلویحی (Implicit Theme)
در رمانهای هنری و عمیق، درونمایه به ندرت در قالب شعارهای صریح بیان میشود [678]. در اینجا، نویسنده حقیقت داستان را در لایههای زیرین پیرنگ، کشمکشها و رفتار شخصیتها پنهان میکند تا خودِ خواننده با تکیه بر نیروی تفکر و تخیل خود، آن را کشف کند [678]. این شیوه پویاتر است و لذت کشف ادبی را دوچندان میکند [681, 684]:
- «تار شارلوت» (در لایههای ضمنی): واژهها و کنشهای داستان به ما نشان میدهند که «دوستی واقعی مرزهای ظاهری و نژادی را درمینوردد»؛ چرا که عمیقترین پیوند عاطفی بین یک خوک سادهدل و یک عنکبوت حشرهخوار (و حتی با مشارکت یک موش صحراییِ خودخواه) شکل میگیرد [678, 679]. دوست حقیقی کسی است که فداکاریاش متقابل، بیچشمداشت و همیشگی باشد [679].
- «جاکوبی که دوست داشتهام» (Jacob Have I Loved) اثر کاترین پاترسون: داستانِ چالشهای درونی دختری به نام «ویز» که احساس میکند زیر سایهی خواهر دوقلوی محبوبش نادیده گرفته شده است [680]. درونمایهی ضمنی رمان تبیین این حقیقت است که: «هیچکس نمیتواند عشق و توجه دیگران را از ما برباید؛ بلکه این خودِ ما هستیم که باید جایگاه واقعی خود را در جهان پیدا کنیم و برای پذیرش عشق آماده شویم.» [680]
- «ماه چوپان» اثر اچ. ام. هوور: این اثر علمی-تخیلی با به تصویر کشیدن یک جامعهی طبقاتی و مرفه که بر دوش بردگان اداره میشود، این درونمایهی تلویحی را القا میکند: «دستیابی به آزادی و رهایی از بند اسارت معنوی، چنان ارزشمند است که حتی ارزش دارد به بهای جان تمام شود.» [680]
- «پسر بل پیتر» اثر روت وایت: رمانی که به زیبایی این حقیقت ضمنی را میکاود: «جذابیتهای ظاهری و زیباییهای فیزیکی هرگز بازتابدهندهی ارزش واقعی انسانها نیستند؛ بلکه این اصالتِ روح و زیبایی درونی است که هویت انسان را میسازد.» [681]
- «دخترعموها» اثر ویرجینیا همیلتون: داستان مواجههی دختری نوجوان به نام «کمی» با مرگ مادربزرگش و احساس گناه ناشی از غرق شدن دخترعموی محبوبش [682, 683]. این اثر به زیبایی این حقیقت تلویحی را عیان میسازد که «مرگ بخشی گریزناپذیر از چرخهی طبیعت است؛ برخی در کهنسالی و برخی در بهار جوانی با آن روبهرو میشوند، اما زندگی برای بازماندگان همچنان با امید ادامه دارد.» [682]
برای: توجه بیشتر
در پایان این بخش، مربیان، معلمان و منتقدان ادبیات کودک میتوانند ابعاد نظری درونمایه را با سنجههای زیر مورد ارزیابی و تفکر عمیقتر قرار دهند [254, 256]:
- فراتر رفتن از تکواژهها: چرا باید از بیان درونمایه در قالب کلمات منفردی چون «دوستی» یا «خانواده» پرهیز کرد؟ [255] تلاش کنید با نوشتن یک جملهی کامل، تفاوت بین درونمایهی واقعی داستان را با مفاهیم ساده و تقلیلگرایانه مشخص سازید [255, 256].
- بررسی ظرفیت کشف ذهنی کودک: این ایده را به بحث بگذارید که «درک و فهم یک مفهوم انتزاعی عمیق، اغلب پیش از توانایی بیان مستقیم و کلامی آن در کودک شکل میگیرد.» [254] چگونه داستانهای خلاق با درونمایههای ضمنی و تلویحی میتوانند بدون تحمیل پیامهای صریح، این رشد عاطفی و شناختی را هدایت کنند؟ [254, 260]
- کارکرد بینامتنی مجموعهها (Textsets): با طراحی مجموعهای از کتابهای همسو پیرامون یک موضوع واحد (مانند تجربهی مهاجرت یا غلبه بر انزوای فردی)، بررسی کنید که چطور خواندن موازی این آثار به مخاطب کمک میکند بدون پندآموزی مستقیم مروجان، حقیقت معنایی داستانها را شخصاً کشف و تثبیت کند [256, 257].
