مرگ بالای درخت سیب

مرگ بالای درخت سیب

کتاب «مرگ بالای درخت سیب» کتابی است در ستایش مرگ. از آن‌جایی که همه ما انسان‌ها در تمامی دوران‌ها به دنبال زندگی جاودانه هستیم، شنیدن این داستان دوباره آرزوی دیرینه‌مان را به ما یادآور می‌شود. آرزوی زیستن برای همیشه و زندگی بدون مرگ.

کتاب «مرگ بالای درخت سیب» داستان روباه پیری است که دیگر نمی‌تواند حیوانی را شکار کند. تنها خوراکی که برایش مانده سیب‌های روی درخت‌اند. اما جانوران دیگر همیشه زودتر از او به سیب‌ها رسیده‌اند، پس حالا که راسوی جادوگر برای نجات جانش از روباه می‌خواهد تا آرزویی کند، تنها چیزی که روباه می‌خواهد چسبیدن هر دزدی به درخت سیب‌اش است. آرزو برآورده می‌شود و از آن روز دیگر کسی جرات نزدیک شدن به درخت افسون شده را ندارد. تا این‌که بالاخره مرگ از راه می‌رسد. روباه فکری به سرش می‌زند و نقشه‌اش به ثمر می‌رسد. مرگ روی درخت سیب اسیر می‌شود. اما این تنها مرگ روباه است که اسیر شده نه مرگ دیگران. پس روباه همه آنانی را که دوست دارد از دست می‌دهد و دیگر آشنایی برایش نمی‌ماند. از سوی دیگر بدنش هم ضعیف و ناتوان می‌شود و بالاخره خودش بالای درخت می‌رود و مرگ را در آغوش می‌گیرد.

تصویرپردازی کتاب، تصاویری خسته ولی زنده را مقابل روی مخاطب می‌گذارد. حرکت روی مرز خیال و واقعیت یک تکنیک راهبردی دیگر برای مواجهه نرم ذهن کودک با فضای زنده مفاهیم مرتبط با مرگ است. از جالب‌ترین نکات تصویرگری این کتاب نوع تجسم مرگ است. در تصویرها چهره مرگ را ترسناک نمی‌بینیم. مرگ مثل دوستی هم‌زاد، کنار روباه انتظار می‌کشد، تا در نهایت هر دو لبخندزنان یک‌دیگر را در آغوش می‌گیرند. تصاویر ساده و جذاب است. پیر بودن روباه در تصویرها به‌خوبی مشخص است و حضور همیشگی درخت سیب لطافتی بیشتر به داستان می‌دهد.

یکی از مهم‌ترین مفاهیم هفت‌گانه در حوزه پرورش مهارت‌های شناختی کودکان مفهوم مرگ است. مرگ به‌عنوان پایان بخش زندگی، مرگ به عنوان مراقب زندگی، مرگ به عنوان منتظر در سایه نشسته همراه زندگی و مرگ به‌عنوان تقدیر مساوی همه موجودات. این سؤال که: چرا باید مُرد؟ به عنوان قدیمی‌ترین پرسش حیات بشری است که پرسش‌های نابی همچون «چرا و چگونه باید زیست؟» را طرح می‌کند. در کتاب «مرگ بالای درخت سیب» این پرسش بنیادی در پس این مفهوم مهم طرح می‌شود. فضای قصه با وسط کشیده شدن پای جادو چسبندگی به درخت به عنوان نماد ایستایی که بر زمین نمی‌افتد تلاش می‌کند تا هراس از مرگ مهاجم و نابودگر را در ذهن و ضمیر کودکان کم‌رنگ نماید. لزوم طرح مفهوم مرگ در شش سال نخستین زندگی کودکان و همراهی و تسهیل‌گری آنان برای مواجهه با این مفهوم سبب می‌شود با وسواس زیادی به کتاب‌های این ژانر نگاه کنیم و کتاب فوق از پس این بار بر آمده است.

«کاترین شرر» نویسنده اهل سوئیس کتاب «مرگ بالای درخت سیب» است. او کتاب‌های فراوانی برای کودکان نوشته و تصویرگری کرده است. «کاترین شرر» برای مجموع کتاب‌هایش در سال ۲۰۱۲ برنده جایزه «هانس کریستین اندرسن» شده است. او در سال ۲۰۱۷ نیز جایزه «کتاب کودکان و جوانان سوئیس» را برای کتاب «ریگو و رزا» دریافت کرده است.

«پروانه عروج‌نیا» مترجم کتاب «مرگ بالای درخت سیب» کتاب‌های دیگری چون «وقتی که مرگ پیش ما آمد» و «فقط همهٔ ما» را نیز ترجمه کرده است.

گزیده‌هایی از کتاب

روباه از خوشحالی فریاد می‌زند:

«هورا! گیر کردی! من بردم!

تو فقط وقتی می‌توانی دوباره پایین بیایی که من جادو را باطل کنم

و من اصلاً و ابداً چنین کاری را نخواهم کرد.

اصلاً و ابداً! چه خوب که می‌توانم برای همیشه و تا ابد زندگی کنم».

روباه شاد و خوشحال آواز می‌خواند.

مرگ لبخند می‌زند و انتظار می‌کشد.

کاربردها و فعالیت ها

پس از خواندن کتاب با پرسش‌هایی مانند نمونه‌های زیر با کودکان گفت‌وگو کنید:

  • می‌توانی داستان را برای من تعریف کنی؟
  • چرا روباه نمی‌توانست به شکار برود؟
  • نظرت در مورد آرزوی روباه چیست؟ اگر تو هم جای او بودی چنین آرزویی می‌کردی؟
  • اگر تو جای روباه بودی از راسو چه چیزی می‌خواستی؟ چرا؟

                    ادامه‌ی فعالیت‌های این کتاب را در صفحه‌ی فعالیت پیشنهادی برای کتاب مرگ بالای درخت سیب بخوانید.

شناسنامه کتاب:
عنوان اصلی:
Der Tod auf dem Apfelbaum
نویسنده کتاب:
مترجم کتاب:
ناشر
نویسنده
Kathrin Schärer, کاترین شارر
ویراستار
  • حسین شیخ رضایی
برگردان
  • پروانه عروج‌ نیا
تصویرگر
  • Kathrin Schärer
  • کاترین شارر
سال نشر
‏۱۳۹۹

ديدگاه شما

کپچا
این پرسش برای آزمایش این است که آیا شما یک بازدید کننده انسانی هستید یا خیر و نیز برای جلوگیری از ارسال خودکار هرزنامه.