شبنم عیوضی

در این صفحه می توانید اطلاعاتی از لیست کتاب ها، مقالات، خبرهای مرتبط با شبنم عیوضی را مشاهده کنید.

مادر برای مادربزرگ شیرینی پخته است و از پسرکش می خواهد آن را صحیح و سالم به دست مادربزرگ برساند. اما در بین راه پسر کوچولو و دوستانش سنجاب، پرستو و موش به شیرینی ها ناخنک می زنند و سرانجام روباه همه ی شیرینی ها را می خورد. همهس نااحت می شوند و پسرک گریه را سر می دهد اما دوستانش به او کمک می کنند که یک عصرانه از فندوق، توت فرنگی و قارچ برای مادر بزرگ آماده کند و همگی عصرانه را با مادربزرگ می خورند.
یکشنبه, ۳۰ مهر
اعضا تیم رویا موجودات کوچولویی هستند که مامور رساندن رویاها و کابوس ها به انسان ها هستند. آن ها سه قانون جاویدان دارند که در صورت سرپیچی از گروه اخراج می شوند. ورت، اسنفل، میج و هارلی در حال گذراندن دوره ی کارآموزی خود هستند و در یک گروه قرار دارند.
سه شنبه, ۳۱ مرداد
مجموعه کتاب های "ترانه بازی های ایران" ۴ بازی سنتی را در چهار جلد معرفی و شیوه ی انجام بازی را با تصویرهای کودکانه ارائه می دهد. این بازی ها تلفیقی از بازی و حرکت و ادبیات عامیانه هستند. بازی اصلی ترین راه شناخت و زبان اصلی ترین ابزار ارتباط کودک است. از سوی دیگر انجام بازی های سنتی کودکان را از کودکی با میراث فرهنگی سرزمین شان آشنا و سبب زنده ماندن این میراث معنوی ارزشمند می شود.
دوشنبه, ۲۶ تیر
اسبی بود خیلی تنبل اما نه آنقدر تنبل که تمام روز یک جا بایستد! اما یک روز جمعه نه کشاورز نه زنش نه پسرش نه دخترش نه دوره گرد نه صاحب سیرک، هیچ کدام نتوانستند این اسب تنبل را وادار کنند که از جای خود بجنبد. سرانجام وقتی که صاحب سیرک او را به یک قصاب فروخت اسب فهمید که وقت فرار است.
شنبه, ۳ تیر
الفی اتکنیز چهار سال دارد. ساعت ۹ شب است. پدر او را به رختخواب می فرستد اما الفی نمی خواهد بخوابد. بنابراین با ترفندهای گوناگون از خوابیدن طفره می رود. اول از پدر می خواهد که برایش کتاب بخواند، بعد یادش می آید که مسواک نزده است، بعد تشنه اش می شود، با ریختن آب روی تختش بابا را به دردسر می اندازد، بعد می خواهد به دستشویی برود ..... سرانجام پدر از خستگی روی زمین به خواب فرو می رود. بنابراین الفی هم تصمیم می گیرد که بخوابد چون دیگر کسی نیست که خواسته هایش را برآورده کند.
دوشنبه, ۲ آبان
الفی و دوست خیالی اش، مالکوم با جعبه ها یک قطار می سازند و پیپ پدر را به جای دودکش استفاده می کنند. آن ها با خوشحالی بازی می کنند، تا اینکه الفی متوجه یک چیز وحشتناک می شود. پیپ بابا غیب شده! الفی و مالکوم همه جا را می گردند. زیر صندلی ها و میز، داخل جعبه ها و .... همین موقع بابا می آید تو و می پرسد: ‌"پیپ منو ندیدی؟" الفی می گوید: "نه بابا"!
دوشنبه, ۲ آبان
همه می دانند که الفی از دعوا کردن و کتک کاری خوشش نمی آید. البته بعضی ها فکر می کنند او ترسو است ولی الفی می گوید فقط نمی خواهد بچه ها را بزند. هنگام دعوا الفی فرار می کند یا وانمود می کند شکست خورده است. او ترجیح می دهد دعوا زود تمام شود. اما یک روز وقتی که سه همکلاسی جدید و قلدر الفی می خواهند با او کتک کاری کنند الفی پیش همه اعتراف می کند که از دعوا کردن و کتک خوردن می ترسد. برخلاف انتظار الفی حالا همه معتقدند که او پسر واقعا شجاعی است که چنین اعترافی کرده است.
چهارشنبه, ۳۰ شهریور
در یک روز آفتابی خروس به راه می افتد تا دور دنیا سفر کند. اما به زودی احساس تنهایی می کند. بنابراین هنگامی که در راه به دو تا گربه، سه تا قورباغه، چهار تا لاک پشت و پنج تا ماهی بر می خورد پیشنهاد می کند با او همراه شوند. اما با غروب خورشید و سرد شدن هوا همسفرهایش از ادامه ی سفر و همراهی با او دست می کشند. سرانجام خود خروس هم دلتنگ خانه اش می شود و به لانه اش بر می گردد. اما همان شب در خواب و رویا به دور دنیا سفر می کند.
دوشنبه, ۳ مرداد
آن روز، یک روز سخت، وحشتناک و بد برای الکساندر بود. صبح که از خواب بیدار شد، موهایش با آدامس به هم چسبیده بود. هنگام بلند شدن از رختخواب، پایش را روی اسکیت گذاشت و زمین افتاد. بعد ژاکتش را خیس کرد. الکساندر پیش بینی کرد امروز روز چندان خوبی برایش نخواهد بود. برای همین تصمیم گرفت به استرالیا برود. آیا در استرالیا اوضاع بهتر خواهد بود؟ همه ی کودکان مانند الکساندر روزهایی را تجربه می کنند که هیچ چیز درست پیش نمی رود. این کتاب می تواند به آن ها کمک کند که این روزها را راحت تر از سر بگذرانند. نویسنده ی کتاب جودیت ویورست، روان شناس است و کتاب های بسیاری را برای کودکان نوشته است.
سه شنبه, ۲۸ تیر
کتاب «گروفالو» که هفده سال پیش منتشر شد، هم اکنون یکی از آثار کلاسیک ادبیات مدرن کودکان به شمار می‎رود و در میان کودکان بسیار محبوب است. کتاب «گروفالو»، داستان موش کوچولویی است که در جنگل به ترتیب با روباه، جغد و مار رو به رو می‌شود و برای ترساندن آن‌ها ادعا می‌کند با موجودی به نام «گروفالو» قرار ملاقات دارد و وقتی از ظاهر ترسناک و غذاهای مورد علاقه گرفالو صحبت می‌کند، هر سه فرار می‌کنند. اما موجود بعدی که موش با او رو به رو می‌شود یک گروفالوست و غذای مورد علاقه‌اش هم موش است! حالا موش کوچولو باید چه کار کند؟
چهارشنبه, ۲۵ خرداد
قرقر از قرقره نامه ای دریافت می کند. در نامه قرقره نوشته که چقدر او را دوست دارد. قرقر برای دیدنش به راه می افتد. رسیدن به او خیلی آسان نیست ولی قرقر از راه طولانی و غول یک چشم و صدای وحشتناک طوفان نمی ترسد. از خوردن خوراکی های خوشمزه چشم می پوشد. از قطب شمال تا قطب جنوب را می پیماید.... تا به قرقره برسد.
سه شنبه, ۲۴ خرداد
کتاب باغبانی در دسترس کتابی است از هانس شومان، مربی باغبانی آموزشگاه باغ بارتی مئوس هلند که تجربه های خود را در آموزش باغبانی به دانش آموزان نابینا و کم بینای بین ١٢ تا ٢٠ ساله به نگارش درآورده است. این کتاب رویکردی دیگر به باغبانی دارد و تنها به بیان دستور کار باغبانی و روش پرورش گیاهان نپرداخته است. بلکه به باغبانی به عنوان پل ارتباطی بین افراد نابینا با جامعه و دنیای بیرون نگریسته است. نویسنده لذت بردن کارورزان را پایه کار می داند و کارورزان و دیگر خوانندگان را به بهره از دیگر حواس خود فرا می خواند.
یکشنبه, ۲۱ فروردین
در یک شب مهتابی که همه‌ی خانواده در خواب و رویا فرو رفته‌اند، کیت با صدای گربه از خواب می‌پرد: « میو، میو» کیت پاسخ می‌دهد: «میو میو» کیت کم‌کم به یک گربه تغییر شکل می‌دهد و به همراه گربه‌ی سفید یک گردش شبانه‌ی شگفت‌انگیز را آغاز می‌کند. پس از آن دوباره از راه‌های آمده باز می‌گردد و به یک دختر کوچولو، خوابیده در رختخواب تبدیل می‌شود.
دوشنبه, ۱۶ اسفند
پدر و مادر خانه نیستند و حوصله ی جودی و پیتر سر رفته است. برای همین به پارک می روند. در پارک یک صفحه ی بازی پیدا می کنند؛ از آن بازی هایی که روی مقوا خانه هایی رسم شده است و بازیکن ها با انداختن تاس باید خانه ها را طی کنند. جودی و پیتر صفحه ی بازی را به خانه می برند.
سه شنبه, ۱۲ بهمن
"ماده ۱۰ قوانین استاندارد در مورد برابری فرصت ها برای معلولان چنین می گوید: "دولت ها باید فرصت ها و امکانات معلولان را برای بارور ساختن خلاقیت و توانمندی های هنری و ذهنی شان نه تنها به سود خود بلکه به سود جامعه چه در شهر و چه در روستا تضمین کنند. رقص، موسیقی، ادبیات، نمایش، هنرهای تجسمی، نقاشی و پیکره سازی نمونه هایی از این فعالیت هستند".
دوشنبه, ۸ آذر
کتاب «لالایی‌ها و ترانه‌های نوازشی، از تولد تا سه سالگی» بر پایه‌ی این اندیشه شکل گرفته است که ادبیات گزینه‌ی برتر برای پرورش ذهنی و عاطفی و روانی کودک است و «بر آن است تا نقشی را که ادبیات کودکان می‌تواند در سه سال اول زندگی، از نوزادی تا سه سالگی داشته باشد به پدران و مادران جوان یادآور شود، بخشی از مسئولیت آن‌ها که اصل است و اغلب از دیده پنهان می‌ماند.»
یکشنبه, ۱۱ مهر
غاز کوچولو و بز کوچولو در همسایگی هم زندگی می کنند و با هم دوست هستند. آن ها با هم به مهد کودک می روند و با هم بازی می کنند و البته گاهی هم دعوا. امروز غاز کوچولو از دست بز کوچولو خیلی عصبانی است چون بز کوچولو پشت سر هم وسط حرفش پریده است و به او گفته: "منقار تق تقو". به نقاشی اش خندیده، قلعه ی شنی اش را خراب کرده و به او شاخ زده است. اما این یک روی ماجراست و بز کوچولو هم حرف هایی برای گفتن دارد.
یکشنبه, ۴ مهر
آقای گام پیرمردی بداخلاق با چشم های خون گرفته است که از بچه ها و حیوانات و بازی و بلال متنفر است. خانه ی او از کثیفی و به هم ریختگی می تواند جایزه ی "شلخته ترین" را ببرد و باغچه اش از زیبایی و پاکیزگی جایزه ی "زیباترین" را! او خیلی مراقب باغچه اش است چون در غیر این صورت پری کوچولویی با ماهی تابه خدمتش می رسد. بنابراین هنگامی که یک سگ گنده ی دوست داشتنی گل های باغچه اش را می جود برای نجات باغچه و البته خودش تلاش می کند سگ را از بین ببرد...
پنجشنبه, ۳ تیر
کسی که عاشق پنیر باشد حتما با موش ها دچار مشکل خواهد شد. شاه این قصه هم پنیر خیلی دوست دارد و بهترین پنیرسازان در خدمت او هستند. بوی پنیر سبب می شود که رقیب های کوچولو به سوی کاخ سرازیر شوند.
یکشنبه, ۲۳ خرداد
 امروزه با برنامه‌های تلویزیونی، کامپیوتری و افزارهای الکترونیکی، کودکان از لذت کشف طبیعت بی‌بهره مانده‌اند. این بیماری دوران ماست. مدرسه‌ها با فوق برنامه‌های‌شان، زمان کمی برای بازی در بیرون از خانه برای کودکان باقی می‌گذارند. حتی بدون این برنامه‌ها نیز فضای سبزکافی برای لذت بخشیدن به کودکان وجود ندارد. پارک‌ها و زمین‌های بازی بسیار پیراسته و دست خورده‌اند، کنجکاوی کودکان را بر نمی‌انگیزند و فضایی برای کشف و شناخت بی‌پایان پدید نمی‌آورند.‌بخش مهمی از دوران کودکی کودکان امروز از آن‌ها دزدیده شده است: ارتباط  تنگاتنگ با طبیعت.
پنجشنبه, ۲۰ اسفند
فرانکلین خیلی هیجان زده است. او صبح خیلی زود برای رفتن به مدرسه آماده شده است. اما او کم کم احساس می کند که یک قورباغه تو شکمش می جهد و ....
چهارشنبه, ۶ آبان
چند روز است که آلفونس دیگر همان آلفونس همیشگی نیست. از شیطنت و بازیگوشی خبری نیست خیلی جدی شده و نگران به نظر می رسد. چرا؟ چون به زودی مدرسه ها باز می شوند و او برای اولین بار به مدرسه می رود. "کجاست آن آلفونس همیشگی" داستانی است برای همه کودکانی که به زودی نخستین روز مدرسه را تجربه خواهند کرد. دور شدن از پدر و مادر و ورود به محیطی جدید و ناآشنا برای همه کودکان بسیار سخت و دلهره آور است. گونیلا بری ستروم در این داستان با کودکان درباره ی این ترس و نگرانی صحبت می کند و به آن ها می گوید که در این حس تنها نیستند.
پنجشنبه, ۱۲ شهریور
روبرتا، پیتر و فیلیس مجبور هستند به همراه مادر خانه خود را ترک کنند و در یک خانه ی کوچک نزدیک راه آهن زندگی کنند، چون اتفاق ناخوشایندی برای پدر رخ داده است. مادر ترجیح می دهد که بچه ها چیزی از ماجرا ندانند اما بچه ها پس از ماجراهای مختلف از این راز با خبر می شوند و ...
شنبه, ۲۴ مرداد
۳۰۰ سال پیش از تولد مسیح، ارسطو نوجوانان را این گونه توصیف می کند: "پرشور و آتشی مزاجند و آماده اند که خود را به دست غرایز بسپارند". استانلی هال پدر مطالعه ی علمی درباره ی نوجوانی، آن را دوران "طوفان و تنش" شدید و نیز دوران توانایی فوق العاده ی جسمانی، عقلی و عاطفی می داند. فیلسوفی نیز می گوید نوجوانی با زیست شناسی آغاز می شود و با فرهنگ پایان می یابد.
چهارشنبه, ۲۱ مرداد