شبنم عیوضی
در این صفحه می توانید اطلاعاتی از لیست کتاب ها، مقالات، خبرهای مرتبط با شبنم عیوضی را مشاهده کنید.
کتاب « شایعه مثل پر همه جا پخش می شود » داستانی است عامیانه مربوط به گروهی از یهودیان که حدود ۳۰۰ سال پیش در اروپای شرقی زندگی میکردند. موضوع داستان شایعه مثل پر همه جا پخش می شود در حوزه روابط انسانی است.
چهارشنبه, ۳۱ خرداد
قصه های من و بابام مجموعهای از داستانهای تصویری است که ماجراهای جالب و خندهدار یک پدر چاق و سیبیلو و پسر دوستداشتنیاش را به تصویر کشیده است که معمولاً مشکلاتشان را به شیوههای عجیبوغریب حل میکنند.
قصه های من و بابام را اریش ازر، تصویرگر آلمانی پس از درگذشت همسرش برای سرگرم کردن پسر خردسالش خلق کرده است. در فاصله دسامبر ۱۹۳۴ و دسامبر ۱۹۳۷ نزدیک به ۱۵۷ طرح از داستانهای پدر و پسر هفتگی در مجله مصور برلین (BIZ) منتشر شدند. این داستانها به سرعت به موفقیت رسیدند و با استقبال مخاطبان روبرو شدند.
چهارشنبه, ۲۴ خرداد
کتاب «به کارگیری رویکرد مونتسوری در آموزش پیش دبستان» با هدف روشن کردن برخی اصطلاحات پیچیده مونتسوری و به روز کردن نوشتههای او نوشته شده است.
ماریا منتسوری را میتوان مادر «آموزش غیرسنتی» دانست. او روشی را در آموزش کودکان بنیانگذاری کرد که برخلاف روشهای متداول بر علایق کودکان استوار بود. در آموزشگاه او کودک، خود میآموخت و نقش آموزگار تنها راهنمایی و فراهم کردن ابزار و محیط مناسب برای آموختن بود. اکنون هزاران آموزشگاه نام او را بر خود دارند و از روش او در آموزش کودکان بهره میبرند.
شنبه, ۱۳ خرداد
داستان طنز انگار ۱۲ و ۳/۴ ساله بودن بس نبود که حالا مادرم هم می خواهد نامزد ریاست جمهوری شود! داستان دختری است به قول خودش ۱۲ و سه چهارم ساله به نام ونسا ردراک که راوی داستان نیز است. ونسا از یک سو با مشکلات دوره بلوغ سروکله میزند و از سوی دیگر نگران از دست دادن مادرش است.
او نسبت به دیگر دختران همکلاسیاش از نظر رشد جسمی عقب است و از بدن و قیافهاش ناراضی است برای همین اعتماد به نفس زیادی ندارد و فکر میکند دست و پا چلفتی است. در چنین شرایطی که او به مادرش نیاز دارد، مادرش حسابی درگیر آماده کردن خود برای ریاست جمهوری است
چهارشنبه, ۲۷ اردیبهشت
کتاب «چیزی درباره جرجی» داستان پسری است به نام جرجی با سری بزرگ و کوتوله که در کلاس چهارم درس میخواند. پدر و مادر او که هر دو هنرمند و نوازنده هستند او را بسیار دوست دارند. جرجی در مدرسه هم اوضاع خوبی دارد و با دوست صمیمیاش اندی روزگار خوشی دارد.
اما با باردار شدن مادر و دوست شدن اندی با همکلاسی جدیدشان به یک باره زندگی جرجی دگرگون میشود. جرجی احساس خطر میکند؛ او میترسد که جایگاه خود را بین پدر و مادر و دوستش اندی از دست بدهد.
شنبه, ۲۳ اردیبهشت
معرفی کتاب به به لیمو و کاکلی
کتاب به به لیمو و کاکلی روایت منظومی است که دربارهی آلودگی محیطزیست و پیامد آن یعنی نابودی ساکنان زمین هشدار میدهد.
دوشنبه, ۱۸ اردیبهشت
قلب و بطری داستان دخترکی است که همانند همه کودکان کنجکاو است و پر از سوال درباره هر آنچه که می بیند. پدرش او را به گردش میبرد و با خواندن کتابها به پرسشهایش پاسخ میدهد. اما این شرایط با رفتن پدر تغییر میکند. دخترک غمگین قلبش را از سینهاش در میآورد و درون یک بطری میگذارد و از گردنش آویزان میکند. دیگر هیچ چیز او را شگفتزده نمیکند. سالها به همین منوال سپری میشود و او بزرگ میشود. روزی در ساحل به دختری برمیخورد که کلی سوال دارد.
چهارشنبه, ۱۳ اردیبهشت
ریکی پسر ۱۰-۱۲ ساله ای است که به نظر همکلاسی هایش کمی عجیب وغریب است. حتی مادرش هم این طور فکر می کند. او خیلی دوست دارد معروف باشد ولی در هیچ چیز مهارتی ندارد؛ نه در ریاضی، نه فوتبال، نه دوچرخه سواری نه خیلی کارهای دیگر که معمولا برای پسرها مثل آب خوردن است. ریکی فکر می کند تنها مهارتی که دارد پخمه بودن است. او حتی از ظاهر خود هم راضی نیست.
چهارشنبه, ۱۱ اسفند
«دانشنامه نوزاد و نوپا» با استفاده از تصاویر، نوزادان و نوپایان را با مفاهیم پایهای همچون احساسات، اعضای بدن، رنگها، جانوران و اعداد آشنا میکند.
در «دانشنامه نوزاد و نوپا» با کمک صورتکها با شش حس شادی، غم، تعجب، نگرانی، خستگی و خشم آشنا میشوند. با سه عضو بدن، سه رنگ اصلی و اعداد ۱ تا ۵ و پنج جانور آشنا میشوند.
افزون بر این در هر تصویر جزئیاتی وجود دارد که امکان گفت و گوی بیشتر یا قصهگویی را فراهم میکند. فراموش نکنید که هنگام خواندن آن برای کودکتان به هر تصویر اشاره کنید.
چهارشنبه, ۲۰ بهمن
شنگال چیزی است بین قاشق و چنگال؛ نه قاشق است و نه چنگال. نه قاشق ها او را در جمع خود میپذیرند نه چنگالها. او روی میز غذا جایی ندارد و بسیار تنهاست.
او برای پذیرفته شدن در بین قاشقها و چنگالها سعی میکند خود را شکل آنها در آید. اما تلاشهایش برای تغییر دادن خود بیفایده است.
دوشنبه, ۱۸ بهمن
خانواده دوترلو دارای ۷ پسر هستند. کوچکترین پسرشان، یان، جثه ریزی دارد و حرف نمی زند و همین امر سبب عصبانیت پدر و مادرش است. یان عاشق درس و مدرسه و کتاب است. هم خودش و هم معلم هایش فکر می کنند که باهوش است؛ اما پدر و مادرش به چنین چیزی اعتقاد ندارند. برادران یان هم او را پسری عاقل می دانند که بدون حرف زدن تنها با نگاهش بخوبی می تواند با دیگران ارتباط برقرار کند.
شنبه, ۱۶ بهمن
می گویند کسی که روز یکشنبه به دنیا بیاید خوش شانس است. اما این موضوع در باره ی دخترک صدق نمی کند. پدر و مادرش را هرگز ندیده است و در یک پرورشگاه زندگی می کند. او حتی پدر و مادر عاریه ای هم ندارد.
همه ی بچه های پرورشگاه به جز او و کارلی، پسربچه ی کوچکی که معلولیت ذهنی دارد پدر و مادر عاریه ای دارند که یکشنبه ها به دنبالشان می آیند و آن ها را گردش می برند.
دوشنبه, ۴ بهمن
دری، دختر کوچولوی ۶ ساله دارد. دوست خیالی ای او هیولایی است به نام مری. البته دری معتقد است که هیولاهای زیادی در خانه آن ها زندگی می کنند مثل هیولای ماشین لباسشوی، هیولای جاروبرقی، هیولای توالت یا راه پله، یا هیولای سس گوجه که وقتی فشارش می دهی صدایش در می آید. خواهر و برادر بزرگترش، ویولت و لوک، دوست ندارند با او بازی کنند، از خیالبافی های او کلافه اند و معتقدند که رفتارش مثل نی نی کوچولوهاست. سرانجام روزی ویولت و لوک برای اینکه او از کارهای بچه گانه اش دست بردارد به او می گویند خانمی به نام گابل گراکر وجود دارد که نی نی کوچولوها را می دزدد.
شنبه, ۲ بهمن
چشمهای سار کوچولو ضعیف شده است و نمیتواند کتاب بخواند و باید از عینک استفاده کند. وقتی دوستانش او را با عینک میبینند به او میخندند و مسخرهاش میکنند. سار کوچولو غمگین میشود.
اما وقتی در جنگل پایش بین چوبها گیر میکند و با کمک عینکش خود را نجات میدهد، همهی سار کوچولوها هم میخواهند یک عینک داشته باشند.
این کتاب به کودکانی که دچار ضعف بینایی هستند، کمک میکند تا با رغبت بیشتری از عینک استفاده کنند.
شنبه, ۲۵ دی
المر با دیگر فیل ها فرق دارد. همه فیلها خاکستری هستند، اما او چهارخانه و رنگارنگ است و به هر کجا میرود، همه او را میشناسند. المر از این که با دیگران تفاوت دارد، چندان راضی نیست. برای همین خود را به رنگ خاکستری در میآورد تا شبیه دیگران شود. ولی حالا هیچ کس او را نمیشناسد.
کتاب »المر» به کودکان کمک میکند که خود را همان گونه که هستند بپذیرند و دوست داشته باشند. کودکان با خواندن این داستان به ارزش تفاوتها پی میبرند و به تفاوتها احترام میگذارند.
این داستان برای بلندخوانی و اجرا نمایش مناسب است.
دوشنبه, ۱۳ دی
کتاب «کمی گم شده ام» داستان جغد کوچولوی خوابآلویی است که از لانهشان بالای یک درخت بلند بیرون میافتد و گم میشود. سنجابی او را میبیند و از او میخواهد که مادرش را توصیف کند تا در یافتن او به جغد کوچولو کمک کند.
جغد کوچولو هر بار نشانهای از شکل ظاهری مادرش به او میدهد اما سنجاب هر بار او را پیش یک حیوان میبرد که اگرچه آن ویژگی را دارد اما مادر جغد کوچولو نیست. سرانجام این قورباغه است که جغد کوچولو را به خانهشان و نزد مادرش میبرد.
شنبه, ۴ دی
داستان کتاب «جنگ چهارشنبهها» در طول سال تحصیلی ۱۹۶۷-۱۹۶۸ در لانگ آیلند، نیویورک رخ میدهد، زمانی که امریکا با ویتنام در جنگ است. هالینگ هودهود پسر نوجوانی است که کلاس هفتم را آغاز کرده است. هالینگ ناچار است روزهای چهارشنبه را که همشاگردیهایش در کلیسا و کنیسه آموزشهای مذهبی میبینند با معلم ادبیاتش، خانم بیکر بگذراند. این اوقات ویژه افق جدیدی را بر روی او باز میکند.
شنبه, ۴ دی
وقتی سوسمار کوچولو سر از تخم در میآورد، مادرش کنارش نیست. او سراغ میمون، فیل، ببر و گورخر میرود تا بفهمد آنها مادرش هستند یا نه.
هر یک از این جانواران از او میخواهند صدای آن ها را در بیاورد و رفتار مخصوص آنها را انجام دهد تا مطمئن شوند مادر او هستند یا نه. سرانجام گورخر به او کمک می کند تا مادرش را پیدا کند.
در این داستان کودکان با چند جانور آشنا می شوند و اطلاعاتی درباره ی آن ها به دست می آورد، برای نمونه میمون می تواند از دم درازش آویزان شود و تاب بخورد یا فیل خرطوم دارد.
شنبه, ۲۰ آذر
کتاب « کلاه ماهی بزرگه گم شده » داستانی است درباره یک ماهی کوچولو که از کلاه یک ماهی بزرگ خیلی خوشش آمده است!
ماهی کوچولو کلاه ماهی بزرگ را در خواب میدزدد و به جایی پر از گیاه و علف میرود تا مخفی شود. او امیدوار است که ماهی بزرگ متوجه نشود و در حال فرار خود را دالداری میدهد. اما ماهی بزرگ کلاهش را خیلی دوست دارد و بلافاصله پس از بیدار شدن میفهمد که چه اتفاقی افتاده است و برای پیدا کردن دزد کلاهش به راه میافتد و برخلاف پیشبینیهای ماهی کوچک، کلاهش را پس میگیرد.
دوشنبه, ۱۵ آذر
«نویل» داستان پسر کوچکی است که به همراه خانوادهاش به خانه جدید اسباب کشی میکند. هیچکس نظر او را درباره اسبابکشی نپرسیده است. او حالا هیچ دوستی ندارد و تنهای تنهاست و بدترین بخش ماجرا هم همین است.
شنبه, ۲۲ آبان
زمستان است و برف سنگینی باریده است. در خانه جغد چندین بار به صدا در می آید. اما هیچ کس پشت در نیست. سرانجام جغد به این نتیجه می رسد که حتما زمستان است که در می زند و او را به داخل خانه دعوت می کند. زمستان با هیاهوی وارد خانه می شود، آتش شومینه را خاموش می کند، سوپ او را به یخ تبدیل می کند و خانه جغد را حسابی به هم می ریزد.
مجموعه داستان «جغد در خانه» شامل ۵ داستان بسیار کوتاه طنز در ۵ جلد مجزاست.
شنبه, ۱۵ آبان
کتاب «جنگی که نجاتم داد» داستان دختر نوجوانی است که به سبب نقص مادرزادی نمیتواند حرکت کند. داستان در سال ۱۹۳۹ سال آغاز جنگ جهانی دوم رخ میدهد، دورهای كه معلولیت جسمی معادل معلولیت ذهنی شمرده میشد.
دوشنبه, ۳ آبان
«نی آ» دختر نوجوانی است که در سال ۲۰۰۸ در جنوب سودان در شرایط سخت اردوگاه جنگی همراه با پدر و مادر و برادر و خواهرش زندگی می کند. خشکی زمین و بی آبی همه را آزار می دهد و او را وادار می کند، ساعت های طولانی در صحرا راه برود تا به آب برسد.
آن هم آبی بسیار گل آلود و آلوده .خواهرکوچکترش در اثر خوردن آب آلوده مریض می شود. پدر و برادرش به شکار می روند و او و مادر و خواهرش در خانه می مانند. نی آ و خانواده اش از طایفه ی نوئرها هستند که با طایفه ی دینکا ها دشمن هستند و مرتب در جنگ با یکدیگر.
یکشنبه, ۲۵ مهر
پس از این که پدر جکسون به بیماری ام اس مبتلا میشود و کار خود را از دست میدهد، خانواده دوران سختی را پشت سر میگذارند. آنها بسیاری از روزها چیزی برای خوردن ندارند و جکسون و خواهر کوچکش با اختراع یک بازی سعی می کنند تا گرسنگی را کمتر احساس کنند؛ اما پس از مدتی اوضاع بدتر میشود. پدر و مادر قادر به پرداخت اجاره خانه نیستند و جکسون و خواهرش باید خود را برای زندگی در یک مینی ون آماده کنند.
چهارشنبه, ۱۴ مهر