کتاب های مناسب معلمین دبستان
<p>در این صفحه شما میتوانید لیست کتابهای مناسب برای معلمین پایه دبستان را مشاهده کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر یا مشاوره در انتخاب کتاب، میتوانید از طریق تماس تلفنی یا واتس اپ با ما در ارتباط باشید.</p>
فلورا ده سال دارد. پدر و مادرش طلاق گرفته اند و او با مادرش زندگی می کند. مادر فلورا عاشق نوشتن داستان های عاشقانه است در حالی که فلورا کمیک استریپ های فانتزی را ترجیح می دهد. فلورا تنهاست و از نظر مادرش، دختری عجیب و غریب که نمی تواند با اطرافیانش ارتباط برقرار کند.
داستان از آن جایی آغاز می شود که فلورا از پنجره اتاقش شاهد مکیده شدن سنجابی در جاروبرقی همسایه شان می شود. فلورا سنجاب را نجات می دهد، سنجابی که حالا دیگر یک سنجاب معمولی نیست و می تواند شعر بگوید. مادر فلورا با نگه داری سنجاب در خانه مخالف است و از این به بعد است که ماجراهای داستان شکلی دیگر می گیرند.
چهارشنبه, ۱۷ شهریور
هانا هیولای کوچک بامزه، پشمالو و سبز رنگ یک کابوس برای محیط زیست است! او تمام چراغها را روشن میگذارد، با صدای بلند تلویزیون میبیند، وسایلی که نمیخواهد را به کسی نمیدهد، شیر آب را موقع مسواک زدن باز میگذارد، تا اینکه یک شب، در حالیکه برنامه تلویزیونی مورد علاقهاش را میبیند، برق میرود و همه جا خاموش میشود. هیولای سبز متوجه میشود دنیایی بزرگ در بیرون خانهاش وجود دارد و او میتواند تغییری در وضعیت محیطزیست به وجود آورد.
یکشنبه, ۱۴ شهریور
کتاب « میلیون ها گربه » داستان زوج پیری است که چون تنها هستند نمیتوانند خوشحال باشند. پیرزن آرزوی داشتن یک بچه گربه میکند و پیرمرد به سوی تپهای میرود که میلیونها و میلیاردها گربه روی آن زندگی میکنند. پیرمرد میخواهد زیباترین بچه گربه را انتخاب کند، اما نمیتواند. همه آنها زیبا هستند. پس به همراه میلیونها گربه به خانه بر میگردد. اما وقتی به خانه میرسند به این نتیجه میرسند این همه گربه را نمیتوانند سیر کنند.
پس از گربهها میخواهند خودشان انتخاب کنند کدامشان زیباترین است تا پیش آنها بماند. گربهها با هم دعوا میکنند. پیرمرد و پیرزن داخل خانه فرار میکنند. وقتی بیرون میآیند از گربهها خبری نیست و تنها یک گربه باقی مانده که چون فکر میکرده معمولی است، گربههای دیگر با او کار نداشتهاند. زوج پیر بچه گربه را به خانه میبرند و به او غذا میدهند. آنها معتقدند او زیباترین گربه است.
دوشنبه, ۸ شهریور
کتاب دایناسورها در قالب کمیک استریپ درباره دایناسورها، انواع آنها، ساختمان بدن، تغذیه و چگونگی دفاع و انقراض آنها اطلاعاتی به مخاطب میدهد. ارایه اطلاعات در کتاب مستقیم و خلاقانه و هم چنین عنوانبندی شده است.
یکشنبه, ۷ شهریور
این کتاب در باره بعضی از جانورانی که در باغ زندگی می کنند و هم چنین محیط زیست آن ها اطلاعاتی به مخاطب می دهد.
شیوه ارایه اطلاعات کتاب غیر مستقیم و در قالب داستان است که در آن مخاطب به مشاهده و توجه به محیط اطراف و طبیعت تشویق می شود و نکاتی علمی را در باره برخی جانوران می آموزد.
شنبه, ۶ شهریور
کتاب «سفر به خیر قطره کوچولو» داستان سفر یک قطره آب است. قطره کوچکی در ته ظرف گربه تنها است. او تصمیم میگیرد به کمک آفتاب خودش را به آسمان برساند؛ درست مثل بخار چای داغ. وقتی به آسمان میرسد هوا آنقدر سرد است که تبدیل به قطره آب میشود و سپس دانه برف و بعد میبارد و دریا و کوهها و دشت را کشف میکند.
چهارشنبه, ۳ شهریور
شخصیت اصلی داستان، دختری است به نام لیزی. او مادرش را از دست داده است و از پدرش مراقبت می کند. لیزی از تصمیم پدرش برای شرکت در مسابقه ی انسان های پرنده حمایت می کند هرچند عمه دورین با این کار سخت مخالف است. پدر لیزی تلاش می کند با استفاده از بال هایی که ساخته است پرواز کند. بال هایی از جنس پر، نخ، مقوا و ... ایمان.
دوشنبه, ۱ شهریور
کتاب «بازخوانی پائولو فریره: با تمرکز بر کودک و آموزش کودکان» بررسی یکی از مطرح ترین چهرهای روان شناسی و تعلیم و تربیت است. ناصر یوسفی، نویسنده ی کتاب که از نویسندگان و پژوهشگران حوزه ی ادبیات کودک در ایران است در پیشگفتار تأکید میکند آنچه در این اثر نوشته دریافت و بازخوانی او از اندیشههای فریره است و چه بسا دیگران تفسیر متفاوتی از آثار فریره داشته باشد. زیرا در ایران او بیشتر در مقام یکی از نظریهپردازان سوادآموزی و تفکر انتقادی مطرح شده است.
در حالی که اندیشههایش فقط به این حوزه محدود نمیشود و چهرهای چندگانه دارد. بسیاری او را فیلسوف تعلیم و تربیت میدانند. اما در کنار آن روانشناس و نظریهپرداز فرهنگ و سیاست نیز است. او یکی از منتقدان روانشناسی رفتارگرا محسوب میشود و رفتارگرایان را در شناخت آدمی ناتوان میداند. زیرا تحت تاثیر آراء «اریک فروم» از طرفداران «روانشناسی انسانگرا» است و تعریف خاص خود را از انسان دارد: «انسانی که فریره معرفی میکند برای آگاهی خود میکوشد، از موانع و محدودیتهایی که قدرتها برای او ساختهاند عبور میکند، شک میکند و سکوت خود را میشکند. انسان فریره همان قدر که منتقد است، اهل گفت و شنود است، رؤیاپرداز است، خلق میکند و به زندگی و به آینده امیدوار است»
دوشنبه, ۱ شهریور
سایمن ماشین زرد، ماشین آبی و ماشین سبز را به فردیناند میدهد و فردیناند ماشین قرمز معرکهاش را به سایمن میدهد. فردیناند میگوید: «معامله معامله است. به هم زدنش جرزنی است.» سایمن تکرار میکند: «معامله معامله است. به هم زدنش جرزنی است»
اما وقتی سایمن متوجه می شود که باز هم فردیناند به او کلک زده است، تصمیم می گیرد به او درسی بدهد.
شنبه, ۳۰ مرداد
این یک واقعیت پذیرفته شده است: زرافهها هم میخوابند! اما این جانوران زیبای خالدار وقتی میخوابند با گردن بسیار دراز خود چه میکنند؟ آن را دور خود حلقه میکنند؟ سرش را بین دو تا شاخه میگذارد؟ یا خیلی ساده گردنش را تا میکند و سرش را روی پشتاش میگذارد؟ یا از چند پرنده میخواهد که کمکاش کنند؟ با کمی تلاش میتوان روشهای مختلفی را برای خوابیدن زرافه تصور کرد، اما در نهایت فقط یکی از آنهاست که با عقل جور در میآید.
چهارشنبه, ۲۷ مرداد
لوسی دختری است که وقتی به دنیا می آید مادرش را از دست می دهد و تا هفت سالگی نزد مادربزرگش زندگی می کند. او عاشق پرنده هاست و برای لوسی که در مزرعه زندگی کرده است اکنون زندگی در شهر، با پدر، برادر ناتنی اش و زنی که به تازگی با پدرش ازدواج کرده سخت است.
لوسی از اولین روز تعطیلات تابستانی تصمیم می گیرد که دیگر تفریح نکند، او عصبانی است و می خواهد هم چون بزرگترها برای اعتراض به شرایطی که دوستش ندارد اعتصاب کند. لوسی دلتنگ است و روزها - در حالی که خود را در اتاقش زندانی کرده است ـ با خاطرات خوش گذشته زندگی می کند...
دوشنبه, ۲۵ مرداد
اگر یک روز همراه مادر به شهر بروید چه اتفاقاتی در انتظار شماست؟ اگر روزی دیگر همراه پدر به اردو بروید چه؟
کتاب «فقط من و مامان / فقط من و بابا» دو داستان در یک کتاب است. در داستان اول قهرمان داستان همراه مادر خود به شهر میرود. او قورباغه سبز، حیوان خانگیاش را نیز همراه خود آورده است. آنها برای رفتن به شهر سوار قطار میشوند، به دیدن موزه جانوران میروند و تصمیم میگیرند ناهار خود را در یک رستوران بخورند. اما همه چیز به خوبی و خوشی پیش نمیرود و قهرمان داستان مرتب به دردسر میافتد. پس از پایان این داستان میتوانید کتاب را بچرخانید و از انتها، داستان «فقط من و بابا» را بخوانید. آنها در این داستان به اردو (کمپینگ) میروند. داستان، تلاشها و اشتباه های کودک قهرمان داستان و همراهی پدرش را روایت میکند.
دوشنبه, ۲۵ مرداد
حفظ کرهی زمین و گیاهان و جانورانی که روی آن زندگی میکنند وظیفه تک تک ماست، چه کودک باشیم و چه بزرگسال. کودکان برای حفاظت از کرهی زمین چه میتوانند بکنند؟
کتاب «من دنیا را دوست دارم» راهکارهایی ساده پیش پای کودکان میگذارد تا دست به کار شوند و جهان را مکانی پاکیزهتر، سبزتر و شادتر سازند. کارهایی مانند ریختن زبالهها در سطل، عشق ورزیدن به جانوران و طبیعت، بستن شیر آب هنگام مسواک زدن، ساخت کارهای دستی هنری با مواد دورریختی و بسیاری فعالیتهای دیگر.
شنبه, ۲۳ مرداد
«من، من هستم» داستانی تصویری است درباره عاقبت خودخواهی انسانها و تاثیر واژههایی که به کار میبریم.
شنبه, ۱۶ مرداد
تریکسی، دختر کوچولویی که هنوز نمی تواند صحبت کند، همراه پدر به لباسشویی عمومی می رود تا لباس های چرک را بشویند. تریکسی خرگوش پارچه ای اش، نافل بانی را هم همراه خودش می برد. آن ها تا انتهای خیابان می روند، از میان پارک می گذرند و پس از مدرسه به لباس شویی می رسند. تریکسی به پدرش کمک می کند تا لباس های چرک را داخل ماشین لباس شویی بریزد.
دوشنبه, ۱۱ مرداد
کتاب تصویری «طبیعت چه شگفتانگیز است! تو هم همینطور!» به خوبی این مفهوم را که «وجود تنوع در طبیعت امری طبیعی است»، در روح و جان خوانندگان خود مینشاند. این کتاب خوانندگان خود را تشویق میکند تا خود را همانطور که هستند بپذیرند و با قوتها، استعدادها و ویژگیهای یکتای خود احساس شایستگی و امنیت را تجربه کنند.
کتاب «طبیعت چه شگفتانگیز است! تو هم همینطور!» به زیبایی درسهایی را از دل طبیعت و زندگی جانوران برای به کار بردن در زندگی انسانی بازگو میکند و در کنار آن اطلاعاتی علمی درباره جانوران در اختیار خوانندگان خود میگذارد. به عنوان مثال در بخشی از کتاب درباره زندگی شیرها و تلاش آنها برای شکار طعمهشان توضیح داده میشود. شیرها در ۷۰ تا ۸۰ درصد موارد تعقیب شکار خود ناموفق هستند. اما ناامید نمیشوند و دوباره و دوباره به تلاش خود ادامه میدهند تا غذای مورد نیاز خود را تامین کنند.
دوشنبه, ۴ مرداد
کتاب «چشمها» یکی از جلدهای مجموعهی «سازگاری برای بقا» است. این کتاب به شگفتیها و تنوع چشمها و قوهی بینایی در دنیای جانوران میپردازد. کتاب شرح سازگاریهایی است که چشم جانوران مختلف در تناسب با روش زندگی آنها یافته است.
کتاب چشمها، شامل این عنوانهاست: چشم انسان، دیدن در شب، در مقابل خطر، در جست و جوی غذا، دیدهبانی از آسمان، پلک سوم، دیدن در نور نامریی، چشم مرکب، دیدن در زیر آب، دیدن در آب و دیدن در هوا، چشمها تغییر میکنند، چند چشمی و بیچشمی. هر بخش شامل متن و تصاویر مرتبط و زیرنویسهای تصاویر است که توضیحات بیشتری را ارائه میدهند.
یکشنبه, ۳ مرداد
مجموعه بازی با علم شامل چهار جلد است با موضوع آب، باد، نیروی جاذبه و آینه که انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان نخستین بار در سال ۱۳۸۹ منتشر کرده است. این مجموعه چند جایزه ی بین المللی دریافت کرده و در ایران نیز برگزیده کانون پرورش فکری و کتاب سال ( قم) شده است.
کتاب « به زمین می خورم » به یکی دیگر از موضوعهای علمی یعنی نیروی جاذبه میپردازد. به منظور درک مخاطب از این موضوع علمی، آزمایشهای سادهای در کتاب ارائه شده است تا ضمن بازی و سرگرمی کودک با چیزهایی ساده و قابل دسترس، مفهومی علمی و جالب و پرکاربرد را درک کند.
شنبه, ۲ مرداد
کتاب چرا یخ ذوب می شود؟ از مجموعه «چگونه؟ چرا؟ چطور؟» است که اطلاعاتی در باره ذوب شدن یخ، تشکیل بخار و یخ زدن آب به مخاطب می دهد. مخاطب با خواندن این کتاب مشاهده، انجام آزمایش ، فرضیه سازی و سپس نتیجه گیری را می آموزد.
شنبه, ۲۶ تیر
کتاب «طبیعت و آلودگی» به پرسشهای کودکان در حوزه مسایل محیط زیستی میپردازد. متن کتاب مجموعهای از چندین طرح مسئله به شکل داستان های کوتاه و پرسشی مربوط به آن و سپس شرح و بسط نویسندگان برای کمک به اندیشیدن درباره آن پرسشهاست.
شنبه, ۱۹ تیر
هنری عاشق کتاب است،؛ اما نه آن جور که من و تو دوست داریم. او دوست داشت به جای خواندن، آنها را «ببلعد»! بله او به جای خواندن، آنها را میخورد.
هنری هر چقدر بیشتر کتاب میخورد باسوادتر میشود. اما زیاده روی در این کار سرانجام هنری را به دردسر میاندازد. او دیگر نمیتواند کتابها را هضم کند و چیزهایی که یاد گرفته است با هم قاطی میشوند.
یکشنبه, ۱۳ تیر
سفر به درون بدن از مجموعه کتاب های سفرهای علمی با اتوبوس جادویی مدرسه است. در این جلد از این مجموعه اطلاعاتی درباره بدن وقتی که بیمار می شویم به مخاطب داده می شود. شیوه ارایه اطلاعات کتاب غیرمستقیم، خلاقانه و به شکل داستان علمی تخیلی است که در آن خانم فریزل که معلم مدرسه است با اتوبوس جادویی خود بچه ها را به درون بدن کودکی که بیمار است، می برد تا بچه ها با نحوه مبارزه بدن با آن بیماری آشنا شوند.
چهارشنبه, ۲ تیر
اسم وب سایت مورد علاقه ی دیجی اردک «مزرعه ی خانوادگی» است. او می تواند در آن بازی کند و با دوستانش گپ بزند. حیوانات زیادی از جمله دوستان مدرسه ی دیجی اردک دوست دارند در این وب سایت بازی کنند. آن جا به همه خیلی خوش می گذرد! شب قبل از جشن تولد راکون، عکسی از راکون که به شکل مسخره ای درست شده است به دست دیجی اردک می رسد، دیجی اردک که به نظرش عکس راکون بامزه است، تصمیم می گیرد عکس را برای دوستانش بفرستد ولی جغد دانا دخالت میکند و به او کمک میکند تا به عواقب کار خود فکر کند.
یکشنبه, ۳۰ خرداد
بلو، پسر نوجوانی است که پدرش را از دست داده است و با مادر و خواهرش، جس زندگی می کند. او بنا به تشخیص خانم مشاور مدرسه قادر است افکار و احساسات خود را به زیبایی به قلم بکشد و بدین گونه دردهایش را بیان کند. او هم چنین می کند، اما پس از مدتی به نظرش کار احمقانه ای می آید. آن ها را پاره می کند و سعی می کند همه ی احساسات خود را در قالب داستانی به نام «وحشی» بنویسد. این داستان پر است از غلط های املایی، اما بلو معتقد است به علت آن است که کوچک است و سنی ندارد.
بلو، یکی از شخصیت های داستانش می شود. انگار که «وحشی» که شخصیت اصلی داستان اش است، خود اوست که جان گرفته است.
یکشنبه, ۲۳ خرداد