دوست تلویزیونی من

زمان انتشار: 1404/12/03 - 20:35

کتاب «دوست تلویزیونی من» یکی از آثار برجسته کریستینه نوستلینگر است، نویسنده اتریشیِ شناخته‌شده در ادبیات کودک و نوجوان که با ذهنی دقیق و ریزبینی، وضعیت‌های پیچیده دوران کودکی را در قالب داستان‌های ساده و صمیمی روایت می‌کند، بدون آنکه پیام‌های اخلاقی را مستقیم و با تحکم، به مخاطب کودک تحمیل کند. نوستلینگر در این اثر با زبان روزمره و طنزی ظریف، مرز میان واقعیت و خیال را در ذهن کودکان با یک تجربه روزانه در زندگی درهم می‌شکند.
داستان با دفترچه‌ای آغاز می‌شود که آنتون آن را نوشته است. دفترچه‌ی او مانند خاطراتِ بسیاری از کودکان، پر از جزئیات ساده و ملموس است: توضیح درباره‌ی خانواده، موقعیت‌های روزمره، نگرانی‌ها، پرسش‌های بی‌پاسخ بزرگ‌ترها و تعامل‌هایش با دنیای اطراف. خانه‌ی آنتون، در نگاه اول، همان خانه‌ی یک پسر معمولی در شهر کوچک است؛ اما با وجود دعواهای مداوم والدین و نبود توجه واقعی به احساسات او، بخشی از فضای این خانه کم‌کم به جایی از جدال‌های ناتمام، سکوت‌های بی‌ثمر و تردیدهای پنهان تبدیل می‌شود.
آنتون در دفترچه‌ی خود از اینکه والدین او را نمی‌بینند یا به او گوش نمی‌دهند شکایت می‌کند؛ دغدغه‌هایی که برای بسیاری از کودکان آشناست. این شکایت‌های کودکانه به زبانی ساده و صمیمی بیان می‌شود و به همان شکل که در ذهن یک کودک جریان دارد، روی صفحه‌ی دفترچه جاری می‌شود.
در این میان، او یک تلویزیون در اتاقش دارد که از آن برای تماشای برنامه‌های معمولی تلویزیونی استفاده می‌کند. این وسیله در زندگی او نقش مهمی دارد، نه فقط به‌عنوان سرگرمی، بلکه مانند دریچه‌ای به دنیای بیرون از دعواهای خانوادگی، فشار مدرسه و پرسش‌های بی‌پاسخ کودکانه. سپس او متوجه یک دکمه‌ی آبی روی کنترل تلویزیون می‌شود؛ دکمه‌ای که تا قبل از آن هیچ‌وقت متوجه‌اش نشده بود.
وقتی آنتون آن دکمه را فشار می‌دهد، اتفاقی غیرمنتظره رخ می‌دهد. روی صفحه‌ی تلویزیون شخصی ظاهر می‌شود که خودش را «کارل» معرفی می‌کند و با آنتون صحبت می‌کند. کارل بخشی از یک برنامه‌ی زنده و یک محتوای ضبط‌شده نیست، بلکه مانند یک شخصیت مستقل با آنتون حرف می‌زند و به او پاسخ می‌دهد.


خرید آثار دیگر کریستینه نوستلینگر


اولین واکنش آنتون خنده و شگفتی است؛ چون کارل نه فقط حرف می‌زند، بلکه به مشکلات او گوش می‌دهد، حرف‌هایش را جدی می‌گیرد و مانند یک دوست واقعی با او ارتباط برقرار می‌کند. با این ارتباط عجیب، نخستین شکاف مهم در روایت شکل می‌گیرد. خواننده به‌تدریج مفهوم حقیقت، تصویر و گفت‌وگو در زندگی کودک را بازاندیشی می‌کند.
این بخش از داستان زمینه‌سازِ تمامی ماجراهای بعدی است. یک کودک که زندگی معمولی دارد، ناگهان با شخصیتی روبه‌رو می‌شود که پاسخ‌دهنده به نگرانی‌ها، راهنمای بی‌ادعا و همراهی غیرمنتظره است. تفاوت این داستان با بسیاری آثار دیگر، در همین تضاد میان واقعیتِ روزمره و ورود ناگهانیِ «کارلِ تلویزیونی» است، کارل شخصیتی فقط خیالی و تصویری کودکانه نیست، بلکه میان واقعیت و خیال قرار دارد و با هر صفحه‌ای که آنتون در دفترچه می‌نویسد، مرزها بار دیگر جابه‌جا می‌شود.
خواننده وارد فضایی می‌شود که به ظاهر ساده و سرگرم‌کننده است، اما پرسش‌های عمیقی را درباره‌ی کنش و واکنش، گفت‌وگو، ارتباط و نقش رسانه در زندگی نوجوانان مطرح می‌کند. آنتون با کارل شروع به کاوش دل‌مشغولی‌هایش می‌کند، و همین گفت‌وگوها مسیر تحول او را شکل می‌دهد، تحولی که قرار است در بخش دوم داستان با جزئیات روایی بیشتر نمایان شود.
پس از نخستین تماس میان آنتون و کارل، رابطه‌ای آغاز می‌شود که برای آنتون از هر ارتباط دیگری در زندگی‌اش واقعی‌تر است. کارل برخلاف بزرگسالان اطراف آنتون، نه عجله دارد، نه قضاوت می‌کند و نه حرف‌های او را بی‌اهمیت می‌داند. آنتون می‌تواند بدون ترس از سرزنش یا بی‌اعتنایی، درباره‌ی نگرانی‌هایش صحبت کند، دعواهای پدر و مادر، احساس نادیده‌گرفته‌شدن، مدرسه و سردرگمی‌هایی که هیچ‌کس برایش توضیح نمی‌دهد. دفترچه‌ی خاطرات به فضایی تبدیل می‌شود که این گفت‌وگوها در آن ثبت می‌شوند و همین ساختار، حس صداقت و نزدیکی را برای خواننده تقویت می‌کند.
کارل در ابتدا بیشتر شنونده است تا راهنما. او به آنتون کمک نمی‌کند تا «درست» فکر کند، بلکه کمک می‌کند فکر کند. این نکته‌ی ظریف، یکی از نقاط قوت داستان است. کارل نه قهرمان دانای کل است و نه آموزگار اخلاق؛ او بیشتر شبیه بزرگسالی است که می‌داند مهم‌ترین نیاز کودک، دیده‌شدن و شنیده‌شدن است. همین ویژگی باعث می‌شود آنتون به او وابسته شود، این وابستگی به‌عنوان پناهی موقت در جهانی پرتنش شکل می‌گیرد.

در ادامه‌ی داستان، خواننده متوجه می‌شود که کارل فقط یک تصویر تلویزیونی نیست. حضور او به‌تدریج جنبه‌ای فیزیکی و واقعی‌تر پیدا می‌کند. این نقطه، یکی از لحظات تعیین‌کننده‌ی روایت است؛ زیرا داستان از یک خیال‌پردازی ساده عبور می‌کند و وارد قلمرویی می‌شود که در آن طنز، واقع‌گرایی و عنصر شگفت‌انگیز در هم می‌آمیزند. نوستلینگر توضیح قطعی و روشنی درباره‌ی «چگونگی» این حضور نمی‌دهد. او ترجیح می‌دهد منطق کودکانه‌ی داستان حفظ شود؛ منطقی که در آن، احساس واقعیت مهم‌تر از توضیح عقلانی است.
کارل وارد زندگی روزمره‌ی آنتون می‌شود و همین ورود، تعادل شکننده‌ی خانواده را برهم می‌زند. آنتون برای نخستین بار احساس می‌کند کسی در کنار اوست که بدون پیش‌فرض‌های بزرگسالانه، او را جدی می‌گیرد. اما این نزدیکی پیامدهایی هم دارد. آنتون ناچار می‌شود میان پنهان‌کاری و صداقت، میان اعتماد به کارل و رابطه‌اش با والدین، انتخاب‌هایی انجام دهد. این انتخاب‌ها ساده نیستند و در همین نقطه است که داستان عمق روان‌شناختی پیدا می‌کند.
رفتار والدین آنتون در برابر تغییرات او، ترکیبی از بی‌توجه‌ی، سوءتفاهم و نگرانی است. آن‌ها متوجه می‌شوند که پسرشان تغییر کرده، اما علت را درک نمی‌کنند. این ناتوانی بزرگسالان در دیدن دنیای درونی کودک، یکی از درون‌های ثابت آثار نوستلینگر است. او با لحنی انتقادی اما همدلانه نشان می‌دهد که چگونه فاصله‌ی عاطفی میان نسل‌ها شکل می‌گیرد، نه از بدخواهی، بلکه از نشنیدن.
در نقطه‌ی اوج داستان، رابطه‌ی آنتون و کارل به مرحله‌ای می‌رسد که دیگر نمی‌تواند پنهان بماند. حضور کارل، چه به‌عنوان فردی واقعی و چه به‌عنوان نماد، به چالشی جدی تبدیل می‌شود. آنتون ناچار است با این حقیقت روبه‌رو شود که هیچ دوستی حتی عجیب‌ترین و مهربان‌تری، نمی‌تواند جای مشکلات حل نشده‌ی اساسی زندگی را بگیرد. این لحظه، نقطه‌ی گذار آنتون از اتکا به بیرون به سوی رشد درونی است.
نوستلینگر نشان می‌دهد که کارل نقشی گذرا اما حیاتی در زندگی آنتون داشته است. او نیامده تا بماند؛ آمده تا چیزی را ممکن کند: گفت‌وگو، آگاهی و آغاز تغییر.


خرید کتاب درباره دوستی


«دوست تلویزیونی من» در لایه‌ی زیرین خود داستانی درباره‌ی نیاز عمیق کودک به شنیده‌شدن است. رسانه در این کتاب نه به‌عنوان دشمن، بلکه به‌عنوان جایگزینی موقت برای فقدان ارتباط انسانی ظاهر می‌شود. کارل نماد رسانه‌ای است که می‌تواند یا به ابزار فرار تبدیل شود، یا به پلی برای گفت‌وگو؛ بسته به اینکه چگونه و در چه شرایطی وارد زندگی کودک می‌شود.
از نگاه آموزشی، کتاب فرصتی کم‌نظیر برای کار با مفاهیمی چون سواد رسانه‌ای، هویت، اعتماد و رابطه‌ی کودک با بزرگسالان فراهم می‌کند. داستان نشان می‌دهد که کودک، اگر فضایی امن برای بیان داشته باشد، نیازی به پناه‌بردن به خیال یا تصویر ندارد. کارل تنها زمانی اهمیت پیدا می‌کند که گفت‌وگو در خانواده غایب است.
در محیط‌های آموزشی، این کتاب می‌تواند بستری برای بحث درباره‌ی تفاوت میان «شنیدن» و «گوش‌دادن» باشد. آنتون شنیده نمی‌شود، اما کارل گوش می‌دهد. همین تفاوت کوچک، تأثیری بزرگ بر روان کودک می‌گذارد. این موضوع می‌تواند در کلاس‌ها یا جلسات بلندخوانی به گفت‌وگویی عمیق درباره‌ی ارتباط انسانی تبدیل شود.
از نظر ساختار ادبی، انتخاب دفترچه‌ی خاطرات به‌عنوان شیوه‌ی روایت، فاصله‌ی میان خواننده و شخصیت را از بین می‌برد. خواننده نه ناظر بیرونی، بلکه همراه آنتون است. این نزدیکی، همدلی را تقویت می‌کند و اجازه می‌دهد کودک یا نوجوان، تجربه‌ی شخصیت را تجربه‌ی خود بداند.
«دوست تلویزیونی من» اثری است که با زبانی ساده، مسئله‌ای پیچیده را مطرح می‌کند: وقتی بزرگسالان گوش نمی‌دهند، کودکان به چه چیزی پناه می‌برند؟ پاسخ نوستلینگر نه محکوم‌کردن رسانه است و نه آرمان‌سازی کودک؛ بلکه دعوتی است به بازسازی رابطه، گفت‌وگو و حضور واقعی در کنار کودک.
این کتاب همچنان، با وجود گذر زمان، اثری معاصر باقی مانده است؛ زیرا مسئله‌ی اصلی آن نه تلویزیون، بلکه نیاز انسانی به ارتباط است، نیازی که شکل رسانه‌ای آن تغییر می‌کند، اما اصل آن پابرجا می‌ماند.

سال نشر
1398
ناشران
نگارنده معرفی کتاب
Submitted by mahtab-new-editor86 on