یک نویسنده، یک اثر

در صفحه‌ی «یک نویسنده، یک اثر»، محمدهادی محمدی با هر نویسنده گفت‌وگویی را درباره‌ی یکی از آثارش ترتیب داده است. در این گفت‌وگوها، به بررسی و تحلیل آثار تالیفی پرداخته می‌شود. محمدهادی محمدی از نویسندگان سوال‌هایی درباره‌ی چگونگی شکل‌گیری ایده‌ی اصلی کتاب، شخصیت‌های داستان، درون‌مایه و نوع روایت داستان و... پرسیده است.

این گفت‌وگوهای خواندنی به شما کمک می‌کند شناخت بهتری نسبت به کتاب‌ها و تفکرات نویسنده‌ی هر اثر پیدا کنید.

امیرطاها هم همین موقع‌ها بود که رفت!
گفت‌و‌گوی جادوگر بزرگ با ملکه جزیره‌ رنگ‌ها یک اثر یک نویسنده گفت‌و‌گوی محمدهادی محمدی با جمشید خانیان رفتن به سوی آثار شما همیشه برای من با زنجیره‌ای از پرسش همراه است. برای نمونه از خودم می‌پرسم، آیا این ذهنیت مدرن ادبیات کودکان ایران، قرار است باز چه چیزی را روایت کند که از این ذهنیت در آن...
زخمی در دل ترنا
یک نویسنده، یک اثر شب به خیر ترنا گفت‌وگوی محمدهادی محمدی با جمال الدین اکرمی   جناب اکرمی، پرسش‌ام را با نظر یک کارشناس و مربی ادبی کانون شروع می‌کنم. او می‌گوید:  «رمان شب بخیر ترنا کاری جذاب و امروزی ست که در بحث همذات پنداری بسیار خوب عمل می‌کند و خواننده را تا پایان داستان همراه خود می‌...
چه عجایبی دارد خلیج فارس!
یک نویسنده، یک اثر عجیب و عجیب‌های ته دریا گفتوگوی محمدهادی محمدی با طاهره ایبد «عجیب و عجیب‌های ته دریا»، یک تجربه جدید و تازه در کارتان است. ترکیبی از یک کار علمی و داستانی. می‌توانید ابتدا بگویید چگونه به این ترکیب رسیدید؟ این ایده از زمان نگارش «رمان پریانه های لیاسندماریس» در دهن من جوانه...
چرا نوکر بابا نیستی؟
یک نویسنده یک اثر من نوکر بابا نیستم! گفت‌وگوی محمدهادی محمدی با احمد اکبرپور «من نوکر بابا نیستم» تنها نام یک داستان نیست، بلکه گزاره‌های فرهنگی است که تاریخی چند هزار ساله پشت خود دارد. به مناسبات پدر و فرزندی برمی گردد. پدر مالک مطلق فرزند است و اگر او را بکشد، کیفر ندارد. این نظریه ارسطو است که...
این قدر ادای من را در نیار میمون!
یک نویسنده، یک اثر من اچونه ام! درو باز کنید گفت‌وگوی محمدهادی محمدی با سید نوید سید علی‌اکبر آقا نوید، نویسنده‌ای هستی که با سخت‌ترین قواعد زندگی بزرگسالانه بازی می‌کنی. یعنی در آن انگشت می‌کنی. نمونه آن در داستان «چرا فیلسوف نشدی» از همین مجموعه داستان یا این کتاب است. در بخشی از این داستان گفت و...
چطور می‌شود با این دوست نداشتن‌ها کنار آمد؟
یک نویسنده، یک اثر قورتش‌بده گفت‌و‌گوی محمدهادی محمدی با عادله خلیفی قورتش‌بده. هم یک کنش است، هم یک نام است و هم یک شخصیت. چگونه این ترکیب به ذهن‌تان رسید؟ زندگی هرروزه‌ی ما ترکیبی از چیزهایی است که دوست‌شان داریم و چیزهایی که دوست‌شان نداریم. این‌که کدام وزنه سنگین‎تر باشد مهم است اما این‌که...
چرا هیچ‌کس مژی را ندید؟
یک اثر یک نویسنده وقتی که مژی گم شد گفت‌وگوی محمدهادی محمدی با حمیدرضا شاه آبادی «وقتی که مژی گم شد» یکی از داستان‌هایی است که به نظرم هرکسی دست اش بگیرد، اگر چند صفحه آن را بخواند دیگر آن را نمی‌تواند زمین بگذارد. این همان چیزی است که در جهان مخاطب شناسی به آن می‌گوییم چسب ادبیات. ملاط این چسب را...
کنسروی که غول زاد!
یک نویسنده، یک اثر کنسروی که غول زاد!  گفت‌وگوی محمدهادی محمدی با مهدی رجبی کنسرو غول یک شروع نامتعارف دارد. راوی که توکا یا کرم خاکی است، خودش را با زشت‌انگاری معرفی می‌کند «خودم هم وقتی که هیکل مردنی و بدقواره‌ام را تو آینه می‌دیدم حالم به هم می‌خورد. عینک هم قضیه را بدتر می‌کرد. کلاً بچه ضعیفی...
ساعت ۵:۲۶ دقیقه بامداد جمعه ۵ دی ماه ۱۳۸۲
یک نویسنده، یک اثر حتی یک دقیقه کافی است! گفت‌وگوی محمدهادی محمدی با آتوسا صالحی زمان، بخشی از هستی ما، در این داستان نقش بسیار پر رنگی دارد. چنان‌که روی نام داستان هم آمده است. گاهی حتا تیک‌تاک ساعت را و حس زود یا دیر گذشتن‌اش را توصیف می‌کنید مانند (ص ۶۷). گاهی زمانی که کش می‌آید یا زمانی که...
شمع سارا را چه کسی روشن می‌کند؟
یک نویسنده، یک اثر برایم یک شمع روشن کن گفت‌و‌گوی محمدهادی محمدی با مریم محمدخانی «توی یخچال همه چیز نصفه نصفه بود، عین زندگی‌مان. بی‌خیال شدم، فقط وقتی آمدم بروم بیرون، چشمم خورد به آن گردنبند مامان که شکل پرنده بود و از روزی که رفته بود، مانده بود روی جاکفشی. گردنبند را انداختم گردنم و بعد یک...
گفت‌وگو با حمید اباذری درباره داستان انجمن یوزهای شریف
یک نویسنده، یک اثر انجمن یوزهای شریف گفت‌وگوی محمدهادی محمدی با حمید اباذری «انجمن یوزهای شریف» یک تجربه است از نویسنده‌ای جوان که با آرمان‌های محیط زیستی می‌خواهد دنیای روایت را با تجربه‌های حفاظت از محیط زیست سرزمین خود که به شدت آسیب دیده پیوند دهد. ناشر این اثر «انتشارات فنی ایران» است که در...