روباهی به نام پکس

روباهی به نام پکس
شناسنامه کتاب
عنوان اصلی: 
Pax
نویسنده: 
Sara Pennypacker
سارا پنی پکر
تصویرگر: 
Jon Klassen
جان کلاسن
برگردان: 
بهرنگ خسروی
ویراستار: 
حسین فدایی‌حسین, فرزانه آقاپور
ناشر: 
سال نشر: 
چاپ اول ۱۳۹۵
نگارنده: 
ویکتوریا فاتحی

کتاب « روباهی به نام پکس » داستان پسری است به نام پیتر که بچه‌روباه یتیمی را نجات می‌دهد و از او چون یک حیوان خانگی نگهداری می‌کند. پیتر که مادرش را از دست داده است به بچه‌روباه دل می‌بندد. با گذشت زمان، دوستی پیتر و بچه‌روباه عمیق می‌شود تا این که پدر پیتر مجبور است راهی جنگ شود و چون پیتر باید پیش پدربزرگش برود او را وادار می‌کند که پَکس را در بیابان رها کند.

خانه‌ی پدربزرگ از محل زندگی پیتر و از جایی که پَکس را رها کرده خیلی دور است. پیتر با گذشت یک شب و در پی گفت‌وگویی با پدربزرگ، تصمیم به رفتن می‌گیرد. پیتر برای یافتن پَکس، خانه‌ی پدربزرگش را ترک می‌کند و با دلی غمگین ولی امیدوار، راهی سفری طولانی می‌شود.
 سرانجام و پس از ماجراهایی بسیار، پیتر، زخمی و خسته، پَکس را پیدا می‌کند. از طرفی پَکس هم‌چنان در انتظار آمدن دوستش است ولی در این دوره‌ی انتظار ماجراهایی بر او می‌رود که پَکس به زندگی در حیات وحش خو می‌گیرد.

در فصل‌هایی از کتاب، داستان از منظر روباه روایت می‌شود و خواننده در روند خوگرفتنِ بچه‌روباه به زندگی در حیات وحش قرار می‌گیرد. پَکس که در کودکی مادرش را از دست داده و مانند یک حیوان اهلی بزرگ شده است، زندگی در محیط جدید برایش دشوار است. جدایی از پیتر، به پَکس فرصتی می‌دهد که به محیط جدید و دوستان تازه‌اش عادت کند. در طول داستان برای پیتر نیز اتفاق‌های می‌افتد و با شخصیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که همه‌ی آن‌چه پشت سر می‌گذارد نهایتا به درکی عمیق از زندگی و بلوغ فکری او منجر می‌شود.

کتاب « روباهی به نام پکس » داستانی غم‌انگیز و به شدت تاثیرگذار است. داستان با صحنه‌ی تلخ جدایی پیتر و پَکس شروع می‌شود.
کتاب « روباهی به نام پکس » داستانی است درباره‌ی مفاهیم عمیقی مثل دوستی انسان و حیوان، پیوند انسان با طبیعت، جنگ و مشکلات ناشی از آن و نهایتا حق آزادی برای همه‌ی موجودات. داستانی که از عشق عمیق و صادقانه‌ی نوجوانِ قهرمان داستان می‌گوید، از وفاداری، غم و اندوه انسانی.

درباره‌ی نویسنده‌ی کتاب « روباهی به نام پکس »:

سارا پِنی پِکر (زاده‌ی نهم دسامبر ۱۹۵۱ در ماساچوست)، نویسنده‌ی آمریکایی ادبیات کودکان است. او تاکنون بیش از نوزده كتاب كودك نوشته است. خانم پنی پکر یک فعال اجتماعی است و برای کمک به خواندن و نوشتن و گفت‌وگو درباره‌ی سوادآموزی همیشه در سفر است. او جایزه‌های زیادی را برای کتاب‌هایش دریافت کرده است. مجموعه کلمنتین از دیگر آثار اوست که با ترجمه نسرین وکیلی منتشر شده است.

 

گزیده ای از کتاب
  • هیچ چیز نمی‌تواند پیتر و پکس را از هم جدا کند. هیچ چیز، حتی جنگ.
  • پیتر فهمید که پَکس باید از پیش آن‌ها برود. آن دو روباه، دیگر خانواده‌ی پَکس بودند. پیتر راه درازی آمده بود ... خیلی زیاد. زانو زد، دست خود را روی کمر پَکس گذاشت. پَکس بی‌قرار بود. پیتر به اطراف نگاه کرد. جنگل حالا دیگر خطرناک به نظر می‌رسید. پر از شغال و خرس، و به‌زودی آدم‌ها هم سر می‌رسیدند و جنگ را با خودشان می‌آوردند... . پیتر به روباهش نگاهی انداخت؛  پَکس می‌خواست پیش خانواده‌ی جدیدش برود. پیتر گفت: «برو. مشکلی نیست.» اما پیتر دروغ می‌گفت... برایش خیلی دردناک بود و نفسش داشت بند می‌آمد. انگار که قلبش داشت از جا کنده می‌شد. دستش را از روی کمر پَکس برداشت. می‌دانست که اگر پَکس بفهمد رفتنش برای او چقدر ناراحت‌کننده است، از آن‌جا نمی‌رود. پیتر دوباره گفت: «برو!»
راهنما

عضویت در کانال تلگرام