شعر داغی به جاودانه از اسدالله شعبانی

شعر داغی به جاودانه از اسدالله شعبانی

از تنگ خاک، خانه برآوردم

از سنگ و شن جوانه برآوردم

خورشید را که گوهر دانایی‌ست،

از ظلمت شبانه برآوردم

آتش بر آشيانه‌ی غم بستم

آه از دل زمانه بر آوردم

با هر پرنده بال زدم، خواندم

آواز عاشقانه برآوردم

با هر گیاه، ياد ترا رُستم

چون سرخ گل، زبانه برآوردم

با هر چه کس من از تو سخن گفتم

با هر که، بس بهانه برآوردم

دستی شدم به دانش و آزادی

وز هر چه دام، دانه برآوردم

آخر نهفتی از من و چون لاله

داغی به جاودانه برآوردم!

 

اسفند

اطلاعات:
تاریخ انتشار: ۱۴۰۰-۰۱-۲۴ ۰۷:۵۰
پدیدآورندگان:
نویسنده:
نویسنده:
اسدالله شعبانی
متن سفارشی:

ديدگاه شما

کپچا
این پرسش برای آزمایش این است که آیا شما یک بازدید کننده انسانی هستید یا خیر و نیز برای جلوگیری از ارسال خودکار هرزنامه.