مرادی کرمانی: هر چیزی که من نوشته ام روایت یک فاجعه است!

مرادی کرمانی: هر چیزی که من نوشته ام روایت یک فاجعه است!

ششمین نشست ترویج کتابخوانی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۲۴ بهمن در کتابخانه مرجع کانون برگزار شد. موضوع این نشست "نیازهای اجتماعی کودکان و نوجوانان و ترویج کتابخوانی" بود. در این نشست رویا مکتبی فرد و هوشنگ مرادی کرمانی به بررسی نیازهای اجتماعی کودکان و نوجوانان و تاثیر آن در ترویج کتابخوانی پرداختند.

هوشنگ مرادی کرمانی، نویسنده محبوب کتاب های کودکان و نوجوانان که یکی از سخنرانان این نشست بود، پرداختن به مسائل اجتماعی در ادبیات کودکان را از وظایف پدیدآورگان آثار فرهنگی برای کودکان دانست. او بر اهمیت استفاده از طنز در طرح کردن این مسائل برای کودکان و نوجوانان پافشاری کرد و گفت: "ما تولید کنندگان ادبیات کودکان یا سازنده فیلم و نمایش برای کودکان نمی توانیم از محیط اجتماعی خود غافل باشیم. بدون آن نمی توانیم چیزی تولید کنیم. ما در جهانی بدون سقف زندگی می کنیم و در معرض برف و باران و گرد و خاک و آفتاب ... هستیم، اما مرتب درها را می بندیم و فکری به حال سقف نمی کنیم. هر اتفاقی که در جهان رخ می دهد کودکان ما آن را می بینند و لمس می کنند."

این نویسنده طنزپرداز که بسیاری از داستان هایش را بر اساس خاطرات دوران کودکی خود نوشته است با اشاره به آسیب های اجتماعی که در دوران کودکی تجربه کرده دلیل موفقیت آثار خود را بهره بردن از زبان طنز در بیان مسائل تلخ و ناگوار دانست و گفت:‌ "شاید نوع برداشت و موقعیتی که من در داستان هایم آن ها را به کار برده ام به گونه ای بوده است که واقعه تلخ و ناگوار را شیرین کنم. در جهان امروز مرگ، فقر، بی عدالتی و ... است. بچه ها این ها را از طریق رادیو و تلویزیون و ماهواره را می دانند. ما مرتب خبر بد می شنویم. هر چیزی که من نوشته ام روایت یک فاجعه است. حتی قصه های مجید. اما به نوعی این ها را نوشته ام که قابل خواندن باشند. من تلاش کرده ام این داستان هارا به گونه ای بنویسم که کودکان را هم آگاه کند و هم کودکان را از کتاب زده نکند. یکی از نیازهای اجتماعی این است که کودکان را وادار کنیم که بسیاری از وقایع و موقعیت ها را بدانند."

رویا مکتبی فرد عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت معلم، پژوهشگر و منتقد ادبیات، دیگر سخنران این نشست بود. او با آسیب شناسی داستان های اجتماعی نویسندگان ایرانی، دلایل استقبال نکردن کودکان از این داستان ها را ندیدن چهره خودشان در داستان ها دانست.

مکتبی فرد از داستان های اجتماعی به عنوان ابزاری برای رشد اجتماعی کودکان و نوجوان نام برد و گفت: "به واسطه رشد اجتماعی الگوها و ساختارهای ذهنی مناسب در کودک شکل می گیرد که به سازگاری و برقراری ارتباط های مناسب با دیگران کمک می کند. شخصت های داستان های اجتماعی که معمولا در گونه واقعگرا نوشته می شوند، خوراک بسیار خوبی برای الگو برداری کودکان هستند. در داستان های اجتماعی موفق فضاها و موقعیت های ملموسی خلق می شود که کودک می تواند خود را در آن فضا و موقعیت فرض کند و با شخصیت داستان همذات پنداری کند."

مکتبی یکی از دلایل موفقیت داستان های موفق را توانمندی نویسنده در فضاپردازی و تجسم بخشیدن به بستر تاریخی، اجتماعی، سیاسی ای دانست که داستان ها در آن رخ می دهد. او مشکلات داستان های اجتماعی پدیدآورندگان ایرانی را اتفاق افتادن داستان در خلا،  استفاده از فضاهای تکراری (فضاهای سنتی شهری و روستایی)، غوطه ور بودن در نوستالژی گذشته، غیبت طبقه متوسط شهری، غیبت طبقه متوسط جامعه شهری (آپارتمان های امروزی، والدین تحصیل کرده، فضاهای شهری مدرن)، فقدان اصل حقیقت مانندی، شخصیت پردازی های سیاه و سفید، نبود طنز اجتماعی و واقعگرا دانست.

او با استناد به نتیجه یک پژوهش که بر روی ۴۰۰ داستان تالیفی دهه هشتاد انجام شده گفت حضور فضاهای شهری مانند پارک، سینما، تئاتر، نمایشگاه های هنری، موزه، کتابخانه عمومی و ... در داستان های ایرانی بسیار ناچیز است. او همچنین درباره به وجود آمدن جریانی در ادبیات کودک هشدار داد که در آن اگر چه داستان در فضای مدرن و امروزی رخ می دهد اما در این داستان ها نشانی از مسائل و مشکلات این گونه خانواده ها نیست. در بیشتر این داستان ها خانواده ای آرمانی تصویر شده اند که مشکل از بیرون بر آن ها تحمیل می شود.

او با نقل قول از کتاب ادبیات کودک و نوجوان و ترویج خواندن نوشته ثریا قزل ایاغ  گفت:‌ "همیشه نخواندن دلیل برای این نیست که فرد علاقه به خواندن ندارد. گاهی به این سبب است که آن فرد ماده خواندنی دلخواه خود را پیدا نمی کند. یعنی اثری را که ارزش خواندن داشته باشد پیدا نمی کند و این نخواندن اعتراضی به پایین بودن کیفیت آن هاست. ما باید تجدید نظر کنیم، زیرا بیشتر جامعه ما را جمعیت متوسط شهری تشکیل می دهند، در حالی که این کودکان در داستان ها بسیار کم دیده می شوند و یکی از دلایلی که کتاب نمی خوانند این است که نمی توانند خود را در این داستان ها ببینند و با شخصیت های داستان ها همذات پنداری کنند."

منبع تصویرها: سایت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

ديدگاه شما