خانه‌ی هزارتو

زمان انتشار: 1404/09/08 - 16:01
عنوان لاتین
House of many ways

رمان «خانه‌ی هزارتو» یکی از آثار فانتزی برجسته‌ی دایانا وِین جونز است، داستانی که در همان جهان رمان «قلعه متحرک هاول» رخ می‌دهد. این کتاب ترکیبی از جادو، ماجراجویی، طنز، راز و رشد شخصیت است و مخاطب را به سفر در دنیایی پر از معما و انتخاب می‌برد. با ورود شارمین به خانه‌ای جادویی و پیچیده، داستان آغاز می‌شود؛ خانه‌ای که فراتر از فضای فیزیکی است و در خود درهایی دارد که به مکان‌ها و زمان‌های متفاوتی باز می‌شوند.
شارمین دختری کتاب‌خوان و آرام است که بیشتر وقت خود را به مطالعه می‌گذراند تا انجام کارهای خانه. وقتی عمویش، ویلیام، که جادوگر سلطنتی است، بیمار می‌شود، چارمین تصمیم می‌گیرد مسئولیت نگهداری خانه‌ی او را بر عهده بگیرد، با این امید که این تجربه فرصتی برای دور شدن از نظارت والدین فراهم آورد و به او امکان دهد به هدفش، کار در کتابخانه سلطنتی، نزدیک شود. اما آنچه انتظارش را می‌کشد متفاوت از انتظارات اوست و او را با چالش‌ها و مشکلات بزرگی روبه‌رو می‌کند.
خانه‌ی ویلیام مکانی معمولی نیست. درون آن، زمان و مکان به شکلی نامتعارف جریان دارد، در‌ها می‌توانند جا‌به‌جا شوند، اتاق‌هایی وجود دارند که قوانین خاص خود را دارند، و بخش‌هایی از خانه به مکان‌های دیگر یا به گذشته و آینده راه دارند. این ساختار پیچیده باعث می‌شود شارمین در همان ابتدا گیج شود و وظیفه‌ای ساده مانند مرتب کردن یا تمیز کردن خانه، به ماجرایی جادویی و چالشی بزرگ تبدیل شود. در میان این رفت‌وآمدها او با یک گربه جادویی به نام وایف آشنا می‌شود، که همراهی او را در این سفر نه‌چندان بی‌خطر بر عهده می‌گیرد.


خرید کتاب با داستان فانتزی


پسر جوانی به نام پیتر، وارد خانه می‌شود که شاگرد جادوگر عمو ویلیام است و مهارت‌های خود را دارد، اما هنوز قدرت جادوی او تحت کنترل نیست. رابطه شارمین و پیتر از ابتدا کمی پرتنش است؛ آنها با یکدیگر مشکل دارند، اما مجبور می‌شوند با هم همکاری کنند تا معماهای خانه را حل کنند و تعادل را در محیط جادویی آن برقرار سازند. در این همکاری، هر دو شخصیت رشد می‌کنند، شارمین یاد می‌گیرد مسئولیت بپذیرد و به توانایی‌های درونی خود اعتماد کند، و پیتر نیز رشد می‌کند و قابلیت‌هایش را در موقعیت‌های واقعی به کار می‌گیرد.
در میان این ماجرا، بحران بزرگ‌تری نیز در جریان است؛ خزانه‌ی سلطنتی دچار مشکل شده، بخشی از طلای سلطنتی ناپدید شده و تهدیدی بزرگ برای پادشاهی درست کرده است. شارمین و پیتر، با کمک یکدیگر و با بهره‌گیری از هوش و شجاعت‌شان، درگیر این ماجرا می‌شوند و سعی می‌کنند رازها را فاش کنند و مسیر پیش‌رو را به سمت روشنایی هدایت کنند.
در جریان داستان، شخصیت‌هایی آشنا نیز ظاهر می‌شوند؛ هاول، جادوگر معروف «قلعه متحرک هاول»، و سوفی، همسر او، با پسر کوچک‌شان. حضور آن‌ها برای طرفداران آثار پیشین جونز یادآور دنیایی بزرگ‌تر است.
در فرآیند داستان، شارمین از دختری که فقط علاقه‌مند به کتاب است، به انسانی قوی‌تر، مسئول‌تر و آگاه‌تر تبدیل می‌شود. او متوجه استعدادی جادویی‌ در خود می‌شود که از خانواده پدری‌اش به ارث برده اما تا آن زمان جدی نگرفته بود. استفاده از این جادو، در تعامل با اسرار خانه، به او کمک می‌کند تا نقش‌اش را در خانه و ماجرای بزرگ‌تر پادشاهی ایفا کند و به بلوغ شخصیتی برسد.
پیام‌های کتاب چندوجهی‌اند. یکی از اصلی‌ترین پیام‌ها درباره مسئولیت‌پذیری است. شارمین نشان می‌دهد که با وجود ترس و بی‌تجربگی، می‌تواند مسئولیت بزرگی را بپذیرد و در برابر چالش‌ها عقب‌نشینی نکند و فعال باشد. او می‌ترسد، بارها اشتباه می‌کند، اما با تکرار، یادگیری و همکاری با دیگران پیش می‌رود. از سوی دیگر، داستان روی انتخاب‌ها تأکید دارد. همان‌طور که خانه‌ی عمویش راه‌های مختلفی دارد، زندگی او نیز راه‌های زیادی دارد و او باید مسیرهایی را انتخاب کند که نه فقط به نفع خودش، بلکه به نفع دیگران نیز باشد.

کنار این موضوعات، کتاب درباره اهمیت شکل‌گیری هویت درونی است. شارمین یاد می‌گیرد که استعدادهایش محدود به کتاب‌خوانی نیستند؛ او می‌تواند جادوگر و مسئول خانه باشد و نقشی در حل مشکلات بزرگ‌تر پادشاهی ایفا کند. این پیام برای نوجوانان بسیار الهام‌بخش است، زیرا نشان می‌دهد که توانایی‌ها و ظرفیت‌های هر فرد، فراتر از آن‌ چیزی است که دیگران می‌بینند یا تصور می‌کنند.
رمان «خانه‌ی هزارتو» توازن زیبایی میان لحظات طنزآمیز و موقعیت‌های جدی برقرار می‌کند. جونز از موقعیت‌های خنده‌دار جادویی برای خلق لحظات دلپذیر استفاده می‌کند. در کنار رخدادهای طنز، او تهدید واقعی و مشکلات و چالش‌های سختی را وارد ماجرا می‌کند و تنش داستانی را حفظ می‌کند. او معانی عمیق را در قالب فضایی فانتزی بیان می‌کند، اما مخاطب احساس می‌کند که با شخصیت‌هایی روبه‌رو است که مشکلات و ترس‌های‌شان ملموس و انسانی‌اند. خانه‌ی ویلیام نیز فراتر از یک مکان فانتزی، نمادی از ذهن، هویت و مسیر زندگی است. اتاق‌هایی که تغییر می‌کنند، درهایی که به مکان‌ها و زمان‌های متفاوت راه دارند، نمادی از انتخاب‌ها و راه‌هایی است که زندگی در برابر انسان قرار می‌دهد.


خرید کتاب با داستان ماجراجویانه


یکی از جنبه‌های بسیار ارزشمند این رمان، کاربرد آن در آموزش و تربیت نوجوانان است. آموزگاران، والدین و مربیان می‌توانند از این کتاب برای بحث درباره مسئولیت‌پذیری، خلاقیت، اخلاق و رشد شخصیت استفاده کنند. خواندن داستان شارمین و تصمیم‌هایش می‌تواند زمینه‌ای برای فعالیت‌های گروهی فراهم کند. دانش‌آموزان می‌توانند اتاق‌های جادویی و نقشه‌هایی از ساختمان خیالی بکشند، یا سناریوهای جدید خلق کنند که نشان‌دهنده مسیرهای تازه باشند. این رمان می‌تواند محرکی برای پروژه‌های داستان‌نویسی نوجوانان باشد. هر خواننده می‌تواند نسخه خود را از خانه بسازد، با اتاق‌های جدید، شخصیت‌های تازه یا ماجراهای مکمل که در کتاب اصلی حضور ندارند. این فرآیند خلاق باعث تقویت تخیل، نوآوری و اعتماد به نفس آنان می‌شود و به آن‌ها یاد می‌دهد که داستان خود را بسازند و روایت‌شان را گسترش دهند.
این رمان اثر مهمی درباره دیدن جادوی زندگی روزمره است. کارهای خانه که در نگاه اول خسته‌کننده‌اند، در این خانه به امور جادویی و معنی‌دار تبدیل می‌شوند. این دیدگاه به نوجوانان یادآوری می‌کند که زندگی روزمره نیز می‌تواند سرشار از زیبایی و معنا باشد، اگر با دقت، خلاقیت و عشق به آن نگاه کنیم. همزمان، رمان زمینه‌ای برای پرورش حس جامعه‌پذیری و مشارکت فراهم می‌کند. شارمین نه فقط برای خود بلکه برای خانه، برای دوستش و برای جامعه‌اش، فردی مسئول است. او می‌آموزد که انتخاب‌ها و اقدامات شخصی می‌تواند تأثیری فراتر از خود او داشته باشد، و این درک، در مسیر تبدیل شدن به فردی بالغ و مسئول ضروری است.
رمان «خانه هزارتو» اثری دلنشین، پر از طنز، جادو و شخصیت‌های باورپذیر است که هم سرگرم‌کننده است و هم آموزنده. با سفر شارمین در دل خانه‌ی پیچیده و مرموز عمو ویلیام، خواننده همراه می‌شود و به سوی خودآگاهی، مسئولیت‌پذیری و بلوغ می‌رود.

گزیده‌هایی از کتاب

شارمین به سختی می‌توانست صدای شاهزاده خانم را بشنود، ویف که شارمین را دیده بود، در حالیکه از دیدن شارمین خوشحال بود و میو میو می‌کرد، از میان دستان پادشاه بیرون پرید. پادشاه گفت: خاطراتم رو در ذهنم زنده می‌کنه. وقتی پسربچه بودم چندباری روی سقف رفتم.

سال نشر
1401
نگارنده معرفی کتاب
Submitted by mahtab-new-editor86 on