کتاب های آموزگاران و معلمان

زیردسته‌بندی‌ها
مجموعه کتاب های «خوب نگاه کن» با عنوان های ۱- نگاه کن و به خاطر بسپار ۲- نگاه کن و تفاوت را بگو ۳- نگاه کن و مقایسه کن ۴– خوب نگاه کن و حدس بزن است که در آن ها مخاطب تشویق می شود با مقایسه کردن به تفاوت، شباهت و ارتباط بین تصاویر مختلف پی ببرد. هم چنین در این کتاب ها مخاطب با روش دسته بندی کردن و چگونگی سنجش قدرت حافظه آشنا می شود و با دیدن تصویر قسمتی از بدن یک حیوان یا شیئ می تواند حدس بزند آن تصویر متعلق به چه چیزی است.
یکشنبه, ۲۹ فروردین
پدر و فرزندی که در قطب زندگی می‌کنند، به جای سورتمه سواری روی برف مجبور می‌شوند به قایق سواری بروند؛ چون مقدار زیادی از یخ‌های قطب آب شده‌اند. آن‌ها دو توله خرس قطبی می‌بینند که تنها روی تکه‌ای یخ در آب شناورند. دخترک کنجکاو است بداند مادر توله‌ها کجاست و از پدرش درباره زندگی خرس‌های قطبی می‌پرسد. پاسخ‌های پدر دخترک را با زندگی خرس‌های قطبی و تاثیری که گرم شدن زمین بر زندگی آن‌ها دارد آشنا می‌کند. در پایان کتاب راهکارهایی ارائه شده است تا با انجام آن‌ها کودکان بتوانند به کاهش سرعت گرم شدن زمین کمک کنند.
شنبه, ۲۸ فروردین
«چند هفته پس از جدا شدن مادر و پدرم، مادر با بن آشنا شد. شاید هیچ کس را نتوانید پیدا کنید که به اندازه ی بن روسو با پدرم فرق داشته باشد. سر و وضعش مثل یکی از آن آدم های عشق طبیعت است و پدرم از آن مردهای اهل کت و شلوار و کراوات است. همسر بن سال ها پیش فوت کرده و او با دو فرزند خود زندگی می کند. توماس پنج ساله و لیدیای چهارده ساله. حالا یکسال از آشنایی مادرم و بن می گذرد و آن ها می خواهند با هم ازدواج کنند.
چهارشنبه, ۲۵ فروردین
نگارنده: زینب آقایی چارلی یازده سال دارد، او مثل بچه های دیگری که در این سن هستند حساس است و خودش هم می داند. برای نمونه هر وقت با مادر و پدرش فیلم غصه داری تماشا می کند، اولین فردی است که به هق هق می افتد و یا احساسات اش سر کوچکترین موضوعی به شدت جریحه دار می شود. زمانی که پدر و مادر چارلی با هم ازدواج کردندT عاشق هم بودند ولی خیلی وقت است که با هم خوشبخت نیستند. برای همین تصمیم گرفتند از هم طلاق بگیرند.
سه شنبه, ۲۴ فروردین
داستان کتاب «خرگوش و بازیافت» از یک روز اول هفته شروع می‌شود. آن روز سارا بعد از آمدن به خانه همه اعضای خانواده خرگوش‌ها را با شعری که تازه در مدرسه یاد گرفته کنجکاو می‌کند. در مدرسه مسابقه‌ای ترتیب داده‌اند تا بهترین پوستری که با موضوع بازیافت تهیه شود را در تقویم سالانه چاپ کنند. پس داستان بازیافت از اینجا شروع می‌شود.
سه شنبه, ۲۴ فروردین
موش موشک خیلی خرت و پرت جمع می‌کند و هیچ چیز را دور نمی‌ریزد. یک روز اهالی دهکده تصمیم می‌گیرند شهر را تمیز کنند و لوازم اضافه‌شان را در یک بازارچه حراجی بفروشند. آن‌ها از موش موشک هم دعوت می‌کنند تا با آنان همراه شود. موش موشک در ابتدا زیر بار نمی‌رود، اما بعد از این کار خوشش می‌آید و حتی بستگانش را هم به این کار تشویق می‌کند. «خانه سبز» که لوح تقدیر انخستین دوره جشنواره کتاب‌های سبز در سال ۲۰۰۹ را گرفته است، کتابی درباره بازیافت، کاهش میزان زباله و استفاده مجدد از آن‌ است.
شنبه, ۲۱ فروردین
کلاه‌های خود را سفت بگیرید! در جزیره سامسو در دانمارک بادهای تندی می‌وزد. با خواندن این کتاب مردمی دوستدار محیط‌زیست را ملاقات خواهید کرد که اکنون با افتخار خانه خود را جزیره انرژی می‌نامند. در روزگاری که افزایش تولید کربن دی اکسید یکی از معضلات مهم کشورهای سراسر دنیا است، ساکنان معمولی جزیره سامسا موفقیتی بزرگ به دست آورده‌اند، آن‌ها طی ده سال تولید کربن دی اکسید خود را تا ۱۴۰ درصد کاهش داده‌اند و از نظر وابستگی به منابع انرژی فسیلی تقریبا به استقلال رسیده‌اند.
شنبه, ۲۱ فروردین
کتاب «می‌خواهم پاندا را نجات دهم» یکی دیگر از داستان‌های دوخواهر و برادر ماجراساز یعنی لولا و چارلی است. این‌بار داستان از اینجا شروع می‌شود که روز نجات جانوران در مدرسه است و لولا و دوستش لوتا مثل همیشه ذوق‌زده‌اند. آن‌ها فکر می‌کنند که باید زرافه‌ی گردن دراز را از شر ابرها نجات دهند. اما چارلی و دوستش مارو شروع می‌کنند به توضیح دادن برای آن‌ها که برای نجات جانوران چه باید کرد. آن‌ها داستان انقراض جانوران را برای خواهرانشان بازگو می‌کنند و برای درک بیشتر خطر انقراض، به سراغ کتاب‌ها می‌روند.
شنبه, ۲۱ فروردین
کتاب «پنهان می‌شویم، پیدایمان کن» یک کتاب تصویری است که اتکای آن به جای متن، بر تصاویر است و خواننده را تشویق می‌کند جانورانی را پیدا کند که در زیستگاه طبیعی‌شان پنهان شده‌اند. آنچه در کتاب «پنهان می‌شویم، پیدایمان کن» خوزه آروئگو آمده است، همان بازی قایم باشک است که همه کودکان، تقریبا در هر جای دنیا آن را می‌شناسند.
شنبه, ۱۴ فروردین
بیلی میلر هفت ساله است و امسال به کلاس دوم می رود. در روزهای پایانی تابستان، بیلی و خانواده اش در راه قله ی راش مور و تپه های بلک در داکوتای جنوبی در بلوارث مینسوتا می ایستند تا مجسمه ی غول بزرگ سردماغ را ببینند. بیلی زودتر از همه از پله های سکو بالا می رود و هنگامی که بین پاهای عظیم الجثه ی غول می رسد، با وزش ناگهانی باد و توفان روی زمین می افتد. پس از این رخداد، بیلی بجز برآمدگی که روی سرش بوجود آمده است، مشکل دیگری ندارد.
دوشنبه, ۲۴ اسفند
کتاب بیابان های بی آب و علف از مجموعه کتاب های طبیعت ترسناک است که اطلاعات سودمندی را درباره ی بیابان ها، انواع آن ها، جانوران و گیاهانی که در بیابان زندگی می کنند به مخاطب می دهد. روش ارایه اطلاعات ترکیبی از ارایه مستقیم و خلاقانه همراه با طنز است که باعث جذب مخاطب به مطالعه کتاب می شود. از عنوان های مطرح شده در کتاب می توان به شکل پرسش و پاسخ استفاده کرد و به دانش مخاطب افزود. انتخاب موضوع و هم چنین اشاره به بیابان زایی، فاجعه کم آبی و چگونگی از گسترش بیابان ها از نکات مثبتی است که کتاب به آن ها پرداخته است.
یکشنبه, ۱۶ اسفند
اسکار از همان روز اول با برادرش، رابرت، مشکل پیدا می کند، از او خوشش نمی آید، و هیچ جوره نمی تواند با او کنار بیاید. رابطه ی تیره و تار این دوبرادر به علت توجه بیش از حد پدر و مادرش به رابرت، ادامه پیدا می کند و به مرور حادتر می شود؛ آن قدر که اسکار کاسه ی صبرش لبریز می شود ونقشه ای می کشد تا از دست رابرت خلاص شود. عملیات دک کردن کپک داستان پیاده کردن نقشه ی اسکار برای حذف رابرت است.
چهارشنبه, ۱۲ اسفند
همواره این تفکر وجود داشته است که ترجمه‌ی کتاب کودک به ویژه کتاب‌های تصویری کار ساده و آسانی است اما ریتا اویتینن، پژوهشگر فنلاندی خوانش دیگری از این فرضیه دارد و ترجمه برای کودکان را امری دشوار در عین حال همراه با حساسیت ویژه می‌خواند و معتقد است در ترجمه‌ی کتاب‌های کودکان به ویژه کتاب‌های تصویری عوامل درون متنی و برون متنی بسیاری دخیل‌اند و ترجمه برای کودکان را باید از جنبه‌های بیشماری نگاه کرد. او کتابش را در شش فصل طراحی کرده است که هر فصل خود گویای موضوعی جدا و تفکیک شده‌ای است.
شنبه, ۸ اسفند
مجموعه هنر چیست با عنوان‌های سینما، تئاتر و موسیقی کودکان را به زبان ساده با سه هنر آشنا می‌کند. در کتاب «سینما» کودکان اطلاعاتی درباره انواع فیلم و شیوه ساخت و تهیه یک فیلم آشنا می‌شوند. در کتاب «تئاتر» کودک با دنیای افسانه ای آشنا می شود که همه غیرممکن ها ممکن می شود و با دنیای شگفت انگیز تئاتر، انواع آن و فعالیت هایی آشنا می شود که برای اجرای یک نمایشنامه باید انجام شود. کودک یاد می گیرد چگونه یک نمایش خانگی اجرا کند. سرانجام کتاب «موسیقی» از زبان شگفت انگیز و دنیای اعجاب انگیزی می گوید که با کمک آن می توان بدون استفاده از کلام درباره چیزهای بسیاری سخن گفت.
پنجشنبه, ۶ اسفند
مجموعه داستان های کوتاه در چهار جلد که ماجراهای خنده داری را از زندگی روزمره و روابط یک خواهر و برادر از زبان برادر روایت می شود. او شیطنت های خود و کلک های خواهر بزرگترش را با زبانی طنز بیان می کند. بیشتر ماجراها برای خواننده آشنا است، زیرا در زندگی هر کودکی در این سن روی می دهد. خواننده با خواندن داستان ها هم می خندد و هم با شخصیت ها هم ذات پنداری می کند و مسایل زیادی می آموزد. همان داستان همیشگی
سه شنبه, ۴ اسفند
نوروز جشن جشن‌ها در فرهنگ ایران زمین و بیش تر همسایگان ما است. هستی و هسته این جشن در پیوند با مفهوم زایش و نوزایش است. از دل سرما، بهار و گرما می‌روید و می‌جوشد، از دل پیری، جوانی زاده می‌شود. به زبان دیگر، این اسطوره‌ی شگفت زیست ناهمسازها و زایش رخدادها است که از درون آن این بار داستان عمو نوروز و ننه سرما بازنمایی شده است.
دوشنبه, ۳ اسفند
کتاب های مجموعه مفاهیم بنیادی ریاضی به ترتیب عبارتند از: ۱- سوپ جلبک دریایی (تناظر) ۲- سه آتش نشان کوچولو (جور کردن و مرتب سازی) ۳- ساعت چند است؟ (ساعت) ۴- بیب بیب، ویژویژ (الگوها) ۵- هویج کمر، هویج بیشتر ( مقایسه مقادیر) ۶- بهترین رژه حشرات (مقایسه اندازه ها) ۷ – یک جفت جوراب (جفت کردن) ۸- بلدم بشمارم (شمارش اعداد) هر یک از کتاب های این مجموعه در قالب داستان، به شیوه ای غیرمستقیم و خلاق به آموزش مفاهیم ریاضی می پردازد.
یکشنبه, ۲ اسفند
خانم و آقای براون نخستین بار پدینگتون را در ایستگاه قطار دیدند. با برچسبی به دور گردنش که روی آن نوشته شده بود: «لطفا از این خرس مراقبت کنید. متشکرم.» نخستین شبی که پدینگتون در خانه ی خانم و آقای براون به حمام رفت، فاجعه ای بزرگ رخ داد؛ آب همه ی وان و حمام را برداشته بود و سیل در حال سرازیر شدن بود. به این ترتیب با حضور آقای پدینگتون خانواده براون، همیشه منتظر فاجعه ای هستند. برای جاناتان و جولیا، فرزندان خانواده براون، ماجراها و خرابکاری های این خرس سرگرم کننده است. خانم و آقای براون هم پذیرفته اند که زندگی با وجود یک خرس در خانه بسیار هیجان انگیزتر است.
سه شنبه, ۲۷ بهمن
وقتی خانم آموزگار قرار است یک خبر خوب به ما بدهد، چقدر هیجان داریم. وقتی به یک جشن تولد دعوت شده ایم، وقتی قرار است یک شام خوشمزه بخوریم یا وقتی با دوستان مان مشغول یک بازی خوب هستیم، چقدر خوش حالیم. گاهی آن قدر هیجان داریم که حتی نمی دانیم چه باید بکنیم. گاهی هم دل مان می خواهد، از شادی جیغ بکشیم و خبرهای خوب را با صدای بلند به همه بدهیم، اما اگر مزاحم دیگران بشویم چه؟ پس چه کار کنیم؟
دوشنبه, ۲۶ بهمن
به‌روز شده در دی‌ماه ۱۴۰۴مرگ پایدارترین و برگشت ناپذیرنرین شکل فقدان است. اما با این حال مرگ همسایه زندگی است. باید زندگی را با مرگ زیست. امروزه موضوع مرگ و آشنا کردن کودکان با آن، پدیده‌ای رایج در ادبیات کودکان شده است. در ابتدای این مقاله نویسنده نگاهی مقایسه ای به موضوع مرگ در کتاب‌های «دختر انار»، «قورباغه و آواز پرنده»، «فرشته پدربزرگ» و «فراتر از یک رؤیا» کرده است تا موضوع مرگ و فقدان در کتاب «‌ فراتر از یک رؤیا» را بررسی کند.
یکشنبه, ۲۵ بهمن
معدن زغال سنگ کجاست، داستان همه کارگران معدن‌کاری است که خوشی‌ها و زیبایی‌های زندگی را به ناگزیر می‌گذارند و به دل زمین می‌روند. آن جا که سنگ و تاریکی است. آن جا که هوای تازه و خورشید نیست. آن‌ها کار می‌کنند تا خانواده خود را نان دهند و از برآیند کار خود کودکانشان زندگی بهتری داشته باشند. این داستان فداکاری کارگران معدن است که برای زندگی بهتر همه انسان‌ها تلاش می‌کنند. در این داستان کودکان در روایتی عاطفی می‌آموزند که رنج و کار این کارگران فداکار را سپاس گویند.
شنبه, ۲۴ بهمن
کتاب «آدم برفی و گل سرخ»، جرعه‌ای از خیال است برای نوشیدن. نوشیدنی گرم در زمستانی سرد. کتاب «آدم برفی و گل سرخ» خیال‌های دخترکی است که از مرزهای جهان منطق می‌گذرد و با گفت وگو با آدم برفی که ساخته ذهن اش است، می‌خواهد تفاوت میان عقل و مهر را بشناسد. روایتی که این دو پا به پا پیش می‌برند بیش تر مانند شعری است که می‌توان حس کرد، اما نمی‌توان به زبان آورد.
چهارشنبه, ۲۱ بهمن
کتاب «پسرم می یو» داستان پسر ۹ ساله یتیمی است که فرزندخوانده زن و شوهری ظالم است. آن‌ها که از پسربچه‌ها بیزارند و همیشه از او می‌خواهند که جلو چشم نباشد. می یو آرزو دارد پدری مهربان همانند پدر دوستش بن داشته باشد.
چهارشنبه, ۱۴ بهمن
حس می کنم با دستم، من می بینم با چشمم، من می چشم با این زبون، صداها را من با گوشم می شنوم و بو می کنم با بینی مجموعه ی پنج جلدی است که اطلاعاتی را در باره ی حس های لامسه، بینایی، چشایی، شنوایی و بویایی به مخاطب می دهد. اطلاعات به شیوه ای بسیار ساده ارائه شده است و به سبب شعر گونه بودن زبان می تواند برای گروه سنی قید شده در کتاب جذاب و گیرا باشد و به درک بهتر مفاهیم مطرح شده در کتاب کمک کند. مربی می تواند با تشویق کودکان به گفت و گو درباره ی تصاویر کتاب خلاقیت آن ها را تحریک کند.
سه شنبه, ۱۳ بهمن