نویسنده: اما کانتور (Emma Cantor)
مقدمه
تنها ۳ درصد از کل کتابهای منتشرشده در ایالات متحده، آثار ترجمهشده هستند؛ حسابی که اگر تنها به بخش داستان محدود شود سهم بسیار کوچکتری دارد و در حوزه ادبیات کودک و نوجوان، این سهم حتی ناچیزتر هم میشود.
به مناسبت «ماه جهانی ادبیات کودک»، با ۱۲ تن از متخصصان و فعالان حوزه نشر — که بسیاری از آنان در ناشران مستقل اما قدرتمند فعالیت میکنند — درباره وضعیت فعلی کتابهای کودک ترجمهشده و تلاشهایشان برای اصلاح این عدم تعادل از طریق ورود صداهای تازه از سراسر جهان گفتگو کردهایم.
۱. مزایا و موانع ورود داستانهای فرامرزی
انگوس یوئن-کیلیک (Angus Yuen-Killick)، بنیانگذار و مدیر انتشارات رد کامت (Red Comet Press)، مزایای جستجوی داستان فراتر از مرزها را اینگونه خلاصه میکند:
«دنیای نشر کودک در خارج از آمریکا بسیار غنی و متنوع است. بیرون آمدن از حباب خود و ارتباط با ویراستاران و پدیدآورندگان جهانی، بسیار تازه و الهامبخش است.»
اگرچه او از حمایت چشمگیر متولیان و علاقهمندان به کتابهای ترجمهشده یاد میکند، اما به موانع فراوانی نیز اشاره دارد که برخی از آنها از تفاوتهای بنیادیِ فرهنگی و هنری ریشه میگیرند.
یائل برنشتاین (Yael Bernstein)، بنیانگذار انتشارات تاپیوکا استوریز (Tapioca Stories) — که بر کتابهای اسپانیایی و پرتغالیزبان تمرکز دارد — میگوید:
«ورود ادبیات بینالمللی به بازار آمریکا به خودی خود چالشبرانگیز است و در حوزه کودک این چالشها دوسویه میشوند. اگرچه هر انسانی میتواند با داستانهای ما ارتباط بگیرد، اما کتابهای تصویری ما به دلیل خاستگاه آمریکای لاتینی خود، از نظر روایت و زیباییشناسی، رویکرد متفاوتی دارند.»
او معتقد است بزرگسالان به عنوان «دروازهبانان» ورود کتاب به دنیای کودکان، سختتر متقاعد میشوند:
«بزرگسالان چارچوبهای فکری تثبیتشدهای دارند و ممکن است با محدود کردن دسترسی کودکان، امکان گسترش افق دید آنها را با داستانهای زیبای جهان سلب کنند.»
کاتلین مرز (Kathleen Merz)، مدیر تحریریه انتشارات اردمنز (Eerdmans Books for Young Readers)، معتقد است با وجود تغییر نگرشها در سالهای اخیر:
«هنوز مقاومت پررنگی در برابر کتابهایی وجود دارد که بیش از حد عجیب، تاریک یا ناآشنا — در یک کلمه: "بیش از حد خارجی" — تلقی میشوند. به ازای هر خوانندهای که تشنه تنوع زیباییشناختی آثار بینالمللی است، فرد دیگری وجود دارد که از حس ناآشنایی فرار کرده و اثر ملموستر و آشناتری میخواهد.»
سارا گیل (Sarah Gale)، ویراستار و مدیر تبلیغات در انتشارات الزور ادیشنز (Elsewhere Editions) و آرکیپلاگو (Archipelago Books)، گزارشهای مشابهی از کتابفروشان شنیده است:
«برخی والدین تصور میکنند کتابهای تصویریِ خارج از حوزه زبان انگلیسی ممکن است برای فرزندانشان بیش از حد فکری، پیچیده یا مبهم باشد. اما برای تیم ما، ناآشنا بودن هرگز به معنای بیارزشی نیست. اگر هنر، تازه، الهامبخش و متمایز باشد، ما را جذب خواهد کرد.»
۲. پدیده خودسانسوری پیشگیرانه و ترس از حاشیه
دبی بیبو (Debbie Bibo)، بنیانگذار آژانس ادبی بیبو، نسبت به شیوع «خودسانسوری پیشگیرانه» هشدار میدهد:
«از ویراستاران تا مدیران هنری، همه از آزردهشدن احتمالی خواننده، معلم، والد، منتقد یا کتابفروش میترسند؛ تا جایی که پیش از وقوع هر حاشیهای، دست به اصلاح یا حذف کلمات و تصاویر میزنند. این ترس از نقد و سانسور، به چرخهای معیوب بدل شده که نه تنها اصالت اثر و پدیدآورنده، بلکه هوش و درک خواننده را نیز زیر سؤال میبرد.»
بیبو که نمایندگی پدیدآورندگانی از برزیل، بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایرلند، ایتالیا، ژاپن، لهستان، روسیه، اسپانیا، تایوان و آمریکا را بر عهده دارد، میافزاید:
«رسالت اصلی ترجمه کتاب کودک، آشنایی خوانندگان جوان با فرهنگها، ایدهها و دیدگاههای تازه است؛ دقیقاً به این دلیل که این آثار همزمان نمایانگر واقعیتهایی شبیه به زندگی خودشان و در عین حال متفاوت از آن هستند.»
برنشتاین نیز همعقیده است که همین حس ناآشنایی، نقطه قوت کتابهای ترجمهشده است:
«ما میخواهیم خوانندگان خردسال انگلیسیزبان را با روایتهای گوناگون غافلگیر کنیم تا به بزرگسالانی همدلتر، تیزبینتر و متفکرتر تبدیل شوند. خوشبختانه کودکان این داستانها را با تمام ویژگیهای منحصربهفردشان میپذیرند و از آنها لذت میبرند، زیرا هنوز در مرحله شناخت دنیای پیرامون خود هستند.»
۳. نگرشهای فرهنگی و جایگاه تاریخی
کلودیا زوئی بدریک (Claudia Zoe Bedrick)، ناشر و مدیر هنری انتشارات شیر افسونشده (Enchanted Lion Books) — که در سال ۲۰۰۳ تأسیس شد — از پیشگامان توجه به ادبیات ترجمهشده است. او از تردیدهای مداوم در این حوزه شگفتزده است:
«ادبیات کودک در آمریکا عملاً بر پایه اسطورهها، افسانهها و داستانهای ترجمهشدهای چون پینوکیو بنا شده است. با این حساب، چرا کتابهای ترجمهشده را قلب سنت ادبی کودکان خود ندانیم؟ ما کلیشههای فرهنگی مبنی بر "دشوار یا خارجی بودن" این کتابها را نادیده میگیریم. از نظر ما، کتابهایی خطرسازند که پیامهای تجاری، سادهانگارانه و سطحی را انتقال میدهند.»
گیل نیز تأکید دارد که:
«کودکان مشتاق تجربه احساسات پیچیده و سبکهای هنری جدید هستند. وقتی در نمایشگاهها کتابها را مستقیماً به دستشان میدهیم، این استقبال را میبینیم. هرچه کودکان بیشتر با این آثار ارتباط بگیرند، کتابفروشان نیز شجاعت بیشتری برای ریسک روی عناوین بینالمللی پیدا خواهند کرد.»
۴. موانع اقتصادی و ساختاری
جنیفر آلیس درو (Jennifer Alice Juvit)، ویراستار ارشد انتشارات رستلس بوکس (Restless Books) و بخش کودک آن یاندر (Yonder)، چالش اصلی را مسائل مالی میداند:
«پرداخت پیشپرداخت به پدیدآورنده و دستمزد مناسب به مترجم، هزینههای خرید را دو تا چهار برابر یک اثر بومی انگلیسیزبان افزایش میدهد. همچنین هزینههای بالای چاپ کتابهای تصویری و مصور، بازگشت سرمایه را بسیار دشوار میسازد؛ مگر آنکه کتاب به یک اثر پرفروش (فروش بیش از ۶۰۰۰ نسخه برای یک ناشر کوچک) تبدیل شود. با این حال، در نهایت این کیفیت داستانسرایی است که ارزش سرمایهگذاری را تعیین میکند.»
مسئله مقیاس بازار نیز مانع دیگری است. راشل لاوسون (Rachel Lawson)، ناشر انتشارات گکو پرس (Gecko Press) — از نیوزیلند که به زیرمجموعه انتشارات لرنر (Lerner Publishing Group) پیوسته — میگوید:
«وسعت بازار آمریکا یک چالش بزرگ است. ایجاد فضا برای نویسندگان و تصویرگران خارجی که نمیتوانند برای تبلیغ اثر، حضور در تورهای کتاب یا برنامههای حضوری سفرهای فرامرز داشته باشند، بسیار دشوار است. ما تلاش میکنیم این خلاء را با تولید محتوای ویدئویی، فضای مجازی و همکاری با متخصصان روابط عمومی جبران کنیم.»
نیک توماس (Nick Thomas)، مدیر تحریریه انتشارات لوین کوئیدو (Levine Querido) — که توسط آرتور ای. لوین در سال ۲۰۱۹ تأسیس شد — زمان و تلاش لازم برای ارزیابی آثار را مانع اصلی میداند:
«کشف اثر مناسب، ارتباط با ناشران خارجی، آژانسها و مترجمان، فرایندی زمانبر است که به کارهای جاری افزوده میشود.»
با این حال، این انتشارات تاکنون آثار درخشانی مانند کتاب برنده جایزه بچلدر (Batchelder Award) با عنوان «پاردالیتا» اثر جوآنا استرلا و کتاب «دنیای حلقهدار دریا» اثر ماریا گارسیا اسپرون را به بازار عرضه کرده است.
هادی برکت (M. Hadi Barkat)، مدیرعامل انتشارات سوئیسی هلوتیک (Helvetiq) — که در سال ۲۰۲۲ شعبه آمریکای شمالی خود را راهاندازی کرد — از ساختار چندزبانه تیم خود میگوید:
«تیم ۲۰ نفره ما به بیش از دوازده زبان صحبت میکنند. البته ما دو چالش را دستکم گرفته بودیم: اول، زمانبر بودن فرایند توزیع و حملونقل بینالمللی، و دوم، حاشیه سود کمتر در بازار آمریکا. به همین دلیل مجبوریم با تمرکز بر طراحیهای خلاقانه به جای چاپهای پرهزینه، اعتبار کیفی خود را حفظ کنیم.»
۵. چالشهای بازاریابی و موفقیتهای امیدبخش
مرز از انتشارات اردمنز، عدم حضور فیزیکی نویسندگان در مدارس و کنفرانسها و همچنین محدودیتهای زبانی را از عوامل عدم شناخت کافی عناوین بینالمللی میداند.
جوی بین (Joy Bean)، مدیر تحریریه آرکتیس بوکس (Arctis Books USA)، به یک پارادوکس اشاره میکند:
«بسیاری از نویسندگان ما در کشور خود برنده جوایز بزرگ و از پرفروشترینها هستند، اما در آمریکا نویسندگان تازهکاری محسوب میشوند که هیچ سابقهای ندارند. ما سعی میکنیم این خلاء را با تمرکز بر شبکههای اجتماعی و ارتباط مستقیم با کتابداران و معلمان پر کنیم.»
انتشارات آرکتیس با انتشار سهگانه فانتزی «حلقههای کلاغ» نوشته سیری پترسن از نروژ به موفقیتهای خوبی دست یافته است.
بدریک از انتشارات شیر افسونشده میافزاید:
«هیچ فرمول جادویی برای فروش وجود ندارد. آنچه ما را هدایت میکند، اشتیاق عمیق به سبکهای روایی و تصویرسازی متفاوت است. حتی کتابهایی که به موفقیت بزرگ تجاری نمیرسند، جایگاه خود را در میان خانوادهها و خوانندگانی که قدرشان را میدانند پیدا میکنند.»
عناوین این انتشارات تاکنون جوایز معتبری از جمله سه نشان افتخار بچلدر را در یک سال کسب کردهاند.
ریچارد هارول (Richard Harwell)، مدیر بخش آمریکای شمالی انتشارات هلوتیک، میگوید:
«ما شعبه آمریکا را راهاندازی کردیم تا مستقل از سلیقه ویراستاران آمریکایی، کتابهای محبوبمان را با مضامین جهانی و رویکردهای بومی منتشر کنیم. رمانهای گرافیکی غیرداستانی ما مانند «بیگ بنگها و سیاهچالهها» و «در هم کوبیدن پدرسالاری» با استقبال بسیار بالایی مواجه شده و در آستانه فروش ۱۰ هزار نسخهای قرار دارند.»
یوئن-کیلیک از انتشارات رد کامت نیز خاطرنشان میسازد که انتظارات ناشران کوچک متناسب با حجم کارشان است و همین امر ریسکپذیری آنها را بالا میبرد. این انتشارات اخیراً با کتاب تصویری و بیکلام «پروانه زرد» اثر اولکساندر شاتوخین (درباره جنگ اوکراین از نگاه یک دختربچه) و کتاب «غلت، رول، نخود فرنگی کوچک» اثر سیسیل برگام به موفقیت و چاپهای مجدد دست یافته است.
۶. چشمانداز آینده و نقش جوایز
برکت نقش مترجمان را کلیدی میداند:
«آنها پرشور، بااستعداد و سختکوش هستند. ما همواره نام مترجمان را روی جلد درج میکنیم زیرا شایسته تقدیر ویژه هستند.»
برنشتاین نیز از کتابفروشیهای مستقلی که قفسههای ویژهای را به کتابهای کشورهای مختلف اختصاص میدهند، قدردانی میکند.
متخصصان بر نقش پررنگ جوایزی مانند «جایزه بچلدر» تأکید دارند اما خواستار توجه بیشتر هستند. مرز و توماس هر دو پیشنهاد میدهند جایزه جدیدی — تلفیقی از «جایزه کالدکات» (Caldecott Medal) و «جایزه بچلدر» — برای تقدیر اختصاصی از «تصویرسازی و هنر کتابهای مصور بینالمللی» شکل بگیرد تا توجه بازار به زیباییشناسی فرامرزی جلب شود.
در نهایت، لاوسون از انتشارات گکو با اشاره به زمینه فراملی ادبیات میگوید:
«برای من حیاتی است که کودکان با این احساس بزرگ شوند که بخشی از کل جهان هستند. ما در کشورها و زبانهای دیگر کارها را متفاوت انجام میدهیم، اما تفاوت لزوماً ترسناک یا اشتباه نیست. همانطور که فرانک کاترل-بویس اشاره میکند، خواندن ادبیات بینالمللی به کودک این حس را میدهد که "دنیا متعلق به اوست" و او نیز به این جهان تعلق دارد.»
