دست‌نوشته بانو توران میرهادی در کتاب گفت‌و‌گو با زمان

دست‌نوشته بانو توران میرهادی در کتاب گفت‌و‌گو با زمان

نسل ما آرام‌آرام خداحافظی می‌کند و به دیار باقی می‌رود.

مرتضی زربخت، حسن مرندی، صابری فومنی، شاملو، اخوان ثالث، بیرشک و ...

و حال خانم مافی، معصومه سهراب

ما که بودیم و چه کردیم؟

ما فرزندان انقلابیون مشروطیت و آغازگران سازندگی ایران بودیم.

این نسل ماست.

نامش را گذاشته‌ام نسل خدمت بی‌شائبه، بدون انتظار. نسلی که عاشقانه ایران و ایرانی را دوست دارد و پایداری و کار فرهنگی را از مردمش آموخته است.

این نسل را دوست داریم؟

چگونه دوست داشتن؟

اگر واقعاً دوست داریم یک‌بار دیگر مرحله‌ای از تاریخ کشورمان را مرور کنیم، ببینیم، بسنجیم و تغییر جهت‌ها را درک کنیم و در جهت آرمان‌های نسلی که دوست داریم قدم برداریم.

موفقیت فردی را به موفقیت جمعی تبدیل کنیم.

فرهنگ خودی را درست بشناسیم و ارزش جهانی آن را درست درک کنیم.

به‌جای من، ما را بگذاریم.

آنچه را که در کار و تلاش عزیزان ما ساخته‌اند حفظ کنیم و پیش ببریم.

نگرش عمیق جمعی را جایگزین نگرش سطحی و مادی کنیم.

اطلاعات:
تاریخ انتشار: ۱۳۹۵-۰۸-۱۸ ۱۸:۵۰
منبع:
کتاب گفت‌و‌گو با زمان
متن سفارشی:

دیدگاه ها

برای هر ستاره ای که ناگهان
درآسمان غروب می کند
دلم هزار پاره است.
دل هزار پاره را خیال اینکه آسمان - همیشه و هنوز -
پر از ستاره است
چاره است


ديدگاه شما

کپچا
این پرسش برای آزمایش این است که آیا شما یک بازدید کننده انسانی هستید یا خیر و نیز برای جلوگیری از ارسال خودکار هرزنامه.