به یاد توران میرهادی که همواره هست

به یاد توران میرهادی که همواره هست

چرخش سال، گردش فصل، پیچش ماه، برگ برگ روز، باز به تو می‌رسیم، به نام تو، توران میرهادی.

تو که هم هستی و هم نیستی. هستی، چون درختی که کاشتی، سبز و شاداب است، نیستی، چون دیگر آن دخترک شوخ و شاد نیست که بر شاخ درخت نشسته باشد و نگاهش پر از شاپرک‌های آبی و زرد باشد و به آینده خودش نگاه کند.

بانویی با موهای نقره‌ای و سیمایی که بازتابی از حکمت و دانش است.

تو هستی، برای این‌که قلب بسیاری از آدم‌هایی که کودکان را دوست دارند، با نام خود پُر کرده‌ای و نیستی چون آن عصایی که روزها و ماه‌های آخر به آن تکیه می‌دادی، تنها در گوشه اتاقت ایستاده است.

یک سال گذشته است؛ و ما میان نام و وجود تو که هست و نیست، آونگ می‌خوریم. گاهی بر کمان ماه نشسته‌ای، گاهی بر خیال باد می‌رانی.

خودت گفتی که فلسفه زندگی این است: به‌پیش برای ساختن دنیایی بهتر برای همه کودکان زمین!

اطلاعات:
تاریخ انتشار: ۱۳۹۶-۰۸-۱۷ ۱۴:۱۸
نویسنده:
محمدهادی محمدی
متن سفارشی:

عضویت در کانال تلگرام