قصه‌ها، راهی هستند به سوی شفا

زمان انتشار: 1388/11/01 - 01:15

گفت‌وگو با دیوید امبروس

قصه‌گوی ولزی و تجربه‌های او در ترویج قصه‌گویی

دیوید امبروس یکی از قصه‌گویان مطرح کشور ولز در بریتانیا است. او دانش‌آموخته‌ی هنرهای نمایشی است اما سال‌هاست به صورت حرفه‌ای برای کودکان قصه‌گویی می‌کند. شیوه‌ی جذاب قصه‌گویی امبروس سبب شد تا در یکی از شب‌های جشنواره، در گوشه‌ای به دور از هیاهوی آمد و رفت میهمانان، با او به گفت‌وگو بنشینیم.

مرکز آفرینش‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، از بیست‌ودوم تا بیست‌وپنجم آذر میزبان سیزدهمین جشنواره‌ی بین‌المللی قصه‌گویی بود؛ جشنواره‌ای که قصه‌گویان ایرانی بسیاری در آن شرکت کردند و چند قصه‌گوی حرفه‌ای از هشت کشور جهان نیز حضور داشتند.


قصه‌گویی و مدرسه‌ها در ولز

پرسش:

رابطه‌ی قصه‌گویی با مدرسه‌ها در کشور شما چگونه است؟

پاسخ:

رابطه‌ی خوبی برقرار است، به‌ویژه در بیست سال گذشته این رابطه همواره در حال رشد بوده است. بیست سال پیش تقریبا هیچ قصه‌گوی حرفه‌ای وجود نداشت و در مدرسه‌ها هم قصه‌گویی نمی‌کردند. اما امروزه بیشتر قصه‌گوهای حرفه‌ای برای قصه‌گویی در مدرسه‌ها تمایل دارند.

البته قصه‌گوهای حرفه‌ای در مکان‌های دیگر هم فعالیت می‌کنند؛ در تئاتر همکاری می‌کنند و در کتابخانه‌ها قصه‌گویی می‌کنند، اما بیشتر کار قصه‌گویی در مدرسه‌ها انجام می‌شود. اخیرا پروژه‌هایی در مدرسه‌ها اجرا می‌شود برای پرورش قصه‌گویان جوان. این پروژه‌ها را می‌توان پروژه‌های آموزشی دانست که یک نوآوری در کشور ما به شمار می‌روند.


آموزش آموزگاران و کودکان

پرسش:

آیا آموزگاران برای قصه‌گویی آموزش داده می‌شوند؟

پاسخ:

خیر، این کار هنوز آغاز نشده است. ممکن است در آینده اتفاق بیفتد، اما هم‌اکنون چنین برنامه‌ای اجرا نمی‌شود.

در حال حاضر دو رویداد در مدرسه‌ها در ارتباط با قصه‌گویی پیگیری می‌شود:

نخست این که قصه‌گوهای حرفه‌ای به مدرسه‌ها می‌روند و برای بچه‌ها قصه می‌گویند. این روشی است برای آن که کودکان توانایی تخیل‌شان را رشد دهند و تخیل را تجربه کنند. این اتفاق تنها با شنیدن قصه‌ها روی می‌دهد، زیرا هنگام تماشای فیلم همه چیز از پیش آماده است و کودک تنها نظاره‌گر است. اما هنگام شنیدن داستان، تخیل به حرکت درمی‌آید، پرسش‌هایی در ذهن شکل می‌گیرد و کودک با کمک تخیل خود با قصه ارتباط برقرار می‌کند.

رویداد دوم، پروژه‌های آموزشی است که در آن خود کودکان قصه‌گویی را تجربه می‌کنند و آموزش می‌بینند. به آن‌ها مهارت‌هایی درباره‌ی شیوه‌ی سخن گفتن، انتخاب موضوع، ارائه‌ی داستان و انتقال قصه به مخاطب آموزش داده می‌شود. این تجربه برای دانش‌آموزان دبستانی بسیار دلپذیر و شگفت‌آور است.


سنت قصه‌گویی در خانواده‌ها

پرسش:

آیا قصه‌گویی در ولز یک سنت است؟ پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها برای نوه‌های خود قصه می‌گویند؟

پاسخ:

فکر می‌کنم این سنت تا حدی فراموش شده است. در بیشتر کشورهای شمال اروپا، مردم برای شنیدن قصه دور هم جمع می‌شدند و در خانواده‌ها نیز قصه گفته می‌شد.

امروزه بیشتر خواندن برای کودکان ترویج می‌شود. اکنون پدر و مادر هنگام خواب برای کودک کتاب می‌خوانند. اما در بیست سال گذشته می‌بینیم که بسیاری از والدین اهمیت کمتری به این موضوع می‌دهند و کودک را پای تلویزیون می‌نشانند. در نتیجه آن رابطه‌ای که باید میان پدر و مادر و کودک وجود داشته باشد، شکل نمی‌گیرد و جای آن خالی است. در این زمینه راه درازی در پیش است.


راز جذابیت قصه‌ها

پرسش:

شما را قصه‌گوی شگفت‌انگیز می‌نامند. نظرتان چیست؟

پاسخ:

فکر می‌کنم این جادو در خود قصه‌هاست. من دوست دارم قصه‌های جادویی را روایت کنم. ما قصه‌های بسیار خوب و جالبی در ولز داریم.


ترویج قصه‌گویی و باشگاه قصه‌گویی

پرسش:

شما بیشتر قصه‌های سنتی را برمی‌گزینید؟ چگونه قصه‌گویی را ترویج می‌کنید؟

پاسخ:

بله، دوست دارم قصه‌های سنتی را بازگو کنم. این برای من کاری هیجان‌انگیز است. بخشی از کارم نیز کمک به دیگران برای آموختن و تجربه کردن قصه‌گویی است.

ما در شهر کالیف، پایتخت ولز، یک باشگاه قصه‌گویی داریم. هر ماه نشست برگزار می‌کنیم و در هر نشست یک قصه‌گو و یک موسیقی‌دان را دعوت می‌کنیم. هر قصه‌گو با سلیقه و روش ویژه‌ی خود برای مخاطبان قصه می‌گوید. در هر نشست به یکی از مخاطبان نیز فرصت داده می‌شود تا قصه‌ی کوتاهی را روایت کند. به این ترتیب به افراد کمک می‌کنیم قصه‌گویی را تجربه کنند.

همچنین هر ماه یک قصه‌گوی حرفه‌ای در سالن بزرگ اپرای شهر به مدت یک ساعت قصه‌گویی می‌کند. این فرصت خوبی برای ترویج قصه‌گویی است، زیرا مخاطبان گسترده‌تری می‌توانند با این هنر آشنا شوند. بسیاری از بزرگ‌ترها تصور می‌کنند قصه‌گویی تنها برای کودکان است. این برنامه‌ها به آن‌ها نشان می‌دهد که شنیدن قصه تجربه‌ای لذت‌بخش برای همه‌ی سنین است.

هر دو سال یک‌بار نیز جشنواره‌ی بزرگ بین‌المللی برگزار می‌کنیم.


آموزش قصه‌گویان

پرسش:

چه آموزش‌هایی به قصه‌گویان می‌دهید؟

پاسخ:

آموزش‌ها محدود است. چند دوره‌ی کوتاه برای قصه‌گویان حرفه‌ای داریم و دوره‌هایی نیز برای آموزگاران یا کتابداران برگزار می‌شود تا بهتر قصه بگویند، نه این که به قصه‌گوی حرفه‌ای تبدیل شوند.

به باور من بهترین راه تبدیل شدن به قصه‌گوی حرفه‌ای، تماشای قصه‌گویان باتجربه است. این روشی کهن است و قصه‌گویان در طول تاریخ از یکدیگر آموخته‌اند.


تفاوت قصه‌گویی و نمایش

پرسش:

شما دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی نمایش هستید. این دانش چه کمکی به قصه‌گویی شما می‌کند؟

پاسخ:

می‌کوشم آنچه در دانشگاه آموخته‌ام را در قصه‌گویی به کار نبرم، زیرا قصه‌گویی هنری جدا از نمایش است. در نمایش، بازیگر یک شخصیت را بازی می‌کند، اما در قصه‌گویی باید در جای چند شخصیت قرار بگیرید و هم‌زمان راوی نیز باشید.

در نمایش متن از پیش نوشته شده اجرا می‌شود، اما در قصه‌گویی باید از متن از پیش نوشته‌شده فاصله گرفت و اجرا را آزاد گذاشت تا بتوان با مخاطب ارتباطی زنده و پویا برقرار کرد.


نقش موسیقی در قصه‌گویی

پرسش:

چرا از موسیقی در قصه‌گویی خود استفاده می‌کنید؟

پاسخ:

برای ساختن پلی میان دنیای روزمره و دنیای قصه‌ها. موسیقی ابزار مناسبی برای تغییر فضاست. کمک می‌کند مخاطب به دنیای قصه سفر کند و در پایان به زندگی روزانه بازگردد، با این امید که قصه تغییری هرچند کوچک در نگاه او ایجاد کرده باشد.


قصه‌گویی برای کودکان با نیازهای ویژه

پرسش:

آیا برای کودکان معلول و با نیازهای ویژه قصه‌گویی کرده‌اید؟

پاسخ:

بله، تجربه‌ای بسیار جالب بوده است. برای کودکان نابینا قصه گفته‌ام و آن‌ها شنوندگان بسیار خوبی هستند. واژه‌ها را با گوش‌هایشان دنبال می‌کنند و گوش سپردن به قصه برایشان تجربه‌ای دلپذیر است.

برای کودکانی با معلولیت‌های جسمی دیگر نیز قصه‌گویی کرده‌ام. در آغاز نگران بودم، اما دیدم که قصه می‌تواند امید و شادی ایجاد کند. برای کودکان با ناتوانی ذهنی نیز قصه گفته‌ام. آن‌ها ممکن است تمرکز طولانی نداشته باشند، اما هنگام شنیدن قصه می‌توانند با تمرکز گوش دهند. این ویژگی ساختار قصه است که شنونده را مشتاق می‌کند بداند «بعد چه می‌شود».

قصه‌ها درباره‌ی عشق، امید، از دست دادن و به دست آوردن رویاها هستند و اغلب با پایانی خوش همراه‌اند. این از ویژگی‌های شگفت‌انگیز قصه است.


قصه‌گویی و درمان

پرسش:

بنابراین قصه‌گویی می‌تواند درمانگر باشد؟

پاسخ:

به نظر من همه‌ی هنرها درمانگرند. نمی‌توان از هنرمندان انتظار درمان بیماری داشت، اما مراکز درمانی باید امکان ارتباط بیماران با هنر را فراهم کنند. قصه‌ها راهی برای شفا هستند و شنیدن آن‌ها می‌تواند تجربه‌ای عمیق و تاثیرگذار باشد.


داستان‌های ترسناک و کودکان

پرسش:

نظر شما درباره‌ی داستان‌های ترسناک چیست؟

پاسخ:

کودکان دوست دارند کمی بترسند، اما مهم است اطمینان داشته باشند که در پایان به دنیای امن بازمی‌گردند. می‌توان کودک را به تاریکی برد و هم‌زمان امنیت را به او نشان داد.

تجربه‌ی ترس از طریق قصه مفید است، زیرا در زندگی با ترس روبه‌رو خواهیم شد. اما باید در انتخاب قصه و شیوه‌ی روایت دقت کرد. من از فیلم‌های خشن و پر از کشتار بیزارم.

در سنت‌های ما، مانند جشن هالویین که ریشه‌ای کهن دارد، فرصت‌هایی برای تجربه‌ی کنترل‌شده‌ی ترس وجود داشته است. این آیین‌ها به انسان کمک می‌کردند با ترس از مرگ روبه‌رو شوند. اما امروزه برخی فیلم‌های خشن جای این تجربه‌ی سنتی را گرفته‌اند و گاه بدون حضور والدین در اختیار کودکان قرار می‌گیرند که کار درستی نیست.


قصه‌گویی و ترویج خواندن

پرسش:

رابطه‌ی بین قصه‌گویی و ترویج خواندن را چگونه می‌بینید؟

پاسخ:

رابطه‌ای بنیادی میان این دو وجود دارد. هرچه بیشتر به شنیدن عادت کنیم، به خواندن گرایش بیشتری پیدا می‌کنیم. شنیدن قصه قدرت تخیل را در هر سنی پرورش می‌دهد، به‌ویژه در کودکان.

کودک هنگام شنیدن قصه خود را جای قهرمان می‌گذارد، با او سفر می‌کند و تجربه می‌اندوزد. این تجربه به رشد همدلی و حساسیت نسبت به دیگران کمک می‌کند. کتاب نیز چنین فرصتی فراهم می‌کند، اما آشنایی با این دنیا از راه گوش سپردن به قصه‌ها می‌تواند گامی موثر در گرایش به خواندن باشد.

به باور من میان هنر گوش دادن و علاقه و توانایی خواندن نیز رابطه‌ای علمی وجود دارد.

نویسنده
لیلا عالمی، شبنم عیوضی
Submitted by editor-yasfar on