۴. فانتزی (Fantasy)
قلمرو فانتزی مستلزم آن است که خواننده به تعبیر ارزشمند ساموئل تیلور کالریج، «تعلیق آگاهانه و داوطلبانهی ناباوری» را پذیرا باشد [48]. فانتزینویس مقتدر با آفرینش جهانی که ریشههای استواری در قوانین ملموس واقعیت دارد، مخاطب را متقاعد میکند تا منطق این جهان نوین را با جان و دل پذیرا شود [48].
الف) فانتزی سبک (Low Fantasy)
در این زیرگونه، تمام عناصر و بستر داستان کاملاً واقعگرایانه و منطبق بر دنیای ماست، جز آنکه یک عنصر غیرممکن یا جادویی به شکلی ملموس وارد زندگی روزمرهی شخصیتها میشود [49]. * در مجموعهی بینظیر «وامگیران» (The Borrowers) نوشتهی مری نورتون، ما با آدمکوچولوهایی روبهرو هستیم که در خانهی انسانهای عادی زندگی میکنند و چالشهای بزرگی چون طمع انسانها و فروپاشی خانوادگی را تجربه میکنند [49]. * در کتاب «چیزهایی در گوشه و کنار» اثر روت پارک، فانتزی با ظرافت در تاروپود تجربههای روانشناختی کودکان بیمار و دغدغههای مربوط به فرزندخواندگی گره میخورد [50]. * رمان شاهکار «نجواهای شیرین، برادر راش» اثر ویرجینیا همیلتون نمونهای اعجابانگیز از تداخل ظریف واقعگرایی با فانتزی است؛ جایی که حضور روحِ برادر راش تنها عامل فانتزی داستان است و تمام چالشهای دیگر تری (مراقبت از برادر بیمار و مسئولیتهای سخت خانه) کاملاً واقعگرایانه و ملموس پرداخت شدهاند [51].
ب) فانتزی شخصیتبخش (Anthropomorphic Fantasy)
این داستانها پیرامون حیوانات یا اشیایی میچرخند که ویژگیهایی کاملاً انسانی (سخن گفتن، پوشاک، تفکر و احساسات ملموس) دارند [52]. نمونههای درخشانی چون «جوجه اردک زشت» اثر هانس کریستین اندرسن و «تار شارلوت» اثر ای. بی. وایت درونمایههای عمیق زندگی انسانی مانند هویت، بلوغ، مرگ و دوستی را از این طریق به تصویر میکشند [52].
ج) فرافانتزی (High Fantasy)
فرافانتزی با تمرکز شدید بر حماسهی «جدال ابدی خیر و شر» و آفرینش جهانهای موازیِ کاملاً منسجم با طبقات موجودات اساطیری شناخته میشود [53]. از قلههای رفیع این گونه میتوان به «ارباب حلقهها» اثر تالکین [53]، «قهرمان و تاج» نوشتهی رابین مککینلی [53] و «چروکی در زمان» اثر مادلین لانگل اشاره کرد [53]. زمان در فرافانتزی خطی نیست؛ بلکه دایرهای، منعطف یا فشرده است [53]. لحن این آثار همواره موقر، شکوهمند و جدی است [53].
د) داستانهای علمی - تخیلی (Science Fiction)
برخلاف فانتزی ناب، علمی-تخیلی بر پایهی حدسیات علمی، ابداعات تکنولوژیک، سرعت نور، گرانش و قوانین طبیعت بنا شده است [54, 55]. به تعبیر ارزشمند تئودور استرجن، یک رمان علمی-تخیلی تراز اول:
«داستانی است دربارهی انسانها، مشکلات آنها و راهحلهای انسانیشان در بستری علمی که اگر آن درونمایهی علمی نبود، داستان هرگز پدید نمیآمد» [56].
در آثار علمی-تخیلی برجسته (نظیر سهگانهی «کوههای سفید» اثر جان کریستوفر)، کشمکشهای عمیق اجتماعی یا تقابل انسان با ماشین و تکنولوژی به شیوهای تکاندهنده کاوش میشود [57, 59]. نویسندگانی چون اچ. ام. هوور، ویلیام اسلیتر و ری بردبری، توازن بینظیری میان علم و مسائل عمیق بشری برقرار کردهاند [57].
۵. ادبیات سنتی و عامه (Traditional Literature)
ادبیات سنتی میراث شفاهی و بینامونشان قصهگویان کهن است که پیش از ثبت مکتوب، نسل به نسل سینه به سینه منتقل شده است [61]. این آثار «تاریخ معنوی» بشریت و عامل انسجام و پیوند فرهنگهای گوناگون هستند [61].
الف) حکایات اخلاقی و تمثیلی (Fables)
حکایات اخلاقی داستانهایی بسیار کوتاه و موجز با شخصیتهای جانوری تکبعدی هستند که پیرامون یک کشمکش آشکار شکل میگیرند و مستقیماً به یک درس اخلاقی در پایان اشاره دارند [62]؛ مانند حکایت کلاسیک «لاکپشت و خرگوش» («آهسته و پیوسته رفتن، ضامن پیروزی است») [62].
ب) قصههای عامیانه (Folktales)
قصههای عامیانه بر پایهی شخصیتهای ساده، تخت و نمادین (تیپهای خیر و شر متمایز مانند نامادری پلید یا پری پشتیبان) و پلاتهای پرشتاب با رویدادهایی سهگانه حرکت میکنند [63, 64]. لحن این قصهها بسیار متنوع است و درونمایهی آنها به اساسیترین نیازهای بشر (مانند عدالت یا طمع در قصهی «ماهیگیر و همسرش») میپردازد [64]. امروزه بازگوییهای درخشانی از ادبیات سنتی ملل غیراروپایی در دسترس کودکان قرار دارد؛ از جمله بازگویی افسانههای سیاهپوستان آمریکا توسط ویرجینیا همیلتون در کتاب «انسانها میتوانند پرواز کنند» [65] و قصههای بومیان آمریکا مانند «پیکانی به سوی خورشید» اثر جرالد مکدرموت [65].
ج) اسطورهها (Myths)
اسطورهها داستانهایی برخاسته از ژرفای باورهای کهن ملل هستند که به تبیین پدیدههای طبیعی (مانند گردش فصلها در اسطورهی سرس و پروسرپاین)، منشأ آفرینش، مذهب و رابطهی خدایان و انسان میپردازند [68]. لحن اسطورهها همواره محترمانه، پروقار و رازآلود است [70]. بازگوییهای ضعیف (مانند روایت ناتانیل هاثورن در «کتاب عجایب») شأن و ابهت تلاش جوامع نخستین برای فهم جهان را تقلیل میدهد، در حالی که بازگوییهای هنرمندانه ارتباط عمیقی با جان مخاطب برقرار میسازند [70].
د) افسانهها و قصههای پهلوانی (Legends & Hero Tales)
افسانهها در مقایسه با اسطورهها پیوند مستحکمتری با واقعیتهای تاریخی دارند، هرچند قهرمانان و رویدادهای آنها با تخیل بزرگنمایی شدهاند؛ مانند حماسههای شاه آرتور یا رابین هود [71].
هـ) حماسههای مردمی (Folk Epics)
حماسه، روایت شعری بلند و باشکوهی است دربارهی قهرمانی فرابشری که نماد شرف، شجاعت و تمام فضایل اخلاقی یک ملت است؛ مانند بیووولف، گیلگمش یا حماسههای ایرلندی فین مککول که نمونههای بازآفرینی درخشان آنها را میتوان در آثار نویسندهی بزرگ، رزمرئی ساتکلیف یافت [72].
۶. شعر (Poetry)
شعر گرانبهاترین شکل نوشتار تخیلی است که ویژگی ذاتی آن «ایجاز»، زبان استعاری و دلالتهای معنایی عمیق است [73]. باید مرز ظریفی میان «شعر ناب» و «نظم» (نوشتههای موزون و قافیهدار پیشپاافتاده که فاقد شور و تخیل شاعرانهاند) ترسیم نمود [74].
۷. ادبیات غیرداستانی (Nonfiction)
شامل کتابهای اطلاعاتی، علمی و زندگینامههاست [76]. آثار غیرداستانی برجسته، اطلاعات علمی یا تاریخی را با خلاقیت هنری و ادبیات ممتاز ترکیب میکنند تا خوانش آنها برای کودکان لذتبخش و برانگیزانندهی کشف و شهود باشد [75].
۸. فراتر از مرزهای گونهی ادبی: آثار کلاسیک (Classics)
برخی آثار فراتر از مرزبندیهای معمول، عنوان جاودانهی «کلاسیک» را دریافت میکنند؛ کتابهایی که نسل به نسل مخاطبان را شیفتهی خود ساخته و دوام آوردهاند [77, 78]. به تعبیر بیبدیل ازرا پاوند:
«یک اثر کلاسیک، سوژهای دستاول است که برای همیشه دستاول باقی میماند» [86].
اعتبار عمیق درونمایهها، باورپذیری شخصیتها، اصالت کشمکشها و سبک درخشان نویسندگانی چون مارک تواین (ماجراهای تام سایر) و ای. بی. وایت (تار شارلوت)، راز ماندگاری و جاودانگی این آثار بر تارک ادبیات جهان است [78, 86].
جدول راهنمای تحلیل و انطباق عناصر ادبی با گونههای داستانی
| گونهی ادبی | ویژگی بارز شخصیت | بستر رخدادگاه | پیرنگ و ساختار | کشمکش محوری | زاویهی دید مناسب | سبک و شگردهای زبانی | ویژگی و نقص احتمالی در لحن |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
| واقعگرایی اجتماعی [80] | شخصیتهای جامع، چندبعدی و ملموس؛ رشد اخلاقی قهرمان. | مکانهای واقعی و معاصر اجتماعی. | پیرنگ منسجم، واقعنما و عاری از تصادفهای سادهانگارانه. | کشمکش فرد با خود، جامعه یا دیگری. | هر نوع زاویهی دید متناسب با داستان. | بهرهگیری هنرمندانه از انواع شگردهای روایی. | واقعبینانه؛ آسیب جدی آن لحن احساساتی، پندآموز یا شعاری است. |
| واقعگرایی حیوانات [80] | توصیف دقیق و علمی جانوران؛ دور از انسانانگاری. | طبیعت وحشی، زیستگاه طبیعی یا بستر زندگی شهری. | پیرنگ منسجم مبتنی بر چالشهای بقا یا تعامل با انسان. | کشمکش جانور با طبیعت، گونههای دیگر یا انسان. | عینی و بیرونی نسبت به جانور (عدم رخنه به افکار او). | توصیفهای دقیق و عاری از جانبداری حسی. | واقعبینانه؛ آسیب آن لحن عاطفی و رمانتیک شدن است. |
| داستان تاریخی [80] | شخصیتها محصول زمان و بستر تاریخی خود هستند. | رخدادگاه واقعی تاریخی با توصیف دقیق جزئیات زمان گذشته. | پیرنگ منسجم با وفاداری به بستر زمانی و رویدادهای تاریخی. | کشمکش انسان با جامعه، شرایط بحرانی تاریخ یا خود. | زاویه دید دانای کل یا راوی اول شخص تاریخی. | استفاده از لحن و واژگان منطبق با ادبیات همان دورهی تاریخی. | موقر و واقعنما؛ آسیب بزرگ آن باستانگرایی افراطی یا عاطفی شدن است. |
| فانتزی سبک [81] | انسانها یا موجودات جادویی کوچک با احساسات عمیق انسانی. | جهان واقعی ما که یک عنصر جادویی ملموس به آن راه یافته است. | پیرنگهای خلاقانه و درخشان که تعلیق آگاهانه ناباوری را طلب میکنند. | کشمکش فرد با شرایط شگفتانگیز جدید یا طمع دیگران. | هر نوع زاویه دید متناسب با جهان فانتزی. | زبان استعاری، پویا و پیوند عمیق میان واژه و تصویر. | غالباً طنزآمیز، پرشور یا شگفتانگیز. |
| فرافانتزی (حماسی) [81] | قهرمانان اصیل، چندبعدی و مصمم در برابر تاریکی. | جهان ثانویهی کاملاً مستقل با قوانین، زمان و مکان منعطف و جادویی. | پیرنگهای حماسی، منسجم و منسجم در بستر مأموریتهای بزرگ. | جدال بنیادین میان خیر و شر؛ نجات جهان. | دانای کل مقتدر یا راوی قهرمان. | زبان حسی، نمادین، باوقار و فاخر. | جدی، باابهت، شکوهمند و عمیقاً انسانگرایانه. |
| علمی - تخیلی [81] | شخصیتهای علمباور یا روباتها و انساننماهای متفکر. | آيندهی دور، فضا، سیارات بیگانه یا زمین در آستانهی بحرانهای علمی. | پیرنگهای تعلیقی و حدسی بر پایهی نوآوریهای تکنولوژیک. | کشمکش انسان با ماشین، طبیعت مهارنشده یا ارزشهای اخلاقی علم. | دانای کل یا راوی اول شخص علمی. | زبان ملموس، اصطلاحات علمی و توصیفهای فنشناختی. | عینی و واقعگرایانه؛ آسیب آن جنبههای صرفاً آموزشی یا مکانیکی شدن است. |
| حکایات اخلاقی [83] | شخصیتهای حیوانی تکبعدی که نماد یک صفت خاص هستند. | پسزمینه و فاقد جزئیات مکانی. | بسیار موجز و تکرویدادی با پایانبندی پندآموز. | کشمکش فرد با فرد. | عینی و نمایشی. | زبان مستقیم، ساده و عاری از استعارههای پیچیده. | صمیمی، سرراست و صریحاً آموزنده و پندآموز. |
| قصههای عامیانه [83] | شخصیتهای ساده و نمادین (نامادری سنگدل، پری مهربان). | پسزمینهی مبهم افسانهای («یکی بود یکی نبود در سرزمینهای دور»). | رویدادهای سریع، تکرارهای سهگانه و پایان خوشِ سنتی. | کشمکش آشکار شخص با شخص یا شخص با طبیعت جادویی. | دانای کل مطلق یا راوی قصهگو. | ریتمیک، ضربآهنگ شفاهی، همراه با شعرهای کوتاه تکرارشونده. | متنوع، طنزآمیز، عینی و عدالتمحور. |
| اسطورهها [83] | خدایان، فرشتگان و قهرمانان با قدرتهای شگرف فراطبیعی. | دوران باستان، کیهان اولیه و اقلیم ایزدان. | رویدادهای تکحادثهای که به علل پدیدهها و منشأ امور میپردازند. | کشمکش نیروهای آسمانی با یکدیگر یا با سرنوشت انسان. | عینی و مقتدر. | زبان نمادین، فاخر و عاری از گفتوگوهای روزمره. | محترمانه، پروقار، رازآلود و حسی. |
برای توجه بیشتر شناخت ساختاری، شباهتها و تفاوتهای موجود در میان گونههای ادبی، گامی حیاتی در درک عمیقتر ادبیات کودک است [87]. هیچ کتاب یا گونهی ادبی خاصی وجود ندارد که برای تمامی کودکان به یک اندازه جذاب باشد؛ بلکه تفاوت در روحیات، نیازها و ذائقهی مخاطبان خردسال، تنوع بیبدیل گونهها را طلب میکند [Label: 87]. هدایت کودکان از گونههای ساده به گسترههای عمیقتر (نظیر فرافانتزی و رمانهای تاریخی)، افق ذهنی آنان را گسترش داده، احترام به خویشتن و همدلی با دیگر جوامع انسانی را در وجودشان بارور میسازد [87]. ادبیات کودک، در برترین جلوهی خود، حوزهای پویا و گریزان از قوانین خشک و انعطافناپذیر است که با ترکیب جادویی تصویر و واژه، تجربهی زیستن را برای مخاطبان جوان خود غنیتر و پرشورتر میسازد [88].
