پیرنگ؛ ساختارهای روایی، عناصر پویا و آسیب‌شناسی | دست‌نامه نقد ادبیات کودک - بخش 10

زمان انتشار: 1405/08/11 - 11:51

۳. الگوهای ساختاری پیرنگ

پیرنگ‌ها بر اساس نحوه انسجام و ارتباط رویدادها به دو گروه اصلی تقسیم می‌شوند:

الف) پیرنگ پیش‌رونده (Progressive Plot)

در این الگو، رویدادها با الگویی صعودی به سمت یک نقطه اوج (Climax) حرکت می‌کنند و پس از گره‌گشایی (Resolution) به پایداری می‌رسند [640]. این ساختار سنتی، تعلیق بالایی ایجاد می‌کند و بسیار مورد پسند کودکان است [640]. * نمونه: رمان‌های «تار شارلوت»، «قرض‌بگیران» (مری نورتون) و «نشانه سگ آبی» از این ساختار منسجم پیروی می‌کنند [598, 640].

ب) پیرنگ چندبخشی یا اپیزودیک (Episodic Plot)

در این ساختار، هر فصل رمان داستان مستقلی را با نقطه اوج و گره‌گشایی خاص خود روایت می‌کند و فصول تنها از طریق شخصیت‌های مشترک یا درون‌مایه محوری به هم متصل می‌شوند [643]. این کتاب‌ها گزینه‌ای عالی برای بلندخوانی پیش از خواب کودکان خردسال هستند [644]. * نمونه‌ها: شاهکار بی‌بدیل «باد در درختان بید» اثر کنت گراهام [643]، ماجراهای شیرین «وینی پو» اثر آلان الکساندر میلن [644]، داستان‌های «هنری هازینز» نوشته بورلی کلیری [645] و «هومر پرایس» اثر رابرت مک‌کلاسکی [645].


۴. عناصر پویای شکل‌دهنده پیرنگ

۱. پیش‌درآمد (Exposition)

ارائه اطلاعات اولیه درباره زمان، مکان و گذشته شخصیت‌ها برای ورود به داستان [600]. نویسندگان توانا این اطلاعات را به آرامی در تاروپود کنش‌های اولیه می‌بافند تا ریتم داستان کُند نشود [600, 601].

۲. تعلیق (Suspense)

جذبه عاطفی و کششی ذهنی که خواننده را نگران سرنوشت قهرمان نگه می‌دارد [605, 607]. تعلیق موفق هرگز نباید خواننده را به مرز وحشت مطلق برساند یا پایان را کاملاً پیش‌بینی‌پذیر کند؛ بلکه باید موازنه‌ای ظریف میان بیم و امید ایجاد کند [607]. * نمونه: در «ستاره‌ها را بشمار» اثر لوئیس لوری، پنهان کردن دخترک یهودی و فرار تعلیق‌آمیز از چنگال گشتی‌های نازی، نمونه‌ای تراز اول از تعلیق مهارشده است [609].

۳. تعلیق معلق (Cliffhanger)

پایان دادن به هر فصل در اوج هیجان و بلاتکلیفی، به گونه‌ای که خواننده نتواند کتاب را زمین بگذارد [614]. این تکنیک در رمان‌های فرمولی و دنباله‌دار (مانند نانسی درو) بسیار رایج است [614]، اما نویسندگان برجسته‌ای چون لوید الکساندر در «ماجراهای فیلادلفیا» نیز از آن به بهترین شکل استفاده می‌کنند [616].

۴. زمینه‌سازی و پیش‌آگاهی (Foreshadowing)

کاشت نشانه‌ها و سرنخ‌های ظریف بصری یا کلامی در طول داستان برای آماده‌سازی ذهن خواننده جهت پذیرش منطقی پایان‌بندی [617]. بدون زمینه‌سازی، پایان داستان ناگهانی، تصادفی و غیرقابل‌قبول جلوه خواهد کرد [617, 622]. * نمونه: در «تار شارلوت»، آواز جیرجیرک‌ها که مرگ تابستان را نوید می‌دهند و توصیف خستگی شارلوت، ذهن خواننده را برای مرگ گریزناپذیر او آماده می‌سازد [618]. همچنین در «به شرافتم سوگند»، هشدارهای مکرر جوئل به تنی درباره جریان تند رودخانه، فاجعه غرق شدن او را زمینه‌سازی می‌کند [620].


۵. آسیب‌شناسی پیرنگ در ادبیات کودک

الف) احساساتی‌گری (Sentimentality)

تحریک بیش از حد و تصنعی عواطف خواننده بدون پشتوانه منطقی و داستانی [650]. رمان‌های ضعیف با برانگیختن دلسوزی سطحی، مانع از رشد عاطفی عمیق کودک می‌شوند [659]. * نقد نمونه: رمان کلاسیک «مشکی زیبا» (زیبای سیاه) اثر آنا سوئل اگرچه در زمان خود ارزشمند بود، اما با دادن زبان اول شخص به اسب و بازگویی افکار بیش از حد انسانی و سوزناک او درباره مرگ جفتش، دچار احساساتی‌گری مفرط است [653, 655]. در مقابل، رمان «پلی به ترابیتیا» اثر کاترین پاترسون، اندوه جس در مرگ دوستش لزلی را بدون تکیه بر شعارهای سوزناک و با واقع‌گرایی عمیق عاطفی به تصویر می‌کشد [656, 660].

ب) تقارن‌های تصادفی بی‌اساس (Coincidence)

حل بحران‌های پیچیده داستانی از طریق شانس، تصادف یا معجزه‌های ناگهانی، پیرنگ را سست و باورناپذیری آن را آشکار می‌سازد [648]. * نمونه: در رمان تحسین‌شده «سفر باورنکردنی»، شکسته شدن ناگهانی سد بیدستر درست در لحظه‌ای که گربه سیامی در حال غرق شدن است، نمونه‌ای از تصادف‌های ضعیف است که باورپذیری کل فرآیند را مخدوش می‌کند [648].

ج) پایان باز در برابر پایان بسته

کودکان به دلیل تجربه محدود زندگی، با پایان‌های مبهم و سرگردان (پایان باز) دچار اضطراب می‌شوند و ترجیح می‌دهند سرنوشت شخصیت‌ها به وضوح روشن شود (پایان بسته) [634, 636]. با این حال در ادبیات نوجوانان، پایان‌های واقع‌گرایانه و نیمه‌باز (مانند رمان «قهرمان چیزی نیست جز یک ساندویچ» که بهبود یا بازگشت بنجی به اعتیاد را در هاله‌ای از ابهام می‌گذارد) جایگاه ویژه‌ای یافته‌اند [635, 636].

د) گریزناپذیری (Inevitability)

احساس رضایت عمیق خواننده در پایان داستان، با این باور که داستان بر اساس منطق درونی خود، شخصیت‌پردازی‌ها و علت و معلول‌ها «باید همین‌طور تمام می‌شد و راه دیگری نداشت» [637]. دگرگونی‌های ناگهانی و معجزه‌آسای شخصیت‌های خبیث در پایان داستان (مانند اصلاح یک‌شبه ناظم خشن در رمان «رویای حواصیل آبی») فاقد گریزناپذیری هنری است [639, 640].


جدول تطبیقی الگوهای پیرنگ

ویژگی ساختاری پیرنگ پیش‌رونده (Progressive) پیرنگ چندبخشی (Episodic)
سیر حرکت کنش خطی و صعودی به سمت اوج اصلی [640] نوسانی؛ صعود و فرودهای مکرر در هر فصل [643, 644]
نحوه گره‌گشایی گره‌گشایی نهایی در انتهای اثر [640] گره‌گشایی‌های خرد در پایان هر اپیزود [644]
میزان تعلیق بسیار بالا و پیوسته [605, 640] مقطعی؛ متکی بر طنز، موقعیت و شخصیت [644]
مناسب‌ترین مخاطب کودکان بزرگ‌تر و نوجوانان [640, 665] کودکان خردسال (روایت‌های پیش از خواب) [644, 665]
نمونه‌های شاخص تار شارلوت [640]، قرض‌بگیران [640] باد در درختان بید [643]، وینی پو [644]

برای: توجه بیشتر

بخش دوم پیرنگ به مربیان و منتقدان کمک می‌کند تا هندسه ارائه اطلاعات و چالش‌های زیباشناختی ساختار داستان را ارزیابی کنند. برای تعمیق این مباحث، محورهای زیر شایسته توجه جدی هستند: ۱. تمایز تعلیق خلاق از احساساتی‌گری: بررسی کنید که آیا تعلیق داستان بر پایه منطق رویدادها و واقعیت شخصیت‌ها بنا شده است یا نویسنده با تکیه بر شگردهای اشکی و احساساتی‌گری تصنعی به دنبال تحریک هیجانات آنی مخاطب است [607, 650]. ۲. سنجش کارکرد پیش‌آگاهی و زمینه‌سازی: ارزیابی کنید که آیا نشانه‌ها و سرنخ‌های کاشته‌شده در طول داستان (مانند آواز جیرجیرک‌ها در «تار شارلوت») فرود کنش و پایان‌بندی را گریزناپذیر و باورپذیر می‌کنند [617, 618, 637]. ۳. چالش پایان‌بندی باز و بسته: با توجه به میزان بلوغ شناختی کودکان در گروه‌های سنی مختلف، بررسی کنید که آیا پایان باز رمان باعث سردرگمی و اضطراب کودک می‌شود یا او را به تفکر خلاق و تکمیل تخیلی داستان هدایت می‌کند [634, 636].

پیرنگ شایسته و قدرتمند، نه با پند و اندرز مستقیم (تعلیم و تربیت صلب)، بلکه با قرار دادن شخصیت‌های باورپذیر در کوران کشمکش‌های واقعی، جهان ذهنی مخاطب را توسعه می‌دهد و حقیقت شیرین و پنهان داستان را برای او آشکار می‌سازد [671, 702, 721].

نویسنده:
Submitted by admin2 on