کودکان چگونه کتابخوان می شوند (گزارشی برای ریشه یابی علت کتاب نخوانی )

کودکان چگونه کتابخوان می شوند (گزارشی برای ریشه یابی علت کتاب نخوانی )

مقوله کتاب و کتابخوانی مبحثی است که سال های متمادی مورد بحث کارشناسان بسیاری قرار داشته و دارد اما مسئله اصلی این است که چرا جامعه کنونی ما از کتاب اینقدر فاصله دارد؟ و چرا ما با تمام مشکلات و گرفتاری های روزمره حاضریم ساعاتی از شب را جلوی تلویزیون یا رایانه بنشینیم اما کتاب نخوانیم؟ چرا با کتاب مانوس نیستیم و در نهایت فکر می کنیم لذتی که از یک فیلم می بریم ممکن است از خواندن کتاب نبریم؟ و بالطبع فرزندان ما هم همین علایق را دارند اما موضوع حائزاهمیت این است که چه کنیم تا کودکان ما به این معضل دچار نشوند و نسل آینده به سمت کتابخوانی سوق یابد. کارشناسان تعلیم و تربیت کودک در یک نشست این موضوع را به چالش کشیدند.

دکتر مستوره السادات مدرسی که دارنده دو جایزه کتاب سال و کتاب فصل کودک است در این مورد گفت: بچه های کوچک چیزی را یاد می گیرند که ببینند، منظور گروه سنی ۳ تا۶ سال است که غالباً محیط های غیررسمی آموزشی را تجربه می کنند. اساساً تربیت مشاهده ای است نه گفتنی. بنابراین اگر شما برای فرزندتان کتاب بخرید و او را به کتاب خواندن تشویق کنید یا این که برای او دائماً جایزه، کتاب بخرید این تنها راه کتابخوان کردن بچه ها نیست حتی تکرارش می تواند اثر مخربی بر آنها بگذارد، یعنی اگر می خواهید به بچه وعده خوبی دهید، نگویید برایت قصه می خوانم او دل زده می شود. اگر قصه خواندن خوب است، هر شب قصه می خوانیم، مثل شام خوردن که هر شب می خوریم، هم لذت بخش است، هم نیاز.

ما یک وسیله بازی گرانقیمت برای فرزندمان می خریم اما حاضر نیستیم با هزینه اندک برای او کتاب یا یک وسیله فکری بخریم چون پدر و مادرها حوصله فکر کردن ندارند.

 اگر قرار است بچه ای کاری انجام دهد، بهتر است آن را ببیند تا این که آن را به او بگوییم یعنی آموزش غیرمستقیم جواب می دهد. بنابراین الزاماً به او مستقیماً نگویید یا به او به طور مستقیم چیزی را برای یادگیری دائماً نشان ندهید. شما باید کارهایی انجام دهید و در اثر تکرار آن، فرزندتان یاد بگیرد که آنها جزو زندگی است، ما هیچ وقت به طور دائم به بچه نمی گوییم گرسنه ای پس غذا بخور بلکه او از شما با نگاه کردن یاد می گیرد هر وقت گرسنه می شود باید غذا بخورد و طریقه خوردن آن را از شما می آموزد و البته بخشی هم به صورت غریزی است. این متخصص تعلیم و تربیت در ادامه بیان کرد: هر کاری را می خواهید بچه ها انجام دهند جلوی آنها آن کار را انجام دهید. این توصیه حضرت رسول (ص) است و آن کاری را که شما انجام می دهید فرزندانتان را از آن نهی نکنید، چون آن را دیده اند و شما نمی توانید بگویید تو آن را انجام نده ولی من انجام دهم، ایرادی ندارد، این قضیه هم همین طور است.

پدر و مادر یا معلم و یا هر آن که وظیفه مربیگری فرزند را به عهده دارد در وهله اول باید درست فکر کند و سپس نیازها را بررسی کرده و بعد ابزارش را شناسایی کند. اگر بچه های ما از کودکی کتاب بخوانند چه اتفاقی می افتد؟ کتاب چه ویژگی ای دارد که جایگزینی ندارد؟ کودک وقتی از طریق والدینش کتاب می خواند در حقیقت صدای آنها را می شنود پس چه فرقی می کند که کتاب باشد یا نقل قول؟ صدای مادربزرگش باشد یا دیدن کارتون تلویزیون که خود آن هم داستان دارد. پس از روی کتاب قصه خواندن ویژگی مهمی دارد و آن این است که کودک احساس می کند که شیرینی خوشمزه ای که از قصه ها به او می دهیم در کتاب هست. یعنی کتاب را در کودکی تجربه کرده است و قصه های قشنگ در کتاب هایی است که مادر برایش می خوانده، پس او هم به سمت کتاب می رود. از طرفی ویژگی دیگر کتاب این است که چون تصویر متحرک دائمی به کودک نمی دهد ذهنش را به دنیای خیالی می برد و می تواند آن را پرواز دهد و تخیلاتش را کامل کند.

 اتفاق دیگری که برای کودک می افتد این است که کتاب برای کودک سکون و آرامش می آورد. هر چیز دیگر امکان دارد ذهن کودک را ببندد و آن را در خود فرو برد، وقتی او کارتون می بیند حداکثر این است که خودش را در همان فضایی می بیند که تصویرش در تلویزیون است، یعنی هم قصه را می شنود و هم تصویر آن را می بیند اما در کتاب ذهن بچه آزاد است و حتی اگر یک تصویر که همان نقاشی کتاب است را هم ببیند، آنقدر در ذهن کودک حرکت می کند تا کودک خود جزو آن تصاویر می شود و سپس چیزهای دیگر قصه را به آن اضافه می کند و بعد در ذهنش تصویر می سازد. بنابراین مهمترین ویژگی کتاب خواندن کودک این است که او را هدایت به منبع ارزشمندی به نام کتاب می کند که از دید بچه یک منبع خوشمزه و لذیذ محسوب می شود حالاچرا بچه های ما کتابخوان نمی شوند؟ چون دیگر حوصله پدر و مادر بودن را ندارند؟ و آن یعنی چه؟ یعنی شما حوصله داشته باشید و در کنار فرزندتان برای او قصه بخوانید و با او بازی کنید، چرا تلویزیون، رایانه، سی دی و حتی نرم افزارها برای پدر و مادرها چیز خوبی است؟ چون بچه را آنقدر سرگرم می کند که نیاز به پدر و مادر ندارد، غافل از اینکه چه امکاناتی از او حذف می شود.

 یکی از امتیازاتی که کودک می تواند از کنار شنیدن قصه کسب کند همان رابطه عاطفی و هم زبانی با والدین است که متاسفانه آن را با رایانه و... پوشش می دهند برای همین وقتی فرزندان مان بزرگ می شوند ما تازه احساس می کنیم چقدر از آنها فاصله داریم،  پدر و مادرها این کار را نکردند و اگر هم قصه ای خواندند به صورت نمایشی بوده و بچه ها این را خوب می فهمند چون کودکان آینه های تر و تمیز و موجودات بسیار بکری هستند. آنها باطن آدم ها را به دلیل تمیزی باطن خودشان به خوبی دریافت می کنند، فقط ترجمه کلامی ندارند، بنابراین ما نمی توانیم سر بچه ها را کلاه بگذاریم، پس وقتی برای آنها از لحاظ عاطفی و احساسی نمایش بازی می کنیم بچه ها دست ما را می خوانند و ما را باور نمی کنند، پس با ما هم زبانی نمی کنند.

 در مدرسه نوآوری زیادی در مسیر جذب بچه ها نمی بینیم. معلم ها فکر می کنند انگار حراجی کتاب است و در رقابتی قرار می گیرند که اصلاً به درد بچه ها نمی خورد، ما نمی خواهیم تعداد کتاب هایی که بچه در روز می خواند را زیاد کنیم در حالی که هیچ نگرشی در او برای کتاب خواندن ایجاد نکردیم. رطب خورده منع رطب کی کند؟ وقتی معلم خودش اهل کتاب خواندن نیست، چطور می تواند به دانش آموز توصیه کند کتاب بخواند . چنددرصدمان اهل کتاب خواندن هستیم؟ در ساعات کتاب خواندن هیچ خلاقیتی وجود ندارد، حتی روح خواندن کتاب حاکم بر کتابخانه نیست، درست این است که معلم در ساعات مطالعه خود نیز کتاب بخواند تا دانش آموز هم در آرامش کتاب بخواند و این مسئله درونی شود.

 سیدوحید نوربخش موسس مدارس غیرانتفاعی و کارشناس تعلیم و تربیت در ادامه این بحث افزود: ما در آموزش و پرورش با دو تئوری مواجهیم; اول اینکه چه کار کنیم که دانش آموز یا فرزندمان آن عکس العملی را که ما می خواهیم نشان دهند و دیگر اینکه ما اگر بخواهیم تغییری در او انجام دهیم آیا اول تغییر را در خودمان ایجاد کنیم یا در فرزندمان؟ اگر با نگرش دوم به کتاب خواندن نگاه کنیم همه کتابخوان می شوند، اما وقتی ما خود این کار را نمی کنیم و بعد برای دانش آموز برنامه ریزی می کنیم قطعاً آنها هم مثل خود ما کتابخوان نمی شوند. پس اول اگر سرانه کتابخوانی ما بالارود آنگاه این مسئله در ما شکل می گیرد و آنها هم کتابخوان می شوند وگرنه بقیه کارها همه شعارند. من مطمئن هستم که مسئولان فرهنگی ما لای کتاب را غیر از آن جزوه ها و آنچه برنامه کاریشان هست، باز نمی کنند. ما تا خودمان را درست نکنیم این قضیه درست نمی شود.

سینا خجسته کارشناس آموزش زبان دوم درباره علاقه کودکان به کتاب گفت: هر رفتاری که کودک یا حتی بزرگسالان دارند سه ریشه استراتژیک دارد: ژنتیک و وراثت، تربیت و محیط که همه از دوره جنینی آغاز می شود. وی ادامه داد: کودک از چیزهایی لذت می برد که به او نشاط و هیجان می دهد و در نتیجه کنجکاوی کودک را ارضا می کند ضمن اینکه کودک در رفتارهایش بسیار از بزرگترها بویژه پدر و مادر، معلم و حتی مربی مهدکودک و تمام کسانی که به نوعی با او درارتباطند تاثیر می پذیرد. آیا واقعاً در ژنتیک یک کودک ایرانی مطالعه به عنوان یک لذت و فعالیتی که جزو بخش اصلی زندگی اوست وجود دارد؟ واقعاً جواب آن منفی است.

 هر رفتار و هر علاقه ای در هر شخصی نمی تواند از ژنتیک، وراثت و تربیت و محیط جدا باشد. چند درصد از مادران باردار با علاقه و تمرکز کتاب می خوانند؟ چند درصدشان به محیط های آموزشی و کتابخانه ها رفت و آمد دارند؟ بعد از اینکه کودک به دنیا می آید هم همین طور است،  نوربخش همچنین متذکر شد: اکثر خانواده ها برای کودک وقت ندارند لذا کودک بیشتر اوقاتش را در مهد و یا نزد پرستار می گذراند لذا باید آنها را نیز بررسی کرد که از کتاب خواندن چقدر لذت می برند؟ به نظر من زیر ۱۰ درصد است و در محیط خانواده چند درصد از کودکان می بینند که پدر و مادر کتاب می خوانند، چند درصد از فرزندانمان به نمایشگاه های کتاب و کتابفروشی می روند،  پس تحقیقاً در رابطه با کتاب و کتابخوانی فقری در وراثت، تعیین ژنتیک، تربیت کودکان و محیط وجود دارد.

این فقر با جشنواره کتاب و کتابخوانی و تشویق از بین نمی رود، اینها به دلیل اینکه اصالت تربیتی ندارند، تاثیرات زودگذری می گذارند و همین اتفاقی است که امروز در بزرگسالان می بینیم. آمار دقیقی هم از کتاب خواندن در ایران وجود ندارد، از یک دقیقه هست تا چند دقیقه، در حقیقت وقتی می گویند سرانه کتابخوانی یک دقیقه است یعنی سرانه کتابی که بچه های ما در دست پدر و مادر می بینند یک دقیقه است یا سرانه فعالیت مراکز آموزشی کودکان که کتاب خواندن جزو فعالیت های اصلی آن محسوب می شود یک دقیقه است، در حقیقت اگر ما به آن بسان یک زمین کشاورزی نگاه کنیم، باید به میزان بذری که کاشته می شود، به کیفیت آن بذر و رسیدگی به آن نیز باید توجه داشته باشیم تا محصولی که به بار می آید، خوب باشد اما ما فقط به محصول توجه می کنیم.

 شما حتی در تبلیغات رسانه هم که نگاه می کنید، می بینید آنقدر که خوراکی ها مثل انواع پفک و چیپس تبلیغ می شود، کتاب تبلیغ نمی شود اگر واقعاً بخواهیم در این زمینه یک کار اساسی انجام دهیم باید بخش دولتی، بخش خصوصی و خانواده ها دست به دست هم دهند و با ایجاد یک محیط مثل شهر بازی برای کودک بستر خوبی فراهم شود، آنقدر که دفترچه حساب پس انداز مسکن جوانان و... برای خانواده ها اهمیت پیدا کرده آن هم به خاطر شرایط سخت اقتصادی، باید کتابخوانی هم اهمیت پیدا کند.

 

 

عضویت در کانال تلگرام