طاووس و ماهی‌خوار - افسانه‌های ازوپ شماره 42

طاووس و ماهی‌خوار - افسانه‌های ازوپ شماره ۴۲

طاووس با غرور بال‌هایش را باز کرد و با پهن کردن دُم پر زرق و برق‌دار خود در زیر نور آفتاب، خواست که ماهی‌خوار را تحت تاثیر قرار دهد.

طاووس گفت: «نگاه کن! تو چه چیز قابل مقایسه‌ای با من داری؟ در پرهای من جلال و شکوه رنگین‌کمان جمع شده، در حالی که پرهای تو مثل گرد و غبار خاکستری هستند!»

ماهی‌خوار بال‌هایش را از هم باز کرد و به‌سمت خورشید پرواز کرد و گفت: «اگر می‌توانی دنبال من بیا!»

اما طاووس همان‌جا در حیاط، میان پرندگان دیگر ایستاد، و ماهی‌خوار آزادانه در آسمان آبی اوج گرفت و دور شد.

 

سودمند بودن بسیار ارزشمندتر ومهم‌تر از ظاهری زیبا است.

 

اطلاعات:
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹-۱۲-۰۶ ۰۸:۰۵
پدیدآورندگان:
نویسنده:
مترجم:
نویسنده:
ازوپ
برگردان:
شیرین سلیمی
متن سفارشی:

ديدگاه شما

کپچا
این پرسش برای آزمایش این است که آیا شما یک بازدید کننده انسانی هستید یا خیر و نیز برای جلوگیری از ارسال خودکار هرزنامه.