مصاحبهکننده: نشریه iRead
مقدمه
کریستن بویه (Kirsten Boie) یکی از برجستهترین و پرکارترین نویسندگان ادبیات کودک در آلمان است؛ کارنامهای درخشان با بیش از ۱۳۰ عنوان کتاب که جایگاه ویژهای به او بخشیده است. در سال ۲۰۰۷، قدردانی از یک عمر فعالیت هنری او با دریافت «جایزه ویژه ادبیات کودکان آلمان» به اوج رسید.
اما دغدغهها و تأثیرگذاری کریستن هرگز به صفحات چاپی کتابهایش محدود نشده است. او از پیشگامان و مدافعان سرسخت سوادآموزی در سطح جهانی است و سالهاست اشتیاق خود را وقف ترویج لذت خواندن در آلمان و بینالملل — بهویژه کشور اسواتینی (سوازیلند سابق) — کرده است.
در جریان نمایشگاه کتاب کودک بولونیا (آوریل ۲۰۲۶)، اعلام شد که کریستن بویه به عنوان یکی از دو برنده جایزه مروج برجسته کتابخوانی IBBY-iRead در سال ۲۰۲۶ انتخاب شده است. کریستن پیش از ورود به عالم نویسندگی، بیش از یک دهه معلم بود و مشاهده کودکانی که برای دستیابی به سواد پایه دستپاچه میشدند، شعله تعهدی پایدار را در او روشن کرد؛ از راهاندازی کمپینهای ملی در آلمان تا تألیف نخستین کتابهای دوزبانه برای کودکان یتیم در اسواتینی.
گفتگو با کریستن بویه
وقتی خبر برنده شدن جایزه IBBY-iRead را شنیدید، کجا بودید و چه میکردید؟
کریستن بویه: این سومین باری بود که نامزد این جایزه میشدم! داوطلبان برجسته زیادی از سراسر جهان حضور داشتند و واقعاً فکر میکردم شانس برنده شدن ندارم. ناگهان تماسی گرفتم: «تبریک میگویم، شما برنده شدهاید!» کاملاً غافلگیر و بینهایت خوشحال شدم. هنوز هم دقیقاً نمیدانم چرا مرا انتخاب کردند، چون مروجان فوقالعادهای در جهان فعالیت میکنند. اصلاً باورم نمیشد.
فکر میکنم هیئت داوران سخت تحت تأثیر دههها تلاش خستگیناپذیر شما قرار گرفتهاند.
کریستن بویه: لطف دارید! خب، وقت زیادی هم داشتم، اینطور نیست؟ (با خنده). من ۴۰ سال است که مینویسم. در چهل سال خیلی چیزها تغییر میکند و انسان یاد میگیرد چطور رشد کند.
شما از مشهورترین نویسندگان کودک آلمان هستید. نویسندگی را از کجا و چگونه شروع کردید؟
کریستن بویه: خیلی از اتفاقات زندگی من بر اثر تصادف و رویدادهای غیرمنتظره رخ دادند. چهل سال پیش من و همسرم پسری را به فرزندی پذیرفتیم. هر دو معلم بودیم و فکر میکردیم طبق روال میتوانیم به کارمان ادامه دهیم. اما قانون آن زمان دولت اعلام کرد که مادر باید در خانه بماند و از فرزند مراقبت کند — خوشبختانه این قانون امروزه تغییر کرده است!
خانهنشین شدن من یعنی نصف شدن درآمدمان. با خودم گفتم چه کاری است که میتوانم مخفیانه از خانه انجام دهم؟ پاسخم این بود: «کتاب بنویسم!» با خودم فکر کردم بعید است مسئولان دولتی تمام کتابهای منتشرشده در آلمان را چک کنند تا ببینند من کار میکنم یا نه!
ابتدا فقط سه فصل نوشتم؛ اصلاً امیدی نداشتم ناشری اثر نخستین یک تازهکار را بپذیرد. اما در کمال تعجب، دو ناشر بلافاصله چراغ سبز نشان دادند. واقعاً شانس آوردم. اینطور شد که مخفیانه و بدون اینکه چیزی از اصول فنی نویسندگی بدانم وارد این مسیر شدم. همهچیز را حین انجام کار یاد گرفتم.
وقتی آن سه فصل را نوشتید چند سال داشتید؟
کریستن بویه: ۳۳ ساله بودم.
موضوع داستان چه بود؟
کریستن بویه: تازه پسرم را به فرزندی پذیرفته بودم، پس درباره فرزندخواندگی نوشتم. آن زمان کتابهای زیادی با این موضوع وجود نداشت چون افراد کمی این تجربه را زیسته بودند. این هم از شانس من بود.
آیا از بچگی دوست داشتید نویسنده شوید؟
کریستن بویه: کودکیام با عشق به نوشتن گذشت. اما وقتی وارد دانشگاه میشوید و ادبیات آلمانی میخوانید، آنقدر متون شاهکار را با ذرهبین نقد تحلیل میکنید که در نهایت به خودتان میگویید: «من هرگز نمیتوانم چنین چیزهایی بنویسم!» برای همین نوشتن را کنار گذاشتم... حداقل برای مدتی!
الهام داستانهایتان را از کجا میگیرید؟
کریستن بویه: چون چهل سال پیش شروع کردم، هنوز به شیوهای مینویسم که شاید برای نویسندگان جوان امروز ممکن نباشد. امروزه نویسندگان باید ابتدا طرحشان را به ناشر ببرند، جلسات مارکتینگ بگذارند و بازار را بسنجند. زمان ما اینطور نبود. برای همین من هنوز هم صرفاً آنچه را دلم میخواهد و دوست دارم مینویسم.
زمانی که معلم زبان آلمانی بودید، چالش سوادآموزی کودکان را چطور دیدید؟
کریستن بویه: من کارم را در دبیرستانهای تیزهوشان (Grammar School) شروع کردم؛ کار با نخبگان بسیار راحت بود. اما بعد تصمیم گرفتم به مدارس جامع (Comprehensive Schools) بروم؛ جایی با کودکانی از تمام طبقات و با پیشزمینههای گوناگون. آنجا تدریس واقعاً چالشبرانگیز بود. مجبور شدم دوباره یاد بگیرم چطور تدریس کنم، اما راستش عاشقانهتر و جذابتر هم بود.
در این چهار دهه، روند کتابخوانی کودکان در آلمان چه تغییری کرده است؟
کریستن بویه: جامعه آلمان در ۳۰ سال اخیر تغییرات دموگرافیک زیادی داشته است. مثلاً در هامبورگ، امروزه ۳۱ درصد از کودکان پیشزمینه مهاجرتی دارند و در خانه به زبانی غیر از آلمانی صحبت میکنند. برخی والدین تصور میکنند مدرسه باید ۱۰۰٪ بار آموزش را به دوش بکشد، در حالی که ما انتظار داریم خانه و خانواده هم همراه باشند. همین موضوع خواندن را برای این بچهها سختتر میکند.
از طرفی سرگرمیهای جایگزین مانند اینترنت و شبکههای اجتماعی سهم مطالعه را کم کردهاند. من مخالف فناوری نیستم، اما واقعیت این است که ابزارهای دیجیتال چالش بزرگی برای تمرکز و خواندن کودکان ایجاد کردهاند.
چطور رسماً وارد حوزه «ترویج کتابخوانی» شدید؟
کریستن بویه: در آلمان رسم است نویسندگان کودک برای خواندن داستان به مدارس میروند. حدود ۳۰ سال پیش برای جلسهای به مدرسهای رفتم. بچهها ۱۲ ساله بودند. کتاب «هری پاتر» را — که تازه مشهور شده بود — همراه برده بودم و از آنها خواستم روی جلد را بخوانند. در کمال شوک و ناباوری، خواندن همان چند کلمه ساده برایشان فوقالعاده دشوار بود! آنجا بود که فهمیدم ابعاد بیسوادی پنهان چقدر جدی است و کمپینهایم را شروع کردم.
یکی از طرحهای ما Buchstart Hamburg بود که به تمام کودکان ۱ ساله هامبورگ بستههای رایگان کتاب میدهد. بعدتر طرح Buchstart 4 ½ را راه انداختیم که در ۴.۵ سالگی به بچهها کتابهای تصویری داده میشود و ارزیابیهای اولیه صورت میگیرد تا اگر کودکی نیاز به کمک داشت، قبل از ورود به دبستان پشتیبانی شود.
تصور بیرونی این است که آلمان در آموزش همیشه در اوج است. اما آمارها چیز دیگری میگویند؟
کریستن بویه: کاملاً درست است. طبق مطالعه بینالمللی PIRLS در سال ۲۰۱۶، حدود ۱۸.۹ درصد از کودکان ۱۰ ساله آلمانی دچار «بیسوادی عملکردی» بودند؛ یعنی حروف را میشناسند اما مفهوم متن را درک نمیکنند! آلمان در این رتبهبندی از رتبه ۵ به رتبه ۲۱ افت کرده بود.
دیدن این آمار شوکهکننده باعث شد در سال ۲۰۱۸ طومار «هر کودکی باید خواندن یاد بگیرد» را با همکاری انجمن ناشران و مرکز PEN آلمان راه بیندازم. ما از وزارت آموزش فدرال خواستار بودجه و برنامهریزی ملی شدیم. جمعآوری بیش از ۱۰۰ هزار امضا نشان داد که چقدر افکار عمومی تشنه این تغییر است.
چه شد که پایتان به کشور اسواتینی (آفریقا) باز شد؟
کریستن بویه: همهچیز از یک اتفاق شروع شد. در سال ۲۰۰۷ که برنده جایزه نقدی بزرگ ادبیات آلمان شدم، نمیخواستم آن پول را برای خودم نگه دارم. همان روزها مقالهای خواندم درباره اسواتینی؛ کشوری که بالاترین نرخ ابتلا به ویروس HIV را داشت و شیوع بیماری باعث شده بود هزاران کودک یتیم شوند.
مبلغ را اهدا کردم، اما بعد تصمیم گرفتم خودم شخصاً به آنجا سفر کنم. وقتی رفتم واقعاً تکان خوردم؛ در خیابانها تقریباً هیچ بزرگسالی دیده نمیشد، فقط موجی از کودکان یتیم بودند! آنجا فهمیدم من باید فراتر از یک کمک مالی ساده عمل کنم.
بنیاد خودم به نام Moyowethu را تأسیس کردم. امروز در ۱۰۴ مرکز مراقبت محلی (NCP)، روزانه بیش از ۳۰۰۰۰ کودک یتیم غذا، خدمات پزشکی و آموزش پیشدبستانی دریافت میکنند. همچنین پروژه «جنون کتاب» (Book Madness) را راه انداختیم؛ چون متوجه شدم حتی یک کتاب تصویری به زبان بومی آنها (سیسواتی) وجود ندارد! ما اولین کتابهای دوزبانه کشور را چاپ کردیم و به مربیان محلی نحوه قصهگویی برای کودکان را آموزش دادیم.
آیا هنوز هم مثل گذشته پرکار مینویسید؟
کریستن بویه: دیگر نه به اندازه قبل. من بیش از ۱۰۰ جلد کتاب نوشتم و فکر میکنم جهان میتواند بدون کتاب بعدی من هم به مسیرش ادامه دهد! (با خنده).
این روزها روزانه حجم عظیمی از نامه و ایمیل از سوی خوانندگان خردسال دریافت میکنم که پر از پرسش است. وقت زیادی را صرف پاسخ دادن به تکتک آنها میکنم. فکر میکنم در این مقطع از زندگیام، پاسخ دادن به نامه کودکی که با امید برایم نوشته، بسیار مهمتر و ارزشمندتر از نوشتن یک کتاب جدید است.
