کودکان، بی پناه در برابر جنگ و خشونت

کودکان، بی پناه در برابر جنگ و خشونت

بخش ششم از هفت عامل آسیب زا که زندگی کودکان را تهدید می کند

کودکان نخستین قربانیان جنگ ها و خشونت های محلی، منطقه ایی و جهانی هستند. هیچ چشم اندازی برای پایان یا فروکش کردن جنگ ها و خشونت ها وجود ندارد. کودکان در این جنگ ها بیش از دیگران آسیب می بینند، چون توان دفاع از خود را ندارند. آن ها گاهی گروگان گرفته می شوند، همان گونه که در سال های اخیر در بسیاری موارد، کودکان برخی مدرسه ها در گوشه و کنار جهان گروگان گرفته شدند تا گروه های تروریستی بتوانند خواسته های خود را به حکومت ها تحمیل کنند و در پایان این کودکان بودند که کشته یا مجروح شدند. در جنگ اخیر اسرائیل و فلسطین در غزه این کودکان فلسطینی بودند که بیش ترین آسیب را دیدند. افریقا، آسیا، امریکا، اروپا، هیچ جا برای کودکان امن نیست. خواست جهان بدون جنگ و خشونت برای کودکان، اگرچه بسیار آرمانی و دور ازدسترس است، اما دلیلی نمی شود برای این که صدای صلح طلبان خاموش بماند.

خشونت به کودکان شکل ها و گستره های متفاوت دارد. خشونت های خانگی، جنگ ها، خشونت های فرقه ایی، خشونت های جنسی، خشونت های آموزشی و .. بخشی از خشونتی است که ما به کودکان روا می داریم. خشونت های خانگی در جوامعی که از حقوق کودک آن گونه که باید و شاید دفاع نمی شود، به شدت رایج است. در این گونه از خشونت پدر خانواده کودک را مانند تعریف ارسطو از حق پدر نسبت به خانواده، بخشی از ملک خود می داند و خود را مجاز می داند که هرگونه که می خواهد با کودکان خود رفتار کند.

سرپیچی کودکان از دستورهای پدرگاهی سبب مرگ آن ها می شود. خشونت های جنسی شکل دیگر از خشونت است که کودکان پیوسته در برابر آن آسیب می بینند و این همان تجاوز به حریم یا اندام های کودکان است. این گونه خشونت هم در سطح های گوناگون نسبت به کودکان انجام می شود. خشونت در محیط آموزشگاه شکل دیگری از خشونت است که تنها جنبه فیزیکی یا تنبیه بدنی ندارد و می تواند در شکل های نهان مانند رفتارهای همراه با دست انداختن از سوی آموزگاران یا دانش آموزان نسبت به هم انجام شود.

خشونت اما با این تعریف ها گاهی تنها جنبه فیزیکی ندارد. هنگامی که کودکان را در برابر مواد مخدر می گذاریم و آن ها را معتاد می کنیم، یا هنگامی که از بدن کودکان به عنوان انبار مواد مخدر برای جابجایی آن استفاده می کنیم، این ها همه خشونت هایی است که در حق کودکان انجام می دهیم.

سطح های دیگر خشونت می تواند ناامنی در فضای شهر یا روستا یا احساس ترسی که کودکان در تنهایی دارند باشد. ایجاد فضای ناامن در جامعه خود گونه ایی خشونت نسبت به کودکان است.

اما ما به عنوان بخشی از اجتماع می توانیم خود فضای ایمن تری برای کودکان بسازیم، هنگامی که جنگ نیست و ما در رخ دادن و پیش بردن آن نقشی نداریم. حتا در هنگام جنگ نیز ما باید راه های دورکردن کودکان از فضای جنگی را همواره در ذهن داشته باشیم. در حوزه خشونت های غیرجنگی، باید به کودکان آگاهی داد که در برابر این رفتارها آگاه باشند و در اندازه ایی که می توانند خود را از این خشونت ها دور نگه دارند و خود ما هم وظیفه درایم نسبت به خشونت هایی که به کودکان می شود افشاگری و اعتراض کنیم.

 

اطلاعات:
تاریخ انتشار: ۱۳۹۳-۰۷-۲۰ ۱۵:۵۵
نویسنده:
محمدهادی محمدی
متن سفارشی:

ديدگاه شما