کتاب کودک و نوجوان: آرزوهای کوچک

آرزوهای کوچک

مارگارت ١١ ساله پدرش را در یک حادثه ی تصادف در یک بزرگراه از دست داده و به شدت از عبور از بزرگراه می ترسد. او با مادر و  خواهر عقب مانده ی ذهنی و برادر کوچکترش زندگی می کند. مادرش برای گذران زندگی شب ها تا صبح کار می کند و در نتیجه روزها را می خوابد. مارگارت به ناچار از خواهر و برادرش نگهداری و محافظت می کند، اما ته دلش از این کار راضی نیست و دوست دارد او هم مانند دیگر همکلاسی هایش زمانی را برای خود داشته باشد و لباس های تازه بپوشد.

روزی خواهرش "هنی" یک عروسک کهنه و کثیف به شکل تک شاخ افسانه ای پیدا می کند و با اصرار آن را به خانه می آورد. او بر این باور است که تک شاخ آرزوهای آن ها را برآورده خواهد کرد.

داستان واقعگرای "آرزوهای کوچک" داستانی عاطفی از زندگی یک خانواده بسیار فقیر است که برای ادامه ی زندگی سر سختانه تلاش می کنند و از اتحاد و همبستگی عمیقی برخوردارند. مارگارت درگیر نگه داری از خواهر معلول خود و دست و پنجه نرم کردن با مشکلات او در خانه و مدرسه و برادری کوچکتر که همیشه گرسنه است و متهم است به دزدی شکلات و کیک از خانه ی یکی از همکلاسی ها.

داستان بسیار حس برانگیز و زیباست و پر از رگه های عاطفی.  بیان درد و ناتوانی و تنهایی یک کودک عقب مانده ی ذهنی، احساس مسئولیت مارگارت  در برابر خانواده و به خصوص خواهر و برادرش و از خود گذشتگی او، وجود یک عروسک کهنه و کثیف به شکل تک شاخ که خواننده را به دنیای خیال و رویا می برد، عروسکی که به نظر می رسد می تواند آرزوهای بسیار کوچک اما دست نیافتنی آن ها را برآورده کند، نکاتی است که  داستان را پر کشش و جذاب می کند.

آن چه سبب آزار افراد خانواده از یکدیگر و دوری آن ها از هم  می شود  فقر است و آن چه سبب پیوستگی و عشق به یکدیگر در این خانواده است باز هم  فقر  است. به ویژه زمانی که مارگارت دوستان کم مایه و سطحی خود را که افرادی متمول هستند، می بیند.

نکته تربیتی داستان زمانی است که "هنی" به عنوان آخرین فرد می خواهد  تنها  آرزویش را به تک شاخ بگوید. او با وجود ناتوانی ذهنی و هزاران خواسته ای که دارد، برای همه ی افراد خانواده آرزو می کند.

کتاب به رشد عاطفی خواننده کمک می کند، از زندگی و عشق افراد خانواده به یکدیگر سخن می گوید، لحظات غرور آفرین و دلپذیری را به مخاطب می دهد و  امید را  در او بر می انگیزد. 


آرزوهای کوچک، نوشته « کارن هس»، داستانی عاطفی است درباره ی خانواده ی فقیری که در یک کاروان زندگی می کنند.

مگی، نام شخصیت اصلی این داستان است و دیگر اعضای خانواده ی او مهم ترین شخصیت های فرعی اند، یعنی مادر مگی با خواهر و برادر کوچکش، هنی و موچ، پدر مگی فوت کرده و مادرش مجبور است در شیفت شب یک کارخانه کار کند. هنی، یک بچه ی کم توان ذهنی است و و موچ هم سابقه ی دزدی دارد.

ماجرای کتاب از روزی شروع می شود که مگی با خواهرش در راه رفتن به خانه هستند و ناگهان هنی، عروسکی را در مزرعه ی نیول پیدا می کند؛ عروسک یک اسب تک شاخ. هنی خیال می کند تک شاخ یک اسب جادویی است با قدرتی شگفت برای برآورده کردن سه آرزو. او به مگی اصرار می کند تا رضایت بدهند عروسک را به خانه ببرند و هر یک آرزویی بکنند. موج آرزو می کند کمی خوردنی گیرش بیاید. مگی هم آرزو می کند چند تا لباس شیک داشته باشد تا هم کلاسی هایش او را دوست داشته باشند و آرزوی هر دو برآورده می شود، می پرسید چه طور؟

مگی پاکت ناهارش را به موچ می دهد و بعد، وقتی وارد کاروان می شوند، موچ می گوید که خاله شان یک جعبه ی لباس با پُست فرستاده.

فردای آن روز، مگی با لباس های نو به مدرسه می رود، دوست های جدیدی پیدا می کند و آن ها هم مگی را به خانه شان دعوت می کنند. بعد از مدرسه، مگی به هنی می گوید که امروز خودش باید به خانه برود، به تنهایی، وقتی هنی به خانه می رسد و می بیند کسی آن جا نیست، خیلی می ترسد و آرزو می کند مگی برگردد. مگی هم که از رفتار بد وخلق بد دوست هایش خسته شده، به خانه برمی گردد. در خانه، خبری از هنی و موچ یا مادر نیست.

از این جا نویسنده با تمرکز بر تلاش های مگی برای پیدا کردن هنی و باخبر شدن از وضعیت موچ، صحنه های جذاب و موثری را خلق کرده است.

آرزوهای کوچک داستان زیبا و تاثیر گذاری است که بچه های سال های پایانی دبستان و دوره راهنمایی از خواندن آن لذت می برند. خانم هس به خوبی  توانسته سختی ها و دشواری های فقر را بیان کرده و هم دلی و همراهی اعضای یک خانواده را به تصویر بکشد. هم چنین، او درشخصیت پردازی مگی و هنی، بسیار موفق عمل کرده و به خصوص، هنی شخصیتی کم نظیر و به یاد ماندنی است.

                                 

 

ديدگاه شما