معرفی کتاب های مناسب برای کودکان ۷ - ۹ سال

در این صفحه کتاب های مناسب برای کودکان ۷ - ۹ سال معرفی شده‌اند.

در سال‌های نخست دبستان که کودکان با خواندن و نوشتن آشنا شده‌اند، می‌توانند کتاب‌هایی با متن ساده و کوتاه را خودشان بخوانند. بنابراین بهتر است علاوه‌بر بلندخوانی برای کودکان، گاهی هم اجازه دهیم خود کودکان کتاب به دست بگیرند و از خواندن کتاب لذت ببرند. این کار به آن‌ها اعتمادبه‌نفس می‌دهد که مهارت‌های خود را به‌کار گیرند و در جهت تقویت این مهارت‌ها تلاش کنند.

کتاب‌هایی با موضوع مهارت‌های زندگی، ارزش‌های زندگی، محیط زیست و کتاب‌های تصویری برای این گروه سنی مناسب است. بهتر است کتاب‌هایی که به‌صورت غیرمستقیم به کودکان آموزش می‌دهند را در دسترس‌شان قرار دهیم.

زیر دسته بندی ها
تجربه‌ی کابوس دیدن برای کودکان همیشه با ترس و اضطراب همراه است، اما کتاب «وقتی کابوس‌ها سر می‌رسند» با لحن شوخ و بامزه‌اش، ترس را کم‌رنگ کرده، کودک را تشویق می‌کند با روش‌هایی شیطنت‌آمیز کابوس‌ها را شکست دهد. این کتاب به کودکان یاد می‌دهد چطور کابوس‌های بدقیافه و ترسناک را به گریه بیندازند، آن‌ها را فراری دهند یا با رؤیاگیر آن‌ها را گیر بیندازند! حتی به آن‌ها ترفندی یاد می‌دهد تا رؤیاهای قشنگ و شیرین را به دام بیندازند و از دیدن آن‌ها لذت ببرند.
دوشنبه, ۲۸ آذر
در کتاب «کوه»، به زبان ساده، مراحل تفکر انتقادی، در قالب داستانِ کودک بیان می‌شود.
چهارشنبه, ۲۳ آذر
بلبله‌گوش، استخوان دوست دارد، عاشق استخوان است اما ماه تا ماه هم به آن نمی‌رسد. بلبله‌گوش یک سگ است و دوست داشتن استخوان برای او خلاف ذاتش نیست. سگ برای کودکان جانوری آشناست. کودکان در هر شهر و روستایی آن را دیده‌اند. جانوری که هم حیوان خانگی است و هم محافظ گله، هم رام و همراه انسان است، و هم گهگاه موجودی وحشی و خطرناک.
سه شنبه, ۲۲ آذر
«من و هیولای من» داستانی درباره‌ی حرف زدن از نگرانی‌هاست. اما چطور می‌‌شود درباره‌ی نگرانی‌ها حرف زد؟ اصلاً چطور می‌شود نگرانی‌ها را به موجودی ملموس تبدیل کرد تا در کلام بگنجد؟ نادیا حسین، نویسنده‌ی کتاب، فکر اینجای ماجرا را کرده و با کمک ایلا بیلی، تصویرگر خوب کتابش، به نگرانی شکل و قیافه داده است. از دید پسرک داستان، «نگرانی» هیولایی بزرگ است که هرجا او می‌رود به دنبالش می‌آید. این هیولا همیشه بزرگ بوده؛ آن‌قدر بزرگ که قدِ پسرک فقط به شکم او می‌رسد! پسرک دوست دارد خوشحال باشد، برای همین دلش می‌خواهد مادر، پدر و حتی برادرش این هیولا را از او دور کنند؛ اما تا می‌خواهد درباره‌ی نگرانی‌هایش به آن‌ها بگوید، هیولای بداخلاق توی کمد، پشت لباس‌های روی بند یا زیر رختخواب‌ها قایم می‌شود. واقعاً که موقعیت سخت و پیچیده‌ای است! به نظر شما چطور می‌شود از دست این هیولا خلاص شد؟   
شنبه, ۵ شهریور
شخصیت اصلی در مجموعه‌ی «نوئمی» دختر کوچک هفت سال و نُه‌ماهه‌ای است که داستان‌های زیادی برای تعریف کردن دارد. پدر و مادر او شاغل هستند و دخترک بیشتر اوقاتش را در خانه‌ی پرستارش، خانم لومباگو، در طبقه‌ی بالا می‌‌گذراند. اما ماجرا اینجاست که خانم لومباگو و همسرش رازهای زیادی برای پنهان کردن دارند؛ رازهایی که پس از مرگ امیل یا همان آقای لومباگو، یکی یکی بر نوئمی آشکار می‌شود.
یکشنبه, ۳۰ مرداد
«برو خوکی!» داستانی ساده و شیرین درباره‌ی خوکی است که زندگی روزانه و معمولی‌اش را دوست دارد. خوکی دل‌اش می‌خواهد صبح تا شب در گل غلت بزند و کار به کار کسی نداشته باشد. اما مرغ‌ها همیشه، دوروبر خوکی، در حال بگومگو هستند و خودشان را با یکدیگر مقایسه می‌کنند. آن‌ها بر سر اینکه چه‌کسی اول تخم گذاشته و چه‌کسی آخر از همه این کار را کرده، با یکدیگر رقابت می‌کنند؛ حتی خروس هم دوست دارد اولین کسی باشد که هر روز از خواب بیدار می‌شود تا قوقولی قوقوکنان به همه بگوید که بهترین است!
سه شنبه, ۲۵ مرداد
کتاب تصویری مجموعه‌ا‌ی به‌هم‌پیوسته و معنادار است. داستان، متن نوشتاری و تصویر در کنار یکدیگر روایت کتاب را پیش می‌برند. «یپه در راه» از بهترین و زیباترین کتاب‌های تصویری کودک است. آسترهای کتاب، در ابتدا و انتها، تصویری از مسیر حرکت یپه را نشان می‌دهد. این مسیر که با نشانه‌های متنی همراه شده، هیجان خواندن کتاب را دوچندان می‌کند. در هنگام خواندن داستان، با بازگشت به آستر و دیدن‌ آن، سفر پرچالش یپه را بهتر درک می‌کنیم.
سه شنبه, ۱۸ مرداد
من، مایکل، یک کارآگاهم؛ «کارآگاه زبل». در ابتدای تمام جلدهای مجموعه‌ی مصور «کارآگاه زبل» جمله‌ای با همین مضمون آمده است. اما کار یک کارآگاه چیست؟ ذره‌بین دست گرفتن، کلاه کارآگاهی سر گذاشتن یا حل کردن معما؟ احتمالاً شما هم مثل مایکل به گزینه‌ی آخر رأی می‌دهید!
سه شنبه, ۱۱ مرداد
«حواسم به غریبه‌ها هست» به کودکان یاد می‌دهد که چگونه موقعیت‌های خطرناک را بشناسند و به چه کسانی اعتماد کرده یا از چه کسانی دوری کنند. این کتاب درباره‌‌ی خانواده و ارتباط سالم با دیگران است و به کودکان یاد می‌دهد که چگونه بدون ترس، اما با احتیاط با دیگران ارتباط بگیرند و از خطر بچه‌دزدها در امان باشند.
یکشنبه, ۲ مرداد
«اتاق دوست‌داشتنی من» داستان دختری بدون نام است که در اتاق‌اش خیال‌پردازی‌های رنگین و شیرینی دارد؛ دختری که می‌تواند هر کودکی در هر جایی باشد.
شنبه, ۱ مرداد
«گرگ کوچولوی دانا» داستان گرگی است که زیاد کتاب می‌خواند و برای هیچ‌کس و هیچ‌چیز، جز خواندن، وقت نمی‌گذارد. او تمام وقت خود را صرف خواندن کتاب‌های بزرگ و کشف ستاره‌های جدید می‌کند. در ابتدای داستان، گرگ کوچولوی دانا مغرور و گوشه‌گیر است و جانورانی را که در همسایگی‌اش زندگی می‌کنند نادیده می‌گیرد. چون خیلی می‌داند، همه به او می‌گویند گرگ کوچولوی دانا و به همین سبب دوستان‌اش با پرسش‌های بسیار به سراغ‌اش می‌آیند، اما گرگ داستان ما هنوز می‌خواهد بخواند. او وقت ندارد به دوستان‌اش پاسخ دهد.
سه شنبه, ۲۸ تیر
«بیا با هم» مجموعه‌کتابی درباره‌ی مهارت‌های ساده‌ی زندگی است که هر کودک باید با همراهی والدین یا مربی و آموزگار آن‌ها را انجام دهد و تمرین کند. در این کتاب‌ها، کودک در کنار خانواده، آشپزی، باغبانی، بازیافت، تمیزکاری، ساختن چیزهای تازه، کاشتن سبزیجات و خرید کردن را می‌آموزد و از آموختن این مهارت‌ها لذت می‌برد. این کتاب‌ها، درس‌هایی ساده و کاربردی برای فرا گرفتن، تعامل اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و گفت‌وگو و همکاری است. کودک با خواندن و دیدن این کتاب‌ها می‌آموزد که چگونه با دیگران بهتر و مؤثرتر ارتباط بگیرد و مهارت‌های آموخته را به‌خوبی در کنار یکدیگر انجام دهد. ماجرای هر کتاب به صورت شعر نوشته شده است.
یکشنبه, ۲۶ تیر
 «قصه‌های شیرین مغزدار» پنج داستان است که در پنج جلد جداگانه منتشر شده است. هر پنج داستان برگرفته از ادبیات کهن، افسانه‌ها و ادبیات عامیانه هستند. علی اصغر سیدآبادی با تغییر در بدنه‌ی روایت و رخ‌داد مرکزی قصه، سه پایان، یا حدس، برای هر قصه نوشته است و در پایان کتاب از خواننده خواسته تا حدس خودش را بنویسد و بگوید. نویسنده با شریک کردن خواننده در داستان، تلاش کرده که او را به فکر کردن و پیدا کردن راه‌حل و چاره‌جویی هدایت کند.
چهارشنبه, ۲۲ تیر
خانم بَجِر هر یکشنبه به کوهِ نزدیک خانه‌اش می‌رود. او تمام حیوانات و گیاهان مسیر خود را به اسم می‌شناسد و به هر نیازمندی کمک می‌کند. او شخصیت اصلی کتاب «در راهِ کوه» است؛ کتابی که به جنبه‌های گوناگونی از زندگی می‌پردازد.
سه شنبه, ۱۴ تیر
باکستِر عاشق کتاب است و آرزو دارد که خودش هم در یک کتاب باشد. ولی درون یک داستان بودن آن‌قدرها هم که به نظر می‌رسد آسان نیست... «کتابِ باکستِر»، درباره‌ی عاشق کتابی است به نام باکستِر. باکستِر در کنار حیوانات دیگر زندگی می‌کند. او همیشه به دهکده‌ی کتاب می‌رود و درحالی‌که روی گاری کوچک دستی‌اش چندین کتاب روی هم چیده و درون کیف و روی دستانش پر از کتاب است، با خشنودی از آنجا بیرون می‌آید و به خانه می‌رود. بعد از زمین تا سقف اتاقش را پر از کتاب می‌کند و لا‌به‌لای آن‌ها به مطالعه می‌پردازد. او عاشق کتاب‌هایی درباره‌ی گرگ‌های ترسناک، شیرهای شجاع، خرس‌های نازنازی و خرگوش‌های کوچولوی بانمک است. با خواندن این کتاب‌ها، باکستِر دوست دارد به‌جای شخصیت اصلی داستان‌ها باشد. تا اینکه یک روز آگهی‌ای روی دیوار می‌بیند که در آن نوشته است: «آیا شما هم آرزو دارید در یک کتاب باشید؟ پس همین امروز در آزمون انتخاب شخصیت کتاب شرکت کنید.»
یکشنبه, ۵ تیر
دو خرگوش در حال کندن تونلی در زیر یک جاده‌ی پررفت‌و‌آمد هستند. آن‌ها می‌خواهند به سلامت به سوی دیگر این جاده برسند. جایی که پوشیده از علف‌های سبز و تازه است. یکی از آن‌ها بر کندن این تونل پافشاری دارد و دیگری ترجیح می‌دهد از جاده عبور کنند. اما در جاده ماشین‌ها با سرعت زیاد عبور می‌کنند.
شنبه, ۲۱ خرداد
بازی باب گراهام با نور خورشید شگفت‌انگیز است. او در کتاب «خورشید چطور به خانه کوکو رسید» طلوع خورشید را بهانه‌ای برای نشان دادن برخی رخدادها در سراسر دنیا کرده است. این کتاب، می‌تواند ادامه‌ی کتاب «دکمه‌های نقره‌ای» باشد. در یکی از صفحه‌های کتاب، بر دیوار خانه‌ی کوکو، دختر داستان، نقاشی او را از جودی و جاناتان می‌بینیم.
چهارشنبه, ۲۱ اردیبهشت
کتاب «دکمه‌ها‌ی نقره‌ای» داستان دیدن چیزها و کسانی است که روزانه به آن‌ها توجه نمی‌کنیم؛ چیزها و کسانی که از ما دور هستند و نمی‌توانیم آن‌ها را ببینیم، اما شبیه همه‌ی رخدادهای این کتاب همواره پیرامون‌ ما در جریان‌اند.
دوشنبه, ۱۹ اردیبهشت
خرس دنبال برتی گذاشته در کتاب «برتی و خرس». بی‌مقدمه و بدون هیچ آغازی، کتاب با این جمله آغاز می‌شود: «چون خرس دنبال برتی گذاشته بود.» چرا کتاب این جمله را می‌گوید؟ چون برتی را می‌بینیم که دارد می‌دود و پشت سرش به خرسی نگاه می‌کند که دهانش باز است و انگار می‌غرد و می‌خواهد برتی را بخورد. غرش خرس در تصویر با هیچ واژه و نام‌آوایی نشان داده نشده است؛ پس شاید خرس فقط دهانش را باز کرده و چیزی نمی‌گوید! برتی هم پسربچه‌ای با کلاه قرمز است که مانند همه‌ی شخصیت‌های تصویرهای پاملا آلن، تپل و بامزه است.
یکشنبه, ۱۸ اردیبهشت
کتاب «تا خانه در باران» نمایشی از رخدادهای یک شب بارانی است از فاصله‌های نزدیک و دور. مادری با فرزندش در راه خانه است، سوار بر ماشین. در این شب بارانی که جاده‌ها شلوغ و لغزنده است، کودک شاهد رخدادهایی عجیب و ساده‌ است. ما از نماهای دور و نزدیک مانند یک فیلم، نظاره‌گر این داستان نمایشی هستیم. از خرگوش‌ها و موش‌ها و ماهی‌ها و اردک‌ها تا حتی حلزون. از وسایل و جزئیات لباس و ماشین‌ها، تا خیابان و آسمان و بزرگراه. همه چیز در این کتاب دیدنی است و خواندنی.
شنبه, ۱۷ اردیبهشت