مقدمه و مبانی کارگاهها
آنچه در زیر میخوانید گزیدهای از مطالب و بازیهایی است که در کتاب «شناخت از طریق بازی: راهنما برای کارگاههای کودکان ۷ تا ۱۴ ساله و گروههای سنی بالاتر» نوشته کواچ تسرزیچ، اسلابودانکا یانکویچ و دیگران، و با ترجمه زهره قایینی از سوی کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در سال ۱۳۷۶ منتشر شد.
این بازیها حاصل تجربه مستقیم گروهی از روانشناسان با کودکانی از بلگراد و شماری از شهرهای صربستان است که در نتیجه جنگ آسیب روانی دیده بودند. از آنجا که این تجربه برای همه کودکانی که به گونهای آسیب روانی دیدهاند، مفید و موثر است و چاپ این کتاب دیگر در بازار موجود نیست، «کتابک» بخشهایی از آن را با علاقهمندان سهیم شده است.
کارگاههای «شناخت از طریق بازی» جنبهی آموزشی ندارند، اما بر روند رشد کودکان تاثیر میگذارند و به آنها امکان میدهند تا به تجربههای نو دست یابند. هدف از برپایی چنین کارگاههایی برانگیختن حس رقابت در کودکان، تقویت قدرت بیان و تجربههای درونی برای آنهاست. روش خلاقانهی کارگاهها بر «تجربهی بازی – شناخت – رشد» استوار است. هر کارگاه را همزمان دو نفر اداره میکنند. بهترین روش آن است که هر یک از این دو تسهیلگر با یک گروه از کودکان کار کند، زیرا کمک به کودکان که خود به گروههای کوچک تقسیم شدهاند، ضرورت دارد.
شمار مطلوب شرکتکنندگان هر کارگاه بین ۱۲ تا ۱۵ نفر است. با کمتر از ۸ نفر، کار سطحی میشود و کیفیت و تاثیر آن کاهش مییابد. لازم نیست که کودکان شرکتکننده در یک کارگاه همسن باشند، اما اختلاف سنی آنها نباید بیشتر از ۳ تا ۴ سال باشد. این کارگاهها نزدیک به دو ساعت زمان میبرند. اگر زمان کوتاهتر باشد، ادارهکنندگان کارگاه باید دقت کنند که ساختار اصلی آن حفظ شود. اگر هم بیشتر از مدت تعیین شده به درازا بکشد، باید زمانی را برای استراحت شرکتکنندگان در نظر گرفت.
شرکت کودکان در کارگاه همیشه باید داوطلبانه باشد. اما بهتر است همهی کودکان در بازیها شرکت کنند و تنها تماشاگر نباشند. جو کارگاه آزاد و بدون قید است، اما فعالیتها هدایت شده و دارای ساختار مشخصاند. یکی از نکات مهم در تشکیل کارگاه، تعیین کارهای مجاز و غیر مجاز است. به توافق رسیدن با شرکتکنندگان در زمینهی چند اصل اساسی سودمند خواهد بود، همچون ورود و خروج از محل تشکیل کارگاه، نظم نشستن، سر و صدا و... اگر با کودکان صمیمانه به توافق برسیم، احتمال بیشتری وجود دارد که کودکان مقررات را رعایت کنند.
بازیهای آشنایی با یکدیگر و معرفی
این بازیها در صورتی که قبلا اعضای گروه با یکدیگر آشنا نشده باشند برای آشنایی متقابل، و اگر همدیگر را میشناسند برای آشنایی و نزدیکی بیشتر مورد استفاده قرار میگیرند.
اسامی ۱
یک دایره بزنید. خیلی سریع هر کس اسم خود را بگوید.
نام + حرکت
در یک دایره بایستید. حالا ما به اسامی خود یک حرکت اضافه میکنیم. هر کس اسم خود را میگوید و یک ادا یا ژست در میآورد. بعد گروه به او سلام میکنند. «سلام ---- (نام کسی که خود را معرفی کرده است)» و همزمان ادای او را تکرار میکنند.
نام + چیزی که دوست دارم
به شکل دایره بنشینید. حالا هر کس باید اسم خود و چیزی را که دوست دارد بازگو کند. برای مثال: «من کتی هستم و گلها را دوست دارم...»
کاری که میتوانم خوب انجام دهم
به شکل دایره بنشینید. همه افراد حلقه، نام و کاری که خوب میتوانند انجام دهند را بازگو کنند. برای مثال: «اسم من جان است. من میتوانم خوب آواز بخوانم.»
بازیهای دستگرمی
بازیهای دستگرمی قبل از موضوع اصلی کارگاه بازی میشوند. در این بازیها شرکتکنندگان با انجام حرکتهای بدنی، حرکت در فضا یا بیان جملات به شکل غیر معمول، آرام میشوند و خود را باز و رها میکنند.
شکلکها
یکی از بچههای شرکتکننده یک شکلک در میآورد و آن را به بغل دستیاش «رد» میکند. نفر بعد شکلک را میگیرد و به سومی «رد» میکند و همینطور تا آخر دایره.
گروه نافرمان
یک «رهبر» (ارکستر) انتخاب میکنیم و بقیه هم گروه کر خواهند بود. رهبر ارکستر با انجام حرکات مختلف، گروه را هدایت میکند که چه کاری انجام دهند. اما از آنجا که گروه کر، یک گروه نافرمان است، هر کار که رهبر ارکستر میگوید خلافش را انجام میدهد. برای مثال، وقتی رهبر میایستد، همه گروه چمباتمه میزنند، وقتی رهبر دست چپش را بالا میبرد، گروه پای راستش را بالا میبرد...
یک نفر را مجسم کنید
به صورت یک دایره بنشینید. ما بازی «حدس بزنید چه کسی را مجسم کردهایم» را با هم بازی میکنیم. یک نفر از گروه برای حدس زدن انتخاب میشود و چشمبند میزند. بقیه افراد گروه با صدای آهسته با هم صحبت میکنند و تصمیم میگیرند که یک نفر را انتخاب کنند و به تجسم و تصور در آورند. همه به نوبت، یکی از ویژگیهای ظاهری آن فرد مورد نظر را بازگو میکنند. (برای مثال: یک دختر است... موهایش بلند است... شلوار قرمز پوشیده است... صورتش کک و مک دارد... یک برادر بزرگتر دارد...). اطلاعات غلط نباید بدهید. بعد از آنکه همه یک مشخصهای از آن فرد دادند، کسی که چشمبند بر چشم دارد حدس میزند که چه کسی را گروه مجسم کرده است. وقتی او حدس زد، نوبت شخصی که گروه او را مجسم کرده بود میشود که حدس بزند. چند دور این بازی را میکنیم.
به همین طریق بازی «یک جسم را مجسم کنید» را میتوانید اجرا کنید. به جای شخص یک شیء را انتخاب میکنید.
بزرگ – کوچک (۱)
به صورت یک دایره بنشینید. این بازی جالبی است که در آن دو کلمه کلیدی وجود دارد: بزرگ و کوچک. همه در جمله خود از این دو کلمه استفاده میکنند. برای مثال: «روی خروس بزرگ یک ابر کوچک است»، و بعد نفر بعد میگوید: «روی ابر کوچک یک خال بزرگ است». نوبت به هر کس رسید، قسمت آخر جمله نفر قبل را تکرار میکند و خودش چیز جدیدی به آن اضافه میکند.
پیشنهاد: اگر بچهها بخواهند بازی را ادامه دهند، میتوانید با کلمات خشک – تر و یا صاف – کج بازی کنید.
بزرگ – کوچک (۲)
در این بازی دوباره گرد مینشینیم و همه از دو کلمه کلیدی استفاده میکنند: بزرگ و کوچک. همه در جملات خود از این دو کلمه استفاده میکنند اما دو رنگ را هم در جملههای خود میآورند. به این صورت، برای مثال: «مورچه آبی بزرگ عاشق پینهدوز بنفش کوچک است». نفر بعد ادامه میدهد: «پینهدوز بنفش کوچک روی نیلوفر آبی سفید بزرگ نشسته است». بنابراین هر کس آخر جمله نفر قبل خود را تکرار میکند و بعد یک چیز جدید اضافه میکند. در جملات خود از بزرگ – کوچک که با رنگی توضیح داده شدهاند، استفاده کنید.
بزرگ – کوچک (۳)
در این بازی نیز گرد مینشینیم و همه از دو کلمه بزرگ و کوچک استفاده میکنند و نام یک قسمت بدن را نیز با آنها میآورند. من شروع میکنم: «روی سر من یک پای کوچک...». نفر بعد ادامه میدهد: «روی یک پای کوچک، یک ... بزرگ»، و یک قسمت بدن را میگوید. بنابراین هر کس قسمت دوم جمله نفر قبل را تکرار میکند و خودش نیز چیزی به جمله اضافه میکند.
