کودکی از سیستان، گفت‌وگو با رضی هیرمندی- پیش‌درآمد: ترجمه یا کاویدن و تراشیدن واژگان، نگاهی به کارنامه رضی هیرمندی

زمان انتشار: 1405/07/01 - 09:48

رضی هیرمندی نامی آشنا در حوزه ترجمه ادبیات بزرگسال و ادبیات کودکان و نوجوانان ایران است. مترجمی که چند اثر تألیفی هم دارد، اما نام او با آثار ترجمه‌اش می‌درخشد. اگر در حوزه ترجمه ادبیات بزرگسال کسانی مانند محمد قاضی، نجف دریابندری،‌ رضا رضایی، ابوالحسن نجفی و چندتایی دیگر هستند که وزن ترجمه را در ایران بالا برده‌اند و به آثاری که ترجمه کرده‌اند، تشخص بخشیده‌اند، در حوزه ترجمه ادبیات کودکان و نوجوانان به سختی می‌شود نام کسی دیگر را در کنار رضی هیرمندی گذاشت. در این جا منظور مترجم خوب و بد یا کم‌توان یا پرتوان و باسواد نیست، بلکه منظور تشخص‌بخشی به ترجمه و متن ترجمه است که رضی هیرمندی با قلم خود این کار را انجام می‌دهد. بنابراین در این حوزه او یگانه است. یگانگی‌اش تنها حاصل مداومت و پایداری در این حوزه نیست، بلکه برایندی از چند عامل است که یکی از آن‌ها می‌تواند پیوستگی و مداومت باشد اما شاید مهم‌ترین آن‌ها نباشد. به نظر من آن چیزی که رضی هیرمندی را در ترجمه متفاوت ساخته است، دو عامل بینش و روش است که البته برای آدم‌هایی از جنس او، این دو عامل از هم جدانشدنی‌اند. این جور آدم‌ها متفکرند، اما تفکرشان روشمند است. در حقیقت آدم‌هایی که حکمت دارند و بر پایه همین حکمت با زندگی برخورد می‌کنند بینش و روش را درهم می‌آمیزند، و رضی هیرمندی یکی از آن‌هاست که البته شمارشان در این جهان خیلی نیست. آدم‌هایی که پربارند، اما این را طبیعی‌ترین جلوه زندگی می‌دانند، بنابراین فخری ندارند که به کسی بفروشند.

در کتابک بخوانید: رضی هیرمندی برنده‌ی لوح تقدیر جایزه‌ی آسترید لیندگرن نهاد FIT شد

رضی هیرمندی را اگر خوب بشناسیم -و این شناخت البته آسان به دست نمی‌آید- متوجه می‌شویم که او انسانی همواره پرسشگر بوده است. پرسش‌هایی هم که دارد از جنس خانه و اجاره خانه و داشتن یا نداشتن خودرو نیست. رضی از آن گروه آدم‌ها یا نسل روشنفکران ایرانی است که پشت طرح پرسش‌های بنیادی و هستی‌شناختی از معنای زیست در جامعه بسته و باز یا تفاوت جامعه بسته و باز مانده‌اند. برای همین مفاهیم پیچیده‌ای چون مفهوم آزادی و اختیار، صلح و جنگ، مرگ، امید، زندگی و زمان همواره بخشی از هندسه وجودی‌شان است. و از جمله این هندسه وجودی داشتن نگاه انتقادی و جامعه‌شناختی به جا و فضایی است که در آن نفس می‌کشند. این جور کسان به سبب سرشت وجودی و سختی‌هایی که در کودکی و همه زندگی برای ماندن در یک وضعیت انسانی کشیده‌اند زبانش سرشار از طنزی تلخ و پارادوکسیکال است. با یک چشم می‌خندند و همزمان با چشم دیگر می‌گریند. اگر کسی با رضی نزدیک باشد، زود متوجه می‌شود که همیشه مسائل عمیق انسانی و کشمکش‌های اجتماعی را با ملغمه‌ای از طنز، ایهام و شوخ‌طبعی بیان می‌کند تا خامی کودکانه با تلخیِ واقعیت پیوند بخورد؛ و بعد البته خواهیم دید که همین سرشت و ویژگی چه قدر در زنده‌سازی زبان نویسندگانی که از آن‌ها ترجمه کرده، وجود داشته است. یکی از ویژگی‌های ممتاز رضی این است که او انسان را در قالب محدودیت‌ها و نقص‌هایش می‌پذیرد و بر مفاهیمی چون همدلی، پذیرش دیگری و بازتعریف هویت فردی در جامعه تأکید می‌ورزد. از همین روست که رضی هیرمندی میان همه دوستان و آشنایان به فردی بامدارا و طبعی ملایم شناخته می‌شود.


خرید آثار رضی هیرمندی


اما اگر از جنبه کارنامه کاری به او بپردازیم، اکنون پنجاه سال از زمانی می‌گذرد که رضی «درخت بخشنده» را ترجمه کرد. پنجاه‌سال کار مستمر در این حوزه که هم‌چنان با ترجمه هر کتاب رشد می‌کند، تنها از مترجمانی برمی‌آید که دو زبان مبدأ و مقصد را می‌شناسند. با این همه کوشش و تلاش، اما چون حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان برای جامعه روشنفکری ایران، یعنی روشنفکران با گرایش ادبی، چندان آشنا نیست یا به هر دلیلی به آن علاقه‌ای نشان نمی‌دهند، شاید نام رضی برای بسیاری از کسانی که از قلمرو ادبیات کودک و نوجوان دور هستند چندان آشنا نباشد. این همه دلیل نیست. شاید دلیل دیگر آن مرجعیت روشنفکران سیاسی در جهت‌دهی به گرایش‌های ادبی باشد. کم نیستند کسانی از بازماندگان نسل اسطوره‌ساز پیش از انقلاب که هنوز صمد بهرنگی را نقطه اوج ادبیات کودکان ایران می‌دانند و گاهی هیچ رسمیتی برای دنباله این ادبیات پس از انقلاب نمی‌شناسند. این بیگانگی البته تا اندازه‌ای به ساختار و روندهای درونی خود ادبیات کودکان ایران پس از انقلاب برمی‌گردد. ادبیات کودکان در ایران پس از انقلاب ماهیتی بسیار پیچیده داشته است. برای این که این ماهیت و کارکردهای آن روشن شود نیاز به کارهای پژوهشی است. یکی از ویژگی‌های بارز این نهاد در دوره پس از انقلاب خصلت رانتیر یا رانتی آن بوده است. برای همین، سرجمع این ادبیات اکنون از نظر بسیاری از آدم‌هایی که با این حوزه آشنا نیستند تجمع گروهی آدم کم‌استعداتر از فعالان حوزه ادبیات بزرگسالان است که به لطف دستگاه حاکم توانسته‌اند امور خود را پیش ببرند. این همان خصلت رانتی بودن آن است که به چشم خیلی‌ها می‌آید. در حالی که اگر ادبیات کودکان را نسبت به پیش از انقلاب بسنجیم، جایگاه امروز آن مرتبه بسیار بلندتری نسبت به دوره زمانی دهه ۱۳۴۰ و ۵۰ دارد. آثار و آفرینندگان خوب و توانا در آن کم نیستند، اما از سوی دیگر آدم‌هایی که رونق کارشان هم در تداوم این وضعیت است در آن کم نیست. طبیعی است در این میان صدای کسانی مانند رضی هیرمندی که هم شخصیت مستقل و ناوابسته دارد و هم در ترجمه و برگردان ادبیات کودکان به هر اثری اعتبار می‌بخشد، در موج پیش‌داوری‌های جامعه‌ای که به شدت در میانه ارزش‌گذاری‌های ایدئولوژیک وامانده است، گم می‌شود. آدم‌هایی مانند رضی که کارنامه‌ای چنین گران‌سنگ در این عرصه دارند دارای ویژگی دیگری هستند: خودشان را از هیاهوی نام‌دارسازی دور نگه می‌دارند. پدیده‌ای که در جامعه‌ای با ویژگی‌های جامعه امروز ایران بسیار رواج دارد. در چنین جامعه‌ای آدم‌هایی که دکان دونبش دارند بهتر از آدم‌هایی دیده می‌شوند که نمی‌خواهند دیده شوند یا برایشان از اساس هیچ اهمیتی ندارد که بخواهند دیده شوند. آن‌ها می‌خواهند کارشان را انجام دهند. رسالتی که احساس می‌کنند بردوش دارند. حال می‌تواند این رسالت ترجمه بهترین آثار ادبی جهان باشد یا نوشتن یک قصه و افسانه و رمان برای کودکان و نوجوانان یا هرکار دیگری. انگیزه‌ی من از گفت و گو با رضی از همین نقطه آغاز شد. می‌خواستم ببینم درباره رضی هیرمندی چه‌قدر اطلاعات وجود دارد. چون پیش از این در نوشتن ویکی‌پدیای فارسی به او کمک داده بودم، می‌خواستم اطلاعاتی فراتر از اطلاعات دانشنامه‌ای به دست بیاورم. هرچه بیش‌تر گشتم، کم‌تر یافتم. چندباری با او گفت‌وگو کردم که چرا دانستنی‌ها درباره کارنامه حرفه‌ای تو چنین کم است. جواب من همان پاسخ‌های همیشگی برآمده از تواضع و فروتنی او بود. پس فکر کردم که بهتر است با او گفت‌وگویی انجام شود که شاید سیر زندگی و ترجمه او را نشان دهد. به همین دلیل به او پیشنهاد دادم که برای پایگاه ترویج خواندن «کتابک» با او گفت‌وگو کنم. تا نسل جوان‌تر که او را خوب نمی‌شناسند بشناسند و نسل‌هایی مانند من هم بدانند برای ساختن این بنای شکسته‌بسته و وصله‌پینه‌ای که امروز ادبیات کودکان ایران نام دارد، چه انسان‌هایی کوشیده و رنج برده‌اند.

آشنایی و همکاری من و ما با رضی هیرمندی از پایه گذاشتن یکی از ستون‌های همین بنا شکل گرفت. سال ۱۳۸۰ بود. پیشنهادی از طرف حسین ابراهیمی و پیروز قاسمی از طرف خانه ترجمه که نهادی وابسته به وزارت ارشاد بود به ما شد که یک اثر مرجع از ادبیات کودکان و نوجوانان که جنبه نظری-کاربردی داشته باشد ترجمه کنیم. خود حسین ابراهیمی پیشنهاد کتاب «از روزن چشم کودک» را داشت. گروه ترجمه هم ثریا قزل‌ایاغ، منصوره راعی، رضی هیرمندی، ابراهیم اقلیدی، حسین ابراهیمی، زهره قایینی و من شدیم. کار سنگینی بود. حتا امکان صفحه‌آرایی آن در دفتر یک ناشر معمولی وجود نداشت. حسین ابراهیمی برای صفحه‌آرایی روی موسسه پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان حساب می‌کرد. ما کار را با نهایت قناعت و نظم شروع کردیم و به پایان رساندیم. صفر تا صد این پروژه به سبب حضور نام‌هایی که برده شد، از آن کارهای معدودی است که اگرچه نهادی دولتی پشت آن بود، حاصل کار درست از آب درآمد. از آن جمع اکنون چهار نام دیگر در میان ما نیستند. ثریا قزل ایاغ، منصوره راعی، ابراهیم اقلیدی و حسین ابراهیمی. در این جمع، هرچه بیش‌تر رضی را می‌شناختم، بیش‌تر جذب آرامش و فروتنی او می‌شدم. آرام و باوقار سخن می‌گفت و اگر می‌خواست استدلال کند، پشت استدلال‌هایش منطق و عقل بود نه هیجان و آشفتگی. پس از آن جمع و آن کار، این دوستی ادامه یافت تا امروز. دوستی‌ایی که بیش‌تر از راه دور است. اما پیوندهایی استوار بین ماست که هم چنان پایدار مانده است.

در کتابک بخوانید: شناخت ادبیات کودکان: گونه‌ها و کاربردها از روزن چشم کودک (۲جلدی)

اما چه چیزی در کار رضی هیرمندی است که او را برجسته می‌سازد؟ برخی را خودش بهتر از هرکسی دیگر در این گفت‌و‌گو باز کرده است. شاید چکیده آن این باشد که او به راستی دلباخته واژگان است. واژگانی از یک زبان به زبان دیگر یا واژگان زبان مادری. هرکدام باشد او از آن مردمی است که واژه بر جانشان حکم می راند و فرمانروای وجودشان چیزی نیست جز واژه که در ادبیات جان می‌گیرد و خود را به نمایش می‌گذارد.

اگر نسبت رضی را با آثار ترجمه برای کودکان و نوجوانان بشکافیم اولین نشانه‌ای که توجه را جلب می‌کند این نکته است که گزینش‌های او در ترجمه تصادفی نیست، بلکه او جهان‌بینی‌ای مشخص، زیباشناسی‌ای فرم‌گرایانه و موضع نظری روشن نسبت به جهان کودک و ادبیات دارد. نخستین ویژگی در کار ترجمه آثار ادبیات کودکان او گرایش به آثاری از نوع و جنس «ادبیات همه‌سالان» (Crossover Literature) است. هیرمندی از دهه‌ی ۵۰ با ترجمه‌ی «درخت بخشنده» و آثار بعدی شل سیلوراستاین پایه‌گذار یا دست‌کم تثبیت‌کننده‌ی جریانی شد که در آن مخاطب کتاب محدود به خردسال یا کودک نیست. ویژگی این متن‌ها در ایجاز یا فشردگی شدید، تصویرگری طرحواره یا خطی و مینی‌مال، زبان نشانه‌ای، نمادین و چندلایه آن است. کتاب‌هایی که پیام دارند اما پیام‌های‌شان اندرزی و نصیحت‌گونه نیست، بلکه سرشار از جهان‌نگری فلسفی و انسان‌گرایانه است. کتاب‌هایی مانند «در جست‌وجوی قطعه‌ی گمشده» یا «لافکادیو» در لایه یا روساخت ممکن است روایتی شیرین برای کودکان‌ باشند، اما در ژرف‌ساخت یا لایه‌های درونی بسته به نگاه نویسنده از فلسفه اگزیستانسیالیستی نسبت و رابطه «من» با «جهان» که «تنهایی» و «رنج » عناصر اصلی سازنده آن است تا موضوع‌های دیگری که بیش‌تر بُعد انسان‌گرایی معرفتی و اخلاقی دارند شکل می‌گیرند. بنابراین مشخص است کسی که کتاب کودک ترجمه شده رضی هیرمندی را در دست می‌گیرد، می‌تواند والدین و مربی و آموزگار و کتابداری باشد که این کتاب را برای خردسالان بلندخوانی می‌کنند یا خود کودکی باشد که تازه خواندن را آموخته است. اما آن بزرگسالی که به بهانه کودک کتاب را می‌خواند خیلی زود متوجه می‌شود که کتاب لایه‌هایی دارد که با بزرگسالان هم در حال سخن گفتن است.


خرید مجموعه قصه‌های یک‌جورکی (دکتر زیوس)


ویژگی دوم کار رضی هیرمندی در ترجمه برای کودکان و نوجوان به کارگیری طنز زبانی، ساختارشکنی و بازی با واژگان است. آن چیزی که در دنیای انگلیسی زبان به آن Wordplay و Nonsense می‌گویند. بخش بزرگ‌تر انرژی و نبوغ ترجمه‌ای هیرمندی همواره صرف نویسندگانی شده که روایت‌های آن‌ها به دلیل وزن، قافیه، واژه‌سازی‌های خلاقانه و بازی‌های زبانی، به‌اصطلاح «غیرقابل‌ترجمه» به شمار می‌رفتند. در میان کارهایی که رضی ترجمه کرده می‌توان به آثار دکتر زیوس (Dr. Seuss) اشاره کرد. آثاری چون «گربه با کلاه»، «اسنیچ‌ها»، «لوراکس» و «وای چه جاها که خواهی رفت». که رضی با چیرگی بر وزن‌سازی تا اندازه‌ای عروضی و البته بیش‌تر وزن آوازی و شناخت عمیق از ریتم زبان فارسی و آواهای زِبَرزنجیری، دنیای بازیگوش، شوخ و پر از هجوِ آثار این نویسنده را به گونه‌ای به زبان فارسی برگردانده است که روح اثر در آن تنیده شده است. این همان کلید و رمز موفقیت رضی در کار ترجمه است. یا در کارهای اندی استنتون (مجموعه‌ی آقای گام) رضی هیرمندی توانسته است، طنز سیاه، زبان هیچانه‌ای یا مهمل‌بافی (Nonsense)، پیچ‌های گروتسکی در سطح معنایی و شوخی‌های دیوانه‌وار پسا‌مدرن را که در این آثار تنیده شده است، به خوبی به زبان فارسی برگرداند. همین کار را رضی هیرمندی با یکی از آثار رولد دال انجام داده است. کتابی مانند «این هم جور دیگر» که پر از طنز گزنده و نقیضه‌پردازی است، کتابی آسان برای ترجمه نیست. اما ترجمه اثر به فارسی توانسته روح اثر را بازتاب دهد.


خرید آثار یوشی‌تکه


ویژگی سوم هیرمندی رفتن به سوی کتاب‌هایی است که به جای «پاسخ دادن»، در ذهن کودک «پرسش» می‌سازد و قطعیت‌های ذهنی را به چالش می‌کشند. این گروه از کتاب‌ها بیش‌تر نزدیک به کتاب‌های شناخته‌شده به فلسفه برای کودکان هستند. یکی از این مولفان که هیرمندی به ترجمه آثار او پرداخته است، شینسوکه یوشی‌تکه (Shinsuke Yoshitake) است. ترجمه این آثار هم ساده نیست، زیرا او در کارهایش روزمرگی و حوصله‌سررفتگی را به بستری برای پرواز تخیل تبدیل می‌کند و نشان می‌دهد که در جهان داستانی که می‌سازد، واقعیت عینی همواره در برابر قدرت بی‌پایان ذهن کودک رنگ می‌بازد. او برای روایت این دنیای سیال از نثری محاوره‌ای، پرسشگر و صمیمی بهره می‌برد که با تکرارهای هدفمند و بازی با واژگان، ریتمی طنزآمیز و درگیرکننده دارد، اما در پسِ این فرم زبانیِ بازیگوش، نوعی اگزیستانسیالیسم کودکانه نهفته است که هویت و مرزهای «خود» را به چالش می‌کشد. یوشی‌تکه با طرح پرسش‌های بنیادین، مفاهیم پیچیده پدیدارشناسی و معرفت‌شناسی را بومی‌سازی کرده و با ترویج نسبی‌گرایی، به کودک می‌آموزد که جهان تک‌صدا و مطلق نیست. این تقاطع ظریف میان زبان طنزآمیز و معنای عمیق، مرزهای خشک میان ادبیات کودک و متن فلسفی را در هم می‌شکند و در نهایت به مخاطب اجازه می‌دهد تا بدون ترس از قضاوت، فیلسوفِ دنیای کوچک اما بی‌نهایتِ ذهن خویش باشد و با همان «نمی‌دانم»های ساده، عمیق‌ترین رازهای هستی را لمس کند. هیرمندی با علم و با شناخت چنین ویژگی‌هایی به سراغ ترجمه‌ی کارهای یوشی‌تکه رفته است و در کتاب‌هایی مانند «شاید سیب باشد»، «می‌توانم یک من دیگر بسازم؟» و« بیش از این‌ها باید باشد» می‌کوشد که روح اثر را به زبان فارسی نیز بیاورد. زیرا او به خوبی می‌داند چنین جهانی که در لایه‌ای از طنز پروریده شده، بزرگ و کوچک را در برابر پرسش‌های ژرف قرار می‌دهد.



خرید آثار دیوید کالی


و چهارمین ویژگی در ترجمه هیرمندی در حوزه ادبیات کودکان به انتخاب وسواسانه نویسنده و اثر برای ترجمه است. چنان که می‌توان به این نتیجه‌ی قطعی رسید نویسندگانی که رضی هیرمندی به سراغشان رفته است،‌ نگاهی خاص به کودکان دارند. به گونه‌ای سرشار از بدبینی بزرگسالانه‌اند، انگار بغض دارند و این بغض را در روایت‌های کودکانه می‌ریزند. که هم خودشان خالی شوند و هم دنیای کودکان را پر کنند. از میان این نویسندگان، کسی مانند دیوید کالی را داریم با کتاب‌هایی مانند «مشق شبم را ننوشتم چون...»، «به مدرسه‌ام دیر رسیدم چون...» و «آدم‌بزرگ‌ها هیچ‌وقت این کارها را نمی‌کنند» یا «دشمن»؛ که در این اثر آخر، نظم تربیتی و اخلاقی بزرگسالانه را چه در هنگام صلح و چه در هنگام جنگ به پرسش گرفته است. اگرچه در چنین آثاری پیچش‌های زبانی نیست، اما این آثار سرشار از گره‌های فلسفی و معناشناختی‌اند. یعنی به شکلی رضی دارد خودش را در این آثار می‌بیند و می‌کوشد با ترجمه آن‌ها مخاطب فارسی‌زبان -چه کودک و چه بزرگسال- را نیز در این تجربه‌ها سهیم کند.

در کتابک بخوانید: رضی هیرمندی و ضرورت ترجمه «بر بال‌های صلح»

آن چیزی که در شناخت رضی هیرمندی باید برجسته شود، این است که او به گونه‌ای شباهت فکری و اخلاقی و فلسفی با برخی از این نویسندگانی دارد که آثارشان را ترجمه می‌کند. برای نمونه می‌توان گفت با همین دیوید کالی از جنبه و منظر فلسفی و اجتماعی اشتراک فکر و نظر دارد. کالی در کتاب‌هایش همواره طرح پرسش‌های بنیادی و هستی‌شناختی دارد. چیزی که دغدغه رضی هیرمندی هم هست. یعنی رضی هنگامی که در حالت عادی هم دارد با یکی گفت و گو می‌کند، پیوسته طرح پرسش می‌کند و در این طرح پرسش‌ها مانند نویسندگانی که از آن‌ها ترجمه کرده است، مفاهیم پیچیده‌ای چون مفهوم جنگ، مرگ، امید، زندگی و زمان را بدون پیچیدگی‌های رایج فلسفی، به شکلی ساده و ملموس برای کودکان طرح می‌کند. در حقیقت در این جا و در کار ترجمه، رضی هیرمندی تنها واژگان را از زبانی به زبان دیگر برنمی‌گرداند، بلکه هنر او این است که دستگاه فکری یک نویسنده -فیلسوف مانند دیوید کالی را به مناسب‌ترین شکل به زبان فارسی برمی‌گرداند. این برگردان کردن هم تصادفی نیست، زیرا رضی خودش با منظومه فکری و با حسی از نزدیکی که به نویسندگانی مانند کالی دارد می‌تواند در انتشار اندیشه و هنرشان به زبان فارسی موفق باشد. رضی مترجمی پرسشگر است؛ و شاید بتوان گفت آمدن او به دنیای ترجمه برای یافتن پاسخی بر بسیاری از پرسش‌هایش بوده است. مانند همان نویسنده‌ای که از آثار او ترجمه می‌کند. اگر رضی سراغ این گونه از آثار رفته است برای این است که در دنیای ذهنی خودش هم برای هر پرسشی تنها یک پاسخ وجود ندارد. چون پاسخ‌های چندین و چندگانه برای هر پرسشی وجود دارد که تازه پس از آن، پایان آن‌ها باز می‌ماند این گونه، به روایت‌هایی که در آن دور زدن اندرزگویی و ایجاد پایان‌های باز و کلیشه‌های پیروز و شکست‌خورده را برای ترجمه پیدا می‌کند تا مخاطب کودک به سوژه‌ای فعال و اندیشه‌مند تبدیل شود. در این جا دیگر مرز میان نویسنده و مترجم ناپدید می‌شود و انگار صدای همدیگر را هم پوشانی و تقویت می‌کنند.

در کتابک بخوانید: بازنمایی جنگ در ادبیات کودک و نوجوان- بخش دوم: دشمن کیست؟

یکی دیگر از ویژگی‌های رضی هیرمندی در ترجمه آثار کودکان و نوجوانان رفتن به سوی رمان‌های چندرسانه‌ای و ادبیات تصویری پیشرو (Graphic/Visual Novels) بوده است. از این بابت هیرمندی اهمیت زبان تصویر و روایت‌های تلفیقی (واژه + تصویر) را بسیار جدی گرفته است. برای نمونه سینما-رمان یا فتورمان «اختراع هوگو کابره» یکی از این آثار است که در آن ساختار رمان متن‌محور دگرگون شده و مؤلف روایت سینمایی و رمان گرافیکی را در هم آمیخته است. در یک نتیجه‌گیری کلی می‌توان گفت رضی هیرمندی به شدت از متن‌های اندرزی، کلیشه‌ای، اخلاق‌گرای سنتی و کودک‌انگارانه گریزان است. او ترجمه را به سمت متن‌هایی برده که دارای چهار مؤلفه‌ی بنیادین‌اند: طنز رهایی‌بخش و فلسفی، بازی‌ها و فرمالیسم زبانی یا شکلی و ساختاری، ارج نهادن به تفکر پرسشگرانه کودک، و برداشتن دیوار ساختگی میان جهان کودک و بزرگسال.»

در کتابک بخوانید: رضی هیرمندی از ده سالگی کتابک می‌گوید

تصویر پیش‌زمینه‌ی کاور: امین برنجکار

این مقاله، ادامه دارد...

Submitted by editor74 on