شعر وقتی کبوتر نیست از آتوسا صالحی

شعر وقتی کبوتر نیست از آتوسا صالحی

گاهی که گنجشکان نمی­‌خوانند

وقتی پرستوهای زیبا در سفر هستند

وقتی کبوتر نیست

وقتی همه از حال آن­‌ها بی­‌خبر هستند

انگار آن­‌جا پشت شیشه آسمان خالی است

خورشید بی­رنگ است

شکلی خیالی است

حس می­‌کنم

جایی برایم نیست

جایی برای «دوستم دارند.»

جایی برای خنده‌هایم نیست

دیگر پرستویی نمی­‌آید

گنجشک­ها از شاخه می­‌افتند

حس می­‌کنم

دنیا پر از سنگ است

اطلاعات:
تاریخ انتشار: ۱۴۰۰-۰۲-۰۱ ۰۸:۱۳
پدیدآورندگان:
نویسنده:
متن سفارشی:

ديدگاه شما

کپچا
این پرسش برای آزمایش این است که آیا شما یک بازدید کننده انسانی هستید یا خیر و نیز برای جلوگیری از ارسال خودکار هرزنامه.