کوتوله‌ای در سر

زمان انتشار: 1405/04/06 - 09:05

نوستلینگر، نویسنده‌ی اتریشی، نه فقط یک قصه‌گو، بلکه جامعه‌شناسِ دنیای کودکی است. او با شکستنِ قالب‌های سنتیِ ادبیاتِ اخلاقی و ادبیاتِ پندآموز، انقلابی در روایتِ داستان‌های کودکانه به پا کرد. بسیاری از کتاب‌های کلاسیکِ کودک، پیش از نوستلینگر، بر پایه‌ی یک فرضِ بنیادین بنا شده بودند که کودک، موجودی است که باید هدایت شود تا به بزرگسالیِ مطلوب برسد. در این نگاه، کودک موجودی معصوم، مطیع و یا در نهایت درگیرِ ماجراجویی‌های سطحی است. نوستلینگر این دیوار را فرو ریخت. در جهانِ او، کودک نه بزرگسالی در حالِ تکوین، بلکه انسانی کامل با پیچیدگی‌های وجودیِ خاصِ خود است که حق دارد خشمگین باشد، حسادت کند، دروغ بگوید و حتی از والدینش متنفر باشد.

کتاب «کوتوله‌ای در سر» نمونه‌ی درخشانی از این رویکرد است. آنا، شخصیت اصلی داستان، هیچ شباهتی به قهرمان‌های بی‌نقصِ داستان‌هایِ آموزشی ندارد. او دچارِ تضادهای درونی است. او دوستی دارد که دوستش دارد و رقیبی که از او متنفر است. والدینی دارد که از هم جدا شده‌اند و میانِ خانه‌ی پدر و مادر، مانند یک مسافر سرگردان، معلق است. نوستلینگر به ما می‌گوید که این آشفتگی، نه مشکلی زودگذر در زندگیِ آنا، بلکه خودِ زندگی است.

نوستلینگر در این کتاب واقعیتِ طلاق را توصیف می‌کند. برخلافِ بسیاری از نویسندگان که طلاق را با استعاره‌های فانتزی پوشش می‌دهند، نوستلینگر آن را با تمامِ جزئیاتِ دردناکش مانند سکوت‌های آزاردهنده، تلاش برای جلبِ توجه و احساس گناه ناخودآگاه کودک، به تصویر می‌کشد.

در کتابک بخوانید: معرفی کتاب گربه، کوسن مبل نیست از نوستلینگر

آنچه سبکِ نوستلینگر را از نویسندگان دیگر متمایز می‌کند، طنزِ تلخ اوست. او می‌داند که کودک وقتی در محاصره‌ی مشکلاتِ بزرگترها قرار می‌گیرد، تنها راهِ نجاتش شوخی کردن با فاجعه است. وقتی آنا با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود که توانِ هضم‌شان را ندارد، ذهنِ او یک کوتوله می‌سازد. این کوتوله، نه موجودی جادویی از دنیای پریان، بلکه یک مکانیزمِ دفاعیِ روان‌شناختی است، نوعی شخصیتِ دوم که آنا برای تحملِ فشارِ بزرگسالیِ اطرافیانش خلق کرده است.

در «کوتوله‌ای در سر»، خانه‌هایِ جداگانه‌ی پدر و مادر، فقط مکانِ فیزیکی نیستند، آن‌ها دو دنیایِ ارزشیِ متفاوت‌اند. آنا مجبور است در هر کدام، نقابِ خاصی به چهره بزند. نوستلینگر نشان می‌دهد که چگونه هویتِ کودک در لابلایِ این رفت‌وآمدها تکه‌تکه می‌شود. او برایِ ما روشن می‌کند که طلاق، فقط جداییِ دو نفر نیست بلکه پایانِ دنیای واحد برای کودک است.

نوستلینگر در این کتاب، بزرگسالان را شرور جلوه نمی‌دهد، آن‌ها پدر و مادرهایی هستند که خودشان هم درگیرِ بحران‌هایِ شخصی‌شان هستند و ناتوانیِ خود را در درکِ نیازهایِ عاطفیِ آنا پنهان می‌کنند. این نابیناییِ والدین نسبت به دردهایِ درونیِ کودک، یکی از درخشان‌ترین تحلیل‌های نوستلینگر است که در این اثر به کمال می‌رسد. او به خواننده، که می‌تواند کودک، نوجوان یا حتی والد باشد، می‌گوید بزرگترها همیشه نمی‌فهمند و گاهی بهترین راه برایِ بقایِ عاطفی، این است که خودت، یعنی همان کوتوله‌ی درونت را به عنوانِ تکیه‌گاهِ اصلی انتخاب کنی.

در جهان داستانی کریستینه نوستلینگر، کوتوله موجودی فانتزی یا همزادی خیالی نیست که برای سرگرمی یا پر کردنِ اوقاتِ تنهاییِ آنا خلق شده باشد. اگر بخواهیم از زاویه‌ی روان‌شناسیِ کودک به این اثر نگاه کنیم، باید گفت که این کوتوله، مکانیسم دفاعیِ پیچیدهای است. آنا برای مدیریتِ آشفتگی‌های عاطفی‌اش، بخشی از قدرتِ تصمیم‌گیریِ خود را به موجودی خیالی می‌سپارد اما این واگذاری، خود آغاز چالشی بزرگتر است.

در روان‌شناسی، کودکان زمانی که با فشارهایِ عاطفیِ سنگین، مانند طلاقِ والدین، مواجه می‌شوند، ممکن است برایِ محافظت از خود، در برابر آسیب‌های بیرونی، به فرافکنی متوسل شوند. کوتوله، همان من دوم آناست. زمانی که آنا نمی‌تواند با دنیایِ متناقضِ بزرگسالان ارتباط برقرار کند، وقتی نمی‌تواند خشمِ خود را ابراز کند یا وقتی نمی‌داند در موقعیت‌هایِ اجتماعیِ مدرسه چه واکنشی نشان دهد، این کوتوله است که به او ایده می‌دهد.

اما نکته‌ی نبوغ‌آمیزِ نوستلینگر اینجاست، کوتوله همیشه دانا نیست. او گاهی اشتباه می‌کند، حسادت می‌ورزد و آنا را به تصمیماتِ فاجعه‌بار هدایت می‌کند. این یعنی آنا در حال آزمون و خطا با صدایِ درونی خود است. نوستلینگر به خواننده نشان می‌دهد که ما همگی در درونمان یک کوتوله داریم، یک صدایِ درونی، که گاهی مشاورِ خوبی است و گاهی به خاطرِ ترس‌ها و کمبودهایِ خودمان، ما را به بیراهه می‌برد.

در کتابک بخوانید: معرفی کتاب سوسک طلایی پرواز کن از نوستلینگر

در ماجرایِ رابطه‌ی آنا با پیتر و هرمان، ما شاهدِ اوجِ فعالیتِ کوتوله هستیم. آنا دوست دارد که محبوبِ پیتر باشد، اما همزمان درگیرِ روابطِ پیچیده‌ی مدرسه است. کوتوله، در اینجا نقش یک استراتژیستِ ناشی را بازی می‌کند. او به آنا پیشنهادهایی می‌دهد که ناشی از منطقِ کودکانه است. نوستلینگر با استفاده از این شخصیتِ خیالی، به ما نشان می‌دهد که دنیایِ کودکان چقدر می‌تواند از واقعیت‌هایِ اجتماعیِ بزرگسالان فاصله داشته باشد.

کوتوله، فیلترِ آنا برایِ درکِ جهان است. وقتی او حرفی می‌زند یا رفتاری می‌کند که باعثِ سوءتفاهم می‌شود، آنا این را به گردنِ کوتوله می‌اندازد. این یک مکانیسمِ روان‌شناختی کلاسیک برای کاهش اضطرابِ مسئولیت است. آنا هنوز آنقدر بزرگ نشده که مسئولیتِ شکست‌های عاطفی‌اش را به تنهایی بپذیرد، پس یک دیگری خیالی می‌سازد تا بارِ این مسئولیت را با او تقسیم کند.

یکی از لایه‌هایِ عمیقِ کتاب، نبردِ پنهان میانِ آنایِ واقعی و کوتوله است. آنا در درونِ خود به کوتوله نیاز دارد تا احساس تنهایی نکند، اما از سوی دیگر، کوتوله او را از تعاملِ مستقیم با واقعیت دور می‌کند. این پارادوکس، همان چیزی است که بسیاری از کودکان در دوران گذارِ به نوجوانی تجربه می‌کنند، نیاز به یک حامیِ خیالی در برابرِ نیاز به استقلالِ فردی.

نوستلینگر نشان می‌دهد که کوتوله نه موجودی شرور است و نه یک فرشته‌ی نجات، او بازتابِ دنیایِ درونیِ آناست. اگر آنا خشمگین است، کوتوله خشمگین است. اگر آنا سردرگم است، کوتوله هم راهِ‌حل‌هایِ پیچیده و اشتباه ارائه می‌دهد. این کتاب به ما می‌آموزد که برایِ شناختِ یک کودک، باید به کوتوله‌هایی که در ذهن دارند گوش کنیم، یعنی به ترس‌ها، آرزوها و ناامنی‌هایی که جرأت نمی‌کنند به زبان بیاورند.

کوتوله، صدایِ رشدِ آنا است که هنوز به بلوغ نرسیده است. تا زمانی که آنا نتواند با این موجودِ درونیِ خود گفت‌وگو کند و او را به عنوانِ بخشی از هویتِ خود بپذیرد، او نمی‌تواند به آرامش برسد.

اگر کوتوله، نمادِ منِ درونیِ آناست، محیطِ خانواده و جابه‌جایی‌هایِ مداومِ او، صحنه‌ی بیرونیِ این نمایشِ درام است. نوستلینگر طلاق را نه رویدادی ناگهانی مانند مرگ یا سانحه، بلکه به عنوان وضعیتی پایدار ترسیم می‌کند. این کتاب نشان می‌دهد که چگونه ساختارِ خانواده، در صورتِ گسست، هویتِ کودک را به شکلی ناخودآگاه چندپاره می‌کند.

برای یک کودک، خانه تنها محلِ سکونت نیست، خانه، پایگاهِ امن است که هویتِ فردی در آن شکل می‌گیرد. وقتی خانواده از هم می‌پاشد، این پایگاه به دو نیم می‌شود. آنا مجبور است میانِ دو دنیایِ متفاوت در رفت‌وآمد باشد، خانه‌ی پدر و خانه‌ی مادر. این جابه‌جایی‌هایِ فیزیکی، بازتابی از تغییرِ لحن و تغییرِ شخصیت است.

نوستلینگر استادانه نشان می‌دهد که آنا چگونه در هر خانه نقابِ متفاوتی به چهره می‌زند. او در خانه‌ی پدر، بخشی از وجودش را به نمایش می‌گذارد و در خانه‌ی مادر، بخشِ دیگری را. این انعطاف‌پذیریِ اجباری، اگرچه از یک سو نشانه‌ی هوشِ هیجانیِ بالای آناست، اما از سویِ دیگر، او را از داشتنِ یک خودِ واحد و یکپارچه محروم می‌کند. آنا همیشه دارد خودش را تطبیق می‌دهد، همیشه انتظاراتِ این دو والد را مدیریت می‌کند که شاید حتی دیگر زبانِ مشترکی با هم ندارند.


خرید آثار کریستینه نوستلینگر


یکی از قوی‌ترین نقدهایِ اجتماعیِ نوستلینگر در این کتاب، به والدین است که در ارتباط با فرزند خود ناتوان هستند. والدینِ آنا، هر دو به نوعی درگیرِ بحران‌های شخصی خود، پشیمانی‌ها و تلاش‌های ناشیانه برای بازسازی زندگیِ خود هستند. آن‌ها به آنا نگاه می‌کنند، اما او را نمی‌بینند. آن‌ها صدای او را می‌شنوند، اما پیامِ او را درک نمی‌کنند.

این نابیناییِ والدین دلیل اصلی ظهورِ کوتوله است. وقتی کودک می‌بیند بزرگسالان که مسئولِ مراقبت از او هستند غرق در مسائلِ خودشان هستند، به دنبالِ یک همدم می‌گردد. اگر والد نتواند پناهگاهِ عاطفیِ کودک باشد، کودک پناهگاهِ خود را در فضایِ خیال می‌سازد. نوستلینگر به ما گوشزد می‌کند که طلاق، والدین را مقصر نمی‌کند، اما آن‌ها را در برابر تأمینِ امنیتِ عاطفیِ کودک مسئول می‌کند، مسئولیتی که در این کتاب، پدر و مادرِ آنا در انجامش دچارِ لغزش می‌شوند.

در این فضایِ دوقطبی، آنا به جایِ اینکه کودکی کند، مجبور است بحران را مدیرت کند. او یاد می‌گیرد که چگونه اطلاعات را سانسور کند، چگونه میانِ پدر و مادر واسطه‌گری کند و چگونه احساساتِ واقعیِ خود، خشم، دلتنگی، حسادت را سرکوب کند تا محیطِ خانه آرام بماند.

نوستلینگر این بلوغِ زودرس را نه به عنوانِ یک فضیلت، بلکه به عنوانِ زخمِی پنهان نشان می‌دهد. آنا کودک است و حق دارد که فقط کودک باشد، نه بحران‌شناس در خانه‌ی والدین. این فشاری که بر دوشِ اوست، همان بارِ سنگینی است که کوتوله به عنوانِ فرافکنیِ این فشار بر شانه‌هایِ ذهنی‌اش می‌کشد. کتاب، فریادِ خاموشِ آناست: من هستم، من می‌بینم، من رنج می‌برم، حتی اگر شما فکر می‌کنید که من همه چیز را نمی‌فهمم.

اما سفرِ آنا در این کتاب کجا ختم می‌شود؟ آیا کوتوله ناپدید می‌شود؟ آیا آنا به کودکی کامل تبدیل می‌شود که دیگر نیازی به خیال‌پردازی ندارد؟ پاسخِ نوستلینگر بسیار هوشمندانه و متفاوت از ادبیاتِ کلاسیک است. در جهانِ او، بلوغ به معنایِ حذفِ خیال نیست، بلکه به معنایِ یکپارچه‌سازیِ خویشتن است.

در طولِ داستان، آنا یاد می‌گیرد که مسئولیتِ بخش‌هایِ تاریکِ وجودش، خشم، حسادت، خودخواهی را بپذیرد. کوتوله تمامِ آن بخش‌هایی از آناست که او جرأت ندارد مالکیتِ آن‌ها را بر عهده بگیرد. کوتوله مرا وادار کرد این کار را بکنم یا کوتوله این حرف را زد، جمله‌هایی است که آنا با آن از خودش محافظت می‌کند. مسیرِ بلوغِ آنا زمانی آغاز می‌شود که او شروع می‌کند به پرسیدنِ این پرسش از خودش: آیا این حرفِ کوتوله بود، یا حرفِ خودم؟

این پرسش، لحظه‌ی تولدِ خودآگاهی است. آنا با کوتوله گفت‌وگو می‌کند نه به عنوان مسافری غریبه در سرش، بلکه به عنوانِ بخشی از هویتش. این یعنی یکپارچگی، یعنی پذیرشِ اینکه من هم جنبه‌هایِ منطقی دارم، آنایِ عاقل و هم جنبه‌هایِ تکانشی و احساسی کوتوله.

پیامِ اصلیِ این کتاب برایِ ما بزرگسالان، بسیار تکان‌دهنده است. نوستلینگر به ما نشان می‌دهد که کودکان، حتی زمانی که ساکت‌اند یا به ظاهر سرگرمِ بازی‌هایِ خود هستند، تلاش دارند تا معادله‌های بسیار پیچیده‌ای در ذهنِ خود حل کنند. اگر ما به این کوتوله‌هایِ ذهنیِ فرزندان‌مان توجه نکنیم، آن‌ها مجبور می‌شوند به تنهایی با این هیولاها و مشاورانِ خیالی بجنگند.

کتاب از ما می‌خواهد که فقدان عاطفی را با حضورِ فعال پر کنیم، نه با نصیحت‌هایِ بزرگسالانه، بلکه با تأیید احساساتِ کودک. وقتی آنا از مشکلاتش می‌گوید، اگر والد به جای حلِ مسئله، که اغلب با نگاهِ بزرگسالانه است، به درد آنا گوش کند، نیاز به این مشاور خیالی کمرنگ‌تر می‌شود. بلوغ، نه با حذف کوتوله، بلکه با آرام گرفتنِ او در کنارِ عقلِ سلیم رخ می‌دهد.

کریستینه نوستلینگر با نوشتنِ این داستان، اثری را خلق کرد که تاریخ انقضا ندارد. چرا که تا زمانی که خانواده هست، جدایی هست، و تا زمانی که کودکی هست، اضطرابِ رشد وجود دارد. این کتاب یک آینه است برای کودک، آینه‌ای است که نشان می‌دهد او در تنهایی‌اش تنها نیست و برایِ بزرگسال، آینه‌ای است که نشان می‌دهد فرزندانِ ما چقدر عمیق‌تر از آن چیزی که فکر می‌کنیم، به ما، قضاوت‌ها و رفتارهایِ ما می‌نگرند. آنا در پایان مسیر، شاید هنوز مشکلاتی داشته باشد، شاید هنوز خانواده‌اش از هم جدا باشد، اما او ابزار بهتری برایِ زیستن به دست آورده. او اکنون می‌داند چگونه به صدای درونش گوش دهد، چگونه به آن شک کند، و چگونه سکان زندگی خویش را در دست بگیرد. او دیگر قربانیِ کوتوله نیست، او راوی داستان زندگی خودش است.

گزیده‌هایی از کتاب

آنا به حرف هرمان گوش نداد! او محکم خودش را به او فشار داد و در حالی که قلبش به تاپ تاپ افتاده بود، یواشکی به گردن او نگاه کرد. کوتوله بلافاصله از بلوز قرمز یقه اسکی هرمان بالا رفت. بدون کلاه! خیلی زود توی موهای مشکی و فرفری هرمان غیبش زد.

سال نشر
1399
قالب کتاب
نگارنده معرفی کتاب
Submitted by editor74 on