مقدمه
مایکل روزن (Michael Rosen)، شاعر نامآشنای کودک و مدافع سرسختِ رویکرد «کتابخوانی برای لذت»، همواره منتقد جدی نظامهای آموزشی مبتنی بر حفظیات و تستزنی بوده است. او در سال ۲۰۱۸ در نامهای سرگشاده و انتقادی در روزنامه گاردین، خطاب به دامیان هایندز (Damian Hinds)، وزیر وقت آموزش بریتانیا، نسبت به رویکرد مخرب مدارس در آموزش شعر هشدار داد. روزن معتقد است تقلیل دادن شعر به مفاهیم دستوری و آرایههای ادبی، نه تنها درک هنری کودکان را ارتقا نمیدهد، بلکه عشق اصیل آنها به ادبیات را در همان گامهای نخست خفه میکند. در این بخش، دیدگاههای او و متن این نامه تأثیرگذار را مرور میکنیم.

۱. تبدیل شعر به مسئله حسابداری؛ مرگ عشق به خواندن
از نگاه مایکل روزن، مدرسه برای بسیاری از کودکان به محلی تبدیل شده است که شعر در آنجا نه برای «لذت»، بلکه برای «تکهتکه شدن» سرو میشود. ما در نظامهای آموزشی مدرن، شعر را به یک مسئله حسابداری تبدیل کردهایم؛ از بچهها میخواهیم قافیهها را پیدا کنند، نام وزنها و استعارهها را حفظ کنند و در امتحانات نشان دهند که اصطلاحات فنی ادبی را بلدند. اما این روش دقیقاً همان نقطهای است که عشق به خواندن و شعر در کودک میمیرد.
تأکید بیش از حد بر آنالیز ساختاری متون، کودک را خائف و نگران بار میآورد. او مدام نگران است که نتواند «پاسخ درست» مورد نظر معلم یا طراح سؤال را پیدا کند؛ در حالی که شعر اصلاً برای دادن یک پاسخ یکسان و مطلق ساخته نشده است. شعر فضایی باز برای تخیل است تا هر کودک بر اساس جهان ذهنی خود، تصویری از آن بسازد و با آن همذاتپنداری کند.
۲. شعر؛ تجربهای صوتی و تعاملی
شعر در ذات خود، تجربهای صوتی، احساسی و تعاملی است. وقتی کودک با شعر روبهرو میشود، پیش از آنکه بداند فلان واژه استعاره است یا مجاز، باید ریتم آن را روی زبان خود حس کند. شعر برای کودک مانند موسیقی است؛ شما از یک کودک پنجساله نمیخواهید پیش از آنکه به یک قطعه موسیقی گوش دهد یا با آن برقصد، گامهای نتنویسی و تئوری موسیقی را روی کاغذ تحلیل کند. اما ما در کلاسهای درس دقیقاً همین بلا را بر سر شعر میآوریم.
راهکار جایگزین بسیار ساده اما بنیادی است: ایجاد «فضای شعرخوانی برای لذت» در مدارس و خانهها.
ما باید به کودکان اجازه دهیم شعرها را بلند بخوانند، آنها را اجرا کنند، با آواها بازی کنند و حتی شعرها را دستکاری کنند. وقتی کودک شعر را بشنود و آن را با بدن و صدای خود تجربه کند، ملکات زبانورزی، درک واژگان و سواد واقعی در او شکل میگیرد. تحلیل ادبی باید سالها بعد و پس از آنکه کودک عاشق ادبیات شد فرا برسد، نه اینکه در اولین قدم، راه ورود او به جهان خیال را سد کند.
۳. نامه سرگشاده مایکل روزن به وزیر آموزش: لطفاً نابود کردن شعر برای کودکان را متوقف کنید!
جناب آقای دامیان هایندز، وزیر محترم آموزش،
من این نامه را برای شما مینویسم چون به شدت نگران اتفاقی هستم که در مدارس ما برای شعر در حال رخ دادن است. شعر در حال تبدیل شدن به قربانیِ نظام آزمونگیری و ارزیابیهای اجباری شماست. آنچه زمانی منبع لذت، کشف و خلاقیت برای کودکان بود، اکنون به فهرستی از اصطلاحات فنی خشک و سؤالات چندگزینهای تبدیل شده است که روح شعر را خفه میکند.
در برنامه درسی فعلی، از کودکان دبستانی خواسته میشود ویژگیهای ساختاری متون منظوم را کالبدشکافی کنند. آنها باید بتوانند اصطلاحاتی مانند استعاره، تشبیه، واجآرایی، وزن، و انواع قالبهای شعری را در برگه امتحان نام ببرند و نشان دهند. این روش برخورد با شعر، دقیقاً مانند این است که به کسی که میخواهد رانندگی یاد بگیرد، اجزا و قطعات ریز موتور ماشین را بدهید و از او بخواهید قطعات را نام ببرد، بدون اینکه هرگز اجازه دهید پشت فرمان بنشیند و لذت رانندگی را تجربه کند.
شعر برای کودکان در درجه اول یک تجربه صوتی و احساسی است. شعر با گوش دادن، با خواندن بلند، با بازی با آواها و ریتمها، و با اجرای گروهی در ذهن کودک جان میگیرد. وقتی شما شعر را به یک ابزار سنجش دستوری تبدیل میکنید، کودکانِ ضعیفتر احساس ناکامی میکنند و کودکان قویتر هم یاد میگیرند که شعر فقط یک معماست که باید جواب صحیح آن را برای به دست آوردن نمره پیدا کرد. در هر دو حالت، عشق واقعی به ادبیات و خواندن از بین میرود.
من بیش از پنجاه سال است که در مدارس مختلف با کودکان و معلمان کار میکنم و از نزدیک دیدهام چه چیزی باعث برانگیخته شدن ذوق شعر در کودکان میشود. وقتی به بچهها اجازه داده میشود شعری را اجرا کنند، لحنهای مختلف را امتحان کنند، بیتها را تغییر دهند یا خودشان بدون ترس از غلط بودن وزن و دستور زبان بنویسند، معجزه رخ میدهد. آنها نه تنها شعر را درک میکنند، بلکه سواد واقعی، واژگان غنیتر و قدرت بیان بهتری پیدا میکنند.
شما و وزارتخانه تحت مدیریتتان با تأکید بر آزمونهای استاندارد شده، معلمان را هم تحت فشار قرار دادهاید. معلمان دیگر فرصت یا شجاعت این را ندارند که کلاس را به فضایی برای لذت بردن از کتاب و شعر تبدیل کنند، چون مدام نگران نتایج ارزیابیها هستند. شما شعر را از یک هنر زنده و انسانی به یک موضوع حسابداری و اداری تبدیل کردهاید.
آقای وزیر، از شما میخواهم در این سیاستها تجدیدنظر کنید. اجازه دهید شعر دوباره به فضایی برای شنیدن، بازی کردن و لذت بردن در مدارس تبدیل شود. اجازه دهید کودکان ابتدا عاشق شعر شوند، دانش تخصصی و تحلیلهای ادبی بعداً و در زمان مناسب خود خواهند آمد. با متوقف کردن این ارزیابیهای بیفایده، اجازه دهید کودکان صدای واقعی شعر را بشنوند.
