کلاغی و کلاغی بود

کلاغی و کلاغی بود

دو کلاغ نر و ماده بر شاخه درختی بلند لانه ساخته‌اند و در انتظارند تا جوجه آن‌ها از تخم بیرون بیاید که ماری حمله می‌کند و تخم را می‌خورد. آن‌ها می‌فهمند مار راه لانه‌شان را پیدا کرده‌است و از آن پس تمام تخم‌ها و جوجه‌‌هاشان در خطر دشمنی بی‌رحم و قوی خواهد بود.

اما ﺁن‌ها نمی‌‌خواهند لانه خود را ترک کنند، بلکه تصمیم می‌گیرند دشمن را نابود کنند و بالاخره باهمفکری دوستی دانا به هدف خود می‌رسند تا مخاطب دریابد در مقابل دشمن قوی باید تدبیر داشت و در حل مشکلات از دوست دانا و مشاور خوب می‌توان سود جست. داستان بازنویسی ساده از کلیله و دمنه است که از نثر به نظم درآمده است. بازنویس بر جنبه‌های عاطفی زندگی خانوادگی تاکید دارد و این سبب تأثیر بیشتر بر مخاطب است. تصاویر رنگ‌های زنده و درخشان دارند و شخصیت‌ها را با حالت و حرکت نشان می‌دهند و فضای مناسبی می‌آفرینند. به‌همین جهت کتاب علاوه بر لذت ادبی، لذت بصری هم می‌دهد. کتاب برای بلندخوانی و قصه‌گویی هم مناسب است و جنبه‌های نمایشی آن برای نمایش‌های ساده دانش‌آموزی خوب است.

 

شناسنامه کتاب:
ناشران
نویسنده
ناصر کشاورز
سال نشر
۱۳۸۴

ديدگاه شما

کپچا
این پرسش برای آزمایش این است که آیا شما یک بازدید کننده انسانی هستید یا خیر و نیز برای جلوگیری از ارسال خودکار هرزنامه.