بهروز شده در دیماه ۱۴۰۴
مرگ پایدارترین و برگشت ناپذیرنرین شکل فقدان است. اما با این حال مرگ همسایه زندگی است. باید زندگی را با مرگ زیست. امروزه موضوع مرگ و آشنا کردن کودکان با آن، پدیدهای رایج در ادبیات کودکان شده است. در ابتدای این مقاله نویسنده نگاهی مقایسه ای به موضوع مرگ در کتابهای «دختر انار»، «قورباغه و آواز پرنده»، «فرشته پدربزرگ» و «فراتر از یک رؤیا» کرده است تا موضوع مرگ و فقدان در کتاب « فراتر از یک رؤیا» را بررسی کند.
در کتاب «دختر انار» که اثری تألیفی و از محمدهادی محمدی است، مادربزرگ رفته است و دخترک همه جا را به دنبال او میگردد. اما او را پیدا نمیکند. مادربزرگ نیست! عصایش را هم نبرده است. عصا نمادینترین نشانه حضور مادربزرگ است. پس از آن درخت اناری که مادربزرگ در حیاط خانه کاشته است یاد او را باز می گرداند. نویسنده با پیوند عصا، درخت انار و دانههای انار از فقدان به حضور میرسد. این که مرگ اگرچه برگشت ناپذیر است، اما حضور آن که مرده و نیست در خاطرهها خود شکلی از زندگی است که به فقدان تسلا میبخشد.
در کتاب «قورباغه و آوازِ پرنده» از نویسنده هلندی مکس فلتهاوس قورباغه پرندهای را پیدا میکند که مرده است؛ دوستان او به سادگی با مراسم خاکسپاری نمادین روبهرو میشوند، شبیه یک نمایش! سپس نویسنده بازی و بازگشت به زندگی روزمره را نشان میدهد و به کودک یاد میدهد که مرگ بخشی از چرخهی زندگی است و زندگی پس از مرگ همچنان ادامه دارد.
«فرشتهی پدربزرگ» اثری از یوتا باوئر روایت پدربزرگ به نوهاش است. پدربزرگ که بازمانده روزگار تلخ جنگ جهانی دوم و حکومت هیتلر است از خوششانسیهایش در زندگی میگوید. مخاطب درمییابد که یک «فرشته» -نماد حمایت و حفاظت- همواره مراقب او بوده؛ کتاب در مرز باریک میان طنز و اندوه حرکت میکند و در پایان پدربزرگ پس از شنیده شدن داستاناش چشم از جهان فرو میبندد اما کار فرشته پایان نمیپذیرد و به مراقبت از نوه ادامه میدهد!
و اما روایت مرگ در «فراتر از یک رؤیا» از جف آرتس نویسنده بلژیکی با سه کتاب پیشین بسیار متفاوت است. کتابی شاعرانه و اندوهناک که حضور یک خواهر درگذشته را نشان میدهد. خواهر در رؤیا و خیال شبانه وارد زندگی کودک راوی داستان میشود؛ گفتوگو با این خواهر که پیش از تولد پسرک در گذشته اما رد اندوه فقدانش هم چنان در زندگی پسر جاری است، تجربهای بینظیر، رویکردی تأملی، نمادین و تسکینبخش دارد.
فراتر از یک رؤیا، به راستی کتابی فراتر از کتابهای تصویری معمول است. کتابی برای همه کسانی که با اندوهی مبهم در زندگی دست و پنجه نرم میکنند. گاهی این اندوه حتا زمانی پیش از تولد آنها در زندگیشان ساری و جاری شده است. درست مثل پسرک این کتاب!
هر کتابی با جلد آغاز میشود! ماهی به بزرگی زندگی و خواهر و برادرِ دوچرخه سواری که خواهر جلوتر میرود و برگشته و به پشت سرش نگاه میکند تا برادر کوچکترش هم بیاید! خواهر مراقب برادرش است.

خواهر و برادر دوچرخه سواری میکنند، سپس با قایق پارویی مسیرشان را ادامه میدهند گاهی کمی پیادهروی میکنند. تا اینجا همه چیز عادی است. اما چالش داستان زمانی آغاز میشود که این گردش نیمه شب اتفاق می افتد و جالبتر اینکه، پسرک زنده است اما خواهرش دیگر در قید حیات نیست! چگونه ممکن است؟!
راوی داستان پسربچهای است که از تصویر اول به بیننده معرفی میشود. او میگوید صدایی در گوشش وزوز میکرده و خیلی از او دور بوده است، در حالیکه بسیار نزدیک و آشنا نیز بوده است. صدا پسربچه را به تمرکز دعوت کرده و به او میگوید «داداش کوچولو»!
پسر حالا دیگر این صدای آشنا را میشناسد! صدا شب هنگام دوباره به سراغ او میآید و او را به دوچرخه سواری دعوت میکند. پاسخ پسر با کمی طنز همراه است اما همین ابتدای داستان خواننده را متوجه این موضوع میکند که خواهرش پیش از این مرده است!
«میدانستم آدم وقتی بمیرد میتواند خیلی کارها انجام دهد. میتواند حرف بزند و دیگران را به گریه بیاندازد. وقتی اسماش برده شود، دیگران به گریه بیافتند و همدیگر را در آغوش بکشند، اما دوچرخه سواری؟»
پرسشهای زیادی در سر پسر شکل گرفته است. اینکه آیا او هم خواهد مرد؟ و پاسخ مادر که واقعیت را انکار نمیکند با آرامشی خاص نیز بسیار جالب توجه است.
«پرسیدم: «من هم میمیرم؟»
مامان گفت: «یک روزی بله. اما نه حالا!»
«درد هم دارد؟»
مامان گفت: «همه چیز آرام میشود. مردن مانند خواب است، مانند یک رؤیا، اما فراتر از آن.»
از این جا به بعد، داستان در فضایی خیالی حرکت میکند و پسر پرسشهایی دارد که متن پاسخ آنها را نمیدهد. این بخشها همگی بر جذابیت و کشش داستان افزوده است. نویسنده سنگینی داستان را با جملات طنزی که به کار میبرد قابل هضمتر میکند. این پرسشهای بیپاسخ به کتاب حالوهوایی فلسفی میدهند. پرسشها بیپاسخ میمانند و خواننده خود باید دربارهشان بیاندیشد. همین نشان میدهد جف آرتس سطح زبانی و فکری مخاطب کودک را دستکم نمیگیرد.
برای مثال وقتی خواهر میگوید که اولین بارش است که میخواهد دوچرخه سواری بکند پسر پاسخ میدهد که «اگر مردهای خوب نیاز به تمرین نیست!»

آنها به راه می افتند و با گذر از کوچه، جنگل و تپه ماهورها، رودخانه و سپس از میان شاخههای درختان تا نزدیکی ماه بالا میروند و شبی هیجان انگیز را سپری میکنند. خواهر بردارش را بر سر مزار خودش میبرد و نویسنده باز هم به پرسش پسرک «حالا که مردهای به اسکلت هم نیاز داری؟» پاسخی نمیدهد.
به بیمارستانی که دختر در آن بستری بوده میروند و به پارکی که برای بازی به آنجا میرفتهاند.
در نزدیکی پایان داستان، وقتی پسرک میفهمد چقدر اندوهگین است، چنین میاندیشد:
«ناگهان احساس کردم اندوه همهی وجودم را گرفته است. نه از آن غصههای معمولی. اندوهی که سالهاست با من است. اندوهی کهنه و قدیمی که همچون کاغذ دیواری تمام دیوارهای خانهی ما را پوشانده است. گاه این اندوه را در سوپ مامان میچشم و گاه در کارهایی که بابا دور و بر خانه انجام میدهد، میبینم و زمانی هم آن را در کلاه پشمی که برای روزهای سرد سرم میگذارم، احساس میکنم.»
پسربچه در این مرحله به روشن بینی میرسد. حالا میفهمد آن اندوه همیشگی ناشی از چیست؟! در خاطرات مامان و بابا دخترک و کارهایش همیشه حضور دارند. رؤیای شبانه به پایان میرسد. آنها به خانه باز میگردند و میخوابند. صبح که پسرک بیدار میشود، خواهرش رفته است!
هر صفحه از این کتاب همچون جواهری درخشان و با ارزش است هم از نظر متن و هم تصویر! نمیخواهم همهی جملههای درخشان را بیاورم، چون زیبایی آنها را تنها در بستر داستان میتوان بهدرستی دید.
«فراتر از یک رؤیا» کتابی غنی، چندلایه و درعینحال قابل لمس و فهم برای کودکان و بزرگسالان است. این کتاب نمونهای درخشان از گرایشی نو و بدیع در ادبیات کودک است که هدف اصلی آن آموزش مستقیم نیست، بلکه تجربهی ادبی و احساسی در مرکز توجه قرار دارد — حتی دربارهی موضوعی سنگین مانند مرگ.
تصاویر ماریت تورن کویست بسیار جالب توجه و رؤیایی هستند. او با استفاده از رنگهای سرد و بیشتر هم خانوادههای آبی و بنفش حس اندوه و غم را با کمی درونمایه رمز و رازگونه به نمایش گذاشته است. تأثیر پُر واضح این سفر رویایی را در مقایسه دو تصویر ابتدایی و انتهایی کتاب میتوان دید. همان میز و پسر بچه!
در تصویر ابتدایی یک میز بزرگ و سه صندلی، یک گربه خسته و خوابیده، یک دفتر که شاید دفتر خاطرات است و پسرکی کوچک و تنها دیده میشود. اما در تصویر آخر یک صندلی اضافه شده و میز پر از خوراکی و نوشیدنیهای رنگارنگ است. آرامش پسرک از صورت اش پیداست و گربه هم حتا بیدار است و هوشیار! ماریت تورن کویست به بهترین شکل این سفر درونی و تاثیرات خیال و رؤیا را بر کودکان با همین دو تصویر نشان داده است.

جف آرتس بلژیکی، نویسندهی کتابهای کودکان، رمان و شعر بزرگسالان است و این کتاب را بر مبنای تجربهی کودکی خود آفریده است. سبک نیرومند و زبان پراحساس او، ادبیاتی بدون مرز زمانی آفریده است که به خوبی با مخاطبان گوناگون ارتباط برقرار میکند. جف آرتس با کتاب «فراتر از یک رؤیا» جایزهی بوکلاین (شیر کتاب)، مهمترین جایزهی کتابهای کودکان در بلژیک و جایزهی قلم نقرهای، جایزهی معتبر کتاب کودک هلند را از آن خود کرده است. همچنین در فهرست کلاغ سفید ۲۰۱۴ کتابخانه مونیخ قرار گرفته است.
