کتاب های آموزگاران و معلمان

زیردسته‌بندی‌ها
شنبه, ۲ شهریور
کاهن بزرگ در جایگاه خود نشسته است و چشم به حرکات «بدخشان» دوخته است. بدخشان جلو می آید و به کاهن احترام می گذارد. رییس کاهنان می پرسد: «چه تصمیمی گرفته ای؟» بدخشان مِن مِن کنان می گوید: «ای کاهن بزرگ، من تصمیم بهتری گرفته ام.»
چهارشنبه, ۳۰ مرداد
دیزی خواهر کوچک مکس کارهای بامزه ای می کند. او با شست پایش بازی می کند، با قاشق بر روی ظرف ها می کوبد و کارهای بسیار دیگر. تنها یک کارنمی کند و آن هم حرف زدن است. همه تلاش می کنند تا او را به حرف زدن تشویق کنند ولی دیزی بازهم حرف نمی زند وهمچنان ساکت است تا اینکه یک روز هنگام صبحانه خوردن او شروع به حرف زدن می کند و چه حرف زدنی! او تمام آنچه را که تا آن روز گفته شده و شنیده بود تکرارمی کند. او دیگر به کسی فرصت حرف زدن نمی دهد و دیگر کسی امید ندارد که حرف زدن او تمام شود. حالا همه در حال گوش کردن هستند.
چهارشنبه, ۳۰ مرداد
کتاب «فریاد یوزپلنگ» نخستین کتاب از مجموعه‌ی جانوران در خطر انقراض است و از زبان این جانور زیبا اطلاعاتی را درباره یوزپلنگ آسیایی و خطراتی که او را تهدید می‌کند در اختیار مخاطب خود قرار می‌دهد. در پایان کتاب نیز ۱۰ جانوری که در متن به آن‌ها اشاره شده و در زیستگاه یوزپلنگ آسیایی دیده می‌شود معرفی شده‌اند.
سه شنبه, ۱ مرداد
کتاب زمین کمک، از مجموعه ی کتاب های طبیعت ترسناک است که اطلاعاتی در باره ی گرمایش زمین، چگونگی مقابله با آن، سوخت های فسیلی، انرژی های تجدیدپذیر، چرخه ی آب، انقراض حیات وحش، جنگل های استوایی و بارانی به مخاطب می دهد. هم چنین برای صرفه جویی در مصرف انرژی، آب در خانه و خارج از خانه به خواننده نوجوان پیشنهادهایی می دهد.
سه شنبه, ۱ مرداد
اوا پس از یک تصادف وحشتناک، سرانجام پس از هشت ماه اغما به هوش می آید. او احساس می کند چیزی در او تغییر کرده و رفتار مادر نیز بر آن تأکید دارد. پزشکان برای زنده نگه داشتن او ناچار می شوند، بدن یک شامپانزه به نام کلی را به او پیوند بزنند.
سه شنبه, ۱ مرداد
مژده شانزده و مژگان هفده سال دارد و دو دخترخاله هستند. آن دو به همراه خانواده هایشان به سفر می روند. پدر که فراموش کرده داروی خود را بیاورد و مژگان را مقصر می داند و او را سرزنش می کند. فردای آن روز مژگان ناپدید می شود.
سه شنبه, ۱ مرداد
ماروین ۹ ساله با موهای قرمز و چشمان آبی در کلاس سوم درس می خواند. او با پدر، مادر و برادرش جیکوب یازده ساله و خواهرش لینزا چهارساله در شهرکوچکی نزدیک واشنگتن زندگی می کند.
دوشنبه, ۳۱ تیر
مارتا گاو نارنجی در دهکده‌ای کوچک و کم‌جمعیت با صاحبش آقای پینشو زندگی می‌کند. با دیدن دوچرخه‌سواران مارتا تصمیم می‌گیرد دوچرخه‌ای از وسایل اوراقی بسازد و در مسابقه شرکت کند.
شنبه, ۲۹ تیر
پسر کوچولو باید به بازار برود و ابزار مورد نیاز خانه را براساس فهرستی که مادر تهیه کرده خریداری کند. مقدار پولی که دارد برای خرید وسایل ضروری است و چنانچه بتواند خوب چانه بزند می تواند برای "جشن ماه" فانوس خرگوشی قرمزی برای خودش بخرد. او بارها وسوسه می شود اما در برابر آن مقاومت می کند. او همه ی تلاشش را به کار می برد و هنگام خرید چانه می زند اما در پایان پول باقیمانده برای خرید فانوس کافی نیست. اما او شب با فانوس خرگوشی قرمز رنگ در جشن شرکت می کند. عمو آن را به او هدیه می دهد.
شنبه, ۲۹ تیر
لئو پسر بچه ای فعال و پر کار است. او با آن که همیشه مشغول کار است، کارهای انجام نشده زیادی دارد و وقت کم می آورد. روزی کارهایش را بر روی کاغذ می نویسد، فهرستی طولانی به دست آمد.
شنبه, ۸ تیر
ریچل به همراه مادر و پدرش برای گذراندن تعطیلات به جزیره جادوی باران می روند. او در کشتی با دختری هم سن خود بنام کریستی آشنا می شود. آنان در گشت و گذار درجزیره با دیگ طلایی پایان رنگین کمان که وارونه به زمین افتاده برخورد می کنند.
چهارشنبه, ۵ تیر
این کتاب در هفت فصل اطلاعاتی درباره‌ی نانومتر، فناوری نانو و علم نانو به مخاطب می دهد. هم چنین در کتاب به تاریخچه‌ی این فناوری و تفاوت آن با فناوری‌های دیگر، تغییر خواص مواد در ابعاد نانو و طبقه بندی نانو مواد، روش‌های تولید نانو ذرات، ابزارهای مشاهده نانو ذرات، کاربردهای فناوری نانو، کربن و گونه‌های آن، نانو و محیط زیست و در پایان به مشکلاتی که ممکن است این علم در آینده ایجاد کند، اشاره می‌کند.
چهارشنبه, ۵ تیر
این کتاب اطلاعاتی درباره‌ی پنگوئن‌ها، تغذیه، شیوه‌ی تولید مثل و محل زیست آن‌ها به مخاطب می دهد. ارائه اطلاعات مستقیم ولی خلاقانه و جذاب است. کتاب با زبانی ساده و روان، مناسب متن، با زندگی اجتماعی پنگوئن از زبان خودش آغاز می شود و سپس خواننده را به تماشای ویژگی های بدن پنگوئن می‌برد.
چهارشنبه, ۵ تیر
گرگی از خوردن غذاهای همیشگی خسته شده و خیال دارد سراغ انسان‌ها برود. او با دختر چاق و تپلی روبرو می شود و هوس می کند او را بخورد. دختر با ترفند او را به مزرعه مادربزرگ می برد و او را تشویق می کند سبزیجات بخورد.
سه شنبه, ۴ تیر
مادر کودکش را می خواباند و برای این که خواب شیرین او به هم نخورد از حیوانات می خواهد که آرام باشند تا کودکش بیدارنشود. ولی غافل از اینکه زمانی که مادر خسته شده و به خواب می رود کودک بازیگوش او ازخواب بیدارشده ومشغول بازی می شود. اثر یک لالایی تصویری تایلندی است و در خلال اثر کودک هم با صدا وهم با شکل و محل زندگی حیواناتی مانند گربه، میمون، گاو میش ، فیل و... آشنا می شود. این اثر برنده سه جایزه کالدکات، هورن بوک و انجمن کتابداران آمریکا شده است.
سه شنبه, ۴ تیر
هان پسر بچه فقیر و یتیمی که در شهر و روی تپه‌ای بین دو رشته کوه زندگی می کند. او نظافت دروازه شهر و راه‌های ورودی آن را انجام می‌دهد. هان با همه خوش رفتار است و همین سبب نجات شهر و مدرمانش می شود.
سه شنبه, ۴ تیر
لاکی زمانی که با پدرش است احساس آرامش می کند و پدر هم به او اطمینان می دهد که این وظیفه هر پدری است که از فرزندش نگهداری کند. لاکی دوست دارد بداند سایر پدر ها چه کار هایی می کنند؟
دوشنبه, ۶ خرداد
کتاب بدن من در چهار بخش با نام‌ های من از چه چیزی ساخته شده‌ام، چه چیزهایی مرا منحصر به فرد می سازند؟ مغز من چگونه کار می‌کند؟ و من چه شخصیتی دارم؟ اطلاعاتی درباره بدن انسان، عناصر و دستگاه‌های سازنده آن، موارد منحصر به فرد انسان‌ها مانند اثر انگشت، ژن ها، حافظه، هوش، شخصیت، مغز، ساختمان و چگونگی عملکرد آن و.... به مخاطب می‌دهد.
یکشنبه, ۵ خرداد
"ایدز توسط یک میکروب کوچک به نام اچ آی وی پدید می آید. این ویروس تنها در بدن انسان زندگی می کند و نمی تواند در بدن حشرات یا حیوانات زندگی کند. ٢٣٠٠٠ ویروس در کنار هم به اندازه یک نقطه جا می گیرند. هنگامی که اچ آی وی وارد خون شود، از بین بردن آن امکان پذیر نخواهد بود."
شنبه, ۴ خرداد
هیزم شکن فقیری با همسر، مادر و پدرش در خانه ای روستایی کنار جنگل زندگی می کردند. او سال ها در آرزوی فرزندی بسر می برد و مادر پیرش هم نابینا بود. روزی که او در جنگل قوشی را در حال شکار مرد کوچکی می بیند.
چهارشنبه, ۱ خرداد
کتاب «قورباغه قورباغه است» داستان ما آدم‌هاست، آن‌زمان که در مقایسه خود با دیگران برمی‌آییم و فکر می‌کنیم در این دنیای پر از توانایی ما بی‌ارزش‌ترین هستیم. آن‌گاه که چیزهایی را که نداریم خیلی خیلی بزرگتر از داشته‌هامان می‌بینیم و این داشته‌ها برایمان کوچک و کم‌رنگ می‌شوند.
چهارشنبه, ۱ خرداد
روی ابرهارت به تازگی به همراه خانواده به شهر کوکونات در ایالت فلوریدا آمده است و در مدرسه راهنمایی تریس درس می‌خواند. روزی که دانا مترسون پسر زورگوی مدرسه صورت او را به پنجره اتوبوس مدرسه می‌چسباند، در خیابان پسری با پاهای برهنه را در حال دویدن می‌بیند و کنجکاو می‌شود و پرس و جو او را وارد ماجراهای بسیاری می‌کند. او نخست با بئاتریس خواهر ناتنی مولت فینگرز، پسر مرموز دونده، و سپس با خود او آشنا می‌شود. سرانجام این دوستی با خبر شدن از شرایط زندگی جغدهای نقب‌کن است. آن‌ها در محوطه‌ای لانه دارند که شرکت پنکیک یکی از همکلاسی‌هایش برای ساختن رستوران در حال خاک‌برداری است.
چهارشنبه, ۱ خرداد
جورج پسر نوجوانی که شیفته ی داستان ها و ماجراهای جنگ جهانی دوم و هواپیماهای بمب افکن نازی و تانک های غول پیکر ارتش خودی با اطلاعات زیادی درباره آن ها است. روزی او با اردوی مدرسه به موزه ی جنگ جهانی دوم می رود.
چهارشنبه, ۱ خرداد