کتاب های آموزگاران و معلمان

زیردسته‌بندی‌ها
مجموعه سه داستان پیوسته به نام های تولد، عروسی و مرگ است. در داستان تولد خیال، راوی را نیمه شب بیدار می کند تا بر بالین کیف که در حال زایمان است ببرد و سرانجام کیف سه قلو می زاید.
شنبه, ۱۳ خرداد
مداد از تنهایی حوصله اش سر می رود و مشغول کشیدن نقاشی می شود. او ابتدا هر چه می کشد سفید و سیاه است ولی بانجو، پسر بچه نقاشی او و سگ و گربه اش به نام های میلدرد و بروس به او اعتراض می کنند، چون رنگ واقعی خودشان نیستند. او به ناچار یک قلم مو می کشد و همه اشکال رنگ خودش را می گیرد. زمانی که بر تعداد نقاشی ها افزوده می شود دردسر مداد هم شروع می شود.
سه شنبه, ۹ خرداد
به نظر شما همه ی نامادری ها مثل نامادری سیندرلا بدجنس اند؟ آیا همه ی آنها زشت و بداخلاق اند؟ همه می خواهند کاری کنند که فرزند ناتنی آنها فراری شود؟... .
سه شنبه, ۹ خرداد
«اشغالگران» از مجموعه کتاب «زمین عزیز من» داستان اشغال سیاره زمین توسط موجوداتی است که جنگل‌ها و رودخانه و جانوران را مزاحم زندگی خود می‌بینند و همه را نابود می‌کنند، تا این‌که کمک سر می‌رسد و زمین نجات پیدا می‌کند.
شنبه, ۶ خرداد
"چند تا پرنده بودند که موزهای تازه را می دزدیدند. آن ها توی جنگل میمون ها پرسه می زدند و هرچه سر راهشان بود خراب می کردند." آیا میمون ها موفق می شوند موزها را از دست دزدها نجات بدهند؟" میمون ها برای در امان نگه داشتن موزهای شان از دزدی پرنده ها، راه های گوناگون را آزمایش می کنند، از جمله این که موزها را به پنگوئن می دهند تا آن ها را در خانه ی یخچالی اش نگه دارد! نویسنده در این کتاب با شیوه ای خلاقانه و جذاب و مثال هایی ساده و آسان فهم، مخاطبان را با چگونگی نگه داری از مواد غذایی در گذشته و اکنون آشنا می کند.
دوشنبه, ۱ خرداد
جو کلاس اول را به پایان رسانده و در حال گذراندن تعطیلات تابستان است. برای او روزهای شنبه روز ماجراجویی است. او وسایل لازم مانند قطب نما، یک بطری آب و کمی پول با خود برمی دارد و به گردش می رود. او می تواند از روی نقشه ای که پدر برایش گرفته موقعیت خانه را شناسایی می کند.
دوشنبه, ۱ خرداد
شگفت زده یا سینما رمان (۲) مشابه رمان اختراع هوگوکابره از همین نویسنده است اما متن و تصاویر آن هر یک داستان دو فرد را به تصویر می کشند که در صفحه های پایانی کتاب، هر دو داستان یکی می شوند. این کتاب داستان دو شخص را روایت می کند؛ داستان رز، دختری از اهالی نیوجرزی در سال ۱۹۲۷ که به صورت کاملاً تصویری روایت می شود و داستان بن، پسری از اهالی گانکلینک لیک در سال ۱۹۷۷ که کاملاً به صورت متن به مخاطب ارائه می شود. اما در پایان هر دو داستان با هم تلاقی می کنند و بن و رز درمی یابند که چگونه داستان زندگی هر یک به دیگری ارتباط دارد.
دوشنبه, ۱ خرداد
بن پسری خجالتی و کم حرف است و به همین دلیل همکلاسی‌هایش به او میگو می‌گویند. او به جمع کردن صدف هم علاقمند است. بنابراین زمانی که خانم فریمن معلم کلاس سال بعد به آنان پیشنهاد می‌کند یک کار تحقیقی برای تابستان انجام دهند، بن تصمیم می‌گیرد مجموعه صدف‌هایش را کامل کند. او هیچ فرصتی را برای انجام این کار از دست نمی‌دهد: چه در تعطیلات با مادرش در کنار ساحل کامبرساندز و چه همراه خاله اش جنا در یک ساحل صخره‌ای. در این مدت او بدون آنکه خودش متوجه شود آرام آرام از لاک خود بیرون می‌آید، تا آنجا که سگی را از شکاف صخره نجات می‌دهد و با صاحبان سگ دوست شده و یک تخته موج سواری هدیه می‌گیرد.
دوشنبه, ۱ خرداد
داستان کتاب «دست‌هایت را بشوی» در مورد شاهزاده کوچولویی است که عاشق این است که خودش را کثیف کند؛ درست مثل خیلی از بچه‌های دیگر.
دوشنبه, ۲۵ اردیبهشت
در یک شهر بزرگ پسر کوچولویی با پدر و مادرش زندگی می کند. پسر کوچولو از تاریکی شب می ترسید و دوست ندارد تنها در اتاق بماند یا تنهایی به دستشویی برود. او از مادرش می خواهد که هنگام خواب چراغ را روشن بگذارد چون فکر می کند که یک گرگ در اتاقش است.
سه شنبه, ۱۹ اردیبهشت
کتاب «خرگوش کوچولو در گالری» داستان خرگوش کوچولویی است که همراه پدر و مادرش به یک گالری هنری می‌رود و برای اولین بار با کارهای هنری مختلف مانند نقاشی‌ها و مجسمه‌ها روبرو می‌شود.
یکشنبه, ۱۷ اردیبهشت
داستان آرش از داستان های اساطیری ایران باستان که در اوستا نیز آمده است. داستان در دوره پیشدادیان رخ می دهد. زمانی که پس از جنگ های بسیار، بین ایران و توران، ایرانیان شکست خورده و دشمن پیشروی می کند. در مذاکرات آشتی مقرر می شود بزرگ ترین کماندار ایران، آرش کمانگیر مرز ایران را با پرتاب تیر خود مشخص کند. در کشمکش بین ایران و توران، اهورامزدا توسط باد و الهه ی زمین یعنی سپندارمذ به یاری ایران می آیند و تیر آرش را بسیار دور می برند و آرش نیز جان خود را در این راه به ایران هدیه می کند و عشق به میهنش را آشکار می سازد. از این حادثه جشن تیرگان پدید می آید.
شنبه, ۹ اردیبهشت
کتاب "کودک و قصه" حاصل تجربه اسماعیل همتی از کارگاه "روش های آفرینش قصه" با کودکان و نوجوانان است. او دانش آموخته ادبیات دراماتیک و کارگردانی نمایش و پژوهشگر و مدرس ادبيات دراماتيك دانشگاه است و تجربه کار با کودکان و نوجوانان را در کارنامه خود دارد.
سه شنبه, ۵ اردیبهشت
«باستان شناسی: کشف رازهای گذشته، همراه با ۲۵ فعالیت و سرگرمی» نخستین جلد از مجموعه «علم و ماجراهای علمی» است که در آن به توضیح علم باستان‌شناسی، روش کار باستان‌شناسان و دوره‌های مختلف تمدن بشری پرداخته شده است.
دوشنبه, ۴ اردیبهشت
خاله پیرزن لب دریا نشسته بود که ناگهان توی آب می افتد. هشت پای گرسنه ای با دیدن خاله دهانش آب می افتد و سراغ خاله پیرزن می رود و از او می پرسد که کجا می رود. خاله برای نجات خود می گوید که به خانه پسرش، دیو سیاه دم به سر می رود. هشت پا او را تهدید می کند که اگر دروغ بگوید او را می خورد. خاله پیرزن با همین کلک از دست نهنگ و کوسه هم نجات پیدا می کند. هنگامی که خاله پیرزن متحیر و سرگردان مانده که چه کند و چه گونه برگردد، ناگهان امواج دریا بهم می خورد و همه حیوانات دریا فرار می کنند و ناگهان خاله پیرزن با یک دیو سیاه دم به سر روبرو می شود. خاله پیرزن از ترس شروع به لرزیدن می کند.
دوشنبه, ۴ اردیبهشت
گربه‌ای سرسره بازی می‌کند، گربه‌ای روی خرطوم فیل نشسته‌، چند گربه منتظر قطار هستند، یک گربه مشغول عکس گرفتن است، دو گربه با بالن پرواز می‌کنند.... همه‌ی اینها در شهر گربه‌ها اتفاق می‌افتد. شهر گربه‌ها کتابی تصویری ست. تصاویری که هر گوشه‌ی آن قصه‌ای دارد. قصه‌ی گربه‌هایی که هرکدام مشغول کاری هستند. کودک با دیدن تصاویر کتاب و اتفاق‌هایی که در آن افتاده می‌تواند صدها قصه تعریف کند، گربه‌هایی که مدرسه می‌روند، گربه‌هایی که دوستان خوبی هستند، گربه‌هایی که ناراحت و یا شاد هستند، ... .
دوشنبه, ۴ اردیبهشت
زمستان طولانی شده است و به پایان نمی رسد. هیچ کس دلیلش را نمی داند. آد، پسری نوجوان، با پایی معلول که ناپدری اش نیز به او توجهی ندارد، از خانه می گریزد. راه رفتن در برف و سرما برایش سخت است و او به زحمت با کمک چوب زیر بغلش راه می رود.
یکشنبه, ۳ اردیبهشت
داستانی در فضای آلمان و به سبک گوتیک و اسرارآمیز، ماهرانه، پیچیده، سرگرم کننده، ترسناک، هیجان انگیز و هوشمندانه است. قصه ای پریانی برای کودکان و داستانی تفکربرانگیز و هنرمندانه از نظر روایت برای بزرگسالان. داستانی در ژانر وحشت درباره ی خیر و شر، مهربانی و خودخواهی، زندگی و هنر.
شنبه, ۲۶ فروردین
نمکی دختر کنجکاو و مهربان قصه با مادرش در خانه ای زندگی می کند که هشت در دارد. نمکی مجبور است هر شب هشت در را ببندد. اما، نمی داند چرا؟ هر گاه از مادرش سبب را می پرسد جواب های جور را جور می شنود: غول بی شاخ و دم می آید، عجیبان غریبان می آید..... روزی نمکی تصمیم می گیرد یک در را نبندد. به این ترتیب میهمان عجیبی وارد خانه می شود، غولی آرام و بی آزار. نمکی، به خواسته مادر، با میوه، چای و شام از او پذیرایی می کند. نمکی در هر مرحله از پذیرایی یک نکته از آداب مهمانی را به او یاد می دهد.
چهارشنبه, ۲۳ فروردین
جهان پهلوان "محمد مالانی" پهلوان دربار "حسین میرزا"، حاکم هرات که بین مردم محبوبیتی خاص دارد. هنگام بازگشت از هندوستان برای حاکم فیلی بسیار بزرگ و زورمند هدیه می آورد، حاکم قدرت فیل را بیش از انسان می داند ولی پهلوان مالانی مخالف اوست و از این جا کشمکش ماجرای داستان شروع می شود. حاکم از پهلوان مالانی می خواهد که عقیده ی خود را در کشتی با فیل به اثبات برساند. پهلوان مالانی ابتدا با شگردی عاقلانه فیل را به زمین می زند و سپس کینه را از دل فیل که انتظار چنین درگیری را ندارد شسته، و با او دوست می شود این گونه دو وجه عقل و عاطفه ی انسانی را ثابت می کند.
سه شنبه, ۲۲ فروردین
یکی بود یکی نبود. زن و شوهری در آرزوی داشتن فرزندی بودند. یک روز از میان نخودهای خیس خورده آش ناگهان نخودی، جان می گیرد و فرزند آن ها می شود. نخودی برای گرفتن حق و حقوق پدر و مادرش به جنگ پادشاه می رود. دوست های خیالی اش که از جانداران و پدیده های طبیعی مثل رودخانه، شیر ،آتش و زنبور هستند در این راه به او کمک می آیند. پادشاه که از دست او درمانده شده با دادن سکه های طلا خود را از دست او رها می کند. به این ترتیب داستان به خوبی و خوشی تمام می شود.
شنبه, ۱۹ فروردین
"هیچ وقت نشده وقتی که از مدرسه به خانه برمی گردم، اتفاق جالبی برای من بیفتد." اما سرانجام یک روز وقت برگشت پسرک از مدرسه، آن اتفاق جالب برای او رخ می دهد. سگ نحیفی را کنار کوچه می بیند و با او حرف می زند. اما آن موجود به پسرک می گوید که سگ نیست، بلکه یک گرگ گنده ی بدجنس و خیلی ترسناک است که نمی تواند هیج کس را بترساند. پسرک هم او را به خانه شان می برد تا دور از چشم مادرش در کمد اتاقش نگه دارد.
دوشنبه, ۱۴ فروردین
در روزگار قدیم که فکر و ذکر همه ی شاهزاده خانم ها زیبایی بود، در سرزمین خیالی "دم پختک" شاهزاده خانمی به دنیا می آید به نام "رز" که بسیار زشت است. او در آرزوی زیبا شدن و ازدواج با شاهزاده ی سرزمین سبزیجات به یک پری مهربان و نیروی جادویی اش متوسل می شود. پادشاه، پدر رز، مردی نادان است که از هر چه خرد و خردمند بود بیزار است و خردمندان را از کشورش بیرون می کند. اما دلقک دربار که مردی خردمند و قدرتمند است با ترفندی خود را در دل پادشاه جا کند تا بتواند خردورزی را به کشور باز گرداند.
دوشنبه, ۱۴ فروردین
روزی روزگاری نبات خانومی دختر با هوش، دانا و شجاع قصه به همراه دوستانش به جنگل می روند تا هیزم جمع کنند. اما هنگام برگشت به خانه راه را گم می کنند و سر از خانه دیو در می آورند. هنگامی که نبات خانمی می فهمد دیو قصد خوردن آنها را دارد برای نجات خود و دوستانش دست به کار می شود و با دانایی و زیرکی خود و دوستانش را نجات می دهد.
شنبه, ۲۷ اسفند