کتاب های آموزگاران و معلمان
اثر مجموعه ای از پنج داستان کوتاه به نام های «پیشانی سفید» از شمال ایران، «ساز شکسته» از آذربایجان، «ناخدا جادو» از جنوب ایران، «تفنگ میرنوروز» از بلوچستان و «نشان بابایار» از استان فارس است که براساس باور مردم به وجود شخصیت بابایار و امدادهای غیبی شکل گرفته اند.
چهارشنبه, ۴ اسفند
شاید بسیاری از شما کتاب «شازده کوچولو» را خوانده باشید. در این صورت داستان کودکی و سرگذشت نویسنده آن، برایتان جذاب خواهد بود. کتاب «آنتوان و شازده کوچولو» بخشی از زندگی «آنتوان دوسنت اگزوپری» خلبان و نویسنده فرانسوی معاصر است.
در این سرگذشت نامه داستانی، نویسنده به روایت پدیده ها و ماجراهایی می پردازد که در شکل گیری رویاهای کودکانه وی نقش داشته اند. از داستان های تخیلی که از زبان مادرش می شنیده است تا قلعه ی تابستانیشان.
شنبه, ۳۰ بهمن
«آنا» دختر ۱۲ ساله کلاس هشتمی است که در شب تولد برادرش «بن» در خانه حضور دارد و شاهد به دنیا آمدن و نگرانی پدر و مادر و پزشک اورژانس است. بن با معلولیت «هیدروسفالی» یعنی معلولیت شدید ذهنی و جسمی به دنیا میآید. معلولیتی که زیاد امید به زندگی برایش وجود ندارد. اما آنا عاشق بن میشود و از دوستان و نزدیکان خود دور میشود تا به بن رسیدگی کند و او را آموزش دهد.
چهارشنبه, ۲۷ بهمن
من میتوانم به کره زمین کمک کنم. میتوانم حیاط خانه را پاکیزه نگه دارم. میتوانم بازیافت کنم. میتوانم شیر آب را ببندم و... ما میتوانیم دست در دست هم دنیا را نجات دهیم.
کتاب «من و زمین» راهکارهایی ساده برای حفاظت از محیطزیست به کودکان نشان میدهد. همه ی جمله های کتاب با «من میتوانم ...» آغاز میشوند. کودکان با خواندن کتاب به راحتی قادر خواهند بود راهکارهای نشان داده شده را روزانه در خانه، مهدکودک و در محیطهایی که رفت و آمد دارند اجرا کنند.
دوشنبه, ۲۵ بهمن
بابی برنز، پسر نوجوانی است که پدرش مبتلا به بیماری افسردگی ناشی از جنگ است. او در دهکده ی ساحلی به نام کیلی در نیوکسل انگلستان که دارای زغال سنگ است، زندگی می کند. مردم در این شهر به کار جمع آوری ذغال سنگ از دریا مشغول هستند. روزی او همراه با مادرش با مردی ژولیده و بی خانمان به نام مک نالتی رو به رو می شود که آتش می خورد و کارهای عجیب و غریب می کند. او معرکه گیر است و شعبده بازی می کند و به نظر موجی می آید.
چهارشنبه, ۲۰ بهمن
همیشه در داستانهای جنایی یا کارآگاهی، مردی باهوش مثل پوآرو یا زنی مسن مثل خانم مارپل، با استفاده از هوش و استعداد ذاتی و تجربهی خود، معما را حل و راز یک جنایت را برملا میکند. نانسی درو، هجدهساله با چشمهای آبی و موهای طلایی، بههیچوجه شبیه کارآگاهان حرفهای نیست. او دختر کارسن درو، وکیل دادگستری است و در ظاهر بسیار بازیگوش است، ولی همین دختر شاداب، با دقت و هوش بسیار، پروندههای بسیاری را برای پدرش حل میکند.
زندگی نانسی سرشار از ماجراهای جذاب است؛ گاه بیآنکه بخواهد، پایش به ماجرایی باز میشود و بدون ترس و واهمه به دل خطر میزند تا سرانجام مزد بیباکیاش را میگیرد.
چهارشنبه, ۲۰ بهمن
عشق در همهی سرزمینها از اصلیترین بنمایههای ادبیات است. عاشقانههای ایرانی همواره برای خوانندهی فارسیزبان پر از خاطرههای آشنا و به یادماندنی است. داستان یک عشق، چه به پایان خوش ختم شود و چه با دوری و رنج و مرگ همراه باشد، همیشه دلنشین، جذاب و رازآلود باقی خواهد ماند.
مجموعهی عاشقانههای ایرانی، که تاکنون پنج جلد آن منتشر شده، بازآفرینی داستانهای عاشقانهای است که در ادبیات کهن ما چه به صورت منثور و چه منظوم ریشه دارد.
کنیزک و پادشاه، که از دفتر اول مثنوی معنوی، اثر گرانقدر مولوی انتخاب شده، ماجرای عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و چارهجویی برای بهبود اوست.
چهارشنبه, ۲۰ بهمن
شنگال چیزی است بین قاشق و چنگال؛ نه قاشق است و نه چنگال. نه قاشق ها او را در جمع خود میپذیرند نه چنگالها. او روی میز غذا جایی ندارد و بسیار تنهاست.
او برای پذیرفته شدن در بین قاشقها و چنگالها سعی میکند خود را شکل آنها در آید. اما تلاشهایش برای تغییر دادن خود بیفایده است.
دوشنبه, ۱۸ بهمن
خانواده دوترلو دارای ۷ پسر هستند. کوچکترین پسرشان، یان، جثه ریزی دارد و حرف نمی زند و همین امر سبب عصبانیت پدر و مادرش است. یان عاشق درس و مدرسه و کتاب است. هم خودش و هم معلم هایش فکر می کنند که باهوش است؛ اما پدر و مادرش به چنین چیزی اعتقاد ندارند. برادران یان هم او را پسری عاقل می دانند که بدون حرف زدن تنها با نگاهش بخوبی می تواند با دیگران ارتباط برقرار کند.
شنبه, ۱۶ بهمن
شب بود و حوصله گلناز و خرس قطبی سر رفته بود. مادر پای کامپیوتر به کارهایش میرسید و پدر پای تلویزیون بود. پدر از پای تلویزیون بلند میشود بدون آنکه آن را خاموش کند. خرس قطبی سراغ تلویزیون میرود و خاموشش میکند. گلناز میپرسد چرا؟ خرس قطبی پاسخ میدهد: «بهخاطر خرسهای قطبی!».
این اتفاق در مورد کامپیوتر و چراغ آشپزخانه هم تکرار میشود. در پایان خرس قطبی توضیح روشن ماندن وسایل برقی باعث گرم شدن کرهی زمین و آب شدن یخهای قطبی میشود. خرسهای قطبی برای زندگی خود به یخهای قطبی وابستهاند. پس گلنار هم از این به بعد چراغهای اضافه را خاموش میکند. چرا؟ «بهخاطر خرسهای قطبی!»
چهارشنبه, ۱۳ بهمن
خانهات کجاست؟ در برکه؟ نه! آنجا قورباغه زندگی میکند. در سوراخ؟ نه! آنجا خرگوشها پنهان میشوند. در لانه؟ نه! آنجا خانهی پرندههاست...
کتاب «خانهات کجاست؟» یک کتاب تصویری تعاملی است. کودک در هر دو صفحه، در صفحهی اول با پرسشی جدید روبرو میشود و در صفحهی دوم پاسخ آن را زیر تای کتاب پیدا میکند.
کتاب با معما و کشف آمیخته است. نقطهی قوت کتاب در همین موضوع است. متن ساده و کوتاه و تصاویر لطیف و رنگارنگ هستند.
کودک با این کتاب با زیستگاههای مختلف و جانورانی که در آنها زندگی میکنند آشنا میشود و در انتها به خانهی مناسب خود، انسان، میرسد.
دوشنبه, ۱۱ بهمن
کواپهها برمیخیزند
زلزلهای بزرگ سواحل کارائیب را میلرزاند. بیشتر باراندازها زیر آب میروند و موجی عظیم تمام شهر را پر میکند. هیچکس نمیداند زمینلرزه اثر دیگری هم از خود بهجا میگذارد؛ انرژی سحرآمیزی آزاد میشود و بچههایی باقدرتی خاص به دنیا میآیند، به آنها کواپه میگویند.
شنبه, ۹ بهمن
«من برده هستم» داستان کلوتی است، دختری دوازده ساله که در قرن نوزده میلادی برده بوده و در مزارع پنبه کار می کرده است.چیزی که او را از دیگر بردگان متفاوت می کند توانایی ای است که پنهانی کسب کرده است.
او خدمتکار ارباب هنلی و خانم لیلی است، پسر آن ها یعنی ویلیام را موقعی که درس می خواند باد می زند. در خلال همین کار است که حروف الفبا را می آموزد و شروع می کند خاطراتش را می نویسد؛ چیزهایی را که می بیند و می شنود، اتفاقات ملک اربابی، وضعیت بردگان، احساسات، رنج ها و...
شنبه, ۹ بهمن
«لونا برای تولدش میتوانست هر چیزی که دوست دارد از مادرش بخواهد؛ یک تاب بزرگ بالای قلهی کوه، بیست و یک همبازی که با آنها فوتبال بازی کند یا حتی یک داور که وقتی دارد با خودش شطرنج بازی میکند، جلوی تقلب کردنش را بگیرد. اما او آن سال چیزی دیده بود که با همهی اینها فرق داشت. لونا یک بچهی آدم دیده بود و دلش میخواست یکی از آنها داشته باشد.»
چهارشنبه, ۶ بهمن
می گویند کسی که روز یکشنبه به دنیا بیاید خوش شانس است. اما این موضوع در باره ی دخترک صدق نمی کند. پدر و مادرش را هرگز ندیده است و در یک پرورشگاه زندگی می کند. او حتی پدر و مادر عاریه ای هم ندارد.
همه ی بچه های پرورشگاه به جز او و کارلی، پسربچه ی کوچکی که معلولیت ذهنی دارد پدر و مادر عاریه ای دارند که یکشنبه ها به دنبالشان می آیند و آن ها را گردش می برند.
دوشنبه, ۴ بهمن
دری، دختر کوچولوی ۶ ساله دارد. دوست خیالی ای او هیولایی است به نام مری. البته دری معتقد است که هیولاهای زیادی در خانه آن ها زندگی می کنند مثل هیولای ماشین لباسشوی، هیولای جاروبرقی، هیولای توالت یا راه پله، یا هیولای سس گوجه که وقتی فشارش می دهی صدایش در می آید. خواهر و برادر بزرگترش، ویولت و لوک، دوست ندارند با او بازی کنند، از خیالبافی های او کلافه اند و معتقدند که رفتارش مثل نی نی کوچولوهاست. سرانجام روزی ویولت و لوک برای اینکه او از کارهای بچه گانه اش دست بردارد به او می گویند خانمی به نام گابل گراکر وجود دارد که نی نی کوچولوها را می دزدد.
شنبه, ۲ بهمن
این مجموعه پنج جلدی از قصهها و افسانههای گریم با نام های «پسری که پدرخواندهاش مرگ بود و داستانهای دیگر»، «برادران سیاه شیطان و داستانهای دیگر»، «سه کوتوله در جنگل و داستانهای دیگر»، «زیبای خفته و داستانهای دیگر» و «شنل قرمزی و داستانهای دیگر» با هدف آشنایی نوجوانان با قصههای آلمانی و لذت بردن از ادبیات کهن و عامیانه ترجمه و منتشر شده است.
چهارشنبه, ۲۹ دی
آفتابپرست میتواند دمش را مانند صدف حلزون پیچ دهد، مانند ملخ بجهد، خود را سر و ته از بند رخت آویزان کند و خود را به شکل و رنگ هر چیزی در بیاورد، اما به نظر میرسد هیچکس، نه حلزون پیچ در پیچ، نه ملخ سبز و نه جوراب راه راه دلشان نمیخواهد با او دوست شوند.
او تنها و غمگین است. تا اینکه بالاخره آفتاب پرستی دیگر را پیدا میکند که حاضر است با او دوست شود و هر دو مانند رنگینکمان رنگارنگ میشوند.
کتاب «آفتاب پرست غمگین» یک کتاب تصویری است که با ترکیب تصویر و چند کلمهی کوتاه، داستان آفتابپرستی را که به دنبال دوست میگردد روایت میکند.
دوشنبه, ۲۷ دی
کلیله و دمنه نخستین جلد از مجموعه کتاب های قصه های شیرین ایرانی است که به همت مژگان شیخی گردآوری شده است. مجموعه کتاب های قصه های شیرین ایرانی با هدف گردآوری و بازنویسی ادبیات کهن ایران برای کودکان و نوجوانان تهیه شده است.
کلیله و دمنه جلد نخست از این مجموعه و شامل ۳۲ قصه است، از جمله کلمه ی جادویی، سگ طمع کار، چاه واژدها، روباه و طبل، کلاغ ومار و... مژگان شیخی از میان انبوه قصه های کلیله و دمنه این ۳۲ حکایت را انتخاب و با نثری روان بازنویسی کرده است. تصویرسازی این کتاب را نرگس دلاوری برعهده داشته است.
شنبه, ۲۵ دی
چشمهای سار کوچولو ضعیف شده است و نمیتواند کتاب بخواند و باید از عینک استفاده کند. وقتی دوستانش او را با عینک میبینند به او میخندند و مسخرهاش میکنند. سار کوچولو غمگین میشود.
اما وقتی در جنگل پایش بین چوبها گیر میکند و با کمک عینکش خود را نجات میدهد، همهی سار کوچولوها هم میخواهند یک عینک داشته باشند.
این کتاب به کودکانی که دچار ضعف بینایی هستند، کمک میکند تا با رغبت بیشتری از عینک استفاده کنند.
شنبه, ۲۵ دی
مثنوی معنوی سومین جلد از مجموعه کتاب های قصه های شیرین ایرانی است که به همت حسین فتاحی گردآوری شده است. مجموعه کتاب های قصه های شیرین ایرانی با هدف گردآوری و بازنویسی ادبیات کهن ایران برای کودکان و نوجوانان تهیه شده است.
مثنوی معنوی، از این مجموعه، سیزده قصه دارد؛ از جمله: طوطی و بقال، شیر و خرگوش باهوش، مرد مغرور و کشتی بان، دوستی خاله خرسه، موش و شتر، درخت جادویی، مارگیر و اژدها، گنجشک و پندهایش، شتر و روباه و خر، نقاش های چینی و رومی، انگور، زبان حیوان، مرد سقا و خرش.
چهارشنبه, ۲۲ دی
در تازه ترین اثر داود کیانیان با طرح مباحثی روبرو می شویم که در معدود کتاب های نظری تئاتر کودک و نوجوان بدان پرداخته نشده است.
مباحث این کتاب از طرح کاربردها آغاز می شود. در ادامه تئاتر مشارکتی با صفت تئاتر آیینی نوین توصیف شده و خاستگاه،عناصر و تعریف آن آمده است. تجربه های کارگردانی، نمایشنامه نویسی در ادامه آمده اند و اجرای گام به گام و پیشنهادهایی برای آغاز نمایش با خردسالان، کودکان و نوجوانان مصداق های مشخصی برای مطالب پیش گفته ارایه می دهند.
دوشنبه, ۲۰ دی
با دستهایمان به جای زدن چه کارهایی میتوانیم بکنیم؟ با دستها میشود نمایش عروسکی بازی کرد، در لباس پوشیدن به برادر کوچکتر کمک کرد، به جانوران غذا داد، مسواک زد، در آغوش گرفت و دهها کار دیگر.
کتاب «دست برای زدن نیست» تلاش میکند کودکان را از اعمال خشونت با زدن دیگران دور کند و به آنها روشهایی برای کنترل خشمشان پیشنهاد دهد.
شنبه, ۱۸ دی
یکی از امتیازات مهم کتاب «کارگردانی تئاتر کودک و نوجوان» این است که نویسنده کتاب به این حقیقت رسیده است که کار باید اجرایی باشد و او باید کاربردی بنویسد. تئاتر کودک و نوجوان باید تلفیقی از سبکها و شیوههای مختلف باشد. برای مخاطب کودک و نوجوان، با قوّهی تخیّل فوقالعادهای که دارد، نمیتوان تکبعدی کار کرد، بلکه با شناخت و بهکارگیری انواع شیوهها و پیشرفت در زمینهی تئوری و عملی کار، باید به اجرایی شایستهی چنین مخاطبی رسید.
شنبه, ۱۸ دی