وقتی از «سوادآموزی» در مناطق دورافتاده و کمبرخوردار سخن میگوییم، شاید اولین تصویر، کلاسهای درس رسمی باشد. اما پروژه کانادایی «پینگوآکتا» (Pinnguaqta) — که در سال ۲۰۲۲ موفق به دریافت جایزه ترویج کتابخوانی «IBBY-آساهی» شد — تعریفی کاملاً متفاوت و انسانیتر از آموزش ارائه میدهد. این برنامه به ما میآموزد که سواد، پیش از آنکه یک مهارت آکادمیک باشد، پلی است برای پیوند اعضای خانواده و حفظ هویت فرهنگی.
«پینگوآکتا» به چه معناست؟
در زبان «اینوکتیتوت» (زبان بومیان منطقه نوناووت در کانادا)، «پینگوآکتا» به سادگی به معنای «بیایید بازی کنیم» است. این نام، جانمایه اصلی برنامه است: آموزش اولیه به کودکان (از بدو تولد تا ۶ سال) نه از طریق کتابهای درسی خشک، بلکه از طریق بازی، قصه، موسیقی و مشارکت فعال والدین و پدربزرگها و مادربزرگها.
چرا این پروژه در نوناووت حیاتی است؟
نوناووت منطقهای وسیع و سردسیر در شمال کانادا است که با چالشهایی همچون دوری از مراکز شهری، نرخ بالای بیکاری و در معرض خطر بودن زبان مادری بومیان روبهروست. شورای ادبی نوناووت (Ilitaqsinniq) با طراحی «پینگوآکتا»، در پی پاسخ به یک نیاز اساسی بود: چگونه میتوانیم فرهنگ و زبان بومی خود را به نسل بعدی منتقل کنیم، در حالی که دسترسی به منابع آموزشی استاندارد محدود است؟
ویژگیهای متمایز برنامه پینگوآکتا
داوران جایزه IBBY-آساهی، «پینگوآکتا» را به چند دلیل شایسته تقدیر دانستند:
۱. آموزش میاننسلی: در این برنامه، کودکان تنها آموزش نمیگیرند؛ بلکه در کنار والدین و بزرگترهای خود قرار میگیرند. وقتی پدربزرگها و مادربزرگها داستانهای سنتی را تعریف میکنند و والدین با فرزندانشان بازی میکنند، «سوادآموزی» به یک تجربه خانوادگی و گرم تبدیل میشود.
۲. احیای فرهنگ شفاهی: این پروژه به خوبی پیوند میان «فرهنگ شفاهی» (قصه، اسطوره و آداب بومی) و «سواد خواندن و نوشتن» را برقرار کرده است. آنها کتاب را نه به عنوان جایگزین داستانهای شفاهی، بلکه به عنوان ابزاری برای تثبیت و گسترش آنها به کار میگیرند.
۳. توانمندسازی جامعه: «پینگوآکتا» یک برنامه «بالا به پایین» نیست. این برنامه توسط خودِ جامعه بومی طراحی شده و از مربیان محلی برای اجرای فعالیتها بهره میبرد؛ رویکردی که باعث میشود نتایج برنامه، پایدار و ماندگار باشد.
درسی برای مروجان کتابخوانی در ایران
تجربه کاناداییها در «پینگوآکتا»، برای ما در ایران حاوی یک پیام کلیدی است: «بومیسازی ترویج». ما نیز در ایران، فرهنگهای شفاهی غنی، گویشهای متنوع و قصههای محلی بسیاری داریم که در حال کمرنگ شدن هستند.
پینگوآکتا به ما یادآوری میکند که برای ترویج کتابخوانی در مناطق عشایری یا روستاهای دورافتاده، نیازی نیست همیشه از متدهای آموزشی شهری کپیبرداری کنیم. گاهی کافی است «داستانهای پدربزرگها» را به «کتابهای تصویری کودکان» گره بزنیم و بستر بازی را برای آنها فراهم کنیم.
وقتی کودک میبیند که زبان و قصههای خانوادهاش در کتابها محترم شمرده میشوند، اعتمادبهنفس او برای یادگیری خواندن و نوشتن چند برابر میشود. این همان جادویی است که «پینگوآکتا» با موفقیت در قطب شمال پیاده کرد.
سخن پایانی:
برنامه «پینگوآکتا» ثابت کرد که سواد، ابزاری برای به حاشیه راندن فرهنگهای محلی نیست، بلکه قدرتمندترین سلاح برای پاسداشتِ میراث فرهنگی است. اگر به دنبال الگویی برای ترویج کتابخوانی در خانواده هستید که پیوند میان نسلها را تقویت کند، پینگوآکتا میتواند یکی از بهترین الگوهای جهانی برای الهام گرفتن باشد.
