وقتی از «دسترسی به کتاب» صحبت میکنیم، اغلب به کتابخانههای عمومی یا مدارس فکر میکنیم. اما چه میشود اگر کودکانی که در جوامعِ بهشدت کمبرخوردار و در حاشیه زندگی میکنند، هرگز به آن ساختمانهای آجرین نرسند؟ جنبش «ایتیدی چهارمین جهان» (ATD Fourth World) در فرانسه، با طرحی خلاقانه به نام «کتابخانههای خیابانی»، پاسخی رادیکال و انسانی به این پرسش داده است: اگر کودک به کتابخانه نمیآید، کتابخانه باید به سراغ کودک برود.
این پروژه که در سال ۲۰۲۴ موفق به دریافت جایزه معتبر «IBBY-آساهی» شد، نه فقط یک فعالیت فرهنگی، بلکه کنشی برای «برابری» است.
کتابخانه، بدونِ دیوار
ایده «کتابخانه خیابانی» بسیار ساده اما انقلابی است: داوطلبان ایتیدی، هفته به هفته و منظم، به مناطقِ کمبرخوردار میروند، یک زیرانداز در فضای باز پهن میکنند، مجموعهای از کتابهای باکیفیت را روی آن میچینند و کودکان را به یک ماجراجویی مشترک دعوت میکنند.
در اینجا خبری از «کارت عضویت» نیست، هیچکس به خاطر سروصدا تذکر نمیگیرد و هیچکس بابتِ دیر پس دادن کتاب جریمه نمیشود. این یک «کتابخانهِ باز» است که در آن قصه، موسیقی، فعالیتهای هنری و بیش از همه، «حضورِ مستمر و همدلانه»، جایگزین دیوارهای کتابخانه شده است.
چرا ایتیدی برنده جایزه ۲۰۲۴ شد؟
داوران جایزه ترویج کتابخوانی IBBY، این پروژه را به دلیل چند ویژگی ساختارشکنانه برگزیدند:
۱. عبور از سدِ طردشدگی: کودکانِ مناطق «چهارمین جهان» (جوامعی که در فقر مطلق هستند)، اغلب با برچسبهای اجتماعی دست و پنجه نرم میکنند. کتابخانههای خیابانی به آنها میگوید: «شما و دنیایِ تخیلِ شما، برای ما مهم هستید.» این پروژه، کرامت انسانی را به کودکان بازمیگرداند.
۲. استمرار به مثابهِ اعتماد: بزرگترین دستاورد این پروژه، نه فقط خواندن کتاب، بلکه ایجاد یک رابطه انسانی پایدار است. داوطلبان ایتیدی سالهاست که در خیابانهای مشخص، سرِ ساعتِ مشخص حضور دارند؛ این نظم، به کودکان اطمینان میدهد که آنها فراموششدنی نیستند.
۳. دموکراتیزه کردن ادبیات: این پروژه ثابت میکند که ادبیات، کالایی لوکس برای طبقه متوسط نیست؛ بلکه حقی بنیادین برای هر کودک است، فارغ از اینکه در کدام محله یا در چه شرایط اقتصادی زندگی میکند.
درسی برای ترویجگران در ایران
پروژه «ایتیدی» برای مروجان کتابخوانی در ایران یک یادآوریِ مهم است: «حاشیه، کانونِ اصلی است.»
گاهی ترویجگران در دامِ ساختن کتابخانههای لوکس میافتند، در حالی که در بسیاری از مناطق محروم یا حاشیهنشینِ شهرها، اولین نیاز، «دیده شدن» است. «کتابخانههای خیابانی» به ما میآموزند که برای شروعِ ترویج کتابخوانی، پیش از آنکه به بودجههای ساختمانی فکر کنیم، باید به «جغرافیایِ حضور» فکر کنیم. ما باید به جایی برویم که کودکان هستند؛ در پارکهای محلی، در حاشیه شهرها، و در میانِ بازیهایِ روزمره آنها.
سخن پایانی
کتابخانههای خیابانی «ایتیدی چهارمین جهان» در سال ۲۰۲۴ به جهان یادآوری کردند که سوادآموزی، مسیری یکطرفه از معلم به دانشآموز نیست؛ بلکه سفری مشترک است که میتواند روی یک تکه موکت در پیادهروی یک محله محروم آغاز شود. این پروژه به ما میآموزد که اگر میخواهیم دنیایِ بهتری بسازیم، باید کتاب را از حصارها بیرون بیاوریم و به خیابانها، جایی که زندگی واقعی جریان دارد، ببریم.
