پادشاه کدوخیاری

زمان انتشار: 1398/10/14 - 11:32
عنوان لاتین
Wir pfeifen auf den Gurkenkönig

«پادشاه کدوخیاری» کریستینه نوستلینگر یکی از معروف‌ترین رمان‌های کودک و نوجوان است. روایت داستان از زبان پسری است که تصمیم گرفته حقیقت ماجرایی عجیب در خانواده‌اش را تعریف کند. این رمان نخستین بار در سال ۱۹۷۲ منتشر شد و خیلی زود به یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار نوستلینگر تبدیل شد. او نقش مهمی در تغییر نگاه به ادبیات کودک داشت. پیش از او بسیاری از کتاب‌های کودک پر از نصیحت‌های مستقیم و اخلاق‌گرایی ساده بودند، اما نوستلینگر کودکان را شخصیت‌هایی پیچیده، با احساسات واقعی و گاهی حتی سرکش نشان داد.

این کتاب نمونه‌ای عالی از همین رویکرد است. داستان درباره خانواده‌ای معمولی است که ناگهان با موجودی عجیب روبه‌رو می‌شوند، پادشاهی از سرزمین خیارها. این موجود کوچک و عجیب ادعا می‌کند پادشاهی است که از کشورش فرار کرده زیرا مردم علیه او شورش کرده‌اند. پدر خانواده با مهربانی او را در خانه می‌پذیرد، اما خیلی زود حضور این مهمان عجیب باعث آشفتگی در خانواده می‌شود.

نکته مهم در این اثر آن است که داستان فقط یک ماجرای فانتزی نیست. نوستلینگر از این موقعیت عجیب استفاده می‌کند تا درباره قدرت، اطاعت، خانواده و سوءاستفاده از قدرت حرف بزند. این کتاب نقدی هوشمندانه از رفتارهای اقتدارگرایانه در جامعه و خانواده ارائه می‌دهد.


خرید آثار کریستینه نوستلینگر


راوی داستان، وُلفگانگ، پسری نوجوان است که همراه با والدین، خواهر، برادرش و بابابزرگش زندگی می‌کند. زندگی خانواده عادی است تا اینکه یک روز اتفاقی عجیب می‌افتد. موجودی کوچک، زشت و بدبو در زیرزمین خانه پیدا می‌شود. این موجود خود را پادشاه کدوخیاری معرفی می‌کند. پادشاه سرزمینی که مردم آن سرزمین علیه او شورش کرده‌اند، بنابراین او مجبور شده فرار کند و حالا به کمک این خانواده نیاز دارد. پدر خانواده که شخصیتی مهربان و کمی ساده‌لوح دارد، تصمیم می‌گیرد به او پناه بدهد. از همین لحظه مشکلات شروع می‌شود.

پادشاه رفتارهای عجیب و خودخواهانه‌ای دارد. او تقاضاهای مختلف مطرح می‌کند و انتظار دارد با او مثل یک پادشاه رفتار شود و مرتب از اعضای خانواده شکایت می‌کند، به‌ویژه از کودکان خانواده ناراضی است و مدام تلاش می‌کند آن‌ها را بدنام کند. پدر خانواده به حرف‌های او باور دارد و از او حمایت می‌کند. اما کودکان خانواده خیلی زود متوجه می‌شوند که این پادشاه، موجودی دروغگو، فرصت‌طلب و دیکتاتور است. او مرتب داستان‌هایی می‌سازد تا خود را مظلوم نشان دهد و دیگران را مقصر جلوه دهد.

در ادامه‌ی داستان، تنش در خانواده بیشتر می‌شود. پادشاه کدوخیاری تلاش می‌کند پدر را علیه بقیه اعضای خانواده تحریک کند. او شکایت می‌کند که کودکان به او احترام نمی‌گذارند و قوانین سلطنتی را رعایت نمی‌کنند. پدر که فکر می‌کند باید از مهمان محافظت کند، گاهی طرف او را می‌گیرد. اما ولفگانگ و خواهر و برادرش کم‌کم حقیقت را کشف می‌کنند. آن‌ها متوجه می‌شوند که مردم سرزمین خیارها بی‌دلیل علیه پادشاه شورش نکرده‌اند، او حاکمی ظالم و خودخواه بوده است. در نهایت کودکان تصمیم می‌گیرند جلوی او بایستند و اجازه ندهند خانواده‌شان تحت تأثیر دروغ‌ها و بازی‌های او قرار بگیرد.

ولفگانگ راوی داستان و شخصیت اصلی است. او پسری کنجکاو و منطقی است که تلاش می‌کند حقیقت را کشف کند. روایت از دید او باعث می‌شود خواننده قدم‌به‌قدم با کشف واقعیت پیش برود. پادشاه کدوخیاری، عجیب‌ترین شخصیت داستان است. ظاهری خنده‌دار و رفتارهایی کودکانه دارد، اما در واقع شخصیتی اقتدارطلب، خودخواه و دیکتاتور است. او مدام نقش قربانی را بازی می‌کند تا دیگران را کنترل کند. پدر شخصیتی مهربان اما ساده‌لوح دارد. او به راحتی تحت تأثیر داستان‌های پادشاه قرار می‌گیرد. همین موضوع باعث می‌شود گاهی در مقابل فرزندانش بایستد. این شخصیت نشان می‌دهد که حتی افراد خوب هم ممکن است فریب قدرت و ظاهر مظلومیت را بخورند. مادر منطقی‌تر و واقع‌بین‌تر است. او خیلی زود نسبت به پادشاه خیارها مشکوک می‌شود و سعی می‌کند تعادل را در خانواده حفظ کند. خواهر و برادرهای ولفگانگ متحدان اصلی او در کشف حقیقت هستند و نقش مهمی در مقابله با پادشاه بازی می‌کنند.

در کتابک بخوانید: معرفی کتاب گربه، کوسن مبل نیست از نوستلینگر

یکی از مهم‌ترین پیام‌های کتاب نقد رفتارهای دیکتاتورمآبانه است. پادشاه کدوخیاری انتظار دارد همه از او اطاعت کنند، بدون اینکه خودش مسئولیتی بپذیرد. این رفتار یادآور حکومت‌های استبدادی است که با سوءاستفاده از قدرت، مردم را کنترل می‌کنند. کودکان داستان به‌سادگی حرف‌های پادشاه را باور نمی‌کنند. آن‌ها سؤال می‌پرسند، تحقیق می‌کنند و در نهایت حقیقت را کشف می‌کنند. این پیام مهمی برای خوانندگان جوان دارد. همیشه باید درباره حرف‌های قدرتمندان فکر کرد و آن‌ها را بدون پرسش نپذیرفت. نوستلینگر در این داستان نشان می‌دهد که حتی در خانواده نیز روابط قدرت وجود دارد. پدر به عنوان بزرگ‌تر خانواده قدرت بیشتری دارد، اما گاهی از این قدرت به شکل اشتباه استفاده می‌کند. کودکان باید راهی پیدا کنند تا صدای خود را به او برسانند. در برابر قدرت سوءاستفاده‌گر، تنها راه مقابله همکاری است. خواهر و برادرهای ولفگانگ وقتی کنار هم می‌ایستند، می‌توانند حقیقت را آشکار کنند. در این رمان عناصر فانتزی فقط برای سرگرمی نیستند؛ بسیاری از آن‌ها معنای نمادین دارند. پادشاه خیارها نماد قدرتی است که مشروعیت واقعی ندارد اما با ادعا و نمایش خود را مهم جلوه می‌دهد. شورش مردم سرزمین خیارها می‌تواند نمادی از مقاومت مردم در برابر حکومت‌های استبدادی باشد. خانه در این داستان نماد یک جامعه کوچک است. وقتی پادشاه وارد آن می‌شود، تعادل این جامعه به هم می‌خورد. کودکان نماد عقل سلیم و عدالت هستند. آن‌ها کمتر تحت تأثیر ظاهر قرار می‌گیرند و بیشتر به واقعیت توجه می‌کنند

یکی از دلایل محبوبیت کتاب پادشاه کدوخیاری، طنز قوی آن است. نوستلینگر بسیاری از موقعیت‌های داستان را به شکل خنده‌دار توصیف می‌کند. رفتارهای پادشاه خیارها اغلب مضحک هستند. وقتی او با جدیت سلطنتی از احترام و تشریفات حرف می‌زند، موجودی کوچک و عجیب است. اما این طنز هدف مهمی دارد. نوستلینگر با خنده نشان می‌دهد که اقتدارگرایی چقدر می‌تواند پوچ و غیرمنطقی باشد. وقتی خواننده به رفتارهای پادشاه می‌خندد، به نوعی به قدرت ساختگی نیز می‌خندد. طنز در اینجا نوعی ابزار انتقادی است. این کتاب پیام‌های مهمی برای نوجوانان دارد، اما این پیام‌ها به شکل مستقیم و نصیحت‌آمیز بیان نمی‌شوند. کودکان داستان بدون پرسش از پادشاه اطاعت نمی‌کنند. وقتی خواهر و برادرها متحد می‌شوند، می‌توانند حقیقت را آشکار کنند. حتی اگر یک بزرگسال مانند پدر، چیزی را باور داشته باشد، ممکن است اشتباه کند. بی‌عدالتی فقط مشکل قربانی نیست، دیگران هم باید واکنش نشان دهند.

در کتابک بخوانید: دوست تلویزیونی من از نوستلینگر

یکی از ویژگی‌های مهم سبک نوستلینگر این است که کودکان را باهوش‌تر از بسیاری از بزرگسالان نشان می‌دهد. در بسیاری از کتاب‌های کودک، بزرگسالان دانا و کودکان نادان هستند. اما در آثار نوستلینگر اغلب برعکس است، کودکان واقعیت را بهتر می‌بینند. همچنین ترکیب فانتزی و واقع‌گرایی در این داستان بسیار هوشمندانه است. پادشاه کدوخیاری موجودی خیالی است، اما رفتارهایش بسیار شبیه انسان‌های واقعی است.

این رمان فقط یک داستان سرگرم‌کننده نیست. بسیاری از منتقدان آن را یکی از مهم‌ترین کتاب‌های کودک می‌دانند. دلیل این اهمیت آن است که نوستلینگر توانسته موضوعاتی پیچیده مثل قدرت، اطاعت و مسئولیت را در قالب داستانی جذاب برای نوجوانان بیان کند. کتاب همچنین نشان می‌دهد که کودکان می‌توانند در برابر بی‌عدالتی مقاومت کنند. آن‌ها مجبور نیستند هرچه بزرگسالان یا افراد قدرتمند می‌گویند بپذیرند.

رمان «کدوخیاری» داستانی است درباره خانواده‌ای معمولی که با ورود موجودی عجیب دچار آشوب می‌شود. اما در پس این داستان طنزآمیز، پیام‌های عمیقی درباره قدرت، حقیقت و شجاعت نهفته است. کریستینه نوستلینگر با مهارتی خاص نشان می‌دهد که چگونه موجودی و خنده‌دار می‌تواند نمادی از اقتدارگرایی و سوءاستفاده از قدرت باشد.

کریستینه نوستلینگر با استفاده از طنز و فانتزی نشان می‌دهد که حتی کوچک‌ترین دیکتاتورها هم می‌توانند دردسرهای بزرگی ایجاد کنند اگر کسی در برابرشان نایستد. او به خوانندگان جوان یادآوری می‌کند که تفکر انتقادی و اتحاد می‌تواند هر قدرت ساختگی را به چالش بکشد.

حس خوب خواندن

همه ما خشکمان زده بود و هاج‌وواج به هم نگاه می‌کردیم. همین‌طور بابابزرگ که پشت سر ما رسید. روی میز آشپزخانه موجودی نشسته بود که قدش تقریبا نیم متر بود. اگر چشم و دماغ و دهان و دست و پا نداشت، آدم آن را با یک خیار چاق و بزرگ با یک کدوی باریک و متوسط اشتباه می‌گرفت. روی سرش یک تاج بود؛ تاجی طلایی که روی کنگره‌هایش جواهرات قرمز داشت. دستکش‌های سفید نخی به دست کرده بود و ناخن پاهایش را لاک قرمز زده بود. این چیز... خیارکدوی تاج‌دار به ما تعظیم کرد، پاهای لاغرش را روی هم انداخت و با صدای کلفت گفت: ما پادشاه کومی‌اوری دوم هست، از نسل پلک پلکان!

سال نشر
۱۳۹۷
تصویرگر
نگارنده معرفی کتاب
برگردان
گیتا رسولی
نویسنده
Christine Nöstlinger, کریستینه نوستلینگر
تصویرگر
Jutta Bauer, یوتا باوئر
ویراستار
پژمان واسعی
Submitted by editor3 on