کانون، پر پرواز ایدههای هنرمندان بود
درست روبهروی پارک قیطریه، ساختمانی است که پنجرهٔ شیشهای آن، رو به قامت خیابان باز میشود. سرت را که بلند میکنی، چشمت به میز و صندلی چوبی پشت پنجره میخورد و پیرمردی را میبینی که زیر چتر آفتاب زمستانی زندگی را به نظاره نشسته است و شاید در پشت آبی آرام نگاهش نقش تابلوی دیگری را بر بوم ذهن خود طرح میزند. این نخستین تصویری است که تو را به میهمانی نقاش خیابان قیطریه و قابهای کوچک و بزرگش دعوت میکند. قابهایی که در لابهلای بیشتر تصاویر آن نقش خطوط چهرهٔ نقاش را میتوان جستوجو کرد.
