کتاب های ادبیات داستانی برای کودکان
داستان یک سلسله وقایع حقیقی یا غیرحقیقی است که به طور زنده و آمیخته با جزئیات بیان شده باشد به نحوی که متخیله خواننده یا شنونده بتواند آنها را در لحظه مجسم کند. داستان، ساخته و پرداختهی ذهن خلاق فردی به نام نویسنده است. گرچه از واقعیتهای بیرونی برداشتهایی شده است، ولی همهی این واقعیتها از صافی ذهن، عواطف و احساسات و پیشدانستههای نویسنده گذشته و از پایگاه و موقعیت اجتماعی او نشأت گرفته است و با کمک ذهن خلاق خواننده و مشارکت اوست که کامل میشود. داستانهای کودکان و نوجوانان نیز قائل این تعریف هستند، خواه داستانهای کاملاً تخیلی و فانتزیگونه باشد یا واقعی.
می گفتند شب ها و هنگام تاریکی جن ها بیرون می آیند و به رقص و پایکوبی و ساز و آواز می پردازند، می گفتند جماعتی بی خیال و بی کاره اند که فقط هنگام تاریکی دیده می شوند و ... .
موسیقی در خانواده جی جی، پسر نوجوان ایرلندی، موروثی است. هر هفته، در خانه ی آن ها بنا به سنت دیرینه در خانواده ی هلن، مادر جی جی، موسیقی اجرا می شود و مردم از دور و نزدیک در آن شرکت می کنند.
چهارشنبه, ۱۸ فروردین
خیالباف داستانی تخیلی براساس اتفاق های روزگار کودکی و نوجوانی پابلو نروداست. پابلو نرودا یکی از تاثیرگذارترین شاعران قرن بیستم است که در سال ۱۹۷۱ جایزه ی نوبل ادبیات را دریافت کرد. نرودا برای مردم معمولی و از چیزهای معمولی مینوشت. او معتقد بود همهی داستانها، از قبل وجود داشتهاند و الهام را میتوان در سادهترین چیزها و جزئیترین ریزهکاریها یافت.
چهارشنبه, ۱۹ اسفند
اسکار از همان روز اول با برادرش، رابرت، مشکل پیدا می کند، از او خوشش نمی آید، و هیچ جوره نمی تواند با او کنار بیاید. رابطه ی تیره و تار این دوبرادر به علت توجه بیش از حد پدر و مادرش به رابرت، ادامه پیدا می کند و به مرور حادتر می شود؛ آن قدر که اسکار کاسه ی صبرش لبریز می شود ونقشه ای می کشد تا از دست رابرت خلاص شود. عملیات دک کردن کپک داستان پیاده کردن نقشه ی اسکار برای حذف رابرت است.
چهارشنبه, ۱۲ اسفند
مجموعه داستان های کوتاه در چهار جلد که ماجراهای خنده داری را از زندگی روزمره و روابط یک خواهر و برادر از زبان برادر روایت می شود. او شیطنت های خود و کلک های خواهر بزرگترش را با زبانی طنز بیان می کند.
بیشتر ماجراها برای خواننده آشنا است، زیرا در زندگی هر کودکی در این سن روی می دهد. خواننده با خواندن داستان ها هم می خندد و هم با شخصیت ها هم ذات پنداری می کند و مسایل زیادی می آموزد.
همان داستان همیشگی
سه شنبه, ۴ اسفند
نوروز جشن جشنها در فرهنگ ایران زمین و بیش تر همسایگان ما است. هستی و هسته این جشن در پیوند با مفهوم زایش و نوزایش است. از دل سرما، بهار و گرما میروید و میجوشد، از دل پیری، جوانی زاده میشود. به زبان دیگر، این اسطورهی شگفت زیست ناهمسازها و زایش رخدادها است که از درون آن این بار داستان عمو نوروز و ننه سرما بازنمایی شده است.
دوشنبه, ۳ اسفند
خانم و آقای براون نخستین بار پدینگتون را در ایستگاه قطار دیدند. با برچسبی به دور گردنش که روی آن نوشته شده بود: «لطفا از این خرس مراقبت کنید. متشکرم.»
نخستین شبی که پدینگتون در خانه ی خانم و آقای براون به حمام رفت، فاجعه ای بزرگ رخ داد؛ آب همه ی وان و حمام را برداشته بود و سیل در حال سرازیر شدن بود. به این ترتیب با حضور آقای پدینگتون خانواده براون، همیشه منتظر فاجعه ای هستند. برای جاناتان و جولیا، فرزندان خانواده براون، ماجراها و خرابکاری های این خرس سرگرم کننده است. خانم و آقای براون هم پذیرفته اند که زندگی با وجود یک خرس در خانه بسیار هیجان انگیزتر است.
سه شنبه, ۲۷ بهمن
کتاب «آدم برفی و گل سرخ»، جرعهای از خیال است برای نوشیدن. نوشیدنی گرم در زمستانی سرد. کتاب «آدم برفی و گل سرخ» خیالهای دخترکی است که از مرزهای جهان منطق میگذرد و با گفت وگو با آدم برفی که ساخته ذهن اش است، میخواهد تفاوت میان عقل و مهر را بشناسد.
روایتی که این دو پا به پا پیش میبرند بیش تر مانند شعری است که میتوان حس کرد، اما نمیتوان به زبان آورد.
چهارشنبه, ۲۱ بهمن
کتاب «پسرم می یو» داستان پسر ۹ ساله یتیمی است که فرزندخوانده زن و شوهری ظالم است. آنها که از پسربچهها بیزارند و همیشه از او میخواهند که جلو چشم نباشد. می یو آرزو دارد پدری مهربان همانند پدر دوستش بن داشته باشد.
چهارشنبه, ۱۴ بهمن
ما بیش تر رمان های نوجوان آمریکایی و گاهی اروپایی را در ایران می شناسیم؛ خوشبختی کتی از این نظر یک استثناست. این کتاب از نویسنده ای تایلندی است و یکی از پرفروش ترین کتاب های آن کشور.
سه شنبه, ۲۴ آذر
شاید اولین چیزی که دراین کتاب توجه مخاطب را جلب می کند فرم آن است. هر فصل این کتاب پستی از یک وبلاگ است. وبلاگ درنا، دختر جوانی که با خواندن یک دفترچه خاطرات قدیمی تصمیم می گیرد داستانی را درباره ی زال و عشق قدیمی او در وبلاگش منتشر کند و نظرات خوانندگان را بداند. درنا به گذشته زال برمی گردد و داستان او و فریبا را روایت می کند؛ پسر نوجوانی که خانواده ای ندارد و در یک پرنده فروشی کار می کند. کلیدی که سال ها دست زال ماند چون فکر می کرد یک روز فریبا و خانواده اش بر می گردند و کلید خانه شان را از او می خواهند...
سه شنبه, ۱۷ آذر
لنا دختری است که احساساتش را به یک طریق نشان می دهد؛ نشستن بر لبه ی شیروانی، دعواهای پدر و مادر برای لنا و لارنس می تواند ادامه دار باشد، آن ها این قضیه را پذیرفته اند، اما وقتی ماجرای جدا شدن شان جدی می شود، نمی دانند چه کار کنند. می خواهند به آن ها کمک کنند. کمتر کتابی است که به این مسئله یعنی فاصله ی بین اعلام جدایی تا انجام شدن آن پرداخته باشد. حس های متفاوتی که دختر و پسر خانواده با آگاهی از این موضوع دچارش می شوند، روند برخوردشان با قضیه و همین طور واکنش پدر و مادر نکاتی است که در این کتاب به صورت داستان مطرح شده است.
شنبه, ۱۴ آذر
جاناتان استرود، نویسندهٔ این سه گانهٔ خواندنی، در سال ۱۹۷۰ در انگلستان به دنیا آمد. او در دانشگاه ادبیات انگلیسی خواند وسپس در انتشارات واکر لندن ویراستار فرهنگنامهها وکتاب های مذهبی و تاریخی شد. سه گانهٔ بارتیمیوس او به سرعت، پس از انتشار، در فهرست کتابهای پرفروش جهان قرار گرفت.
یکشنبه, ۱ آذر
کتاب «یک سال بدون او» را لیز کسلر در سال ۲۰۱۱ نوشته و فاصلهی انتشار تا ترجمه آن بسیار کم است. کتاب حکایتی است دربارهی روزگار خودمان؛ روزگاری که تکنولوژی بر روابط انسانی بین افراد تاثیر گذاشته است. نویسنده تلاش کرده است، در داستان خود، هم گوشه چشمی به تکنولوژی داشته باشد وهم از منظری انسانی به ماجراهایش بنگرد.
او فضایی فانتزی را تصویر کرده که وحشت از واقعی بودن آن مو بر تن خواننده سیخ میکند؛ فضایی که دوستانه و عاشقانه است، ولی با یک سهلانگاری شکل دیگری به خود میگیرد.
سه شنبه, ۱۹ آبان
آلوین معتقد است که با ترس متولد شده است و از همه چیز می ترسد. او خود را با هنری دیوید ترو، نویسنده قدیمی آمریکایی مقایسه می کند چون شباهت هایی بین خودش و او می بیند. پدر آلوین تصمیم می گیرد او را به اردو ببرد تا ترس او بریزد. آنی بلی خواهرش نیز با آنان همسفر می شود. او در اردو دوست جدیدی پیدا می کند و یاد می گیرد که می توان شجاع بود در حالیکه از همه چیز هم ترسید. او تجربه خوبی از سفر بدست می آورد.
داستان در قالب طنز به کودک کمک می کند بر ترس خود غلبه کند و به خود اطمینان پیدا کند. همچنین با راه و روش اردو رفتن و اردو زنی هم آشنا شود.
سه شنبه, ۶ مرداد
وانیک پسری است که کلاس هفتم درس می خواند. او در روستای سُت با زمستان های سرد و سخت با پدر و مادرش زندگی می کند. پدرش چوپان دامپروری اشتراکی است که زمستان را در دره گایلابون بسرمی برد. یکی از روزها مادر از وانیک می خواهد برای پدر آذوقه ببرد. قاتلان، سگ آن ها، علی رغم مخالفت وانیک دنبال او می رود. آن دو در بین راه گرفتار برف و کولاک می شوند و داخل غار می افتند و نود و یک روز با گرسنگی، بیماری، ترس و ناامیدی در غار دست و پنجه نرم می کند و با تلاش و مدیریت خوراک خود و سگش و جستجو در یافتن امکان نجات و فداکاری سگش سرانجام موفق می شود.
یکشنبه, ۴ مرداد
مجموعه هفت داستان طنز که شخصیت آن هزارپایی است به نام کوتیکوتی که ماجراهایی برایش رخ میدهد همانند آنچه که در زندگی روزمره هر کودکی رخ میدهد. برای نمونه خودش را به بیماری میزند تا مدرسه نرود ولی دستش رو میشود یا زمانی که تب میکند و پدر ناچار میشود سر کار نرود تا با کمک هم پاهای او را پاشویه کنند... .
یکشنبه, ۴ مرداد
اگوست ده ساله که به سبب بیماری چهرهای نابهنجار دارد تا کلاس پنجم در خانه درس خوانده و به مدرسه نرفته است. سرانجام پدر و مادر با وجود نگرانی تصمیم میگیرند او را به مدرسهای خصوصی بفرستند.
ورود او به مدرسه با مشکلات و دردسرهای فراوانی همراه است اما اگوست سرانجام با مقاومت در برابر رفتارهای توهین آمیز و مهربانی، صبوری و گذشتاش شگفتی میآفریند و بیشتر شاگردان کلاس را شیفته و طرفدار خود میکند.
داستان برای کودکانی با نیاز ویژه پیشنهاد میشود.
سه شنبه, ۲ تیر
دیوید پسری سیزده ساله همراه دوستش گئوردی در دسته پسران محراب در کلیسای کاتولیک هستند. گاهی رفتارهای ناشایستی هم از آنان سر می زند و همین سبب می شود که دیوید با خود در کشمکش باشد. از طرفی آن دو از دست آزار و اذیت موگدی همکلاسی قلدر و شرور خود در امان نیستند. با آمدن استفان رز پسری که پدرش را به سبب سکته مغزی از دست داده و مادرش هم در آسایشگاه روانی بسر می برد نزد عمه مری دیوانه ماجراهای جدیدی در شهر پیش می آید. او پسرعجیبی است و در ساختن مجسمه های گلی بسیار استعداد دارد. او ادعا می کند می تواند در آنان جان بدمد.
سه شنبه, ۲ تیر
پیتر نه سال دارد. برادر کوچکش فارلی که همه او را قندعسل صدا میزنند سه ساله است. او یک آتشپاره تمامعیار است و لجبازیها و شیطنتها و خرابکاریهایش ماجراهای طنزآمیزی را به وجود میآورد. آن دو با پدر و مادرشان در یک آپارتمان قدیمی در نیویورک زندگی میکنند. کارهای قند عسل همیشه پیتر را کلافه میکند. او از اینکه دیگران با قند عسل به مهربانی رفتارمی کنند دلخور است.
یکشنبه, ۱۷ خرداد
توکا پسری عینکی و لاغر است که پدرش را در سانحه رانندگی از دست داده و با مادرش زندگی می کند. او بسیار ترسو است و از همکلاسی هایش کتک می خورد. در خواندن کلمات و حرف زدن مشکل دارد. مادر پس از مرگ پدر دچار افسردگی شده و توکا هم بیشتر شب ها کابوس می بیند و هر دو تحت درمان دکتر روانکاو هستند. او در خیال، خودش را یک جنایتکار فرض می کند و سعی می کند که از رفتار و پوشش آن ها تقلید کند. روزی پیرزنی کتابی به او می فروشد و همچنین کنسروی به او می دهد و ادعا می کند که درون کنسرو یک غول وجود دارد.
یکشنبه, ۱۷ خرداد
همهی دوستان آندره مادربزرگ دارند به جز او؛ گرهاد با مادربزرگش به شهر بازی میرود، مادربزرگ روبرت هم برای او از سفر سوغاتی میآورد. با دیدن عکس مادربزرگش خیالپردازیهای آندره آغاز میشود.
او مادربزرگی خیالی برای خود میسازد؛ مادربزرگی که با او به شهربازی میرود، به او اجازه میدهد هر چقدر که دوست دارد سوسیس بخورد، با ماشین عجیب و غریبش او را به صحرا میبرد تا اسبی وحشی بگیرند و کلی ماجراجوییهای دیگر. اما با آمدن پیرزنی مهربان به همسایگی آنها مادربزرگ خیالی ناچار میشود به تنهایی ماجراجویی کند.
سه شنبه, ۸ اردیبهشت
حوادث وحشتناک و دنیای وهم آلود تم اصلی بسیاری از قصه ها، از گذشته تا به حال، بوده اند. شاید به این دلیل که وجود معما به راحتی خواننده را به دنبال خود می کشاند تا به قصه ای تازه گوش دهد.
قصری، با ساکنینی مرموز، که در یک گوشه ی دور افتاده از شهر قرار گرفته و اتفاقانی عجیب در آن می افتند، یادآوری فضاهای رمان های کلاسیک است؛ به خصوص که با ورود یک غریبه همه چیز دستخوش تغییر شود.
دوشنبه, ۶ بهمن
فرض کنید یک سگ نگهبان، آن هم نه یک سگ نگهبان معمولی، بلکه یک سگ نگهبان سرحال، خوش خلق، اهل خودنمایی و قپی و بالاخره کمی تا قسمتی ترسو، در یک روستا بخواهد خاطراتش را برای شما تعریف کند. نتیجه ی این تعریف خاطرات می شود مجموعه ای به اسم هنگ، سگ گاوچران که دل بسیاری از نوجوانان و حتی بزرگسالان را در سراسر دنیا به دست آورده است.
دوشنبه, ۶ بهمن
حتی تصور این که کسی خواننده ی آخرین کتاب دنیا باشد به اندازه ی کافی جالب است. دوست دارید بدانید چه اتفاقی افتاده که تمام کتاب ها از بین رفته اند و طبق نظر نویسنده، حداقل هزار سال از وجود آخرین کتاب گذشته است؟
چهارشنبه, ۱۰ دی