نگاهی به تجربه انجمن کتابخانههای مدرسهای بریتانیا
وقتی نام جایزههای کتاب کودک را میشنویم، معمولاً نویسندگان، تصویرگران، مترجمان یا ناشران به ذهن میآیند. گاهی نیز کتابهای برگزیده معرفی میشوند و در بهترین حالت، کتابفروشیها یا برنامههای ترویج خواندن مورد تقدیر قرار میگیرند. اما کمتر کشوری را میتوان یافت که کتابخانه مدرسه را شایسته دریافت جایزه بداند. این تفاوت، اتفاقی نیست؛ بلکه ریشه در نوع نگاه به آموزش دارد.
در بریتانیا، نزدیک به یک قرن است که «انجمن کتابخانههای مدرسهای» (School Library Association) برای تقویت جایگاه کتابخانههای مدارس فعالیت میکند. این انجمن هر سال جایزههایی را به کتابداران، کتابخانههای مدرسه، کتابهای اطلاعاتی و حتی دانشآموزان داوطلب کتابخانه اهدا میکند. اما آنچه این جایزهها را مهم میکند، ارزش مادی یا شهرت آنها نیست، بلکه پیامی است که در پس آنها نهفته است: کتابخانه، یکی از ارکان آموزش است.
جایزهای برای یک ساختمان نیست
وقتی از «کتابخانه برتر» سخن گفته میشود، منظور ساختمانی زیبا با قفسههای منظم یا مجموعهای بزرگ از کتابها نیست. آنچه داوران این جایزهها ارزیابی میکنند، میزان تأثیر کتابخانه بر زندگی روزمره مدرسه است و با پرسشهایی از این دست میتوان آن را سنجید:
- آیا دانشآموزان به کتابخانه رفتوآمد میکنند؟
- آیا معلمان از آن در برنامههای درسی استفاده میکنند؟
- آیا کتابدار در طراحی فعالیتهای آموزشی مشارکت دارد؟
- یا کتابخانه به دانشآموزان کمک میکند خوانندگان بهتری شوند؟
در واقع، میتوان فهمید که موضوع اصلی «ساختمان کتابخانه» نیست، بلکه زیست کتابخانهای مدرسه است.
کتابدار؛ آموزگار پنهان
یکی از نکتههای قابل توجه در تجربه بریتانیا، جایگاه حرفهای کتابدار است. در بسیاری از مدارس جهان، کتابدار بیشتر مسئول نظم قفسهها، ثبت امانت و بازگرداندن کتابها تلقی میشود. اما در الگوی بریتانیا، کتابدار عضوی از تیم آموزشی مدرسه است. او برای ترویج خواندن برنامهریزی میکند، با معلمان همکاری دارد، برای دانشآموزان کتاب مناسب پیشنهاد میکند، باشگاههای کتابخوانی را اداره میکند، نمایشگاه کتاب برگزار میکند، مهارت جستوجوی اطلاعات را آموزش میدهد و در بسیاری از پروژههای پژوهشی مدرسه نقش دارد.
به همین دلیل، جایزهای که به کتابدار داده میشود، در حقیقت تقدیر از نقش آموزشی اوست، نه صرفاً از یک شغل اداری.
چرا کتابخانه جایزه میگیرد؟
این پرسش در نگاه نخست عجیب به نظر میرسد. مگر کتابخانه چه میکند که سزاوار جایزه باشد؟ پاسخ را باید در پژوهشهای دو دهه گذشته جستوجو کرد. در کشورهای مختلف، پژوهشهای فراوانی نشان دادهاند مدارسی که کتابخانه فعال و کتابدار متخصص دارند، معمولاً در رشد سواد خواندن، انگیزه مطالعه، مهارتهای پژوهشی و حتی پیشرفت تحصیلی دانشآموزان عملکرد بهتری دارند. کتابخانه تنها کتاب در اختیار کودک نمیگذارد؛ بلکه فرصت انتخاب، کشف، گفتوگو، تمرکز و لذت خواندن را فراهم میکند. به همین دلیل، در بسیاری از اسناد آموزشی بریتانیا، کتابخانه مدرسه بخشی از زیرساخت یادگیری به شمار میآید، نه یک امکان لوکس.
جایزه؛ ابزاری برای سیاستگذاری
یکی از هوشمندانهترین جنبههای جایزههای انجمن کتابخانههای مدرسهای، استفاده از جایزه به عنوان یک ابزار سیاستگذاری است. در بسیاری از کشورها، جایزه پایان یک رقابت است؛ برنده معرفی میشود، عکس یادگاری گرفته میشود و ماجرا پایان مییابد. اما در بریتانیا، جایزه آغاز یک فرایند است. مدارس برگزیده تجربههای خود را مستندسازی میکنند. کتابداران درباره برنامههایشان سخن میگویند. فیلمها، گزارشها و شیوههای موفق منتشر میشود و مدارس دیگر از آنها میآموزند. در نتیجه، جایزه به جای آنکه تنها «تشویق» باشد، به ابزاری برای انتقال تجربه و ارتقای کیفیت تبدیل میشود.
کودکان نیز بخشی از کتابخانهاند
نکته دیگری که در این تجربه جلب توجه میکند، حضور فعال خود دانشآموزان است. در بسیاری از مدارس بریتانیا، گروهی از دانشآموزان به عنوان همیار کتابخانه فعالیت میکنند. آنان در ساماندهی کتابها، معرفی کتاب، برگزاری نمایشگاهها و برنامههای مطالعه مشارکت دارند. انجمن کتابخانههای مدرسهای حتی برای این دانشآموزان نیز جایزه در نظر گرفته است. این تصمیم، پیامی روشن دارد: فرهنگ مطالعه چیزی نیست که فقط به کودکان آموزش داده شود؛ آنان باید در ساختن آن نیز سهیم باشند.
اگر چنین جایزهای در ایران وجود داشت...
این پرسش شاید مهمترین بخش ماجرا باشد. فرض کنیم نهادی ملی هر سال بهترین کتابخانههای مدرسه ایران را انتخاب میکرد. معیار انتخاب چه بود؟
- تعداد کتابها؟
- وسعت ساختمان؟
- یا میزان اثرگذاری کتابخانه بر زندگی مدرسه؟
اگر ملاک سوم باشد، مدیران مدارس ناچار میشوند به کتابخانه به چشم یک سرمایه آموزشی نگاه کنند، نه انباری برای کتابهای کمکآموزشی. کتابداران انگیزه بیشتری برای نوآوری پیدا میکنند. معلمان کتابخانه را وارد برنامههای درسی میکنند. دانشآموزان به جای مراجعه به کتابخانه فقط برای امانت گرفتن کتاب، آن را به بخشی از زندگی مدرسه تبدیل میکنند. در چنین شرایطی، جایزه تنها یک لوح تقدیر نیست؛ بلکه به تدریج رفتار مدارس را تغییر میدهد.
کتابخانه؛ قلب تپنده مدرسه
در بسیاری از نظامهای آموزشی موفق، کلاس درس تنها محل یادگیری نیست. یادگیری در حیاط مدرسه، آزمایشگاه، کارگاه، فضای هنری و البته کتابخانه نیز رخ میدهد. کتابخانه مدرسه جایی است که کودک برای نخستین بار خواندن آزاد را تجربه میکند؛ خواندنی که نه برای امتحان است، نه برای گرفتن نمره و نه به اجبار معلم. همین تجربه، یکی از پایههای شکلگیری عادت مطالعه در سراسر زندگی است. از این رو، هنگامی که انجمن کتابخانههای مدرسهای بریتانیا از کتابداران، کتابخانهها یا حتی دانشآموزان فعال در کتابخانه تقدیر میکند، در حقیقت از یک ساختمان یا یک شغل تجلیل نمیکند؛ بلکه از اندیشهای دفاع میکند که کتابخانه را قلب فرهنگی مدرسه میداند.
شاید ارزشمندترین درس تجربه بریتانیا این باشد که برای تغییر فرهنگ مطالعه، تنها تولید کتاب خوب کافی نیست. کتاب خوب زمانی به زندگی کودک راه پیدا میکند که نهادی در مدرسه بتواند میان کودک و کتاب پیوندی پایدار برقرار کند. آن نهاد، کتابخانه مدرسه است؛ و کتابدار، راهنمای این پیوند. به همین دلیل است که در بریتانیا، کتابخانه مدرسه نه حاشیهای بر آموزش، بلکه بخشی از سیاست آموزشی کشور به شمار میآید. و شاید به همین دلیل است که برای آن جایزه تعیین میکنند؛ زیرا هر جا جامعهای بخواهد ارزشی را نهادینه کند، آن را مرئی میکند، دربارهاش سخن میگوید، آن را میسنجد و از بهترین نمونههایش قدردانی میکند. جایزه، در این معنا، تنها یک نشان افتخار نیست؛ ابزاری فرهنگی برای شکل دادن به آینده است.
